نویسنده
حوزه سیاستی
موضوع
استان

نتایج جستجو

  • توانمندسازی جوامع محلی  و مدیریت مشارکتی منابع آب

    توانمندسازی جوامع محلی و مدیریت مشارکتی منابع آب

    نویسنده: اسما روانخواه ابوذر حاتمی یزد |

    آب | 11 اردیبهشت 1396 ساعت 05:31

    هسته مرکزی مفهوم توانمندسازی بر کسب توانایی انتخاب اشاره می‌کند، مفهومی وسیع که در ابعاد متفاوت و از مناظر گوناگون می‌توان به آن پرداخت. در این نوشتار به برخی از ابعاد مغفول مانده توانمندسازی در جوامع محلی با تأکید بر مدیریت منابع آب اشاره خواهیم داشت.

  • نقد اجتماعیِ سیاست «انتصاب دولتی» رؤسای دانشگاه‌ها

    نقد اجتماعیِ سیاست «انتصاب دولتی» رؤسای دانشگاه‌ها

    نویسنده: سید محمد امین قانعی راد |

    آموزش عالی | 18 مرداد 1393 ساعت 22:57

    هدف این نوشتار نقد سیاست «انتصاب دولتی رؤسای دانشگاه‌ها» است. در این سیاست وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به نمایندگی از سوی دولت و بر مبنای تشخیص خود، فردی را به عنوان سرپرست دانشگاه منصوب و سپس او را جهت تأیید به عنوان رئیس دانشگاه به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی معرفی می‌کند. سیاست انتصاب دولتی رؤسای دانشگاه‌ها را می‌توان با ویژگی‌های «الگوی ناپلئونی دانشگاه» توضیح داد که براساس آن، دانشگاه یک نهاد دولتی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز دستگاه دیوانسالاری و پیشبرد اهداف و برنامه‌های بخش عمومی است. سیاست « انتصاب دولتی رؤسای دانشگاه‌ها» در ایران دارای دو ویژگی اساسی است: 1. مشارکت تام دولت و به طور مشخص فرد وزیر در انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها؛ بدین ترتیب انتخاب رؤسا و فضای دانشگاه‌ها به عنوان کانون‌های تفکر ملی در سراسر کشور تحت تأثیر گرایش سیاسی یک دولت، و همچنین سلایق، رشتۀ تحصیلی و شبکۀ مناسبات شخصی وزیر قرار می‌گیرند. تجربه نشان داده است که شورای‌عالی انقلاب فرهنگی هم در این مورد قادر به ایفای نقش نظارتی مؤثری نمی‌باشد. 2. از دیگر ویژگی‌های این سیاست فقدان مشارکت اعضای هیأت علمی، انجمن‌های علمی، بخش خصوصی و بخش اجتماعی در انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها می‌باشد.

  • سیاست‌گذاری مشارکتی: تعمیق دموکراسی از طریق برنامه‌های آینده‌نگاری

    سیاست‌گذاری مشارکتی: تعمیق دموکراسی از طریق برنامه‌های آینده‌نگاری

    نویسنده: امیر ناظمی |

    آینده‌نگاری فناوری | 10 مرداد 1393 ساعت 15:14

    امروز که در آستانة تدوین برنامة پنج سالة ششم توسعه هستیم، شاید باید این پرسش را از سیاستگذار داشت که «این شیوة برنامه‌ریزی در کدام کشورهای جهان هنوز وجود دارد که دولت بر آن تأکید می‌کند؟»، «کدام کشورها سازمان برنامه (به شیوة سازمان برنامه و بودجه‌ای که قرار است احیا شود) دارند؟»، «چرا باید ما بر روش‌هایی اصرار داشته باشیم که در دنیای امروز منسوخ شده‌اند و از رویکردها و روش‌هایی چشم بپوشیم که دنیای امروز بر پایة آن برنامه‌ریزی می‌کند؟»؛ آیا تیم برنامه‌ریزی از خود این سئوال را نمی‌پرسد که «چرا دنیا دیگر به این شیوه برنامه‌ریزی نمی‌کند؟» آیا تیم برنامة ششم بهتر نیست در شیوة کار خود بازاندیشی کند؟