1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اقتصادی
  4. >
  5. بازار مالی
  6. >
  7. صندوق‌های بازنشستگی

نوع مطلب: مرور سیاست

22 شهریور 1394 ساعت 09:44 شماره مسلسل: 2200136

مستمری بازنشستگی در ایران

مستمری بازنشستگی در ایران

در این مقاله به شرایط کنونی تامین اجتماعی در ایران و چالش‌های پیش‌روی آن می‌پردازیم. در بخش بعدی پارامترها و قوانین مربوط به مستمری بازنشستگی در ایران تببین می‌شوند. سپس در بخش دوم بحث می‌کنیم که این قوانین و ویژگی‌ها چه شرایطی را برای صندوق به لحاظ تامین مالی و تعهدات موجب شده است.


در ایران حمایت‌های اجتماعی با شکل‌گیری سازمان تامین اجتماعی در سال 1354 آغاز گردید. این قانون تجربه 50 ساله بیمه‌های اجتماعی را با خود داشت. اما انطباق سال‌های جوانی صندوق‌ها با سال‌های ابتدایی انقلاب و جنگ که موجب عدم ارتقاء ذخایر گردید با رشد لجام‌ گسیخته سطح تعهدات سازمان به دلیل رشد جمعیت در سال‌های پس از آن همراه شد. صندوق تامین اجتماعی ایران در شرایط کنونی با چالش‌های فراوانی روبروست که متاسفانه یا با عدم توجه مسئولین روبرو‌شده یا مشکلات سیاسی و اقتصادی بهسازی و اصلاح نظام تامین اجتماعی را به تعویق انداخته است. در این مقاله اما نه به اصلاحات مورد نیاز بلکه به شرایط کنونی تامین اجتماعی در ایران و چالش‌های پیش‌روی آن می‌پردازیم. در بخش بعدی پارامترها و قوانین مربوط به مستمری بازنشستگی در ایران تببین می‌شوند. سپس در بخش دوم بحث می‌کنیم که این قوانین و ویژگی‌ها چه شرایطی را برای صندوق به لحاظ تامین مالی و تعهدات موجب شده است.

مستمری بازنشستگی در ایران

قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی مصوب سال 1383 خدمات تامین اجتماعی ایران را در سه حوزه بیمه‌ای، حمایتی و امدادی تعریف می‌کند. حوزه بیمه‌ای خود به دو سطح بیمه همگانی اجباری و بیمه تکمیلی اختیاری تقسیم می‌شود. در بخش بیمه‌ای پرداخت مستمری بر مبنای روش مزایای تعریف شده (DB) پایه‌گذاری شده است. در این روش اندازه مستمری ارتباط مستقیمی با کسورات ذخیره‌ شده یا موجودی حساب افراد ندارد بلکه پرداخت‌ها بر اساس شاخصی از دستمزد‌های دوران اشتغال صورت می‌گیرد. میزان حقوق بازنشستگی به موجب ماده 1 قانون اصلاح مقررات بازنشستگی مصوب 13/12/1368 ق.ا.ک و ماده 6 قانون اصلاح پاره‌ای از مقررات بازنشستگی مصوب 13/12/1379 برابر است با :

مستمری=(خدمت سنوات)×(تعلق‌پذیری نرخ)×( مزایا و حقوق معدل)

اگرچه سن بازنشستگی در ایران 60 سال برای مردان و 55 برای زنان تعیین شده است اما طبق ماده 103 تبصره 2 قانون خدمات کشوری دستگاه‌های اجرایی مکلفند کارمندانی که دارای 30 سال سابقه خدمت برای مشاغل غیرتخصصی و 35 سال سابقه خدمت برای مشاغل تخصصی را راساً و بدون تقاضای کارمندان بازنشسته نمایند. این قانون موجب شده تا سن بازنشستگی بسیار کمتر از مقدار تعیین شده قرار گیرد برای مثال میانگین سن بازنشستگی در صندوق بازنشستگی کشوری در سال 88 کمتر از 50 سال بوده است. سن کم بازنشستگی به معنی کاهش کسورات یا حق بیمه پرداختی و افزایش تعداد سال‌های مستمری‌بگیری است که فشار بسیار سنگین مالی بر صندوق‌ها وارد می‌کند.

پارامتر دوم نرخ تعلق‌پذیری (Accrual Rate) است که در ایران به آن ضریب سنوات گفته می‌شود. این ضریب در ایران یک سی‌ام حقوق یعنی حدود 33/3 درصد است. دو نکته در مورد این ضریب قابل بحث است. اول اینکه مقدار آن در مقایسه با سایر کشور‌ها بسیار زیاد است. هرچه نرخ تعلق‌پذیری بالاتر باشد میزان مستمری به درآمد دوران اشتغال نزدیک‌تر است. دومین نکته اما ثابت بودن ضریب است حال آنکه برخی کشورها برای کاهش نابرابری نرخ تعلق‌پذیری بالاتری برای افراد با درآمد پایین یا افراد با سن بالا قائل می‌شوند.

متغیر تاثیر‌گذار دیگر در میزان حقوق بازنشستگی، معدل حقوق و مزایای مشمول کسر حق بیمه یا کسور بازنشستگی می‌باشد. در ایران معدل حقوق بر مبنای دریافتی دو سال آخر محاسبه می‌شود. از آنجائیکه دستمزد و درآمد افراد با افزایش سابقه کار افزایش می‌یابد پایه قرار‌دادن درآمد سال‌های پایانی میزان مستمری را افزایش می‌دهد. این در حالی است که در بسیاری از کشورها برای کاهش تعهدات میانگین کل سال‌های اشتغال مبنای محاسبه قرار می‌گیرد. این مهم در برنامه پنجم توسعه مورد توجه قرار گرفت بگونه‌ای که در ماده 31 این برنامه صندوق‌های بازنشستگی موظف شده‌اند تا در صورت رشد غیرطبیعی حقوق افراد در دوسال پایانی، میانگین حقوق پنج سال آخر خدمت مبنا قرار گیرد.

میزان مستمری همچنین ممکن است محدود و مقید به یک بازه مقداری معین باشد. کران بالا یعنی سقف مستمری معمولاً با انگیزه پیشگیری از افزایش تعهدات صندوق و کران پایین نیز معمولاً با انگیزه‌ تامین اجتماعی و جلوگیری از فقر تعیین می‌شوند. در ایران هیچ سقفی برای مستمری وجود ندارد و علاوه بر این حداقل مستمری نیز از دویست هزار تومان در سال 87 به حدود دو برابر در سال 91 افزایش یافته است که ممکن است اثرات منفی زیادی بر پایداری مالی صندوق داشته باشد.

با سه معیار می‌توان در مورد میزان مستمری محاسبه شده قضاوت کرد. اولین شاخص نرخ جایگزینی (Replacement Rate) عبارت است مستمری بازنشستگان به نسبت درآمد دوران اشتغال. میانگین این نرخ در کشورهای OECD در سطح دوم بیمه اجباری 58% است. اما در ایران با در نظر گرفتن 30 سال سنوات و ضریب سنوات یک سی‌ام، مستمری بازنشستگی برابر معدل دو سال پایانی حقوق افراد است. از آنجایی‌که بازنشستگان دیگر کسورات بازنشستگی ندارند و همچنین معاف از پرداخت مالیات هستند، این نرخ بسیار بیشتر از 100 درصد خواهد بود. معیار دوم سطح نسبی مستمری (Relative Pension Level) است که بر اساس آن میزان مستمری نه با درآمد گذشته افراد بلکه با متوسط درآمد و دستمزد در جامعه مقایسه می‌شود. نمودار شماره (1) متوسط حقوق مستمری بگیران را به نسبت متوسط حقوق و مزایای شاغلین نشان می‌دهد.

شکل شماره(1): متوسط حقوق مستمری‌بگیران به نسبت متوسط حقوق شاغلین

شاخص سوم درجه پیش‌روندگی (Progressivity Index) است که نشان می‌دهد سطح دوم تامین اجتماعی یعنی خدمات بیمه‌ای چه سهمی نسبت به سطح اول دارد. فرمول محاسبه آن نیز برابر است با 100 منهای نسبت درصدی ضریب جینی مستمری به ضریب جینی درآمد. اگر ضریب جینی در پرداخت مستمری صفر باشد یعنی میزان مستمری در تمام افراد یکسان باشد (Flat-rate)، شاخص پیش‌روندگی برابر صد خواهد بود اما اگر ضریب جینی در پرداخت مستمری برابر ضریب جینی درآمد باشد یعنی اینکه اگر افراد بر اساس درآمدشان مستمری بالاتری دریافت کنند مقدار شاخص صفر است. با افزایش شدید حقوق بازنشستگی در ایران ضریب جینی مستمری از 19/0 در سال 81 به 09/0 در سال 85 کاهش یافت. این افزایش حقوق تمام بازنشستگان و کاهش ضریب جینی موجب شد تا درجه پیش‌روندگی در همان مدت از 54 به 77 افزایش یابد و سهم خدمات بیمه‌ای از کل تامین اجتماعی کاهش یابد. هرچند این شاخص‌ها در سال‌های بعد اندکی تعدیل یافت بگونه‌ای که در سال 87 ضریب جینی به 13/0 افزایش و درجه پیش‌روندگی به 64 کاهش یافت.

تامین مالی صندوق‌های مستمری بازنشستگی در ایران

نظام تامین مالی نیز در سازمان تامین اجتماعی ایران بر روش نرخ حق بیمه متوسط با یکدوره تعادل 30 ساله بنا‌نهاده شد. در سال‌های ابتدایی نرخ حق بیمه منابع بیشتری نسبت به مصارف در اختیار سازمان قرار می‌دهد. این ذخایر می‌بایست برای سال‌های پایانی حفظ و با سرمایه‌گذاری ارزش آن افزایش یابد وگرنه مستمری‌بگیران با ریسک کاهش مستمری دریافتی مواجه می‌شوند و علاوه بر این آینده بیمه‌شدگان فعلی نیز به خطر می‌افتد. نمودار شماره(2) نرخ بازدهی سرمایه‌گذاری‌ها سازمان را نشان می‌دهد.

شکل شماره(2): نرخ تورم و نرخ بازده حاصل از سرمایه‌گذاری‌های صندوق تامین اجتماعی

در سال‌های ابتدایی نرخ بازده حاصل از سرمایه‌گذاری‌های سازمان حتی از نرخ تورم هم کمتر بوده، به عبارت بهتر در طی این سال‌ها نه‌تنها بر ذخایر سازمان اضافه نگردیده بلکه ارزش آن نیز کاهش یافته است. اگرچه در سال‌های اخیر نرخ بازده واقعی مثبت بوده اما باید توجه داشت که به دلیل پیر‌شدن صندوق و افزایش مصارف آن قابلیت سرمایه‌گذاری صندوق کاهش یافته زیرا در سال‌های پایانی دارایی‌های صندوق باید نقد‌شوندگی بالایی داشته باشند. عدم توجه به این امر در طی سال‌های جوانی صندوق، مشکلات مالی بسیاری را درجهت توازن مصارف و منابع ایجاد کرده است. نمودار شماره(3) مازاد منابع بر مصارف سازمان را نشان می‌دهد.

نمودار شماره(3): مازاد منابع بر مصارف صندوق تامین اجتماعی

کاهش مازاد منابع بر مصارف نشان‌دهنده کاهش ذخایر سازمان جهت سرمایه‌گذاری است. این در حالیست که صندوق بازنشستگی کشوری به نقطه سر به ‌سر منابع و مصارف رسیده و صندوق تامین اجتماعی نیز در چندسال آینده به این وضعیت خواهد رسید. بنابراین در سال‌های آتی مازاد منابعی جهت سرمایه‌گذاری باقی نمی‌ماند بلکه کسری موجود نیز باید از سرمایه‌ها جبران گردد. بنابراین درجه نقد‌شوندگی سرمایه‌گذاری‌ها نیز باید مدنظر قرار بگیرد. این کاهش مازاد منابع درحالیست که امیدی به کاهش هزینه‌ها نیست. با پیر شدن صندوق تعداد مستمری‌بگیران در سال‌های اخیر بسیار افزایش یافته است. نمودار شماره(4) نسبت مستمری‌بگیران به بیمه‌شوندگان یا همان نرخ وابستگی را نشان می‌دهد.

نمودار شماره(4): نرخ وابستگی در صندوق تامین اجتماعی

همانطور که از نمودار مشخص است نسبت وابستگی به حداکثر خود 2/0 یا نقطه اشباع رسیده است و این در حالیست که دیگر سازمان قادر به افزایش جمعیت تحت پوشش خود نیست زیرا سازمان در حال حاضر حدود نیمی از افراد شاغل در کشور را تحت پوشش خود قرار داده، نمودار شماره (5)، است. با در نظر گرفتن این نکته که شاغلین بخش کشاورزی، اقتصاد غیررسمی و کارکنان دیگر دستگاه‌ها و صندوق‌ها تحت پوشش صندوق تامین اجتماعی قرار نمی‌گیرند، سازمان دیگر قادر به افزایش جمعیت تحت پوشش خود نیست.

نمودار شماره(5): نسبت تعداد بیمه‌شوندگان صندوق تامین اجتماعی به جمعیت شاغل کشور

امکان افزایش منابع از طریق حق بیمه نیز وجود ندارد. برای مثال در صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی که 90 درصد بیمه‌شوندگان را شامل می‌شوند نرخ حق بیمه به ترتیب 5/22 (9 درصد سهم بیمه‌شونده و 5/13 درصد سهم کارفرما) و 30 درصد (سهم افراد 7 و سهم کارفرما 20 درصد) است. این نرخ در حال حاضر بسیار بالاست و دیگر امکان افزایش آن وجود ندارد. تعهدات صندوق‌ها نیز آنقدر بالاست که با افزایش حق بیمه نمی‌تواند جبران گردد. در سال 89 نرخ حق بیمه‌ای که در آن منابع و مصارف متعادل می‌گردند بسیار بالا یعنی حدود 97 درصد حقوق است. نمودار شماره (6) نرخ حق بیمه مصوب و تعادلی را نشان می‌دهد.

نمودار شماره(6): تفاوت نرخ حق بیمه تعادلی و مصوب برای صندوق بازنشستگی کشوری

پرداخت نرخ جایگزینی بسیار بالا به بازنشستگان و افزایش تعداد مستمری‌بگیران مصارف بلندمدت سازمان تامین اجتماعی را به شدت افزایش داده‌است. از سوی دیگر نرخ حق بیمه و تعداد بیمه‌شدگان نیز در حد اشباع قرار دارند. افزایش هزینه‌ها در کنار ناکافی بودن منابع ورشکستگی سازمان در سال‌های آتی را بسیار محتمل می‌نماید بگونه ای که حتی ذخایر سازمان و فروش دارایی های سرمایه گذاری شده نیز کفاف پاسخ‌گویی به تعهدات را ندارد. نمودار شماره(7) نسبت مصارف بلندمدت به کل مصارف سازمان را نشان می‌دهد.

نمودار شماره(7): نسبت مصارف بلندمدت به کل مصارف

با بررسی وضع موجود تامین اجتماعی در ایران می‌توان به مواردی از مشکلات و چالش‌های آینده اشاره کرد. اولین مشکل ناعادلانه بودن مستمری‌های پرداختی بصورت بین نسلی و هم درون نسلی است. منظور از نسل افرادی هستند که در یک سال بازنشست می‌شوند. بی‌عدالتی بین نسلی ازین واقعیت ناشی می‌شود که در روش مزایای تعیین شده مستمری نه بر اساس کسورات بلکه بر پایه شاخصی از حقوق و دستمزد پرداخت می‌شود. بنابراین، برای مثال در ایران که میانگین دو سال پایانی مبنای محاسبه مستمری است، یک افزایش ناگهانی در حقوق و دستمزد مستمری آن نسل را نسبت به بازنشستگان پیشین بسیار افزایش می‌دهد. ناعادلانه بودن پرداخت مستمری درون نسلی نیز به دو دلیل یکسان بودن ضریب سنوات برای تمام گروه‌های درآمدی و همچنین نبود سقف پرداخت مستمری است. این دو باعث می‌شوند که گروه‌های پردرآمد مستمری بسیار زیادی دریافت کنند و ضریب جینی در پرداخت مستمری افزایش یابد.

دومین چالش بزرگ سازمان افزایش نرخ جایگزینی یا همان نسبت حقوق بازنشستگی به حقوق دوران اشتغال است. در ایران مقدار خالص این نرخ یعنی با در نظر گرفتن معافیت مالیاتی بازنشستگان بیش از 100% است که بسیار بالاست و ناپایداری صندوق‌ها را در پی دارد. علاوه بر این نرخ بالای جایگزینی انگیزه کار را کاهش داده و چالش سوم یعنی بازنشستگی پیش از موعد را موجب شده است. افزایش چشمگیر تعهدات بلندمدت و ناپایداری صندوق‌ها چالش چهارم است. بر اساس مطالعه بانک جهانی در سال 1381 در صورتی که صندوق تامین اجتماعی ایران در سال مورد نظر بر روی تمام ورودی‌ها بسته شود، بدهی ضمنی تامین نشده سازمان معادل 100% تولید ناخالص داخلی(GDP) یا به عبارتی 135 میلیارد دلار می‌باشد.

این همه در حالیست که صندوق‌ها ناتوان از جذب منابع جدید هستند. پنجمین چالش بزرگ وجود تورم‌های بالا و مزمن و از سوی دیگر عدم توجه به سرمایه‌گذاری است که ارزش واقعی ذخایر را بشدت کاهش داده است. سازمان تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری از افزودن بر تعداد افراد تحت پوشش خود ناتوان هستند. نرخ حق بیمه نیز در حال حاضر در مقدار حداکثر خود قرار دارد و افزایش بیشتر آن خارج از توان اقتصاد است. افزایش نرخ حق بیمه نه‌تنها از مشکلات سازمان نمی‌کاهد (نرخ حق بیمه تعادلی حدود 97 درصد است) بلکه افزایش حق بیمه توقعات افراد از صندوق‌ها را افزایش می‌دهد.


منابع:

- افتاده، غلامحسین؛ واثقی،محمد؛ بررسی اهداف و کارکردهای تامین اجتماعی و ارزیابی مقررات فعلی تامین اجتماعی در برآورده ساختن آن؛ فصلنامه تامین اجتماعی، سال ششم، شماره هفدهم
- روغنی­زاده، مصطفی؛ چالش­های نظام بازنشستگی در جمهوری اسلامی ایران؛ فصلنامه تامین اجتماعی، سال نهم، شماره بیست و نهم
- قاسمی، مجتبی؛ "‌ضریب جینی مستمری های پرداختی صندوق بازنشستگی کشوری و جایگاه اقتصادی مستمری بگیران آن درکشور طی سال های 1381-87"؛ واحد مطالعات و تحقیقات بیمه­ای موسسه حسابرسی صندوق بازنشستگی کشوری؛ اردیبهشت 88
- عطاریان، ایراندخت؛ "‌چالش های پیش روی صندوق بازنشستگی کشوری وراهبردهای برون رفت از آن"؛ واحد مطالعات و تحقیقات بیمه­ای موسسه حسابرسی صندوق بازنشستگی کشوری؛ فروردین 1390
- نیکپور، حسام؛ سازمان تامین اجتماعی در افق 1404؛ فصلنامه تامین اجتماعی، سال نهم، شماره بیست و نهم
- نیکپور، حسام؛ پیش‌بینی متغیرهای اصلی سازمان تأمین اجتماعی در طول برنامه چهارم توسعه کشور با تأکید بر سرمایه‌گذاری آن، فصلنامه تأمین اجتماعی، شماره 23، سال هفتم ، زمستان 1384

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.