1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. مدیریت آب

نوع مطلب: خبر

23 مرداد 1395 ساعت 15:49

در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری مطرح شد:

توهم توسعه داریم

توهم توسعه داریم

حجت میان‌آبادی عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در مرکز بررسی های استراتژیک از نبود نگاه جامع به مساله آب در کشور گفت و افزود: مسائل منابع آبی ترکیبی از مسائل اجتماعی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. لذا هر مطالعه‌ای که همۀ این‌ها را با هم در نظر نگیرد قطعاً نمی‌تواند نتیجه بگیرد.

حجت میان‌آبادی وضعیت منطقه‌ای ایران را با توجه به بحث امنیتِ آبی‌ در شرق کشور و بحث دیپلماسیِ آبی‌مان و ریزگردها در غرب حساس دانست و گفت: در چنین شرایطی متأسفانه برخی سیاست‌گذاری‌های غلط که در داخلِ کشور پایه‌گذاری می‌شود باعث شده که موضوعاتِ مهمی که ما در قبالِ کشورهای اطرافمان داریم به حاشیه برود.

وی افزود: پرداختن به زیرسیستم‌های طبیعی، انسانی- اجتماعی- اقتصادی، اداری- سازمانی- حقوقی و زیرسیستم سیاسی و مسائل هیدروپولتیک در مسئله آب ضروری است، اما متأسفانه دانشگاه‌های ما از بحث مدیریت منابعِ آب فقط به بحث زیرسیستم طبیعی که شامل رودخانه و منابع هیدرولیکی و نکات مهندسی می‌شود و در آن هم تنها به بحث مهندسی‌اش توجه کرده‌اند. این عدم توجه به سایر زیرسیستم‌ها باعث شده است که امروز شاهد مشکلات در زمینۀ آب و محیط‌زیست باشیم. هر مطالعه‌ای که این زیرسیستم‌ها را به طور هم‌زمان در نظر نگیرد، مطمئن باشید محکوم به شکست است. شما از همین نکته می‌توانید متوجه شوید که چرا بسیاری از مطالعات و پروژه‌های آبی در کشور علی‌رغم بودجۀ سالانۀ هزاران میلیاردی‌اش شکست می‌خورد.

در آینده به جای حل بحرانِ آب باید به فکر حل بحران‌های امنیتیِ ناشی از بحران آب باشیم

میان‌آبادی طرح‌های انتقال آب را راهکاری افراطی خواند و گفت: سال 93 جنابِ آقای چیت‌چیان وزیر محترم نیرو اقرارِ بسیار بسیار شجاعانه‌ و ارزشمندی کردند و اعلام کردند که ما در سدسازی افراط کردیم. ایشان اعتراف کردند که بسیاری از مشکلاتِ ما به خاطر این افراط بوده است. این درست است که سر سیاست‌گذاران آبیِ ما به سنگِ سدها خورد ولی متأسفانه مسیرشان عوض نشده است. راهکاری را در نظر گرفتند که بسیار بسیار خطرناک‌تر از سدسازی است و این راهکار افراط در طرح‌های انتقال آب است. هشدار بسیار بسیار جدی دادیم اما متأسفانه همچنان این هشدارها جدی گرفته نمی‌شود. خط انتقالِ آب کانی‌سیب به ارومیه؛ انتقال خلیج‌فارس به کرمان، بندرعباس به سیرجان، ارس به ارومیه، پروژۀ انتقال خزر به سمنان، خزر به ارومیه و همین هفتۀ پیش هم اطلاعیۀ مطالعاتش در جراید منتشر شده که پروژۀ خط انتقالِ آب دریای عمان به مشهد را مطرح کرده بود. این‌ها بخشی از پروژه‌های انتقال آب است که به طور هم‌زمان در کشور با هزینه‌های بسیار بسیار سرسام‌آور در حال مطالعه یا متأسفانه بعضاً در حال اجراست. این نشان می‌دهد که ما متأسفانه داریم با شتاب بیشتری مسیر خطرناک‌تری از افراط در سدسازی را طی می‌کنیم.

هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در توضیح مشکلات سیاست و حقوقی اجرای پروژه‌های کلانِ انتقال آب گفت: دریای خزر یکی از حوضه‌های پرتنشِ میانِ پنج کشورِ ساحلیِ دریای خزر است. ما سال‌هاست درگیرِ مذاکرات با کشورهای ساحلیِ خزر هستیم و متأسفانه هنوز علی‌رغم مذاکراتِ انجام شده ما به یک تفاهم‌نامۀ کامل در مورد منابع آب و انرژیِ دریای خزر نرسیدیم. سال گذشته بود که فکر می‌کنم بعد از مذاکراتِ بسیار بسیار فشرده دولت توانست تفاهم‌نامۀ زیست‌محیطیِ دریای خزر را با کشورهای ساحلی امضا کند و قانونش هم پارسال اعلام شد. لذا این اقداماتِ ما که آب دریای خزر را شیرین کنیم و تفاهم‌نامه را زیر سؤال ببریم به جهت سیاسی شائبه سازی خواهد بود و مطمئن باشید اعتراض کشورهای ساحلیِ دریای خزر را در پی خواهد داشت و بعضی از کشورهای ساحلی همین الآن هم به این مسئله اعتراض کرده‌اند.

افراط در طرح‌های انتقال آب بسیار بسیار خطرناک‌تر از سدسازی است.

وی در توضیح جنگ‌های آبی گفت: مطالعات هیدروپولتیک و بحث امنیت آبی که در پنجاه سال اخیر نشان می‌دهد که 1831 مورد اتفاق بر سر مسائل آبی رخ داده است که نزدیک به 37 مورد از این‌ها منجر به درگیری و تنشِ نظامی شده است. جالب اینجاست که سی مورد از این‌ها در منطقه‌ خاورمیانه رخ داده است. اما خطر جنگ‌های داخلی بر سر آب بسیار بسیار بیشتر از جنگ‌های بین‌المللی است و ما از این موضوعِ مهم غافل مانده‌ایم.

میان‌آبادی افزود: متأسفانه تجربه به ما نشان داده است که پروژه‌های انتقال آب محملِ تنش‌های سیاسیِ بسیاری در کشور بوده‌اند. نمونۀ آن اعتراضِ مردم آبادان به انتقالِ آب کارون به فلات مرکزی در سال 1379 که بحثش امنیتی شد. اعتراضِ کشاورزانِ اصفهان به انتقالِ آب زاینده‌رود به یزد در سال 91 که همه مطلع هستیم. متأسفانه کشاورزانِ اصفهانی خط لولۀ انتقالِ آب اصفهان به یزد را شکستند و کار به شورای امنیتِ ملی کشیده شد و حتی بعضی از رسانه‌ها خبر از کشته شدنِ چندین نفر دادند و اخبارش در رسانه‌های خارج از کشور هم بازتاب پیدا کرد. در یازده فروردین مجدداً این کشاورزانِ اصفهانی تجمع کردند و تهدید کردند که اگر آبشان تأمین نشود مسائل امنیتی پیش می‌آید. نمونۀ دیگر اعتراضِ مردم خوزستان به انتقالِ آب زاینده‌رود به اصفهان است که در سال 92 اتفاق افتاد که اعتراضاتِ بسیار بسیار جدی را به همراه داشته است گرچه هنوز به تنش‌های اجتماعیِ جدی تبدیل نشده است یا اعتراضاتِ مردمِ چهارمحال و بختیاری به طرح انتقالِ آب بهشت‌آباد. اگر ما فکری برای آن نکنیم در آینده به جای حل بحرانِ آب باید به فکر حل بحران‌های امنیتیِ ناشی از بحران آب باشیم. این‌ها همه نشان از خطراتِ بالقوه‌ای است که می‌تواند بسیار بسیار جدی باشد. متأسفانه بسیاری از طرح‌های انتقالِ آب، مطالعاتِ سیاسی-اجتماعی به معنای واقعی ندارد و اکثرِ مطالعاتِ انجام شده مطالعاتِ مهندسی است.

هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره تبعات اجتماعی و امنیتیِ طرح انتقال آب به مشهد گفت: آب یک سیستم پویا است؛ به این معنا که شما وقتی آب را به مشهد می‌آورید تقاضای این شهر کم نخواهد شد. چون شهری است که آب دارد. مطمئن باشید اکثر روستاها و شهرهای هم‌جوار این استان به خاطر اینکه شهر مشهد مشکل آب نخواهد داشت به این شهر مهاجرت خواهند کرد و اول اینکه این روند دوباره مشهد را تشنه‌تر خواهد کرد دوم، این روند مشکل حاشیه‌نشینی را در مشهد افزایش خواهد داد و سوم هم اینکه مشکلاتِ امنیتی در مشهد به شدت افزایش پیدا خواهد کرد. آیا ما برای حلِ این‌ها فکری کرده‌ایم؟ مطمئن باشید فکری نشده است.

وی این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها را ناشی از توهم توسعه دانست و ادامه داد: لس‌آنجلس در کالیفرنیا شهری کاملاً توسعه‌یافته است. شما وقتی در خیابان‌های این شهر راه می‌روید شهرداری تابلو زده است عذرخواهی می‌کنیم به علت خشک‌سالی نمی‌توانیم برای چمن‌های شهر آب تأمین کنیم. ما در اصل در توهم توسعه قرار داریم گرچه پول نفت در این توهم بی‌تأثیر نیست. آن هم کمک می‌کند که ما پروژۀ چهار و نیم میلیارد دلاری را استارت بزنیم که آب از عمان یا هزار مسجد یا افغانستان یا ترکمنستان بیاوریم که در مشهد به‌عنوان یک منطقۀ به شدت خشک برای ما کارناوالِ گل به راه بیندازند. جاده‌های اطرافِ مشهد پر است از این ماشین‌ها و کامیون‌ها و وانت‌هایی که خربزه و هندوانه کشت می‌کنند. ما خوشحال هم هستیم که خربزه و هندوانه صادر می‌کنیم! خربزۀ مشهدی صادر می‌کنیم به کشورهای خلیج‌فارس! یعنی از این طرف آبمان را مفت می‌دهیم برود و از طرفِ دیگر قرار است آب دریای عمان را شیرین کنیم بیاوریم صرف شرب شهری‌مان بکنیم.

میان‌آبادی با اشاره به تظاهرات سمن‌های آلمانی برای توقف سرمایه‌گذاری کشورشان برای ساخت سدی در ترکیه گفت: آلمانی‌ها به این سطح از آگاهی رسیده‌اند که در آلمان تظاهرات می‌کنند که مانع از ایجاد یک سد در ترکیه می‌شوند، آن‌ها نگفتند که شرکتی از کشور ما سد زده است و پولش را می‌آورد داخلِ کشور و ما کمتر مالیات می‌دهیم؛ اما من سمن‌های خودمان را که در اینجا رصد می‌کنم خیلی دوستانه بگویم افتاده‌اند دنبالِ خرس و پلنگ و سگ‌کشی. این‌ها هم فعالیت‌های خوبی است اما آن یوزپلنگ سالی دو میلیون خاکش از بین می‌رود. صدها هزار جنگل‌های محل زیستِ او دارد از بین می‌رود و هیچ اعتراضی نمی‌شود. در مشهد هکتار هکتار باغ‌ها از بین می‌رود و مجتمع تجاری ساخته می‌شود. رصد می‌کردم تشکل‌های زیست‌محیطی برای سگ‌کشی در شیراز تجمع می‌کردند درحالی‌که یک بیانیه یا یک اعتراض در مورد تغییر باغات در خودِ مشهد نداشتیم. لذا خواهش من این است که سمن‌های ما در کنار تلاش‌های شبانه‌روزی و جدی که دارند باید سهمشان را بالا بیاورند. نگاهشان را قوی کنند و مسائل را بسیار عمیق‌تر از مسائل روز ببینند.

خطر جنگ‌های داخلی بر سر آب بسیار بسیار بیشتر از جنگ‌های بین‌المللی است.

وی افزود: یک نکتۀ بسیار بسیار مشکل‌زای دیگر این است که بپرسیم چرا اجازه بدهیم آبمان بریزد به شط العرب؟ همان استدلالی که ترکیه در مورد دجله و فرات می‌آورد. خوب است که همین الآن ما داریم بحران گردوغبار را لمس می‌کنیم. لذا این نوع نظرات و تفکرات خطراتِ خودش را نشان داده است. قبل از این هم این تصور بوده است که آب چرا بریزد در دریاچۀ ارومیه که تبدیل به آب شور بشود و ما نتوانیم از آن استفاده کنیم و منطقه توسعه پیدا نکند. این توسعۀ بی‌سابقه این چاه‌های بی‌سابقه این‌ها تبعات دارد. نمونه‌اش شده است ارومیه. از کشاورزی ارومیه ما چقدر سرمایه به دست آوردیم که الآن هفت میلیارد دلار نزدیک به بیست‌وپنج هزار میلیارد تومان ستاد احیاء برای احیای دریاچۀ ارومیه درخواست کرده است. آن زمان با توهم توسعۀ ارومیه با همۀ این توجیهاتی که الآن در موردِ سمنان و قم و امثالهم می‌شود، آن بلا را سر ارومیه آوردند و این‌قدر بعد امنیتی پیدا کرد که شد وعدۀ انتخاباتیِ ریاست جمهوری. تمام حرفِ من این است که این همه پروژۀ انتقالِ آبی که در کشور دارد انجام می‌شود؛ خزر به مشهد؛ خزر به سمنان؛ کاسپین به ارومیه؛ خلیج‌فارس به یزد؛ خلیج‌فارس به کرمان؛ خلیج‌فارس به فلات مرکزی؛ عمان به مشهد؛ چهارمحال به اصفهان؛ اصفهان به کرمان و ... شما اصلاً یک جای کشور را پیدا کنید که سالم مانده باشد! من می‌گویم این‌ها تبعاتِ اجتماعی و سیاسی خواهد داشت.

گفتنی است این نشست با عنوان «پیامدهای سیاسی-اجتماعی طرح‌های کلان انتقال بین‌حوضه‌ای آب»، بیست و سومین نشست از سلسله نشست‌های گفتگوهای راهبردی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست-جمهوری بود که روز یکشنبه 20 تیر 1395 برگزار شد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.