1. رویدادها

نوع مطلب: مرور سیاست

23 آبان 1394 ساعت 15:41

پدیده پاشایی: نمایش سبک زندگی در یک سوگ

پدیده پاشایی:  نمایش سبک زندگی در یک سوگ

انتشار خبر به سرعت هزاران نفر را به بیمارستان بهمن تهران سرازیر کرد، ده‌ها هزار نفر در مراسم تشییع جنازه در تالار وحدت شرکت کردند و خیابان انقلاب بسته شد، بیش از ۶٠ هزار نفر در زمانی که وارونگی هوا شدید بود برای تدفین به بهشت زهرا رفتند و به دلیل انبوهی جمعیت تشییع­ کنندگان، مراسم خاکسپاری شبانه برگزار شد. در غم نبود او ده‌ها‌ هزار نفر در پارک‌ها و میادین شهرهای بزرگ و کوچک ایران و افغانستان جمع شدند، شمع روشن کردند و ترانه‌های او را همخوانی کردند. تهران، شیراز، مشهد، آبادان، بندر انزلی، رشت، مزار شریف و هرات کانون‌های اصلی تجمع شدند. این توصیف­ها، توصیف­های مرگ مرتضی پاشایی، یک خواننده پاپ در ایران است که «پدیده پاشایی» نام گرفت.<br/>در نوشتار حاضر ضمن صورت­بندی نظرات کارشناسان و تحلیل­گران اجتماعی پیرامون پدیده پاشایی به این سوال پاسخ می­دهیم که «چرا مراسم تشییع جنازه پاشایی غافلگیر کننده بود؟».

مقدمه

انتشار خبر به سرعت هزاران نفر را به بیمارستان بهمن تهران سرازیر کرد، ده‌ها هزار نفر در مراسم تشییع جنازه در تالار وحدت شرکت کردند و خیابان انقلاب بسته شد، بیش از ۶٠ هزار نفر در زمانی که وارونگی هوا شدید بود برای تدفین به بهشت زهرا رفتند و به دلیل انبوهی جمعیت تشییع­‌کنندگان، مراسم خاکسپاری شبانه برگزار شد. در غم نبود او ده‌ها‌ هزار نفر در پارک‌ها و میادین شهرهای بزرگ و کوچک ایران و افغانستان جمع شدند، شمع روشن کردند و ترانه‌های او را همخوانی کردند. تهران، شیراز، مشهد، آبادان، بندر انزلی، رشت، مزار شریف و هرات کانون‌های اصلی تجمع شدند. این توصیف­‌ها، توصیف­‌های مرگ مرتضی پاشایی، یک خواننده پاپ در ایران است که «پدیده پاشایی» نام گرفت.

پس از آن، انبوه جمعیت تشییع­کنندگان خواننده جوان و کم ­سابقه با مراسم تشییع سیاست­مداران و چهره­‌های مهم اجتماعی مقایسه شد و این سوال را مطرح ساخت که چرا سوگی چنین فراگیر در مرگ یک خواننده جوان پاپ رخ داد؟ سوگی که بسیاری از تحلیل­گران و صاحب­نظران اجتماعی را وادار به موضع­گیری و اظهارنظر کرد. در ادامه ضمن صورت­بندی نظرات کارشناسان و تحلیل­گران اجتماعی پیرامون پدیده پاشایی به این سوال پاسخ می­دهیم که «چرا مراسم تشییع جنازه پاشایی غافلگیر کننده بود؟».

واکاوی یک مساله: موسیقی بهانه­ نمایش سبک زندگی

تحلیل­گران اجتماعی بسیاری تلاش کردند تا با استفاده از مفاهیم متفاوتی پدیده پاشایی را توضیح دهند. قانعی‌راد پدیده سوگ پاشایی را نشان­دهنده «شکاف آگاهی» در جامعه ایران دانست. جلایی‌پور «پدیده پاشایی» را در چارچوب «جنبش اجتماعی و پویش بی‌صدا و مبتنی بر سبک زندگی در جامعه جنبشی ایران» تفسیر کرد. منتظرقائم آن را متعلق به متولدان دهه 60 با ویژگی سیاست­زدگی از پایین و اباذری دلیل اصلی شکل­گیری آن را سیاست­زدایی از بالا دانست که نمود آن میدان دادن به افراد غیرنخبه همچون ورزشکاران، بازیگران، خوانندگان و ... در امور سیاسی است. آزاد از پررنگ بودن ابعاد فرهنگی «پدیده پاشایی» گفت و بر ساحت فرهنگی آن تاکید کرد و فاضلی به اشکال جدیدی از «باهم بودن» در جامعه کلانشهری ارتباطی امروز اشاره کرد و محمود شهابی آن را «تخطی کارناوالی» نامید. جدا از به کار بردن مفاهیم متفاوت، جانمایه تمام این تحلیل­ها اشاره یا تاکیدی بر این داشتند که پدیده پاشایی نمودی از سبک زندگی غیررسمی روزمره در جامعه ایرانی است. سبکی که بیش از یک دهه است که در متون دانشگاهی به آن اشاره شده و با عناوین متفاوتی همچون زندگی روزمره طبقه متوسط به آن پرداخته شده است.

نعمت‌­الله فاضلی ضمن اشاره به وجود سه فرهنگ سنتی، غالب حکومتی و نوظهور غیررسمی در جامعه ایران «پدیده پاشایی» را ظهور و بروزی از سبک زندگی نوظهور غیررسمی در ایران می­داند، این فرهنگ، همان فرهنگی است که در متون دانشگاهی از آن با عنوان فرهنگ غیررسمی زندگی روزمره در ایران یاد می­شود. در طول سی سال گذشته سبک زندگی­ای در جامعه ایران ریشه دوانده است، که در سوگ پاشایی سربرآورد و خودنمایی کرد و در این خودنمایی آنچه مهم بود موجودیت سبک زندگی غیررسمی در ایران بود نه یک فرد خاص. تقی آزاد ارمکی نیز علت اصلی «پدیده پاشایی» را زیست فرهنگی جامعه ایران می­داند و معتقد است که «زیست فرهنگی که ایرانی دارد مختصاتش آدم‌هایی مثل «پاشایی» است». حال سوال این است که آیا تنها پاشایی نماینده این فرهنگ نوظهور است؟

در پاسخ باید گفت البته که این فرهنگ نوظهور چهر­ه‌های شاخص دیگری نیز دارد اما به نظر نمی­‌رسد آنچه در مرگ پاشایی رخ داد در مورد تمامی چهره­‌های فرهنگ نوظهور زندگی روزمره در ایران رخ دهد و به قول جلایی­‌پور «پدیده پاشایی» از آن دست پدیده­‌هایی نیست که هر زمان کسی هوس کرد بتواند نظیر آن را اجرا کند. اما چه شد که مرگ پاشایی مجالی برای رخ نمایی این فرهنگ شد؟ چه چیزی در پاشایی وجود داشت که سبب شد بتواند نمود و ظهوری برای این سبک زندگی باشد؟ « پدیده پاشایی» محصول در هم گره خوردن علل متفاوت و زیادی است که در راس آنها موسیقی و رسانه­های رسمی و غیررسمی قرار دارد، درهم­ تنیدگی سه عاملی که بر روی هم باعث شدند پاشایی نقاب از چهره زندگی روزمره در ایران بردارد. در ادامه تلاش می­کنیم تا نقش هر یک از این عوامل را توضیح دهیم.

پاشایی، موسیقی و سبک زندگی غیررسمی

پدیده پاشایی یکی از جلوه‌­ها و نمودهای سبک نوظهور زندگی روزمره در ایران است، سبکی که موسیقی جزلاینفکی از آن محسوب می­‌شود. به قول وحید شالچی «زندگی روزمره را نمی شناسیم» اگر می­شناختیم می­دانستیم که سبک جدید زندگی بدون حضور موسیقی در ایران امکان ندارد موسیقی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی جوان ایرانی است. آمارها نشان می­دهند که میانگین سن شروع به مصرف موسیقی 10 سالگی است و ایرانیان به طور متوسط روزانه 106 دقیقه به موسیقی گوش می­دهند. مفاهیمی مانند عشق و خیانت مفاهیم آشنای موسیقی پاپ و همچنین ترانه­های پاشایی است، مفاهیمی که مخاطب دارند و مفاهیم تکرارشونده لیست آهنگ­های پرطرفدار نوجوانان و جوانان را تشکیل می­دهند. در چنین متن فرهنگی­ای، پاشایی عضو جوانی از خانواده موسیقی پاپ در ایران بود و چندان دور از انتظار نبود که در مرگ او جمعی از هوادارانش حضور یابند.

جلایی‌پور دلیل شگفتی ناظران از انبوه جمعیت تشییع­کنندگان پاشایی را این می­داند که آنها توجه ندارند که آلبوم‌های پاشایی در سه سال گذشته در صدر پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی مجاز در ایران بوده ‌است، تور کنسرت‌های او در سراسر کشور مورد استقبال گسترده قرار می‌گرفت، همین دو ماه پیش از فوتش توانسته بود چندین شب متوالی سالن چند هزار نفره برج میلاد را برای کنسرت‌هایش پر از جمعیت کند و در سایت پرمخاطبِ رادیو جوان که ربطی به صداوسیما ندارد هم مدت‌ها پرلایک‌ترین خواننده ایرانی بوده است. همه اینها نشان می‌دهد که با هر معیاری پاشایی خواننده و آهنگساز عامه‌پسند، پرمخاطب و محبوبی بوده است و تعداد زیادی از ایرانیان و فارسی‌زبانان با ترانه‌هایش خاطره و ارتباط عاطفی نزدیک دارند.

درنتیجه خواننده بودن پاشایی معیار پایه­ای او برای سلبریتی­ بودن او[1] را فراهم آورد و خود او نیز در این مدت توانست به عنوان یک خواننده شخصیت خاصی برای خود بسازد. «ویژگی‌های شخصی این آدم و تیپ و استایلش از لحاظ فرهنگی اهمیت دارد. اکتی که دارد، این آدم کلکسیون کلاه، عینک و شال گردن دارد. آدم مهمی است. صاحب کلاه است» (آزاد). لذا پاشایی توانست در شرایطی که گروه­های مرجع مردم تغییر کرده و شخصیت­های هنری و فرهنگی به عنوان گروه مرجع نقش پررنگ­تری یافته­اند، جایگاه قابل تاملی در جامعه به دست آورد. این بدیده نوظهور به واسطه بیماری سرطان و همچنین ظهور و همه­گیری شبکه­های اجتماعی موبایلی عمق و دامنه نفوذ بیشتری یافت.

پاشایی، سرطان و زیست رسانه­‌ای

در جهان رسانه­ای شده امروز رسانه­ها نقش بسیار اساسی و بنیادی در شهرت دارند. رسانه­هایی چون تلویزیون به عنوان رسانه رسمی در ایران و شبکه­های اجتماعی مجازی به عنوان رسانه­های غیررسمی نقش مهم و تعیین‌کننده­ای در زندگی روزمره مردم دارند و می­توانند نقش موثری در تعیین اولویت ذهنی افراد بازی کنند. فاضلی «پدیده پاشایی» را پدیده‌ای ارتباطی و شبکه‌ای می­داند. در شرایطی که هیچ یک از هم مسلکان پاشایی راهی به رسانه ملی به عنوان بایگاه تبلیغی فرهنگ مسلط ندارد او توانست به چهره یکی از بربیننده­ترین تاک­شوهای ایرانی تبدیل شود. آنچه پای او را به این برنامه «ماه عسل» باز کرد بیماری سرطان او بود، بیماری­ای که امروز به یک مساله اجتماعی برای جامعه ما تبدیل شده است و لذا ترکیب یک خواننده پاپ، بیماری سرطان و برنامه گفت­وگو محور پربیننده­ای مثل «ماه عسل» سبب توجه به «پاشایی» شد. مرتضی پاشایی به عنوان خواننده تیتراژ یکی از پرمخاطب‌ترین‌ تاک‌شوهای صداوسیما ،ماه عسل، در دو سال متوالی و پخش مکرر آثارش در رادیو و شرکت در برنامه‌های ویژه نوروزی تلویزیون مشهورتر ‌شد.

زیست رسانه­ای پاشایی با فراگیر شدن شبکه­های اجتماعی موبایلی گره خورد و جمع زیادی را به صورت مجازی با زندگی او و بیماری­اش پیوند داد. پیوندی که خود را در تشییع جنازه پاشایی و مراسم­های یادبود او نشان داد. تا جایی که جلایی­پور معتقد است که موبایل­ها در ماجرای تشییع جنازه پاشایی رسانه اصلی بودند و حتی از صدا و سیما، ماهواره­ها و اینترنت تاثیر بیشتری داشتند. هادی خانیکی معتقد است که «بسیاری از کسانی که در این مراسم حضور داشتند پاشایی را نمی­شناختند ولی حضور در شبکه های اجتماعی این احساس را به آنها داد که باید در این مراسم حضور یابند و دیده و شناخته شوند».

«پدیده پاشایی» نشان داد که یک تغییر در جامعه رخ داده است، تغییری که باید آن را دید، پذیرفت و با آن هماهنگ شد. اما آیا این تغییر، تغییری سیاسی است؟

آیا پدیده پاشایی، پدیده­ای سیاسی است؟

هرچند که بسیاری از تحلیل­گران اجتماعی معتقدند که پدیده پاشایی، پدیده­ای فرهنگی است اما به قول وحید شالچی «پدیده پاشایی به نوعی هم سیاسی بود و هم غیرسیاسی». پدیده پاشایی غیرسیاسی است چرا که هیچ زمینه سیاسی در آن نمی­توان یافت و با مقوله­های امر سیاسی نمی­توان پدیده پاشایی را توضیح داد. اما هم­زمان سیاسی نیز است چرا که پدیده پاشایی نمودی از زیست فرهنگی نهفته و برآمده از متن زندگی روزمره غیررسمی در ایران است. پدیده پاشایی بیانی از تغییرات در حوزه فرهنگ کشور و سبک زندگی جوانان است. آزاد نیز با وجود اینکه تاکید دارد «پدیده پاشایی» پدیده­ای فرهنگی است، معتقد است که نتایج و عکس‌العمل این پدیده و ارتباطی که با حوزه رسمی پیدا کرد باعث شده بعد سیاسی ‌پیدا کند.

جلایی­پور معتقد است که «این پدیده یک جنبش اجتماعی مبتنی بر پیشروی آرام بود یعنی افراد کاری به حکومت ندارند اما چون زیاد هستند و مدام این گونه زندگی می کنند تغییر ایجاد می کنند اما به طور آرام. «جنبش اجتماعی بی‌صدا» برخلاف «جنبش سیاسی» وقتی که فرصت پیدا می‌کند به طور مستقیم در برابر حکومت دست به اعتراض نمی‌زند بلکه هنگامی که فرصت پیدا می‌کنند در جریان زندگی روزمره خود و به شیوه­ای آرام سبک زندگی خود را که معمولا سبک و رویه‌های آنان مورد پسند حاکمیت و اقشار مسلط نیست به نمایش می‌گذارند و دیگران برای لحظاتی خیره حضور جمعی آنان می‌شوند».

جنبه دیگر از رابطه میان مرگ باشایی و ساحت سیاست در ایران مدارای حوزه سیاسی با بروز این پدیده بود. به قول آزاد «اگر دولت احمدی‌نژاد وجود داشت و دولت روحانی نبود، مدارای حوزه سیاسی با این عرصه وجود نداشت، لحظه اول می‌بردند خاک می‌کردند و یک نفر هم اجازه حضور نداشت». جلایی­پور نیز معتقد است که «حکومت اجازه تشییع و ابراز همدردی جمعی بدون هزینه برای یک هنرمند را داد. در جامعه‌ای که مرتب اجتماعات کنترل می‌شود، امکان تشییع جنازه پاشایی یک فرصت به جوانان داد که اعلام حضور کنند».

این مدارای سیاسی سبب شد تا در فوت پاشایی شرایطی پدید آمد که امکان ظهور مقطعی این فرهنگ زندگی روزمره غیررسمی مهیا شد و به قول جلایی­پور «حکومت توانست این پویش بی‌صدای جوانان را به عینه ببیند».

اینجا است که ­رییس انجمن جامعه­شناسی ایران قانعی­راد می­پرسد: اگر بنا باشد با رویکردی راهبردی به پدیده پاشایی نگاه کرد و اگر این پدیده یکسری دلالت­ها برای فرهنگ و سیاست یا به عبارت دیگر برای عرصه جامعه و حاکمیت داشته باشد، مجموعه این درس­ها و دلالت­ها که خوب است در عرصه اصلاح سیاست­های کلی در بخش عمومی یا رفتارهایی که جامعه می تواند از آن پندآموزی داشته باشد، در دستور کار قرار بگیرد، چیست؟

جمع­‌بندی، سوگ یا جشنی برای زندگی

«پدیده پاشایی» به ما نشان داد که تکثر اجتماعی یک واقعیت است. همانطور که سیدجواد میری می­گوید: ما نمی­توانیم تکثر اجتماعی را انکار کنیم و از یک سبک زندگی معیار صحبت کنیم و سایر سبک­ها را مذموم بشماریم. اکنون می‌بینیم که جامعه از رویکردی که صدا و سیما یا رویکردهای کلان سیاستگذاری­های جامعه سعی دارد مردم را به آن ارجاع دهد، فاصله دارد و به مسائل دیگری توجه می­کند. لذا اتفاقات بعد از مرگ پاشایی یک فرصت است که باید آن را با دیده واقع­بینانه نگاه کنیم.

آنچه در مرگ باشایی دیده شده هرچند در ظاهر سوگ مرگ خواننده جوان ناکامی بود اما می­توان آن را جشن گرفتن زندگی جمعی نامید. این تشییع جنازه فرصت مناسبی برای تجربه لذت حضور در جمع بزرگ برای کسانی بود که سبک زندگی غیررسمی دارند، لذت حضور بی­هزینه در خیابان. سعید ذکایی نیز معتقد است که «موسیقی یا درگذشت پاشایی بهانه­ای برای باهم بودن و باهم شدن بود. این پدیده پاسخی به خودابرازی­های منع شده بود».

پدیده پاشایی نتیجه حضور سبک زندگی و گونه­ای از فرهنگ در حال ظهور ایرانی است که نیازمند واکاوی و توجه بیشتر است. جامعه‌شناسان ایرانی چندین سال است که از شکل­گیری یک «جامعه» قوی در ایران خبر داده­اند لایه­ای که تحت فرمان کامل حکومت و نظام نیست و قابل بیش­بینی بود که سبک زندگی این جمع هرگاه که فرصتی بیابند خود را ابراز می­کند.


[1] - به کار بردن مفهوم سلبریتی در ایران با اما و اگرهای بسیاری همراه است و در این متن نیز با اغماض به کار گرفته شده است.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.