1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. هوا
  6. >
  7. ریزگردها

نوع مطلب: مرور سیاست

6 دی 1394 ساعت 11:32 شماره مسلسل: 1100161

ریزگردها: رسانه‌ها و رویکردها

ریزگردها: رسانه‌ها و رویکردها

محیط زیست به موضوعی چالش‌برانگیز تبدیل‌شده و رویکرد رسانه‌ها در اهمیت‌یافتن مسائل محیط زیست و چگونگی مواجهه افکار عمومی و مسئولان با این مسائل تأثیرگذار هستند. یک بررسی درباره نوع مواجهه برخی رسانه‌ها با مسأله محیط زیست، تأثیر گرایش سیاسی بر این مواجهه را آشکار می‌سازد. این بررسی نشان می‌دهد مطالبی که در چهار رسانه منتشر شده تا چه حد تحت تأثیر تمایلات سیاسی آن‌ها بوده است. برای مثال برخی رسانه‌ها که طی سال‌های 87 تا 91 منشأ ریزگردها را کشورهای همسایه و شمال افریقا می‌دانستند، در سال‌های 92 و 93 و با تغییر دولت، منشأ ریزگردها را عمدتاً داخلی دانسته و در حالی که در سال‌های قبل دولت‌های بیگانه، صدام و امریکا را مسبب ریزگردها معرفی می‌کردند و تصویری از دولت ایران ارایه می‌کردند که در تلاش برای رفع مشکلِ ریزگردها بود، در سال‌های جدید در داخل کشور به دنبال مقصر می‌گردند و دولت را مورد سؤال قرار می‌دهند.


محیط زیست به موضوعی چالش‌برانگیز تبدیل‌شده و رویکرد رسانه‌ها در اهمیت‌یافتن مسائل محیط زیست و چگونگی مواجهه افکار عمومی و مسئولان با این مسائل تأثیرگذار هستند. یک بررسی درباره نوع مواجهه برخی رسانه‌ها با مسأله محیط زیست، تأثیر گرایش سیاسی بر این مواجهه را آشکار می‌سازد. این بررسی نشان می‌دهد مطالبی که در چهار رسانه منتشر شده تا چه حد تحت تأثیر تمایلات سیاسی آن‌ها بوده است. برای مثال برخی رسانه‌ها که طی سال‌های 87 تا 91 منشأ ریزگردها را کشورهای همسایه و شمال افریقا می‌دانستند، در سال‌های 92 و 93 و با تغییر دولت، منشأ ریزگردها را عمدتاً داخلی دانسته و در حالی که در سال‌های قبل دولت‌های بیگانه، صدام و امریکا را مسبب ریزگردها معرفی می‌کردند و تصویری از دولت ایران ارایه می‌کردند که در تلاش برای رفع مشکلِ ریزگردها بود، در سال‌های جدید در داخل کشور به دنبال مقصر می‌گردند و دولت را مورد سؤال قرار می‌دهند.

در این متن مهم‌ترین یافته‌های آن بررسی بدون تفسیرِ بیشتر ارایه می‌شود. این بررسی بر روی چهار رسانۀ نمونه (روزنامۀ همشهری، خبرگزاری فارس و سایت‌های خبری-تحلیلیِ فرارو و مشرق‌نیوز) و برای دورۀ زمانی ابتدای اسفند 87 تا نهم اسفند 93 (زمان انجان تحقیق) انجام شده است. در انتخاب رسانه‌ها سعی شده گرایش‌های مختلف پوشش داده‌شوند اما یک محدودیتِ اصلی دسترسی به آرشیو اینترنتی مطالب بوده است. ابزارهای جستجو در وب‌سایت‌های چهار رسانۀ منتخب بیشترین امکان را برای این بررسی فراهم می‌کردند. در این بررسی تمام مطالب این رسانه‌ها دربارۀ موضوع در دورۀ مورد بررسی شامل 589 مطلب، گردآوری و تحلیل محتوا شد.

رشد توجه رسانه‌ها به ریزگردها

توجه به پدیدۀ ریزگردها در رسانه‌های نمونه، طی دورۀ مورد بررسی رشد کرده است. مثلاً در سال 92 در مجموعِ چهار رسانه، تعداد 99 مطلب دربارۀ ریزگردها منتشر شده اما در کمتر از 12 ماه سال 93 (1 فروردین تا 9 اسفند 93) تعداد 206 مطلب منتشر شده است. به این ترتیب در این دورۀ حدوداً یک ساله رشد انتشار مطالب 223 درصد بوده است.

منشأ و مقصرِ ریزگردها

از سال 89 تا سال 93 این تصور که منشأ ریزگردها داخلی است، به طور مرتب بیشتر شده است. به این صورت که نسبت مطالبی که منشأ ریزگردها را داخلی دانسته‌اند در سال 89، 10 درصدِ کلِ مطالب، در دو سال بعد 13 درصد، در سال 92، 33 درصد و در سال 93 برابر با 58 درصد است.

در این دوره انتشار مطالبی که هم به منشأهای داخلی و هم به منشأهای خارجی توجه کرده‌اند نیز رشد کرده است. در ابتدای این دوره از بین رسانه‌های مورد بررسی، تنها در روزنامۀ همشهری است که مطالبی یافت می‌شود که به طور مشترک به منشأهای داخلی و خارجی توجه کرده‌است. اما در سال 93 هر چهار رسانه کمابیش چنین مطالبی دارند.

بیرونی دانستن عامل ریزگردها در سال‌های گذشته تا آنجا بوده که رسانه‌ها از تعبیر «ریزگرد عربی» استفاده می‌کردند. چند مثال در این زمینه:

فرارو. 9/3/91. «کسی به فکر ریزگردهای عربی نیست! تاخت و تاز مصیبت عربی با شدت تمام بر ریه‌های ایرانی.»

همشهری. 3/4/91. «مهار ریزگردهای عربی پیشکش؛ جنگل‌ها را بیابان نکنید.»

خبرگزاری فارس. 5/3/91. «بارش ریزگردهای عربی در کردستان افزایش یافت، ریزگردهایی عربی و داستان‌هایی از بی‌توجهی مسئولان.»

در رسانه‌ها، داخلی یا خارجی دانستنِ منشأ ریزگردها تعیین‌کنندۀ مقصر آنها بوده است. به این ترتیب که رسانه‌ها وقتی منشأ را خارجی می‌دانستند، مقصر اصلی را کشورهای همسایه قلمداد می‌کردند اما در دورۀ جدید، عمدتاً دولت ایران مورد بازخواست رسانه‌ها قرار می‌گیرد. در این زمینه البته رویکرد رسانه‌های مختلف، متفاوت است. در سال‌های 90 و 91 مشرق نیوز کشورهای عربی، صدام و آمریکا را مقصر می‌داند:

مشرق نیوز. 28/3/90. «مقام عراقی: گرد و خاک تقصیر صدام است»

مشرق نیوز. 9/7/90. «نقش آمریکا در آلودگی هوای ایران»

مشرق نیوز. 8/4/91. «صدام؛ مقصر ریزگردهای ایران است.»

در این دوره خبرگزاری فارس تمرکزی بر شناسایی مقصران ندارد. مثلاً:

فارس. 14/4/90. «محیط زیست: برای آلودگی هوا دنبال مقصر نگردید»

اما در دورۀ جدید این رسانه‌ها مقصرِ ریزگردها را در داخل کشور جستجو می‌کنند. برای نمونه:

فارس. 01/12/93. «نامه سرگشاده معاون اسبق سازمان حفاظت محیط زیست به ابتکار: تقصیر بروز گرد و غبار خوزستان را به گردن دیگران نیاندازید/ شما درباره معضلات تالاب شادگان پرونده قضایی دارید.»

سایت فرارو نیز تا پیش از سال 92 با جریان رسانه‌ای غالب که مقصر اصلی را عوامل خارجی می‌دانند همراه است اما روزنامۀ همشهری در این دوره ضمن اینکه به عوامل خارجی ریزگردها اشاره می‌کند، به عوامل داخلی و نقش بخش‌های نفت، کشاورزی و نیرو نیز اهمیت می‌دهد:

همشهری. خرداد 91. «ریزگرد؛ مخلوق توسعه ناپایدار»

همشهری. دی 92. «سهم مدیریت نادرست منابع آب در بروز ریزگردها»

همشهری. بهمن 93. «استخراج نفت در هورالعظیم به پدیده ریزگردها دامن زده است»

در دورۀ متأخر (سال‌های 92 و 93) روزنامه همشهری موضع پیشین را حفظ کرده است اما فرارو مانند مشرق و تا حدودی فارس، در مورد مقصر ریزگردها تغییر موضع داده است. نکته‌ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که مشکلات مولد ریزگردها در داخل، ریشه‌دار و ساختاری هستند و خلق‌الساعه نیستند. به عبارتی، این مشکلات در سال‌های 87 تا 92 نیز وجود داشتند، اما کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند.

چیستی کانون‌های تولید ریزگرد

در سال‌های متقدم، کانون ریزگرد عمدتاً «بیابان» است. در واقع بیابان‌های کشورهای عربی شامل عراق، اردن، سوریه، عربستان و شمال افریقا کانون تولید ریزگردهای ایران معرفی شده‌اند. در سال‌های متأخر علاوه بر بیابان‌ها به کانون‌های زیر نیز اشاره شده است: تالاب‌های خشکیده (مانند هامون، گاوخونی و هورالعظیم)، دریاچۀ ارومیه، معادنِ در حال بهره‌برداری، معادنِ شن و ماسه، محل‌های تخلیۀ نخاله‌های ساختمانی و برخی صنایع آلاینده.

رویکردها و دغدغه‌های متفاوت

در رسانه‌های بررسی شده چهار رویکرد به ریزگردها قابل شناسایی است: 1) رویکرد حفاظت از محیط زیست؛ 2) رویکرد اقتصادی؛ 3) رویکرد حفظ سلامت شهروندان و 4) رویکرد سیاسی. این چهار رویکرد را در همۀ رسانه‌ها می‌توان مشاهده کرد اما هر رسانه تأکیدها و تکرارهای ویژۀ خود را دارد.

رویکرد محیط زیستی در روزنامه همشهری پررنگ‌تر است. رویکردهای اقتصادی و سلامت در خبرگزاریِ فارس طنین بیشتر یافته‌است. این رسانه بسیار بر پیامدهای ریزگردها بر سلامت انسان و اقتصاد کشور تأکید دارد. رویکرد سیاسی در مشرق‌نیوز بیشتر پی‌گیری شده است. رویکرد این رسانه با مقایسۀ مطالب آن دربارۀ ریزگردها در سال‌های 91 و 93 آشکار می‌شود:

سال 1391:

مشرق نیوز . 22/3/91. «معضل ریزگردها و تلاش مسئولان برای حل آن»

مشرق نیوز. 8/5/91. «وزارت خارجه در بحث ریزگردها پاسخ‌ بدهد»

مشرق نیوز. 15/5/91. «90 درصد آلودگی‌ها مربوط به خارج از مرزها است»

سال 1393:

مشرق نیوز. 19/6/93. «سکوت محیط‌ زیست در برابر گرد و غبار کشنده»

مشرق نیوز . 24/11/93. «اعتراض شدید نماینده اهواز به عملکرد ابتکار‎»

مشرق نیوز. 23/11/93. «پیشنهاد نماینده تهران به روحانی برای تغییر ابتکار»

مشرق نیوز. 1/12/93. «نامه سرگشاده معاون اسبق سازمان حفاظت محیط زیست به ابتکار: تقصیر بروز گرد و غبار خوزستان را به گردن دیگران نیاندازید» (بازنشرِ مطلبِ خبرگزاری فارس)

جریان‌های رسانه‌ای پرصدا و کم‌صدا

بین سال‌های 87 تا 91 یک جریان رسانه‌ای اصلی و پُرصدا و یک جریانِ حاشیه‌ای و کم‌صدا قابل شناسایی است. در این دوره، بازنماییِ ریزگردها در جریان اصلی، حکایت مهمانِ خارجیِ ناخوانده‌ای است که هر از گاه از عراق، عربستان، سوریه یا شمال آفریقا می‌آید و آسمان و هوای کشور را تار و آلوده می‌کند. در روزهای «هجوم ریزگردها» محتوای بیشترِ مطالبِ جریانِ اصلی، شامل اخبار هواشناسی، خطرها و عواقب ریزگردها برای سلامت مردم به ویژه کودکان و سالمندان و توصیه‌های مراقبتی برای مردم است و به میزان کمتری نیز به راهکارهای مسئولان برای مبارزه با ریزگردها پرداخته شده است؛ مانند اینکه دولت آب‌پاشی می‌کند، بودجه‌هایی برای مقابله با ریزگردها تصویب می‌شود یا دستگاه‌های تصفیۀ هوا در جنوبِ کشور کارگذاشته می‌شود:

مشرق نیوز. (به نقل از واحد مرکزی خبر) 21/3/92. «احمدی نژاد: به زودی ریزگردها مهار می‌شود.

«رییس جمهور پس از بهره‌برداری از مرکز تحقیقات و مدیریت هوا و تغییرات اقلیمی خوزستان با اشاره به نصب چهار دستگاه مربوط به یونیزاسیون غبارهای موجود در آسمان و ته‌نشین کردن آن‌ها ابراز امیدواری کرد؛ در آینده نه چندان دور شاهد کاهش قابل توجه ورود ریزگردها و گسترش آن در استان های جنوبی کشور باشیم.»

تقریباً در اواخر همین دوره رفته رفته انتقادها از دولت به دلیل انفعال نسبت به ریزگردها شروع شده است. در واقع جریان اصلی خواستار اقدام مؤثرتر دولت برای کنترل ریزگردها است. در سال‌های بعد (92 و 93) موضوعِ ریزگردها برای جریان اصلی بیشتر موضوعی سیاسی است.

در دورۀ متقدم (87-91)، جریان کم‌صداتر منشأ ریزگردها را داخلی یا مشترک می‌داند. وقتی منشأ داخلی دانسته شود، از ارگان‌های حاکمیتی (دولت، مجلس، نهادهای نظامی و…) تا نهادهای بخش خصوصی (پیمانکاران، صنعت‌گران، کشاورزان،…) و عمومِ مردم -دست‌کم به علت الگوهای مصرفِ پرهزینه برای محیط زیست- زیر سوال می‌روند. در بین رسانه‌های نمونه، جریان حاشیه‌ای در روزنامه همشهری تریبون پیدا کرده است و البته جریان اصلی نیز در این روزنامه ظهور و بروز دارد. در دورۀ متأخر (92-93) جریانِ در حاشیه گرچه هنوز حاشیه‌ای است، صدایش بیش از گذشته شنیده می‌شود.

دربارۀ ضرورت سیاست محیط زیستی

با نگاهی کلان‌نگر و تاریخی و تحلیلی کلی‌تر، به عنوان نتیجۀ این بحث، توصیه‌ای برای رسانه‌ها قابل ارایه است.

جریانی که در اینجا کم‌صدا نامیدیم، همیشه دارای سیاست محیط زیستی است. (در اینجا ممکن است کمی اغراق به نظر برسد اما من می‌کوشم یک «نوع آرمانی» ارایه کنم.) بنابراین موضوعات محیط زیستی را به یک معنا فارغ از مسایل سیاسی طرح می‌کند. در نتیجه اگر دولت یا گروهی، اقدامی به ضرر محیط زیست انجام دهد یا در برابر تخریب محیط زیست منفعل بماند، چنین رسانه‌ای فارغ از همسویی‌های سیاسی و جناحی، به نقد اقدام می‌پردازد. در اینجا معمولاً توصیه می‌شود که باید «منافع ملی» و «خیر عمومی» را بر منافع خصوصی، جناحی یا بخشی ترجیح داد. اما نه تنها هیچ کس با این توصیه مخالف نیست بلکه معمولاً در همۀ اقدمات پای منافع ملی یا عمومی در میان است. در واقع مشکل در پای‌بندیِ نظری به منافع ملی نیست بلکه در تعریف عملیِ آن است.

رسانه‌ای که اقداماتِ ضدمحیط‌زیستیِ دولتِ مقبولِ خود را نادیده گرفته و مداهنه می‌کند چنین می‌اندیشد که این دولت در مجموعْ منافعِ ملی را بیشتر از رقبای‌اش تأمین می‌کند پس نباید تضعیف شود. یا در مورد یک اقدام خاص می‌اندیشد که منافعِ عمومیِ آن مانند ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی بیشتر است از هزینه‌های محیط زیستیِ آن. احتمالاً ده سال پیش کثیری از مردمِ ما هم فکر می‌کردند که امور مهم شامل رشد اقتصادی و پیشرفت‌های فن‌آورانه است و حفاظت از محیط زیست یک مسألۀ دست‌چندم و تشریفاتی است. در چنان شرایطی، چندان گوش شنوایی برای سیاست محیط زیستی وجود نداشت. اما باید گفت امروز اوضاع تغییر کرده است. امروز پیامدهای خشکیدنِ هامون در سیستان، جلوی چشم آذربایجانی‌ها است! ریزگردهای خوزستان بالای سر تهرانی‌ها است. همۀ ایرانی‌ها امروز درک می‌کنند که مسألۀ محیط زیست، مسألۀ آب و نان است؛ اقتصاد و فرهنگ و امنیتِ ما در پیوند با وضعیت محیط زیست ما است.

در این شرایط، سیاستِ محیط زیستی برای همگان دارای اهمیت شده است. می‌گویند رقابت‌های سیاسی به واسطه جدال سیاست‌ها پیش می‌روند: سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های فرهنگی، … و اینک، سیاست‌های محیط زیستی. بیست سال پیش یک اقلیتِ در حاشیه، به موضوعات محیط زیستی حساس بود و می‌توانست اوضاع بحرانی امروزِ محیط زیست را پیش‌بینی کند. ظهورِ این اقلیت در عرصۀ رسانه، یک جریان آینده‌نگر و پیشتاز را نشان می‌داد. امروز که محیط زیست جایگاه یک مسألۀ عمومیِ جدی را یافته و در مرکز دغدغه‌های مردم قرار گرفته است، از عموم رسانه‌ها انتظار می‌رود دست‌کم از عموم مردم عقب نمانند.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
خزاعی

9 دی 1394 ساعت 20:33

درود توجه داشته باشید که تغییر رویکرد هم لزوما سیاسی نیست.. در مورد موضوع ریزگرد دو رویکرد کاملا قطبی - همینها که گفتید- وجود دارد. همیشه. ابنکه کدام رسانه به کدام رویکرد و چقدر میپردازد، بستگی به این موضوع هم دارد که موافقان رویکرد مذکور، چقدر به رسانه دسترسی داشته یا چه تغییراتی در اطلاعات شان ایجاد شده باشد ...