1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اجتماعی و فرهنگی
  4. >
  5. فرهنگ
  6. >
  7. روابط فرهنگی بین‌المللی

نوع مطلب: مرور سیاست

10 مهر 1395 ساعت 10:34 شماره مسلسل: 7700242

سریال‌های تلویزیونی و دیپلماسی عمومی کشور

سریال‌های تلویزیونی و دیپلماسی عمومی کشور

در جامعه ایران و در حوزه برنامه‌سازی تلویزیونی کشورمان ظرفیت‌های اقناع‌سازی و نشانه‌ها و تصاویر بسیاری وجود دارد که قادر است مخاطبان سریال‌های ایرانی را به‌شدت افزایش دهد.

«دیپلماسی ﻋﻤﻮمی» ﺗﻼش دوﻟﺖ یک ﻣﻠﺖ ﺑﺮای تأثیرگذاری ﺑﺮ افکار ﻋﻤﻮمی و ﻋﻘﺎید ﻧﺨﺒﮕﺎن ملتی دیگر، به‌منظور تعیین یا تغییر سیاست در کشور ﻣﻮرد ﻫﺪف و ﺑﺮای کﺴﺐ امتیاز و ﻧﺎﺋﻞ ﺷﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاف کشور تأثیرگذار است. ﺑﺮ اﺳﺎس دیپلماسی ﻋﻤﻮمی، اﻫﺪاف و ﻣﻨﺎﻓﻊ ملی ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮنی با سیاست ﺧﺎرجی در ارﺗﺒﺎط ﻗﺮار می‌گیرند: سخن‌پراکنی، فرهنگ‌سازی ﻧﺰد رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران و داﻧﺸﮕﺎهیان ﺧﺎرجی، فعالیت‌ها و ﻣﺒﺎدﻻت ﻓﺮﻫﻨگی، ملاقات برنامه‌ریزی‌شده و هدف‌دار، سخنرانی‌ها، اجلاس‌ها و ﻧﺸﺮیات بین‌المللی. ﺑﺎید ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ که این ﺟﺎده یک‌طرفه ﻧیست. ﺑﺮای تأثیرگذاری ﺑﺮ ﻣﺮدﻣﺎن، ﻧﺨﺒﮕﺎن و ﻓﺮﻫﻨﮓ کشور ﻣﻮرد ﻫﺪف، ﺑﺎید اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﻓﻬمی درﺳﺖ و دﻗیق از انگیزه‌ها، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺗﺎریخ، رواﻧﺸﻨﺎسی و قطعاً زﺑﺎن کﺸﻮری که ﺧﻮاﻫﺎن تأثیرگذاری ﺑﺮ آن ﻫﺴﺘیم، ﻧﺎﺋﻞ آییم (خرازی، 1388: 109). به بیانی دیگر دیپلماسی عمومی را می‌توان روشی نو برای تأثیرگذاری بر هویت، گفتمان‌ها و کنش‌های بازیگران قلمرو عمومی جهانی و شکل‌دهی محیط مناسب برای موفقیت دستگاه دیپلماتیک یک کشور، با کمک شبکه‌ها و رسانه‌های جدید دانست. بازیگران این دیپلماسی نیز علاوه بر دولت‌ها، بازیگران قلمرو عمومی داخلی و جهانی هستند (سجادپور و وحیدی،90: 83-82).

در دوران جدید نقش رسانه‌های نوین چون اینترنت، تلویزیون‌های ماهواره‌ای و دیجیتالی در دیپلماسی عمومی گسترش‌یافته است. این رسانه‌ها از طریق دو سازوکار اصلی بر نگرش مخاطبان تأثیر می‌گذارند. الف: اقناع ؛ ب: مدیریت و خلق نشانه‌ها و تصاویر.

اقناع به‌عنوان فرایند ارتباطاتی تعریف می‌شود که در آن ‌یک منبع، شواهد و نتایجی را بیان می‌کند و هدف وی غالب آمدن بر دریافت‌کننده و ایجاد تغییری در وی است (ماسون، 2001: 716) و اقناع عبارت است از تلاش صادقانه برای مجاب ساختن مخاطبان به پذیرش موضوع و خواسته‌ای، به‌وسیله ارائه مناسب اطلاعات مربوط (متولی، 1384: 73). افزایش میزان نفوذ و اقناع نیز به مؤلفه‌هایی ارتباطی مربوط می‌شود که مهم‌ترین آنها ویژگی‌های متقاعدگرایانه مربوط به منبع ارتباط و ویژگی‌های متقاعدگرایانه مربوط به پیام هستند. اصطلاح منبع شامل تمام دست‌اندرکارانی می‌شود که در طرح و انتقال پیام نقش دارند. برخی از ویژگی‌های مربوط به منبع عبارت‌اند از:

1- اعتبار منبع که به تخصص و قابل ‌اعتماد بودن آن باز می‌گردد.

2- دوست‌داشتنی بودن منبع که در قالب دو مؤلفه جذابیت و شباهت قابل ‌مطالعه است. جذابیت عبارت از دارا بودن هر صفت مثبتی است که سبب برجسته شدن شخصیت افراد شود. شباهت نیز می‌تواند به همسان‌سازی هویتی یا همانندسازی با مخاطب کمک کند. مبنای شباهت ممکن است دین، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، شباهت ظاهری و هر برچسب دیگری باشد که بتواند سرنوشت گروهی را به هم گره بزند. برخی ویژگی‌های متقاعدگرایانه مربوط به پیام نیز عبارت‌اند از قابلیت فهم پیام؛ آهنگ هیجانی و قالب‌بندی پیام برای برانگیختن هیجان و تکرار پیام و تنوع تکرار (حکیم آرا، 1384: 308 -255). یک دیپلماسی عمومی موفق نیز برخلاف دیپلماسی سنتی که بر سیاست قهرآمیز و اجبار استوار است، بر سیاست اقناع مبتنی است. در چهارچوب سیاست اقناعی، بیش از مذاکره بر استدلال تأکید می‌شود؛ لذا در این نوع سیاست و دیپلماسی بیش از آنکه مجاب کردن مخاطب موردتوجه باشد، متقاعد و تفاهم ساختن وی برای درک حقیقت است که او را به پیروی از حقیقت اخلاقی ترغیب و تشویق می‌کند (دهقانی فیروزآبادی و فیروزی، 1390: 78).

مدیریت نشانه‌ها و تصاویر نیز از دیگر سازوکارهای تأثیر رسانه‌هاست. بسیاری از کنشگران بین‌المللی از خلق نشانه‌ها و تصاویر هم به‌عنوان منبع قدرت و هم‌شکلی از مدیریت جهانی استفاده می‌کنند. از دیدگاه ون هام با توسعه شبکه‌ها و رسانه‌های ارتباطی جهانی، پارادایم سیاسی از جهان ژئوپلیتیک مدرن به‌سوی جهان پسامدرن تصاویر و نشانه‌ها تغییریافته است. درگذشته این مهم بود که یک ملت چه درکی از خود دارد اما اکنون این مسئله مهم شده است که دیگران چه درکی از آن دارند، لذا نشان یا تصاویر یک کشور عبارت است ازآنچه مردم کشورهای دیگر در مورد آن فکر و احساس می‌کنند. از دیدگاه گلز اسکات اسمیت همان‌طور که مارک‌ها در بخش تجاری نشانگر مرغوبیت کالا و جلب اعتماد عمومی هستند، در عرصه سیاسی نیز تصاویر نشانگر اعتماد و حسن شهرت یک کشور محسوب می‌شوند و این بزرگ‌ترین سرمایه برای آن است (سجادپور و وحیدی،1390: 88).

به اعتقاد جوزف نای یکی از ملاک‌های اعتبار بین‌المللی کشورها «افزایش نمایش داخلی و بین‌المللی کشورهاست» (نای، 2004: 90). در این راستا بسیاری از کشورها در تلاش بوده‌اند تا با استفاده از ظرفیت‌های عینی و فرهنگی خود برنده «برند اعتبار» شوند. ترکیه یکی از این کشورهاست. دیپلماسی عمومی ترکیه که بر گسترش قدرت نرم این کشور استوارشده، از ابزارهای مهم سیاست خارجی سالیان اخیر این کشور بوده است. سریال‌های تلویزیونی ترکیه نیز نقش عمده‌ای در دیپلماسی عمومی بر عهده داشته‌اند. این سریال‌ها با استفاده از سازوکارهایی نظیر اقناع و تولید و مدیریت نشانه‌ها و تصاویر، افکار عمومی منطقه خاورمیانه و منطقه بالکان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و از این طریق در تلاش هستند چهره ترکیه را بهبود بخشند و قدرت نرم این کشور را در این حوزه‌های نفوذ سنتی ارتقاء دهند. عامل اصلی محبوبیت و گسترش مخاطبان سریال‌های ترک نیز حضور همزمان مؤلفه‌های سنت و مدرنیته در این سریال‌هاست. سریال‌هایی که بازتاب هویت چندوجهی جامعه ترکیه هستند و پویایی‌های سبک زندگی مدرن این جامعه را با عناصری از سنت به‌ویژه اهمیت خانواده تلفیق می‌کنند. حضور این عناصر، جذب مخاطبان خاورمیانه و بالکان که خود در تلاش برای تلفیق این مؤلفه‌های هویتی به‌ظاهر متضاد هستند و نیز تغییر روایت پیشین را از ترکیه در این کشورها به همراه می‌آورد.

بدیهی است اختلافاتی جدی در راهبردهای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران و سازمان صداوسیما با کشور و رسانه‌های ترکیه به جهت تفاوت‌های ماهوی تصمیم سازی و تصمیم‌گیری فرهنگی، رسانه‌ای و سیاست خارجی دو کشور وجود دارد. ولی دستاوردهای دیپلماسی عمومی ترکیه در استفاده از ابزار سریال‌های تلویزیونی نمی‌تواند و نباید از چشم نخبگان سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای ما به دور باشد. شکی نیست که ظرفیت‌های بالقوه فراوانی در حوزه منبع و پیام در کشورمان وجود دارد که اگر با استفاده مناسب از سازوکارهای متقاعدسازی و آشنایی با طرح‌های تغییر نگرش به همراه استفاده مناسب از سازوکار خلق و مدیریت تصاویر و نمادها همراه باشد می‌تواند به دیپلماسی عمومی و افزایش قدرت نرم کشورمان یاری رساند. این مهم البته تنها از طریق توجه به ویژگی‌های فرایند ارتباطی اقناعی و ترغیبی در ساخت و اشاعه سریال‌های تلویزیونی کشورمان قابل‌دسترس خواهد بود. ویژگی‌هایی چون داشتن صداقت و نیت و هدف خیر تولیدکنندگان این آثار؛ اجتناب از مطلق‌انگاری؛ داشتن زبانی صریح و بی غل و غش در داستان این سریال‌ها؛ وجود فضایی برای تبادل آراء و گفتگو و تعامل درباره این سریال‌ها؛ استفاده از زبانی آشنا برای مخاطبان؛ مستند، مستدل، معقول و منطقی بودن پیامی که قصد انتقالش راداریم و توجه بنیادین به دو مؤلفه مخاطب شناسی و ابعاد زیبایی‌شناختی آثار تولیدی.

البته در جامعه ایران و در حوزه برنامه‌سازی تلویزیونی کشورمان ظرفیت‌های اقناع‌سازی و نشانه‌ها و تصاویر بسیاری وجود دارد که قادر است مخاطبان سریال‌های ایرانی را به‌شدت افزایش دهد. این ظرفیت‌ها به همراه پیشنهاد برخی سازوکارهای مرتبط به شرح زیر است:

  1. جامعه ایرانی جامعه‌ای پویاست که زنان و مردانش ضمن حفظ ارزش‌ها و هویت خویش و توجه به اهمیت خانواده، در تلاش برای مشارکت در ساختن کشورشان هستند. این جامعه همچنین واجد تمدنی چند هزارساله با انبوهی از عناصر تمدنی چون امپراتوری‌های مدارا جو، اسطوره و آیین‌های کهنی چون نوروز، زبان، فرهنگ و دین اسلام است که نفوذ فرهنگی بر بخش مهمی از جهان را در طول تاریخ در پی داشته است. تمرکز بیشتر برساخت سریال‌هایی با محوریت این شاخصه‌های مهم جامعه ایرانی، مخاطبان بسیاری را جذب خواهد کرد. این اقدام اگر با دوبله آثار تولیدی به زبان محاوره‌ای جامعه هدف همراه باشد، براثر بخشی این سریال‌ها خواهد افزود.
  2. حوزه برنامه‌سازی تلویزیونی کشورمان واجد ظرفیت‌ها و نیروهای حرفه‌ای بسیاری است که نگارش فیلم‌نامه و تولید سریال‌های پرمخاطب را امکان‌پذیر می‌سازد. استفاده بهینه از این نیروها با اتخاذ سازوکارهای جدیدی چون جذب مشارکت بخش خصوصی می‌تواند بخش مهمی از این ظرفیت را آزاد کند.
  3. کشور ایران مالامال از چشم اندازهای زیبای بصری طبیعی، تاریخی و شهری است که در صورت استفاده مناسب در سریال‌های تلویزیونی، علاوه بر افزایش مخاطب به افزایش سفر جهانگردان به کشورمان می‌انجامد.
  4. ظرفیت‌های فضای مجازی کشورمان با حضور طیف وسیعی از کارشناسان و علاقه‌مندان، غیر قابل ‌انکار است. استفاده مناسب از رسانه‌های جدیدی چون شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها، گروه‌های اینترنتی، گوشی‌های تلفن همراه و یوتیوب، از دیگر سازوکارهای تبادل آراء و گفتگو و تعامل و گسترش مخاطبان این سریال‌هاست.
  5. کشور ما توان آکادمیک و پژوهشی بالایی دارد که در صورت استفاده مناسب از آن توسط مدیران و برنامه‌سازان تلویزیونی، تولید آثاری با درجه استناد، استدلال و منطق بالاتر را ممکن می‌سازد، به شناخت مناسب هویت، فرهنگ و جامعه مخاطبین هدف و تولید پیامی با زبانی که برای این بینندگان آشناست یاری می‌رساند و ارتقاء ابعاد زیبایی‌شناختی آثار تولیدی را به همراه می‌آورد.

پیشنهاد می‌شود حداقل درصدی از تولیدات تلویزیونی و زنجیره‌های رسانه ملی با توجه به ‌تمامی ابعاد اقناعی و زیبایی‌شناختی و با توجه به مختصات جوامع و کشورهای هدف موردنظر ساخته شوند و با پیگیری برنامه‌ای منسجم و جامع در حوزه بازاریابی بین‌المللی و استفاده مناسب از ظرفیت پخش ماهواره‌های بین‌المللی پرمخاطب، توزیع و پخش گردند. بدیهی است توجه به مجموعه موارد یاد شده، تقویت دیپلماسی عمومی کشورمان را با استفاده از سریال‌های ایرانی به همراه خواهد داشت.

منابع

  • حکیم‌آرا، محمدعلی. (1384) ارتباطات متقاعدگرایانه و تبلیغ، تهران: انتشارت سمت.
  • خرازی محمدوندی آذر، زهرا. (1388) تأثیر دیپلماسی فرهنگی بر منافع ملی کشورها، مجله مدیریت فرهنگی، زمستان 1388.
  • دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال، فیروزی، علیرضا. (1391) دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در دوران اصول‌گرایی فصلنامه روابط خارجی، سال چهارم، شماره دوم.
  • سجادپور، سید محمدکاظم، وحیدی، موسی‌الرضا. (1390). دیپلماسی عمومی نوین: چارچوب‌های مفهومی و عملیاتی، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 41، شماره 4.
  • متولی، کاظم. (1384) افکار عمومی و شیوه‌های اقناع، تهران: انتشارت بهجت.
  • نای، جوزف. (1387). قدرت نرم، ترجمه حمیرا مشیر زاده، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.
  • Mason, Lucia. (2001) the process of change through persuasion: a commentary; International Journal of Educational Research; Vol 35; pp 715–729.
استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.