1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. مدیریت آب

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

4 خرداد 1395 ساعت 13:20 شماره مسلسل: 1100201

تردید در ضرورت انتقال آب بهشت آباد

تردید در ضرورت انتقال آب بهشت آباد

از نظر هزینه‌های سرمایه‌ای انتقال آب بین حوزه‌ای پرهزینه‌ترین روش تامین آب می‌باشد و بنابراین باید سرمایه‌گذاری در چنین طرح‌هایی با سرمایه‌گذاری در سایر طرح‌های ملی و عمومی کشور برای تامین آب مورد نیاز و جبران کسری حوزه مقصد مقایسه شود.


طرح انتقال آب بهشت آباد به فلات مرکزی ایران براساس مصوبه دویست و چهل و هشتمین کمیته تخصیص وزارت نیرو در سال 1389و برای انتقال حجمی برابر 580 میلیون مترمکعب آب برای تامین نیاز شرب و صنعت سه استان اصفهان، کرمان و یزد مطرح و با همین مقدار در 4 سال بعد یعنی در سال 1393 در سیزدهمین جلسه شورای عالی آب مورد تصویب قرار گرفت. بدین صورت که پس از احداث سد بتنی دوقوسی بهشت آباد با ارتفاع 174 متر و طول تاج 456 متر و حجم کل مخزن 1600 میلیون مترمکعب بر روی رودخانه بهشت آباد با مختصات جغرافیایی 50 درجه و 37 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 01 دقیقه عرض شمالی، برداشت آب از سازه آبگیر واقع در پای بدنه سد با دبی 27.6 مترمکعب بر ثانیه (آبدهی کامل رودخانه 33.9 مترمکعب بر ثانیه)انجام و توسط ایستگاه‌های پمپاژ و خط لوله انتقال انجام خواهد شد. 5 خط لوله با قطر 1800 میلی لیتر به طول هر کدام 5.5 کیلومتر، یک قطعه تونل با قطر 4.5 متر و طول 6.4 کیلومتر و در ادامه 5 خط لوله فولادی به قطر 2 متر و طول هر خط 6.5 کیلومتر وظیفه انتقال آب را تا محل تقسیم آب سه استان در نزدیکی روستای شلمزار برعهده دارند. با توجه به توپوگرافی منطقه سه ایستگاه پمپاژ فشار قوی با ارتفاع 620 متر در این محدوده پیش‌بینی شده است. ایستگاه اول در مجاورت مخزن و ایستگاه‌های دوم و سوم با فاصله 600 متر از ایستگاه اول و 4300 متر از ایستگاه دوم قرار دارند. با توجه به ترازهای بالای سطح زمین در محدوده طرح بعد از ایستگاه پمپاژ شماره 3 به فاصله حدود 600 متر از آن تونل 6.4 کیلومتری مذکور احداث می گردد. در تونل آب تحت جریان آزاد منتقل می‌شود. آب قابل انتقال به استان اصفهان از محل تقسیم آب سه استان به وسیله دو خط لوله فولادی به قطر 2 متر و طول حدود 37.4 کیلومتر به روش ثقلی تا ایستگاه پمپاژ شماره 4 اصفهان در مجاورت فرخ شهر منتقل می گردد. ایستگاه 4 ام پمپاژ با ارتفاع حدود 190 متر آب را پمپاژ کرده و به دو خط لوله فولادی با قطر 1.8 متر وارد نموده و این خطوط لوله آب را در طول حدود 13.2 کیلومتر منتقل می‌نمایند. در ادامه در این محدوده تونلی به طول 1.4 کیلومتر و قطر سه متر به روش ثقلی پیش‌بینی شده است. از خروجی تونل تا محل سد چم آسمان خط لوله به طول 13.4 کیلومتر متشکل از دو لوله فولادی با قطر 1.8 متر آب را به صورت ثقلی منتقل خواهند نمود. با توجه به اختلاف تراز حدود 570 متری خروجی تونل تا محل سد چم آسمان فشار اضافه موجود می‌بایست به وسیله فشارشکن کاهش یابد. طول کل خط انتقال طرح برای اصفهان 76 کیلومتر، یزد 425 کیلومتر و کرمان 708 کیلومتر و در مجموع 1209 کیلومتر می‌باشد. ساختگاه سد را می‌توان متشکل از دو سازند کربناته جهرم و آسماری دانست که متشکل از آهک دولومیتی،آهک مارنی لایه‌های ضخیم تا نازک، و با شیب 25 تا 30 درجه است. مخزن سد در امتداد دو رودخانه بهشت آباد و کوهرنگ می‌باشد. سنگ بستر مخزن عمدتا آهک‌های تخریبی و آهک متخلخل و مارن و همچنین اهک‌های دولومیتی هستند. در توده سنگ ساختگاه سد گسل‌ها، لایه‌بندی‌ها و درزه‌های متعدد شناسایی شده‌اند، همچنین برای تامین منابع تعدادی معدن سنگ در نزدیکی ساختگاه مورد شناسایی قرار گرفته‌اند. مقرر گردید کارفرمای طرح شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران باشد تا منافع همه ذینفعان مدنظر قرار گیرد، ولی در پاییز سال 1394 سامانه انتقال کرمان به مدیریت آب منطقه‌ای کرمان واگذار شد!

قبل از هر بررسی فنی طرح ضروری است به نکات زیر توجه کافی شود

  1. از نظر هزینه‌های سرمایه‌ای انتقال آب بین حوزه‌ای پرهزینه‌ترین روش تامین آب می‌باشد و بنابراین باید سرمایه‌گذاری در چنین طرح‌هایی با سرمایه‌گذاری در سایر طرح‌های ملی و عمومی کشور برای تامین آب مورد نیاز و جبران کسری حوزه مقصد مقایسه شود. چنین طرح‌هایی بایستی همیشه پس از انجام اقداماتی مانند برنامه‌ریزی اصولی در زمینه مدیریت سرزمین با درنظرگرفتن محدودیت‌های حوزه مقصد و اصول آمایش سرزمین در استقرار صنعت و جمعیت و توزیع کاربری‌ها در فضای سرزمینی، مدیریت مصرف در بخش‌های مختلف (کشاورزی، صنعت و شرب) در حوزه مقصد، مدیریت آبخوان و جبران کسری آبخوان از طریق فعالیت‌های آبخوان‌داری، بازچرخانی آب در بخش صنعت، استفاده از فرایندها و تکنولوژی‌های کم‌آب‌بر در بخش‌های کشاورزی و صنعت، اجرای سیستم‌های تصفیه فاضلاب شهری و استفاده از پساب تصفیه شده در صنعت، جداسازی شبکه آب شرب و بهداشتی در سکونت‌گاه‌های انسانی، اصلاح الگوی مصرف در بخش‌های مختلف، کنترل و استحصال رواناب‌ها و جمع‌آوری آب باران، انسداد چاه‌های غیرمجاز، تامین آب شرب بسته‌بندی درب منازل و به عنوان آخرین گزینه برای تامین آب و آن هم فقط آب شرب مورد بررسی قرار گیرد.
  2. مطابق اجماع کارشناسان خبره جهانی در این زمینه اغلب تغییرات حاصله در اثر انتقال آب (پس از سالیان متمادی) باعث وخیم‌شدن شرایط اقلیمی شده و غیر‌قابل برگشت و جبران می‌باشد براساس اصول اکولوژیک موجود می‌توان آب را از یک حوزه به حوزه دیگری انتقال داد به شرط آنکه با توجه به نیاز به توسعه تمامی مناطق و افزایش جمعیت و تقاضا در مبدا انتقال آب به هیچ وجه تا 15 سال دیگر مبدأ دچار کمبود آب با کیفیت نگردد و بعد از آن نیز کمبود آب به دلایل منطقی رخ ندهد. به نظر می‌رسد چنین مطالعه‌ای در این مورد انجام نشده است.
  3. طرح‌های انتقال آب غیر از تخریب‌های اولیه در حوزه مبدا، قابلیت رودخانه در تامین آب و غذا را کاهش می‌دهند و حتی اگر تنها ده تا پانزده درصد از آب یک حوزه برداشته شود در فصول کم باران ممکن است منجر به خشکی رودخانه ها و آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی به حقابه بران شود. لذا در نظر نگرفتن عدالت در دستیابی به منافع اقتصادی این چنین طرح‌هایی بین حوزه مبدا و مقصد باعث تشدید تعارضات اجتماعی مانند آن چه در طرح انتقال آب ملامچی برای تامین آب شهر کاتماندو به وجود آمد خواهد شد. نمونه موفق انتقال آب که در کشور آلمان انجام شده است به دلیل انجام گفتگوهای شفاف بین حوزه مبدا و مقصد و رعایت عدالت در توزیع منافع ناشی از اجرای طرح و همچنین مدیریت و کاهش مصرف در حوزه مقصد بوده است. به نظر می‌رسد رعایت ملاحظات اخلاقی در این زمینه می‌تواند بسیار کارساز باشد. احترام به منافع و دغدغه‌های حوزه دهنده آب ضروری است.
    آیا در برابر سایر مصوبات شورای عالی آب هم همین میزان از اصرار، اهتمام، احترام و تبعیت وجود دارد؟

نکات خاص مربوط به این طرح

  1. آن چه در 248 امین جلسه کمیته تخصیص وزارت نیرو مصوب شده است یعنی 846 میلیون مترمکعب (266 میلیون مترمکعب برای تامین نیاز زیستی و 580 میلیون مترمکعب برای مصارف شرب و صنعت)، عینا در شورای عالی آب مورد تصویب قرار گرفت.
  2. در بند 5 مصوبات سیزدهمین جلسه شورای عالی آب (1393)به تامین آب مورد نیاز صنایع صرفا از محل تصفیه پساب شهرها اشاره شده است و در صورت کمبود، صنایع موظف به نصب و راه اندازی سیستم‌های تصفیه و بازچرخانی چندباره فاضلاب شده‌اند. از آنجایی‌که در مصوبه کمیته تخصیص وزارت نیرو (1389) نیز به تامین بخشی از آب نیاز آتی صنایع استان‌های هدف از محل تصفیه پساب‌های شهری و روستایی اشاره شده و همچنین بیان شده که سهم تخصیص صنعت استان باید با هماهنگی اداره صنایع و معادن استان تامین گردد، قاعدتا باید در این فرصت شش ساله تاکنون بررسی‌ها و همچنین اقداماتی این چنینی انجام شده و بر این اساس نیاز صنعتی که در مصوبه کمیته تخصیص مطرح شده بود از مقدار آب مورد انتقال کسر گردد. یعنی نیاز صنعت باید از 580 میلیون مترمکعب پیشنهادی کمیته تخصیص کسر و فقط نیاز شرب برای انتقال تعیین می‌گردید، حال آنکه در مصوبه شورای عالی هم همان عدد اولیه پیشنهادی مصوب شده است.
  3. در مطالعات اولیه این طرح (در اوایل دهه هشتاد) انتقال بیش از یک میلیارد متر مکعب آب از بهشت آباد به فلات مرکزی هدف‌گذاری شده بود. ولی یک محاسبه و تحلیل ساده از آمار آبدهی دو ایستگاه کاج و بهشت آباد واقع بر رودخانه‌های کوهرنگ و بهشت آباد (که دو شاخه اصلی تشکیل‌دهنده منابع آب سد بهشت آباد هستند)، نشان می‌دهد منابع آب موجود برای انتقال بسیار کمتر از رقم مذکور بوده است. لذا در تاریخ 21/6/1389 وزارت نیرو در جلسه 248 کمیته تخصیص آب، میزان تخصیص این طرح را برای مصارف شرب و صنعت سه استان اصفهان، کرمان و یزد به ترتیب 250، 180 و 150 میلیون مترمکعب یعنی مجموعا 580 میلیون مترمکعب در سال ابلاغ نمود و در همین ابلاغیه برای سهم زیست محیطی رودخانه پائین‌دست (که به نوعی سهم استان خوزستان می‌باشد)، رقم 266 میلیون مترمکعب را در نظر گرفت. پس از آن با توجه به اینکه برخی طرح‌های توسعه آب بر در محدوده استان چهارمحال و بختیاری در بالادست ساختگاه سد بهشت آباد در دست مطالعه، اجرا یا بهره‌برداری بود، وزارت نیرو در تاریخ 30/11/1391 سهم تخصیص آب استان چهارمحال ‌و‌ بختیاری از حوزه بهشت آباد-کوهرنگ را معادل 234 میلیون مترمکعب ابلاغ نمود. بدین ترتیب مشخص می‌شود کل بارگذاری بر این حوزه 1080 میلیون مترمکعب می‌باشد.
    بارگذاری پیش‌بینی شده در ابلاغیه تخصیص طرح انتقال آب بهشت آباد بیشتر از پتانسیل واقعی منابع آب حوزه است.

  4. ضمن تاکید بر بند پنج این متن، صرف‌نظر از اینکه چه مقداری از تخصیص آب طرح بهشت آباد مربوط به صنایع بوده (که مقرر بوده است براساس هماهنگی با اداره‌های صنایع و معادن استان‌ها تعیین گردد)، براساس آمار 8 سال بارندگی اخیر کل پتانسیل آورد سالانه رودخانه در مقطع سد بهشت آباد معادل 736 میلیون مترمکعب است که با کسر سهم انتقالی توسط تونل سوم کوهرنگ، رهاسازی سهم زیست‌محیطی رودخانه پائین‌دست و سهم برداشت‌های بالادست (در استان چهارمحال ‌و ‌بختیاری)، متوسط آب موجود برای انتقال به فلات مرکزی 246 میلیون مترمکعب می‌باشد و این رقم همان آب مطمئن قابل برنامه‌ریزی برای تأمین آب شرب استان‌های مقصد به حساب می‌آید. شایان ذکر است در این دوره 8 ساله، متوسط آب قابل انتقال توسط تونل سوم 130 میلیون مترمکعب در سال و سهم آب قابل برداشت در استان چهارمحال و بختیاری 169 میلیون مترمکعب و سهم زیست‌محیطی رودخانه پائین‌دست قابل تأمین 192 میلیون مترمکعب در سال بوده است که 30 درصد کاهش را نسبت به تخصیص ابلاغ شده نشان می‌دهد. در نتیجه واضح است که تخصیص در نظر گرفته شده برای سه استان یزد، کرمان و اصفهان (معادل 580 میلیون مترمکعب) در هیچ سالی از این دوره 8 ساله، قابلیت تأمین نداشته و بطور متوسط تنها 42 درصد آن تأمین شده است. بدیهی است با توجه به اینکه آب شرب را باید با ضریب اطمینان بالای 95 درصد تأمین کرد، لذا عدم بازنگری در تخصیص طرح بهشت آباد در آینده چالش جدی بوجود می آورد.(آمار ارایه شده آب منطقه‌ای استان چهارمحال و بختیاری، 1394)
  5. با توجه به اینکه بارگذاری پیش‌بینی شده در ابلاغیه تخصیص طرح انتقال آب بهشت آباد بیشتر از پتانسیل واقعی منابع آب حوزه است و می‌باید تخصیص 580 میلیون مترمکعبی استان‌های مقصد طرح انتقال آب بهشت آباد به حدود 246 میلیون مترمکعب کاهش داده شود، لذا در درجه اول می‌باید سهم تخصیص صنعت استان‌ها مشخص و کسر می‌شد که متاسفانه تاکنون انجام نشده است و اگر هم مطالعاتی انجام شده به دستگاه‌های مسوول ارایه نگردیده است.

پس از آن لازم است منابع محلی هر یک از استان‌ها که قابلیت تأمین بخشی از آب مورد نیاز شرب را دارند، مشخص گردد. در این ارتباط لازم است توجه شود از بین 3 استان مقصد، اصفهان دارای منابع محلی آب قابل توجه است و براین اساس در سال‌های اخیر برای تأمین آب شرب بلندمدت اصفهان، حفر تونل گلاب2 در دستورکار قرار گرفته و لذا مجددأ تأمین آب شرب از محل دیگری موضوعیت ندارد. بنابراین با فرض اینکه انتقال آب بهشت آباد به دو استان یزد و کرمان محدود شود لازم است در تخصیص قبلی (که به ترتیب 150 و 180 میلیون مترمکعب بود) تعدیل 25 درصدی اعمال گردد تا بتوان با همان رقم 246 میلیون مترمکعب آب قابل انتقال از بهشت آباد، طرح را اجرا نمود. بنابراین ضروری است اجزای فنی پروژه مورد بازنگری و بازطراحی قرار گیرند، آمارهای بارندگی قبل از سال 1389 و در نظرنگرفتن تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های اخیر و همچنین تغییرات برداشت آب در حوزه مبدا به دلیل طرح‌های توسعه‌ای انجام شده اساسا نمی‌تواند ملاک عمل و برنامه‌ریزی قرار گیرد.

  1. هنوز نام شهرهایی که قرار است مقصد آب انتقالی باشند مشخص نیست، لذا این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌توان بدون مشخص‌بودن شهرهای هدف، جمعیت، نرخ رشد و تعیین نیازهای آبی این شهرها برای تامین آب این سکونت‌گاه‌ها برنامه‌ریزی نمود. (همان تابلوی مصارف و منابع حوزه مقصد و محل‌های دقیق مصرف هنوز مشخص نیست)
  2. بسیاری از ضروریات لازم برای اظهارنظر کارشناسی در خصوص طرح به دلیل مبهم بودن بخش مهمی از سامانه انتقال (ویژگی‌های خطوط انتقال و مسیرهای انتقال برای یزد و کرمان) در دسترس نمی‌باشد.
  3. طرح دارای مخالفت‌های گسترده مردمی می‌باشد به نحوی که هزینه های اجتماعی پروژه و به تبع آن هزینه های امنیتی و اقتصادی پروژه افزایش می یابد. (مخالفت‌های جدی در بین مردم استان ‌ای چهارمحال و خوزستان)، حداقل بودن هزینه های انتقال آب از جمله معیارهای بسیار قابل توجه انتقال آب است. حال آنکه به نظر می رسد با توجه به ویژگی‌های توپوگرافی، زمین شناسی و شرایط اکولوژیکی منطقه و تخریب‌های گسترده‌ای مانند مستغرق شدن شهر بهشت آباد و روستاهای کاج، شیخ محمود، سنگویل و بخشهایی از جاده شهرکرد به اردل و جاده رستم آباد به دیناران و خطوط انتقال نیرو، گاز و آب و همچنین 1965 هکتار اراضی کشاورزی به همراه تعدادی واحدهای تجاری، پرورش ماهی و ساختمان های گاوداری هزینه های بسیاری به کشور به لحاظ اقتصادی و زیست محیطی وارد خواهد شد که لزوم کسب اطلاعات دقیق و مستند در خصوص ابهامات پروژه را بیشتر می‌‌کند.
  4. برای تأمین آب شرب بلندمدت اصفهان، حفر تونل گلاب2 در دستورکار قرار گرفته و لذا مجددأ تأمین آب شرب از محل دیگری موضوعیت ندارد.

    در پایان یک سوال بسیار جدی مطرح می‌شود که جا دارد تا نهادهای نظارتی به صورت جدی به آن ورود نمایند و دستگاه‌های متولی باید در این خصوص پاسخ‌های شفاف ارایه دهند. چنانچه مصوبات شورای عالی آب در طرح انتقال آب بهشت آباد به عنوان فصل الخطاب در مکاتبات و رسانه‌ها مطرح می‌شود، آن چنان که اساسا چنین نمایانده می‌شود که حتی نمی‌توان کوچکترین خدشه ای بر آن مصوبه وارد نمود، آیا در برابر سایر مصوبات شورای عالی آب هم همین میزان از اصرار و اهتمام و احترام و تبعیت وجود دارد؟ آیا به آنچه در بندهای مختلف مصوبات شورای عالی آب مبنی بر تامین آب بخش صنعت از تصفیه پساب‌های شهری و روستایی، تصفیه پساب‌های صنعتی، رعایت حقوق حقابه بران (حقابه های کشاورزی، محیط زیستی و ..) و کسب رضایت آن ها، تجهیز سیستم های آبیاری فضای سبز صنایع و شهرداری ها به سیستم های نوین آبیاری، افزایش بهره وری آب در بخش کشاورزی و جبران کسری آبخوان ها از این طریق تاکید شده است به همین اندازه اهتمام و اصرار وجود دارد یا خیر؟ و اساسا چه اقداماتی تاکنون انجام شده و چه دستاوردهایی داشته ایم؟ آیا متولیان و مسوولان واقعا در این طرح به آن چه که رعایت الزامات محیط‌زیستی و طی کلیه روندهای قانونی و حقوقی دریافت مجوز برای چنین طرح هایی می باشد و در مصوبه شورای عالی آب هم به آن اشاره شده است پایبند بوده‌اند و یا خواهند بود؟ آیا تاکنون گزارشی از اقدامات دستگاه‌های متولی مبنی بر اجرایی نمودن بندهایی از مصوبه شورای عالی آب که عموما نگاه مدیریت غیرسازه‌ای داشته است به مردم ارایه شده است؟ آیا همه اقدامات مبتنی بر مدیریت تقاضا و مصرف در حوزه‌های مقصد انجام شده و با این حال کمبود جدی آب در مقصد مطرح است یا اینکه مجددا حکمرانی ضعیف در بخش آب ما را به سمت مدیریت سازه‌ای به عنوان ناپایدارترین و پرهزینه‌ترین شیوه مدیریت منابع آب هدایت می‌کند؟ در پایان شایسته است توجه نماییم که براساس قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب 6/11/87 مجلس شورای اسلامی هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی ) اطلاعات غیرشخصی نظیر ضوابط و آیین‌نامه‌ها، آمار و ارقام ملی و رسمی، اسناد و مکاتبات اداری که از مصادیق مستثنیات فصل چهارم این قانون نباشد( را دارد و دریافت پاسخ‌های مستند و شفاف در این خصوص حق عموم مردم ایران است.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
محمد

6 خرداد 1395 ساعت 19:07

لطفا بنویسید تصویر آرشیوی

عباس تقی زاده

9 خرداد 1395 ساعت 20:35

سلام در سفر رییس جمهور محترم به کرمان در 21 اردیبهشت 95 طرح انتقال آب بهشت آباد به کرمان از طرح های مصوب اعلام شد و اجرای آن آغاز شد

فریدون کرم پور

27 تیر 1395 ساعت 00:12

1. موضوع بسیار مهم و تامل برانگیزی است.
2. هزینه تمام شده هر متر مکعب آب در این طرح برای مکانهای مختلف مصرف چقدر است؟
3. این هزینه های سرسام آور بر دوش مردم ایران قرار می گیرد. آیا ضرورتی برای تحمل این هزینه ها توسط مردم سایر استانها وجود دارد؟
4. اصولا استانهای مرزی و حاشیه ای به خصوص جنوب کشور، درآمد زایی میکنند ، ولی بیشتر هزینه ها صرف توسعه صنعتی، اقتصادی و اجتماعی در استانهای خاصی میشود که نفوذ بیشتری در مراکز تصمیم گیری کشور دارند.
5. توزیع آب هم مانند توزیع ثروت در کشور ناعادلانه و غیر مسئولانه است.