1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی
  6. >
  7. امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: مرور سیاست

20 مهر 1398 ساعت 00:02 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۸۴۹

نقد و بررسی الگوی اسلام‌گرایی راشد الغنوشی و جنبش النهضه در تونس

نقد و بررسی الگوی اسلام‌گرایی راشد الغنوشی و جنبش النهضه در تونس

این مقاله درصدد است تا با بررسی زمینه‌های فکری مهم‌ترین نظریه‌پرداز جنبش النهضه یعنی راشد الغنوشی و شرایط اجتماعی تونس رویکرد آن را توضیح داده و به بوته نقد بگذارد.

مقدمه

جنبش النهضه تونس از مهمترین شاخه‌های اخوان المسلمین در شمال آفریقا بود که با چرخش مواضعش در جریان انقلاب یاسمین و تحولی که طی کنگره دهم در ماهیت خود ایجاد کرد فاصلهگذاری معنا‌‌داری با نه تنها اخوان المسلمین که با تمامی جریان‌های اسلام‌گرای جهان اسلام انجام داد تا جایی که این جریان پسوند اسلام سیاسی را از نام خود حذف کرد و صراحتا اعلام نمود که از یک حزب تبلیغی به یک حزب سیاسی تبدیل شده است این مسئله منشأ تحولات بسیاری در شمال آفریقا و تضعیف نفوذ اخوان المسلمین در این منطقه و تزلزل آن در مناطق دیگر شد.

این مسئله را بعضی سکولار‌شدن این جنبش قلمداد نموده و بعضی هم آن را تغییری تاکتیکی دانسته‌اند، به هر حال این اتفاق را بسیاری از تحلیلگران ناشی از بحران کارآمدی جنبش‌های اسلامی در مواجهه با مشکلات اداره جوامع خود دانسته‌اند.

این مقاله درصدد است تا با بررسی زمینه‌های فکری مهم‌ترین نظریه‌پرداز این جنبش یعنی راشد الغنوشی و شرایط اجتماعی تونس رویکرد آن را توضیح داده و به بوته نقد بگذارد.

برای نیل به هدف تعیین شده لازم است که سیر زندگی و اندیشه‌های راشد الغنوشی به عنوان مهم‌ترین نظریه‌پرداز جنبش النهضه مورد بررسی قرار بگیرد تا بتوان از فراز و فرود آن چرایی و کیفیت این تغییر دیدگاه را بهتر فهم کرد.

راشد الغنوشی

وی در جنوب شرقی تونس یعنی در استان قابس متولد شد و مدارج ابتدایی را همان جا طی کرد سپس وارد مدرسه زیتونیه شد بعدها برای ادامه تحصیل در دانشگاه به دمشق رفت و درجه استادی را در همان دانشگاه دریافت نمود و سپس به دلیل مشکلات مالی ادامه تحصیل در فرانسه را رها کرده و به تونس بازگشت.

وی در دهه هفتاد میلادی در دانشگاه سیدی یوسف تونس جنبش اسلامی تونس را پایه‌گذاری کرد در آن زمان هدف تاسیس این جنبش ایجاد جامعه و حکومتی اسلامی با الگوی حکومت خلفای راشدین قلمداد می‌شد هرچند در همان برهه هم دیدگاه مؤسسان این جنبش در این رابطه به وضوح مشخص نبود و در هاله‌ای از ابهام قرار داشت و بین خود رهبران جنبش هم در این باره اختلاف نظر به چشم می‌آمد.

به اعتراف خود راشد الغنوشی، وی از افکار سیدقطب و مودودی و انقلاب اسلامی و حضرت امام متاثر شده و حتی مقالات و کتاب هایی هم در حمایت از انقلاب اسلامی به نگارش درآورد که در نهایت موجب دستگیری و تبعید وی از تونس به انگلستان گردید.

او پس از تقریبا 20 سال تبعید بعد از سقوط بن علی در انقلاب یاسمین به عنوان رهبر بزرگترین جریان سیاسی تونس به این کشور بازگشت.

لازم به ذکر است که با توجه به سیر زندگی شخص راشد الغنوشی می‌توان دو مسئله اساسی که فکر و حیات وی را بسیار به خود مشغول کرده بود استبداد و سکولاریسم دانست تا جایی که بعدها علت اصلی اسلام‌گرایی در تونس را مواجهه با این دو پدیده عنوان کرد. حال معنای مورد نظر غنوشی از استبداد و خصوصا سکولاریسم چه بوده است را می‌توان در ادامه روند سیر اندیشه وی متوجه شد.

آرا و مواضع راشد الغنوشی

دموکراسی

النهضه از ابتدای تاسیس به تدریج از ایده خلافت و امت اسلامی فاصله گرفت و بسیاری از مفاهیم و ارزشهای مدرن را سعی کرد تا در درون اندیشه خویش هضم کند به همین سبب دموکراسی و دولت ملت را صراحتا به رسمیت شناخت و در کنگره دهم که در 20 تا 22 مه 2016 برگزار گردید علنا اعلام کرد که منافع تونس را به منافع اخوان المسلمین ترجیح می دهد که این نشان از تغییر رویکرد از فراملی به ملی توسط این حزب است.

همچنین راشد الغنوشی در اندیشه سیاسی خود مسئله شورا را به درجه بسیار بالایی از اهمیت می‌رساند تا جایی که اذعان می‌کند که بعد از نص بالاترین جایگاه از آن شورا است و مهمترین اصل در تشکیل حکومت اسلامی است که می‌تواند به همراه شریعت مشروعیت حکومت را تامین کند. او همواره سعی در سازگار نمودن دموکراسی با اسلام داشته و معتقد است که ذهنیت تضاد و تعارض اسلام با دموکراسی توسط گروه‌های افراطی شکل گرفته و به هیچ وجه صحیح نیست.

وی مدعی است که خداوند امت را خلیفه خود قرار داده و هیچ کس به جز امت نمی‌تواند از جانب دین سخن بگوید و نماینده و حافظ آن بر روی زمین باشد به این معنا که نه دولت و نه هیج حزبی حق داعیه داری و سخنگویی از جانب دین را ندارد لذا خود امت باید درباره سرنوشت خویش تصمیم بگیرد.

همانطور که سابقا هم ذکر شد استبداد و دیکتاتوری حکام تونس از مهمترین پدیده هایی بود که بر اندیشه راشد الغنوشی تاثیر به سزایی برجای گذاشت تا به حدی که وی دموکراسی سکولار را بر استبداد دینی ترجیح می دهد در همین رابطه وی اذعان دارد که:

« ما ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﻭ ﺩیکﺘﺎﺗﻮﺭی ﺭﺍ ﺩﺭ همهی ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﺷکﺎﻟﺶ ﺭﺩ ﻣیکﻨیﻢ؛ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧی ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪی ﻧﺸﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻣیﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﭘیﺸﻪ کﻨﺪ؛ ﺯیﺮﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺁیﻪ افانت تکره الناس ﺣﺘی یکﻮﻧﻮﺍ ﻣﺆﻣﻨیﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩی ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﺭﺍ ﺣﺘی ﺑﻪ ﺍﻧﺒیﺎ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﻋﺎﺩی ﺑﻪ ﻃﺮیﻖ ﺍﻭﻟی ﻣﺠﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﻧیﺴﺘﻨﺪ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﺩﻭﻟﺘی ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩیﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣی ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ، ﺣﺮکﺖ ﺍﺳﻼﻣی ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ یک ﮔﺮﻭﻩ ﺳیﺎﺳی ﻋﻤﻞ ﻣیکﻨﺪ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻃﺮﻑﻫﺎی ﺩیﮕﺮ ﻭﮔﺮﻭﻩﻫﺎی ﺩیﮕﺮ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺋﻪکﺮﺩﻥ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎیی ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪی ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺧﻮیﺶ. ﭘﺲ ﺣﺮکﺖ ﺍﺳﻼﻣی ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺷﺮکﺖ ﻣیکﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﻟﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎیﻨﺪﻩ ﻣیﻓﺮﺳﺘﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺨﺶﻫﺎی ﺍﺩﺍﺭی ﺩﻭﻟﺖ ﻭﻟﻮ ﺟﺰﺋی، ﺑﺮﺍی ﺗﻤﺮیﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﻮﺩ ﻣﺸﺎﺭکﺖ ﻣیکﻨﺪ ﻭ ﺑﺪیﻦترتیب ﻣیتوﺍﻧﺪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ کﻨﺪ.»

او معتقد است که دموکراسی و آزادی بر دعوت دینی اولویت دارد زیرا در اندیشه او دعوت دینی هم باید در بستری از آزادی های اجتماعی رخ دهد البته آزادی های اجتماعی که برای دیگر تفکرها و اندیشه ها هم چنین دعوتی را ممکن می سازد این گزاره چنان در باور الغنوشی پررنگ شده است که حتی وی اخیرا برای دیگر اندیشه ها همچون کمونیست ها و مسیحیان حق دعوت مسلمانان به کیش خود را قائل است، در صورتی که وی سابقا از مدافعان حکم ارتداد بود.

در مجموع وی دموکراسی را راهی برای تعالی مردم و احکام الهی می داند و اذعان دارد که بهترین روش موجود برای پیاده کردن احکام اسلامی توسط ملت است و نه تنها با اسلام تعارضی ندارد بلکه اسلام ذیل مفاهیمی همچون شورا و بیعت به آن توصیه کرده است.

تحزب

از لازمه های دموکراسی وجود احزاب مستقل با اندیشه ها و نظرات مختلف است که بسیاری از اندیشمندان اهل سنت معاصر همچون مودودی و سیدقطب با ایجاد آنان مخالف بودند اما راشد الغنوشی حزب گرایی را از دو منظر مفید به فایده برای جامعه اسلامی می داند:
1- اینکه مجرایی برای امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و نصیحت آنان است که اگر از مدار حق خارج شدند توانایی اصلاح و یا برکناری آنان وجود داشته باشد
2- و دیگری اینکه بستری برای تربیت و آموزش امت برای امر حکومت داری و مدیریت است

سکولاریسم یا اسلامگرایی

گفتیم که در کنار دیکتاتوری حکام مستبد سکولاریسم نیز از جمله دل‌مشغولی های راشد الغنوشی بوده که اساسا یکی از دلایل اصلی رویکرد اسلام‌گرایی را پاسخی به این دو پدیده عنوان می کند که بعد از انقلاب با برطرف شدن این دو مسئله دیگر توجیهی برای اسلام سیاسی نیست اتفاقی که باعث حذف این پسوند در کنگره دهم شد.با گذشت زمان نحوه تعریف سکولاریسم و نوع مواجهه با آن در جنبش النهضه دچار تغییرات اساسی شده است.

الغنوشی سکولاریسمی را که بتوان ضدیت با دین توسط دولت تعریف کرد تقبیح می کند که لزوما طرف مقابل آن دولت دینی قرار نمی گیرد وی پس از انقلاب به صراحت اعلام کرد که دولت باید انعکاس کلی جامعه باشد نه اینکه به نمایندگی از دین بر آن ولایت داشته باشد او تاکید کرد که نهاد دولت باید نسبت به دین بی طرف باشد یعنی نه موضع ضدیت و نه موضع حمایت به خود بگیرد

او در همین زمینه در یک مصاحبه ضمن انتقاد از سکولاریسم بوقیبه از دیکتاتورهای تونس میگوید:

« بورقیبه یک سکولار افراطی بود نه یک سکولار میانه رو. زیرا سکولاریسم الزاما به این معنا نیست که ضد دین باشد، بلکه در بسیاری از مواقع با آن همزیستی دارد. کما اینکه در فرهنگ انگلوساکسونی برای مثال وجود دارد. اما زمینه های فرانسوی سکولاریسم آن را فرهنگی ضد دینی معرفی می کند. یعنی به گونه ای که دیگر بی طرف نیست. در این برداشت دولت دیگر در برابر دین بی طرف نیست بلکه با آن جنگ دارد. از این رو برای مثال می بینیم که مشکل حجاب و تحریم آن در سنت های سکولاریسم غربی به جز فرانسه دیده نمی شود. در انگلستان حتی نحوه پوشش اسلامی پلیس های مسلمان را جدا کردند. به همین دلیل می گویم سکولاریسم بورقیبه افراطی و حتی فاشیستی بود. مکتبی که نه تنها به دموکراسی اعتقادی نداشت بلکه طرفدار تسلط دولت بر کل جامعه بود و قصد داشت بنیان های دینی جامعه را متلاشی کرده و از نو بسازد. به جای اینکه دولت نماینده جامعه باشد اراده خودش را تحمیل می کرد و این کاملا با آن چیزی که گفته می شود دولت باید در قبال دین بی طرف باشد تناقض دارد.»

الغنوشی رویکرد اسلامگرایی خود را با هدف مقابله با دشمنی حکام مستبد تونس با دین تعریف کرد که لزوما معنایش تلاش برای ایجاد دولت دینی نیست. این سیر تغییرات در کنگره دهم به اوج خودش رسید که به صورت علنی النهضه اعلام کرد که از یک حزب تبلیغی به یک حزب سیاسی تبدیل می‌شود و بعد دینی را از بعد سیاسی جدا می‌کند.

البته به ادعای غنوشی حزب النهضه هنوز هم از ارزش های اسلامی الهام می گیرد و به تعالی احکام الهی نسبت به قوانین بشری اعتقاد داد اما معتقد است که نباید این احکام به مردم تحمیل شوند بلکه باید مانند هر اعتقاد دیگیر در معرض انتخاب مردم قرار بگیرند و اگر مورد پذیرش واقع شدند می توانند تبدیل به قانون شوند از نظر راشد الغنوشی اگر مردم از قوانین شرع خوششان نیاید نباید این احکام را بر آنان جاری کرد به عنوان مثال حجاب یا حدود و مجازات‌های اسلامی زمانی باید تبدیل به قانون کلی جامعه شوند که مورد پذیرش عموم جامعه قرار گیرند و دموکراسی دقیقا در اینجا به معنای اعتلای احکام اسلامی تعبیر می شود.

در مجموع می توان گفت که جنبش النهضه و راشد الغنوشی سکولاریسم علمی را هرگز نپذیرفتند اما به سکولاریسم عینی تن در دادند یعنی در بازنویسی قانون اساسی پذیرفتند که شریعت از منابع قانون گذاری نباشد که ناظر به دلایل این امر در خاتمه مقاله توضیحات لازم ارائه خواهد شد.

آزادی

آزادی در اندیشه سیاسی راشد الغنوشی جایگاه ویژه ای پیدا می کند زیرا هنگامی که یک دستگاه فکری دموکراسی و تحزب را می پذیرد به ناچار باید حق فعالیت گروه‌ها و اندیشه‌های دیگر را در جامعه نیز به رسمیت بشناسد زیرا این دسته از مفاهیم در اندیشه سیاسی به نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون وجود یکی حضور دیگری بی معنا جلوه می‌کند.

وی برای تئوریزه کردن این مفهوم به کرات از آیه «لا اکراه فی الدین» استفاده کرده و از آن دستمایه ای برای مشروعیت سازی به الگوی حکومتی مورد نظر خویش استفاده کرده است. او در این باب کتابی به عنوان آزادی‌های عمومی در حکومت اسلامی نوشته که بیانگر نظرات و اندیشه‌هایش در این زمینه است.

حقوق زن و هنرهای زیبا

راشد الغنوشی با اعتقاد به تساوی حقوق زن و مرد در اسلام که تنها معیار برتری را در میان آن دو تقوا قرار داده است به انتقاد به تمدن غرب می پردازد که با معیار قرار دادن بهره‌وری اقتصادی باعث ظلم به زن شده است :

«ﺍﺳﻼﻡ ﻣیﺎﻥ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ کﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮﺗﺮی یکی ﺑﺮ ﺩیﮕﺮی ﺟﺰ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ ﻭ ﺷﺎیﺴﺘﮕی ﻧﻤیتوﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺻﻞ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻠﻞ ﺩﺭ ﺗﻮﺯیﻊ ﻧﻘﺶﻫﺎ ﻭ ﺗکﺎﻣﻞ ﺁﻥﻫﺎ ﻧﻤیﺷﻮﺩ؛ ﺑﻠکﻪ ﺗﻤﺪﻥ ﺟﺪیﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎﺩی ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻠﻞ ﺩﺭ ﺍیﻔﺎی ﻧﻘﺶ ﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻮﻟیﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮیﻦ ﺟﺎیﮕﺎﻩ ﻭ ﻣیﺰﺍﻥ ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟیکﻪ ﻧﻘﺶﻫﺎی ﺩیﮕﺮی ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی، ﺍﻣﻮﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻭ ﺍﻣﻮﺭ کﻮﺩک ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵکﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤ ﻪی ﺍیﻦ ﻧﻘﺶﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺍیﻔﺎﮔﺮﺍﻥ ﺍیﻦ ﻧﻘشﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺗکﺮیﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺗﻤﺪﻥ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺑﻪ ﺩﻟیﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺑیﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﺗﻮﻟیﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی، ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﭼﺎﺭ ﻓﺮﻭﭘﺎﺷی ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺗﺎ ﺟﺎیی کﻪ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﺮﺍﺽ ﻧﺴﻞ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻣیﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍیﻦ ﻣﺸکﻞ ﺩﺭ ﻣﺸﺎﺭکﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺳیﺎﺳی، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﻧیﺴﺖ، ﺑﻠکﻪ ﻣﺸکﻞ ﻣﺒﻨﺎ ﻭ ﺍﺳﺎﺱ ﻓکﺮی ﺍیﻦ ﻣﺸﺎﺭکﺖ ﻭ ﺍﻓﻘی ﺍﺳﺖ کﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺁﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣیﺷﻮﺩ.»

وی قوانین اسلام درباره زن را جزء راقی‌ترین و پیشرفته‌ترین قوانین جهان می داند که حقوق وکرامتش را حفظ میکند و تمامی آن چه که باعث شده تصویری سیاه از حقوق زن در اسلام را در جهان نشان دهد رفتار و عملکرد گروه‌های تروریستی و افراطی می‌داند.

وی همچنین با جدیت معتقد است که اسلام باید به عرصه هنرهای مدرن مانند بازیگری و تئاتر ورود کند و این مظاهر از مدرنیته را به هیچ وجه متعارض با اسلام نمی داند.

نتیجه‌گیری

به نظر می‌آید که راشد الغنوشی و به تبع آن حزب النهضه به دلیل عجز در اقامه حداکثری دولت اسلامی مجبور به اتخاذ رویکردهای عملگرایانه حداقلی صرفا جهت بقا در صحنه سیاسی کشور تونس شده باشند و دست به این قسم تغییرات ایدئولوژیک زده باشند با نگاهی گذرا به شرایط سیاسی کشور تونس و تکثر احزاب سکولار و سوسیالیست با ریشه های عمیق در آن می توان فهمید که از میدان به در کردن آنان از صحنه سیاسی برای تشکیل یک حکومت یکپارچه اسلامی برای النهضه ممکن نبوده است.
از طرفی مشکلات اقتصادی از جمله بیکاری و عدم توانایی دولت برآمده از این حزب در حل آنان خطر سقوط همیشگی را برای آنان به وجود آورده باشد کما اینکه در مصر همتایان اخوانی مصریشان با ناکامی در حل مشکلات و اداره امور و تلاش برای ایجاد حکومت یکپارچه اسلامی مقدمات حذف همیشگی خود را فراهم کردند که شاید بزرگترین زنگ خطر را برای النهضه به صدا در آورده باشد.
مسئله دیگر وجود گروه‌های افراطی رقیب و مشکلاتی که با وجود ادعای اسلام‌گرایی برای روابط بین المللی و وجهه داخلی النهضه به وجود می آمد بود که با توجه به آن‌ها حذف این پسوند از نام این جنبش بیشتر قابل فهم است.

همه این‌ها باعث شد که راشد الغنوشی و جنبش النهضه نوعی عملگرایی اسلامی آن هم با رویکردی حداقلی را در پیش بگیرد تا بتواند دست کم حضور خود را در آینده سپهر سیاسی تونس تضمین کند این نکته را می توان از صحبت‌های وی به وضوح متوجه شد:

« ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗی کﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺣکﻮﻣﺘی ﺭﺍ کﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﻥ ﺷﺮیﻌﺖ، ﻭ ﻣﻨﺸﺄ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺄﺳیﺲ ﻧﻤﺎیﻨﺪ، ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻋﺪﻩی « ﻻ یکﻠﻒ ﺍﷲ ﻧﻔﺴﺎ ﺍﻻ ﻭﺳﻌﻬﺎ » ﻣیﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎیﺪ ﺩﺭ ﺣکﻮﻣﺘی کﻪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺷﺮیﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﻧﭙﺬیﺮﻓﺘﻪ، ﻭﻟی ﺑﻪ ﺷﻮﺭﺍ ﻭ ﺭﺃی ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣیﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺟﻠﻮﮔیﺮی ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ یﺎ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﺧﺎﺭﺟی ﻭ ﻫﺮﺝ ﻭ ﻣﺮﺝ ﺩﺍﺧﻠی ﻣﺸﺎﺭکﺖ ﻧﻤﺎیﻨﺪ؛ ﺯیﺮﺍ ﺩﺭ ﺍیﻦﺻﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﺭکﺖ ﺩﺭ ﺗﺼﻤیﻢﮔیﺮیﻫﺎی ﺍﺳﺎﺳی ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﻫﻢﭼﻨیﻦ ﺯﻣیﻨﻪﻫﺎی ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧی ﻭ ﻣﺮﺩﻣی ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ، ﭘیﺸﺮﻓﺖ، ﻫﻤﺒﺴﺘﮕی ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی، ﺁﺯﺍﺩیﻫﺎی ﻣﺪﻧی، ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗکﺜﺮﮔﺮﺍیی ﺳیﺎﺳی، ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻗﻀﺎیی، ﺁﺯﺍﺩی ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ، ﺁﺯﺍﺩی ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻭ ﻣﻨﺎﺳک ﺩیﻨی ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣیکﻨﻨﺪ. ﺑﺮ ﺍیﻦ ﺍﺳﺎﺱ، ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺎﺩﺭﻧﺒﻮﺩﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮ ﺍیﺠﺎﺩ یک ﺣکﻮﻣﺖ کﺎﻣﻞ ﺍﺳﻼﻣی، ﺍیﺠﺎﺩ یک ﺣکﻮﻣﺖ ﺳکﻮﻻﺭ ﻧیﺰ ﻣﺠﺎﺯ ﻭ ﻣﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺯیﺮﺍ ﺍیﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ کﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻣﻮﻇﻒﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍی ﺍیﺠﺎﺩ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣی کﻮﺷﺶ ﻭ ﺗﻼﺵ ﻧﻤﺎیﻨﺪ، ﻭﻟی ﺍﮔﺮ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺑﺮﭘﺎیی ﺍیﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، ﭘﺲ ﺑﺎیﺪ ﭼﻨﺎﻥکﻪ ﺍﺑﻦﺧﻠﺪﻭﻥ ﻣیﮔﻮیﺪ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی ﺣکﻮﻣﺖ ﻋﻘﻞ ﺑکﻮﺷند.»

اما با این حال جای این سوال باقی است که ایا با تمام این اوصاف هنوز می توان از وجود جریانی اسلامگرا در تونس به نام النهضه نام برد و یا با تغییرات حاصل شده عملا این ادعا از صورت مسئله پاک شده است؟

نگارنده بر این باور است که با اتفاقات حاصل شده در صحنه سیاسی کشور تونس آنچه که در عمل شاهد آن هستیم سکولاریسم و برپایی یک حکومت غیردینی است و تحولات جنبش النهضه اساسا آن را از ذیل گروه‌های اسلام‌گرا خارج می کند به ویژه که این گروه عضویت خود را در تشکیلات جهانی اخوان المسلمین به تعلیق در آورده است.

منابع

1-مقاله راشد الغنوشی و مردم سالاری دینی. نویسنده : عبدالی، زانیار؛ خضر سوری، ایوب؛
مجله: پژوهش ملل آذر 1395، دوره اول - شماره 12 ‏(16 صفحه - از 27 تا 42)

2-مقاله واکاوی دگردیسی سیاسی جنبش اسلام گرای اخوان المسلمین تونس (النهضه )
نویسنده : آجیلی، هادی؛ بیکی، مهدی؛
مجله: پژوهشهای سیاسی جهان اسلام بهار 1395 - شماره 18 علمی-پژوهشی/ISC ‏ (28 صفحه - از 1 تا 28)

3-مقاله اندیشه‌‌ی سیاسی "راشد الغنوشی" و تأثیر آن بر تحولات سیاسی تونس
نویسنده : میرعلی، محمد علی؛
مجله: سیاست متعالیه » پاییز 1397 - شماره 22 علمی-پژوهشی ‏(20 صفحه - از 149 تا 168)

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.