1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. آب
  6. >
  7. خشكسالی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

11 مهر 1394 ساعت 15:21 شماره مسلسل: 1100143

پیش‌بینی آوارگی آب در ایران

پیش‌بینی آوارگی آب در ایران

آب، شاید در شمار نخستین واژه‌هایی است که هر کودک ایرانی می‌آموزد و می‌خواند. ساده‌ترین واژه برای آموختن. آبی که زین پس به نظر می‌رسد خوردنش مصداق سهولت نخواهد بود. چند دهه پیش کمتر کسی فکر می‌کرد که این درگاه آموختن، ساده‌ترین واژه در ایران زمین، تبدیل به معادله‌ی چندمجهولی پیچیده‌ای شود که یقه بزرگان مملکت را سخت بگیرد و آنها را در چاره، دچار مشکل کند.


شوربختانه، یکی از بحرانی‌ترین شرایط خشکسالی جهانی را در ایران سپری می‌کنیم. سوای کمیت بحران، با بحرانی وخیم‌تر به نام ناآگاهی یا کتمان واقعیت‌های مربوط به مسائل آب روبرو هستیم که از آن تعبیر به بی‌سوادی آب می‌شود. ناآگاهی‌هایی که ما را مجبور به تجربه سیلی‌های سخت طبیعت کرده و اگر درس نگیریم، تاوان بدتری پس خواهیم داد. در شرایطی به سر می‌بریم که 85 درصد از اندوخته‌های آبی خود را مصرف کرده و در شمار رکوردداران نشست زمین در آسیا هستیم؛ بحرانی که در صورت تداوم شهرهایی مرده و رهاشده ارمغان نامیمونش خواهد بود. 93 درصد از منابع آب شیرین کشور را صرف آبیاری 12 درصد از مساحت کشور با کارایی مصرف آب یک سوم معیار جهانی می‌کنیم، (یعنی 9/0 کیلوگرم محصول تولید شده به ازای یک متر‌‌‌مکعب آب مصرفی)، مدت‌ها است بازی آب مجازی را به قواعد نادانسته صادرات و واردات آن باخته‌ایم، نمونه‌های متعددی از مکان‌یابی غلط صنایع ( فولاد و برق) را در تاریخ صنعت کشور به ثبت رسانده و به جای حداکثرسازی ذخیره آب در زیرزمین، آن را در سطح زمین ذخیره کرده و تا توانسته‌ایم، به سدسازی خود بالیده‌ایم!

با این وجود، شگفت آنکه در دقیقه اکنون، هنوز هم بحران آب برای بسیاری از افراد جامعه خصوصاً بدنه مدیران تصمیم‌ساز، تبدیل به یک باور نشده است و باز شاهد مقاومت‌هایی بر سر حل این مسائل هستیم. بدنه مدیریتی که روزگار بهتری نسبت به طبیعت سپری نمی‌کند و گویی آن نیز دچار خشکسالی شده است. مدیریتی که دم از بازنگری سیاست‌های جمعیتی در کشور و جمعیت 150 میلیونی می‌زند، در حالی که دیری نخواهد پایید، بسیاری ازساکنان کنونی ایران زمین، سوای جمعیت نورسیده، آواره شوند.

جان کلام آنکه چیدمان توسعه کشور را براساس توان تاب‌آوری آن نچیده‌ایم. اکنون چاره‌ای نداریم جز اینکه «‌آوارگی» را با «آب» پیوند دهیم و کلیدواژه‌ای جدید با نام «آوارگی آب» بسازیم. کلیدواژه‌ای که مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌زیست (دکتر عیسی کلانتری)، جمعیت خزیده در زیر پوست آن را 50 میلیون نفر تخمین می‌زند.

به‌طور کلی می‌توان گفت کشورهای خاورمیانه در طی ده سال آینده با مسائل مربوط به آب (شامل کمیت و کیفیت) دست به گریبان خواهند بود که این خود باعث بی‌ثباتی و افزایش تنش‌های منطقه‌ای خواهد شد. همانطور که شرح آن رفت، ایران نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. زمانی که مسائل آب با فقر و معیشت جوامع خرد، تنش اجتماعی، تخریب محیط‌زیست، مدیریت ناصحیح و ساختارهای ضعیف سیاسی پیوند بخورد، منجر به اختلالاتی خواهد شد که آوارگی تخمین زنده شده برای 50 میلیون نفر تنها نخستین نشانه آن خواهد بود و این در صورتی است که کاهش تاب‌آوری بوم‌سازگان‌ها به تنش‌های طبیعی را کنار بگذاریم. مسائلی که نخستین پیامدهای آن می‌تواند از خردترین مسائل زندگی یک روستایی تا کلیدی‌ترین مسائل کشور را برای تولید غذا و انرژی (آن هم نه پایدار) و در دیدی کلان‌تر رشد اقتصادی را تحت‌تأثیرخود قرار خواهد داد. در مرحله بعد فقر و فساد و فحشا حاصل از آن می‌تواند به معضلی جدی برای امنیت ملی کشور به حساب آید.

تخلیه آب‌های سطحی و زیرزمینی حداکثر در ده سال آینده ایران را با مشکلات امنیتی و اقتصادی جدی‌تر از حال حاضر روبرو خواهد ساخت. آب‌هایی که یا مصرف شده‌اند و دیگر جایگزین نخواهند شد، یا با سوء مدیریت به معضلی بزرگ تبدیل شده‌اند (به عنوان مثال سد گتوند و دریاچه ارومیه)، یا نادانسته صادر می‌شوند و یا جوامع انسانی را از گرد خود پراکنده ساخته‌اند. آب‌هایی که در طی سه دهه گذشته به منظور تأمین تقاضای بازار مصرف شده است و به راحتی امنیت غذایی و متعاقب آن خطر گسست اجتماعی و در سطح کلان‌تر امنیت ملی را افزایش داده است. ساده‌ترین نتیجه‌ای که از این شرح مختصر می‌توان گرفت این است که همبستگی قوی بین آب، رشد اقتصادی و امنیت ملی وجود دارد.

راهکارهای مهندسی که برای حل مسائل کمبود آب (غالباً طرح‌های انتقال آب) به عنوان رایج‌ترین راهکار ارائه می‌شوند، تنها بعد مهندسی را لحاظ کرده و جامعیت لازم را از نظر اقتصاد، اجتماع و محیط‌زیست نداشته و تنش‌های بین سازمان‌های اجراکننده سرنوشت آنها را با شکست حتمی روبرو ساخته است. طرح‌هایی که معیشت جوامع محلی را به خطر انداخته، مشاغل جایگزین معرفی نکرده و میوه‌ای جز آوارگی، فقر، ناامنی غذایی و جرم و فحشا به بار نیاورده است. همه اینها در حالی است که راهکارهای مهندسی صرف هم، برای یک تصمیم درست، اطلاعات اقتصادی، آب و کاربری زمین را در اختیار ندارد تا بتواند تصمیم مهندسی خود را بدون دغدغه اجرایی کند. فقدان نظام‌های اطلاعاتی و قانونگذاری مسائل آب دیگر مسئله‌ای است که مدیریت کارآمد آن را با شکست روبرو ساخته است.

جان کلام آنکه...

اگر بدنه مدیریتی و تصمیم‌ساز کشور تا ده سال آینده نتواند مدیریت آب کشور را بهبود داده (به عنوان مثال قیمت‌گذاری صحیحی بر روی تخصیص آب و تجارت آب‌مجازی) و سرمایه‌گذاری درستی در بخش‌های مرتبط با آب (شامل بخش‌های کشاورزی، سدسازی و تصفیه فاضلاب) انجام دهد به درستی مفهوم این جمله را خواهد فهمید که چرا «اشیا از آنچه در آیینه می‌بینید به شما نزدیکترند!»

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.