1. اتاق فکر استان‌ها

نوع مطلب: خبر

خراسان رضوي 10 آذر 1394 ساعت 09:01

خراسان و«جنگ آب»

خراسان و«جنگ آب»

گفتگو شهرآرا آنلاین مشهد با کامران داوری، مدیر اتاق‌فکر «آب، محیط‌زیست، کشاورزی و منابع طبیعی استان»

گروه گفتگو- بیش از ۴۵درصد از خشکی‌های زمین و ۶٠درصد از کل آب‌های شیرین این کره خاکی توسط ٢٧۶حوضه آبریز مشترک بین‌المللی پوشانده شده‌است که بین حدود ١۴٨کشور دنیا مشترک هستند. زندگی نزدیک به ۴٠درصد از مردم دنیا به این رودخانه‌های بین‌المللی و منابع آب مشترک وابسته است. کمبود منابع آب، صنعتی‌شدن جوامع، افزایش مصرف سرانه و چالش تغییر اقلیم سبب شده که رقابت‌ها بر سر بهره‌برداری بیشتر از این منابع مشترک به‌طور چشمگیری افزایش یابد. از آنجایی که آب برخلاف نفت هیچ جایگزینی ندارد، لذا برخی تحلیلگران پیش‌بینی کرده‌اند که جنگ در قرن آینده، به‌ویژه در خاورمیانه، نه بر سر ذخایر نفت بلکه بر سر منابع آب خواهدبود. صحبت از این موضوع برای استان خراسان که همواره پسوند «خشک و بی‌آب» را یدک می‌کشد اهمیت بیشتری دارد.

................................................

موضوع بحران آب اگرچه یک بحث قدیمی است، دوباره برسر زبان‌ها افتاده و حسابی داغ شده‌است. می‌خواهم بدانم الآن از لحاظ «آبی» در چه وضعیتی هستیم؟

در گذشته‌ها جمعیت به شکل کنونی روبه‌رشد نبود و همچنین امکاناتی مثل سد‌ها و پمپ‌ها برای استخراج و کنترل آب وجود نداشت. مصرف آب با میزان آب موجود هماهنگ بود. البته به‌خاطر خشکسالی، مردم از تمرکز جمعیت و فعالیت در جایی که آب وجود نداشت خودداری می‌کردند. امروزه بشر مجهز به پمپ شده‌است و این یک راه تجاوز به منابع آب در طبیعت است که منجر به از بین رفتن آن منابع می‌شود. متاسفانه در سال‌های گذشته این نوع برداشت از زمین از حد خود بیشتر شده‌است.

ما دچار کمبود آب نیستیم؛ گرفتار کمیابی آب هستیم. دو اصطلاح وجود دارد: یکی shortage به معنی «کمبود» و دیگری scarcity به معنی «کمیابی». shortage موقتی است، یعنی ممکن است خشکسالی بیاید و ما دچار فشردگی شویم، ولی scarcity به معنی کمیابی است؛ یعنی زمانی که مصارف ما از آب موجود بالازده و ما داریم از مایه می‌خوریم. آب زیرزمینی سرمایه ماست و نباید آن را خرج کرد. سرمایه را جایی می‌گذارند که دوبرابرش برگردد، ولی ما داریم سرمایه را خرج روزمرگی می‌کنیم.

درباره منابع گذشته آب در مشهد و مقایسه آن با منابع کنونی چه‌موقعیتی داریم؟

در گذشته‌های دور‌تر، درجه دما کم‌تر بود اما در سه دهه اخیر رشد دما فزاینده بوده و باعث شده‌است سهم تبخیر زیاد شود. ما در گذشته آب تجدیدپذیر بیشتری داشتیم. مشکل بعدی این است که به دلیل فروافتادن منابع آب زیرزمینی و خشک‌شدن اراضی در روان‌آب‌ها(رودخانه‌ها) افت شدیدی داریم درحالی‎که بارش چندان کم نشده‌است. قاعدتا باران‌های فصلی ابتدا زمین را خیس می‌کند‌، بعد با باران‌های بعدی آب روی زمین روان می‌شود؛ اما زمانی که زمین خشک است، آب جذب زمین می‌شود و اجازه حرکت به آب نمی‌دهد. در گذشته‌های نه‌چندان‌دور ٢۵تا٣٠سال‌قبل، فاصله بین شروع فصل بارش در پاییز تا وقوع روان‌آب‌ها خیلی کم‌تر از آن چیزی بود که الآن هست. آن زمان کم‌تر از یک‌ماه بود ولی الآن گاهی سه تا چهار ماه طول می‌کشد که این اتفاق بیفتد. تدریجا و آرام‌آرام این روان آب‌ها رو به کم‌شدن هستند.

استفاده بیش‌ازحد از ذخایر آبی باعث شده‌است که زمین بسیار تشنه باشد و باران‌ها را نگه‌ندارد و به‌تبع همین، آب‌ها را روان نمی‌سازد. اشکال دیگر این است که ما برف کم‌تری داریم. برف از مکانیزم‌هایی است که آب آن به‌تدریج به منابع آب زیرزمینی نفوذ می‌کند ولی الآن متاسفانه رگبارهای شدید و سیلاب درست می‌کند و برف نیست. سیلاب هم آب تجدیدپذیری برای ما نیست چون نمی‌توانیم کنترلش کنیم هرقدر هم که سد بزنیم. مشکل در میزان مصرف است. البته سد‌ها یک مشکل دارند. وقتی ما روی یک رودخانه‌ای که از کوهستان می‌آید سد می‌زنیم، در واقع تغذیه آب زیرزمینی را دچار مشکل می‌کنیم. بخش بزرگی از سیلاب‌ها و روان آب‌های رودخانه‌ای به تغذیه آب زیرزمینی ما کمک می‌کرد، ولی ما با سد و بند جلویش را گرفته‌ایم.

چرا ما دچار این مشکل شده‌ایم؟

ما دچار چهار خطا در مدیریت منابع آب شده‌ایم. خطای اول نادیده گرفتن محیط انسانی (قابل‌توجه کسانی که مسئول توسعه شهر هستند) است. ما تصور می‌کردیم که با وسایل فیزیکی مثل لوله‌ها، سد‌ها و... می‌توانیم منابع آب را مدیریت کنیم، حال‌آنکه منشا اشکال در حوزه «انسانی» است. برخی مدیران با وجود کمبود منابع آبی در مشهد تصمیم به افزایش تمرکز جمعیتی در آن می‌گیرند. رونق اقتصادی به‌خودی‌خود باعث تجمع می‌شود. تجمع هم آب می‌خواهد. باید بدانیم نمی‌توان هم به اندازه کافی آب داشته‌باشیم و هم توسعه بیش‌ازحد در جمعیت و صنعت.

ما باید برای توسعه شهری مشهد و هر شهر دیگر نه‌تنها از مسئولان، بلکه از بازیگران اصلی توسعه شهری (صنعتگران و سرمایه‌داران) دعوت کرده و آن‌ها را در جریان برنامه‌های کلان توسعه قرار دهیم و از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی کمک بخواهیم. با قانون یا تعامل با ایشان توافق کنیم. چه اشکالی دارد که ما هزینه‌های توسعه را از خود توسعه‌دهندگان اخذ کنیم؟ باید به فعالان حوزه صنعت و یا گردشگری گفته‌شود: آب موردنیازت را تامین‌کن تا مجوز فعالیتت را صادر کنیم. در غیر‌این‌صورت دچار نابودی منابع آبی می‌شویم.

حلقه‌های چاه طی حدود چهار دهه، چهاربرابر شده و این خیلی خطرناک است. ما در دشت کشف‌رود معروف به ناحیه مطالعاتی دشت مشهد از حدود هزاروپانصد حلقه چاه در سال‌۱۳۵۰ به حدود ۷۹۴حلقه رسیدیم. چاه‌های ما بیش از چهاربرابر شده و روز‌به‌روز مشکلات ما فزون شده‌است. به‌خاطر اینکه فکرمی‌کردیم هر‌کس می‌آید باید به او چاه بدهیم. نخیر! باید برود چاه بخرد. آب نیست.

برای مثال، یکی از پروژه‌های مشهور ساختمانی در مشهد مبلغی حدود ۱۲میلیارد‌و۴٠٠میلیون‌تومان برای انشعاب آب به اداره آب و فاضلاب مشهد و مبلغ بسیار بیشتری برای پروانه به شهرداری داده‌است. پس از راه‌اندازی این پروژه، شاهد توسعه بزرگی در بازار کار در این حوزه هستیم. چه اشکالی داشت اگر مسئول این پروژه موظف می‌شد برای فعالیتی که در مشهد تشدید می‌کند و جمعیتی که به دنبالش می‌کشاند، سه چاه کشاورزی را بخرد و تحویل آب منطقه‌ای بدهد که برای آب مشهد استفاده شود؟

خطای دوم قوانین ناکارآمد است. در سال‌۱۳۶۱ قانون توزیع عادلانه آب را تصویب می‌کنیم که در آن تصمیم می‌گیریم آب را با حجم به کشاورزان بفروشیم، ولی ابزار سنجش «حجم» نیست. این وضع تا سال‌۱۳۹۰ که تازه شروع به زدن کنتور‌ها کردیم برقرار بود؛ یعنی دهه‌هاست کشاورزان ما به مصرف اضافه عادت کرده‌اند. مشکل دیگر اینکه ما آمدیم گفتیم این چاه را می‌توان اینجا زد چون به اندازه کافی از قنات دور است و آن مخروط افتی که هنگام پمپاژ ایجاد می‌شود روی قنات اثر نمی‌گذارد. این حریم هیدرولیکی نامیده می‌شود؛ ولی دقت نکردیم که این برداشت‌ها درکل سفره زیرزمینی آب را پایین می‌اندازد. آن قنات چهارکیلومتر دور‌تر است اما وقتی سفره آب پایین رفت، آن قنات هم می‌خشکد. به حریم هیدرولیژیک توجه نکردیم.

اما از دست دادن خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی به‌ویژه گندم باعث وابستگی به دیگر کشورها شده و این ممکن است به لحاظ سیاسی و امنیتی مشکل‌ساز باشد. نظر شما دراین‌باره چیست؟

شعار خودکفایی در مواد غذایی باید کنار گذاشته شود. دنیا این شعار را سال‌ها پیش طلاق داده و رها کرده‌است. درست است که ایران و بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا روی امنیت غذاییشان کار می‌کنند، ولی لزومی ندارد که الآن گندم یا دیگر محصولات را تولید کنیم. ‌بایست آمادگی و ظرفیت تولید غذا را حفظ کنیم. هر‌چه اقتصاد زندگی کشاورز را می‌گرداند تولید کنیم. چرا تنها گندم؟! هر زمان لازم شد، به کشاورزان بگوییم گندم بکارید. در غیر از شرایط جنگ لزومی به کاشت گندم تنها نیست. کمیت غذایی ربطی به خودکفایی ندارد و مستقل از آن است. ما منابع نفتی داریم. الآن در بحث افزایش جمعیت کشور همین سوالات مطرح است که موضوع غذا چه می‌شود؟ فعلا و در این اوضاع مسئله غذا در قیاس با مسئله آب برای ما فرعی به‌حساب می‌آید.

خطای سوم عدم درک مسئولان از مشارکت مردمی است. مسئولان از مشارکت مردمی درک صحیحی ندارند و ارزش آن را درنیافته‌اند. به این معنا که مردم در تنظیم قوانین و گفتگو‌ها خودشان را صاحب‌خانه بدانند و آنگاه چون تصمیم را خودشان گرفتند با شما همراه هستند. برای مدیریت مسائل این‌چنینی باید از همه اقشار کمک گرفت.

مشکل چهارم این است که ما پویایی محیط را درک نمی‌کنیم و همیشه نگاهمان به گذشته است، در‌حالی‌که آینده لزوما امتداد گذشته نیست. همیشه با نگاه به گذشته برای آینده تصمیم می‌گیریم. ما اکنون با تغییر اقلیم مواجه هستیم. در کشورهای پیشرفته اوضاع فرق می‌کند؛ مثلا ژاپن برای ٣٠٠سال آینده برنامه دارد. این یک شطرنج است و طبیعت و انسان‌ها بازیگران آن. در این بازی جای ریسک نیست. باید ده گام جلو‌تر را دید و برایش برنامه‌ریزی کرد. باید مدیریت ریسک داشت تا در بحران نیفتیم. ما به اتفاقات بدی که در آینده خواهد افتاد توجهی نداریم و در آینده سورپرایز می‌شویم. نبود آینده‌نگری به دلیل نبود مدیریت نرم و انرژی‌بر در بهره‌وری است. به دنبال انجام پروژه‌های زودبازده و دفعی هستیم.

................................................

آینده آبی، خوشایند نیست

آب‌های زیرزمینی مشهد رو به افت است و این خطرناک است. ما الآن در اکثر دشت‌های کشور دچار اضافه مصرف هستیم. مصوبه اخیر شورای عالی آب یک‌سال پیش اعلام‌کرد که سقف تخصیص آب برای کاربردهای مختلف ۷۵درصد آب تجدید‌پذیر است. آب تجدید‌پذیر بخشی از باران است که به منابع زیرزمینی یا آب سطحی تبدیل می‌شود. می‌دانید که بخش بزرگی از باران تنها خاک را خیس می‌کند و از این باران تا باران بعدی تبخیر می‌شود. این آب «آب‌سبز» نامیده می‌شود، ولی آبی که وارد سفره‌های زیرزمینی می‌شود «آب‌آبی» است. آب آبی برای مصرف استحصال می‌شود. الآن ما در خراسان عددمان در نسبت تخصیص آب مصوبه شورای عالی آب بالای۴/۱ است؛ یعنی ۴٠درصد بیشتر از تجدید‌پذیری آب تخصیص می‌دهیم که نتیجه‌اش همین افت آب‌های زیرزمینی است. وضعیت در آینده اصلا خوشایند نیست. دمای هوا درحال زیادشدن است. دما موجب خواهدشد که پِرت تبخیری ما از‌‌ همان باران افزایش پیداکند؛ یعنی آب سبز ما رشد پیدا کند و آب آبی کم شود. یکی از راه‌حل‌ها این است که ما به آب سبز توجه بیشتری بکنیم. در فصل بارش گیاهانی بکاریم که با همین باران خدادادی محصول بدهند و مراتع سرسبز شود، دام‌ها چرا کنند و از یونجه و مزرعه آبی بی‌نیاز شوند. این کاری است که عشایر انجام می‌دادند. آن زمان کشاورزی آبی را تحت‌تاثیر قرار نمی‌داد، ولی گوشت موردنیاز ما را تولیدمی‌کرد.

................................................

باید در ازای توسعه شهری از توسعه کشاورزی کاست!

بر اساس آمار رسمی موجود، نیازهای همه اقلام مصرف آبی در مشهد در افق۱۴۲۰ به یک‌میلیارد‌و٧٢٠میلیون مترمکعب می‌رسد. در‌حالی‌که الآن آب تجدید‌پذیر ما در دشت مشهد حدود ۸۰۰‌میلیون مترمعکب است و ما پیش‌بینی می‌کنیم که این منابع تا افق۱۴۲۰ به ۷۰۰‌میلیون مترمکعب کاهش پیدا می‌کند. درواقع اگر ۷۵‌درصد آن مقداری که اجازه داریم، مصرف کنیم، دراصل حدود ۶۰۰‌میلیون مترمکعب آب در اختیار داریم. حالا شما ببینید. ۶۰۰‌میلیون مترمکعب آب داریم و یک‌میلیارد‌و٧٢٠میلیون مترمکعب مصرف! از امروز باید جلویش را گرفت. نباید صبر کنیم تا۱۴۲۰. ما یا باید توسعه را مدیریت کنیم یا از بخش کشاورزی به شهر و صنعت جابه‌جا کنیم. این تناقض واقعا مخاطره‌آمیز است.

از دید بنده کشاورز‌ها آب را اصراف نمی‌کنند. اگر کشاورزی درحال رشد است پس باید از صنعت و شهرنشینی کاسته شود و اگر شهر و صنعت ما رشد می‌کند، پس باید از کشاورزی کاسته شود. این «باید» به معنی اجبار و زور نیست. یک جابه‌جایی ناگزیر است. اگر پروژه‌‌های توسعه‌دهنده شهری چاه‌ها را از کشاورزان خریداری کنند، کشاورزان با درآمد حاصله می‌توانند مشاغل دیگری اختیار کنند. زمانی که در شهری خواهان توسعه هستیم، باید در حوزه‎‌های دیگر از جمله کشاورزی دست از توسعه برداریم. کشاورزی که کوچک شود، مصرف آبش هم کوچک‌تر می‌شود.

................................................

کشاورزی نباید جور توسعه شهری را بکشد

ما در منطقه‌ای خشک بودیم و هستیم. اطلاعات باران ایستگاه مشهد را از حدود ١٠٠سال پیش داریم که در کنسولگری انگلستان در مشهد نصب شده بود و دیتای آن موجود است بررسی کردیم. متوجه شدیم که در این ١٠٠سال متوسط بارش تغییری نکرده و باران ما از ١٠٠سال پیش کم‌تر نشده‌است. اشکالی که وجود دارد این است که بدون توجه مصارفمان رشد کرده‌است. «ورشکسته» شده‌ایم و داریم از سرمایه‌ می‌خوریم. قرار ما باید این باشد که از درآمدمان بخوریم؛ درآمد ما «آب‌تجدید‌پذیر» است که هرسال می‌بارد و آبی در اختیار ما قرار می‌گیرد. نباید از آب تجدیدنشدنی زیرزمینی مصرف کنیم.

آب زیرزمینی نعمتی خدادادی است که ما باید در سال‌های خشکسالی از آن استفاد و دوباره در «ترسالی» ذخیره‌اش کنیم. اگر این ذخیره از بین برود آیا در خشکسالی‌های وخیم احتمالی منبعی برای استفاده داریم؟ چه کسی تضمین داده که در مشهد خشکسالی‌های طولانی‌مدت نیاید؟ اگر خشکسالی بیاید چه می‌شود؟

اولین‌کاری که باید صورت بگیرد صرفه‌جویی است؛ اما منظور من از اولین‌کار، اولین از نظر اولویت انجام است، نه اولویت زمانی.

صرفه‌جویی کار پسندیده‌ای است و هرجایی انجام بگیرد خوب است، ولی ما را نجات نمی‌دهد. اگر کشاورزی کوچک‌تر شود، مصرف هم کم‌تر می‌شود، چون بیشترین مصرف آب ما در کشاورزی است، اما ما باید در همه بخش‌ها صرفه‌جویی و مدیریت‌مصرف داشته‌باشیم. در دشت مشهد حدود ٣٠درصد از برداشت آب به دست بخش شهری و صنعت انجام می‌شود. باقی این برداشت برای بخش کشاورزی است؛ منتها برداشت آب در شهر و یا صنعت مصرف نمی‌شود، بلکه در مرحله‌سوم از پروسه سه‌مرحله‌ای‌ برداشت و انتقال و کاربرد(used) استفاده می‌شود.

در مرحله کاربرد بخش بزرگی (حدود٧۵درصد) از این آب برمی‌گردد؛ در‌حالی‌که در کشاورزی برگشت آب بسیار ناچیز (حدود١۵‌درصد) است. با این حال، مصرف بیشتر زمانی است که آب را به شکل مواد غذایی یا برای مثال به شکل آب معدنی از استان خارج می‌کنیم.

در این میان هیچ‌کس جز کسانی که باید این مسایل را به مردم توضیح دهند و یا به‌موقع اقدام نکرده‌اند مقصر نیستند. میزان مصرف ما نسبت به منابعمان در دشت مشهد باید ۴٠‌درصد کم شود.

همه بایستی در این کاهش‌مصرف مشارکت کنند و فقط نباید کشاورزی جور این کاهش را بکشد؛ زیرا همگان در ایجاد این مشکل دخیل بوده‌اند. همه باید برداشت خود را ۴٠‌درصد کاهش دهند و اگر دچار کمبود شدند، از کشاورزان چاه آب بخرند. این پیشنهاد من است. کمبود آبشان را از کشاورزان بخرند و اگر واقعا فکرمی‌کنند آب کشاورزی گران است، راهکارهای دیگری هم وجود دارد؛ مثلا از چابهار آب بیاورند که بسیار گران‌تر می‌‌شود.

................................................

آب ٢٠ هزارتومانی!

غیر از کاهش مصرف، آیا راهکارهای دیگری نیز وجود دارد؟ مثلا مثل بارورکردن ابر‌ها یا تامین آب از دریا‌ها. آیا این راه‌حل‌ها از نظر علمی ممکن است؟ آیا صرفه اقتصادی دارد؟

شاید مثلا در مناطقی از کالیفرنیا و جاهای مختلف دیگر این کار را گاهی انجام داده‌باشند ولی نه به‌عنوان تامین. مواقعی هست که کم‌آبی خیلی فشار می‌آورد و مشکل ایجاد می‌کند، مثلا معمولا در جایی که هردوهفته یک‌بار باران می‌آمده، الآن سه هفته است که باران نیامده و زراعت با مشکل مواجه شده‌است.

البته کالیفرنیا شرایط این کار را دارد. برای مثال، کوهستان بلند دارد و ابر از طرف دریا می‌آید. در ایران به دلیل گرد و غبار فراوان و ریزگرد‌ها اصلا نیازی به باروری ابر‌ها به آن شیوه نداریم. این نوعی خواب‌وخیال است که متاسفانه مردم و مسئولین در رویای آن فرومی‌روند و ناگهان در‌حالی‌که در رویا هستند در خشکسالی غرق

می‌شوند!

انتقال آب هم به نظر من روش مناسبی نیست ولی گویا برای شرایط کنونی مشهد مجبوریم به سمت آن روش‌ها میل کنیم؛ به این دلیل که آن‌قدر در شرایط بدی هستیم که دو راه‌حل داریم. یکی آنکه ۴۰‌درصد از کل مصارف را تقلیل دهیم یا اگر نمی‌توانیم، باید راه دیگری را امتحان کنیم و آن آب مترمکعبی ١٠هزارتومان (به گفته کسانی که برنامه‌ریزی‌اش را کرده‌اند) خواهد بود که به نظر من قیمتش به ٢٠هزارتومن نزدیک‌تر است. این آب اگر بخواهد در مشهد توزیع شود، چه کسانی آن را می‌خرند؟ آیا دولت یارانه این آب را می‌دهد؟

فاصله مصرف ما تا منابع ما، یعنی از ۶۰۰‌میلیون تا یک‌میلیارد‌و‌۷۲۰‌میلیون مترمکعب، یعنی یک‌میلیارد متر مکعب آب ٢٠هزار تومانی یا حتی ١٠هزار تومانی، می‌شود ١٠هزار‌میلیاردتومان. آیا دولت سالانه این پول را می‌دهد که به درخت‌ها و مردم آب بدهیم؟ دولت چنین پولی ندارد.

به نظر من حتی اگر این پروژه ساخته شود، در آینده از نظر نگهداری و بهره‌برداری دچار چالش می‌شود و منابع مالی‌اش تامین نمی‌شود. ما الآن در پروژه سد دوستی مشهد بدهکاری وحشتناکی داریم. شدنی است ولی پولش نیست. از نظر اقتصادی بسیار مخاطره‌آمیز است.

آیا امکان تامین آب از استان‌هایی که آب بیشتری دارند هست؟

در اطراف ما کسی نیست که این آب را داشته باشد. امروز دیگر دریای خزر را هم به دلایل مختلف دیگر مطرح نمی‌کنند. تحقیقی دراین‌باره کردیم و دیدیم در بدترین سناریو با برداشت سالی ۵٠٠‌میلیون مترمکعب آب تا ١٠٠سال آینده مشکلی به‌وجود نمی‌آورد، اما بالاخره در آینده باعث شوری آب دریا می‌شود.

بحث‌های حقوقی هم هست. ما و روسیه دستمان به دریای آزاد می‌رسد و نباید به دریای خزر چشم داشته‌باشیم، وگرنه سه همسایه دیگر هم هجوم می‌آورند زیرا دستشان به دریای آزاد نمی‌رسد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.