1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: مرور سیاست

2 شهریور 1398 ساعت 10:01 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۸۴۰

روابط روسیه-اسرائیل؛ همکاری دوستانه و نه اتحاد استراتژیک

روابط روسیه-اسرائیل؛ همکاری دوستانه و نه اتحاد استراتژیک

در متن حاضر سعی شده است وجوه برخی روابط روسیه و اسرائیل در بستر بحران سوریه، اشتراکات دو طرف برای همکاری و آینده روابط آنها مورد بررسی قرار گیرد.

مقدمه

طی چند سال اخیر شاهد گسترش روابط بین روسیه و اسرائیل بودهایم. یکی از شاخصهای این روند، تعداد جلسات بین مقامات در سطح بالا، و مشارکت نتانیاهو - به عنوان تنها مهمان غربی دولت - در رژه نظامی در میدان سرخ در 9 می 2018 است. در کنار روابط اجتماعی موجود و همکاری اقتصادی، چشم انداز بازنگری سیاست روسیه در سوریه برای توجه بیشتر به منافع امنیتی اسرائیل، یکی دیگر از معیارهای مهم بوده است. با این وجود، رابطه روسیه و اسرائیل بر مبنای مسائل مختلف شناور است و برای مسکو این مهم در راستای یک عنصر سیاست چندجانبهگرایی خاورمیانهای در نظر گرفته میشود.

با بررسی روابط بین روسیه و رژیم اسرائیل در گذشته و حال میتوان به این مسئله پی برد که هر دو دولت، دیدگاهها و سیاستهای استراتژیک خود را پس از جنگ سرد توسعه دادهاند. پیشرفت منسجمی که از زمان بازسازی روابط دیپلماتیک در سال 1991 و به ویژه از زمان ولادیمیر پوتین در سال 2000 صورت گرفته، نشان دهنده بهبود قابل ملاحظهای در محیط امنیت ملی اسرائیل و دستیابی به اهمیت سیاستهای جهانی و منطقهای روسیه است. با حضور روسیه در سال 2015 در سوریه، هر طرف، دیگری را بازیگری مهم میدانند که توانایی نفوذ در مسائل امنیتی منطقه را دارد. از یک سو، باید این مسئله را پذیرفت که رژیم صهیونیستی به عنوان یک قدرت منطقهای قوی، توانایی اختلال معماری استراتژیک مسکو در خاورمیانه را داراست. از سوی دیگر، روسیه با رقیب اصلی رژیم اسرائیل در منطقه، _ایران و سوریه_ هماهنگ شده است و حضور نیروهای روسیه باعث پیچیدگی و مانعی برای فعالیتهای اسرائیل میشود. رژیم صهیونیستی امیدوار است که مسکو بتواند زمانی که اقدامات همپیمانانش منافع آن را تهدید میکند، نفوذ آنها را محدود کند. به همین دلیل، سیاست خارجی این رژیم با هدف دستیابی به حداکثر تنوع در روابط دیپلماتیک است. اما بر اساس منافع ملی هر یک از این دو دولت، چندین مسئله استراتژیک کلیدی نیز وجود دارد که در آن، دو طرف اختلاف نظر دارند. مهمترین آنها مربوط به ایران، سوریه و مسئله فلسطین است. اگرچه روابط بین روسیه و ایران، به ویژه در حوزههای نظامی و هستهای، سالهاست که موضوع گفتمان دیپلماتیک بین اورشلیم و مسکو بوده است، اما استراتژی منطقهای روسیه به طور همزمان تقویت روابط سودمند با دو قدرت (ایران-اسرائیل) در منطقه است. اهمیت بررسی روابط بین روسیه و اسرائیل از آنجا مورد توجه قرار میگیرد که از یک سو اسرائیل شریک اصلی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه است که دشمن شماره یک ایران محسوب میشود و از سوی دیگر نیز، روابط ایران و روسیه به دلیل حضور در بحران سوریه و هم چنین تقابل با یکجانبهگرایی آمریکا در سطح منطقه و بین الملل و تحریمهای آمریکا علیه این دو کشور، در سطح به نسبت خوبی قرار دارد. سوالی که مطرح است اینکه سطح روابط روسیه به عنوان یک قدرت منطقهای و بین المللی و رژیم اسرائیل در چه سطحی است؟ نتایج نشان میدهد که سطح روابط روسیه و اسراییل همچنان با دوگانگی روابط دوستانه( نه استراتژیک)، همراه با اختلافات جدی در مورد برخی از مسائل منطقهای ادامه خواهد داشت. بنابراین در متن حاضر سعی شده است وجوه برخی روابط این دو در بستر بحران سوریه، اشتراکات دو طرف برای همکاری و آینده روابط آنها مورد بررسی قرار گیرد.

بحران سوریه بستر همکاری دو طرف

برای درک بهتر رابطه روسیه با اسرائیل، نخست باید اهداف وسیعتر سیاست خارجی روسیه چه منطقهای و چه جهانی را درک کنیم. روسیه قدرت رویزیونیستی (revisionist power) است: تلاش میکند تا آنچه را که به عنوان توزیع غیرمستقیم قدرت در یک نظم جهانی تحت رهبری ایالات متحده قرار دارد تصحیح کند. به گفته دیمیتری ترنین، کارشناس روسی، هدف اصلی پوتین در زمینه سیاست خارجی در سالهای اخیر، بازگرداندن روسیه به "بالاترین سطح سیاستهای جهانی" است.(1) بحران سوریه و بی میلی ایالات متحده در مداخله در امور سوریه، به روسیه فرصتی برای پیشبرد این هدف را داد.

منافع روسیه در خاورمیانه می تواند به عنوان پیشگیری از بی ثباتی که ممکن است نزدیک مرزهای روسیه باشد، حفاظت از منافع تجاری روسیه (به ویژه شرکت های فعال در زمینه انرژی) و از لحاظ تامین تجهیزات نظامی و صنعتی آن تعریف شود. روسیه همچنین سیاست خاورمیانه خود را به عنوان وسیله ای برای تقویت وضعیت خود از لحاظ نفوذ و قدرت جهانی شناخت. "بهار عربی" موجب تشدید سیاست روسیه در منطقه شد. ارزیابی‌ها در روسیه راجع به علل قیام‌های بهار عربی بسیار متفاوت بودند. اگرچه اکثر کارشناسان روسیه بر علل داخلی قیام‌ها تأکید کردند، همچنین ادراکاتی مبنی بر اینکه هر گونه اقدام ضد دولتی به نحوی دیگر با کمک غربی سازمان یافته است، وجود دارد. این ادراکات به واسطه "انقلاب‌های رنگی" (color revolutions) در فضای بعد از شوروی (اوکراین، گرجستان، قرقیزستان) شکل گرفت که بسیاری از صاحبنظران در روسیه معتقد بودند هدف آن، این است که این کشورها را از حوزه نفوذ روسیه حذف کند و این نفوذ را حتی در مناطقی که منافع حیاتی دارند، کاهش دهد که در نتیجه امنیت روسیه را به خطر می‌اندازد. بسیاری نظریه "هرج و مرج قابل کنترل" (theory of manageable chaos) را ذکر کرده‌اند و معتقدند آمریکا در حال پیش بردن این نظریه در خاورمیانه است. درگیری‌های خاورمیانه، یک عامل است که سیاست روسیه را در منطقه شکل می دهد. روسیه در حل و فصل مناقشات هم از طریق تلاش های بین المللی (چهارجانبه که شامل روسیه، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد است) و هم به صورت دو جانبه درگیر است.(2) بسیاری از ناظران غربی معتقدند، مشارکت و رویکرد منطقه ای روسیه به نظر نمی رسد مانند یک استراتژی کوتاه مدت باشد و بسیاری از اقدامات آن فرصت طلبانه است. با این حال، استدلال می کنند که یک فرم استراتژی را می‌توان تشخیص داد.

شکست داعش، ظهور روسیه به عنوان حامی بشار اسد و دستور ترامپ به خروج نیروهای آمریکایی از سوریه بر سیاستها و اتحادهای اسرائیل، ایران، آمریکا و روسیه اثر گذاشته، و به طور بالقوه منجر به تنش گسترده شد. از دهه 1990، اسرائیل و روسیه روابط فزاینده ای را تجربه کردهاند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، گفته است: «در سرزمین اسرائیل یک قطعه کوچکی از روسیه وجود دارد.» با این حال، مداخله نظامی مسکو در جنگ داخلی سوریه و نابودی داعش در سوریه و عراق دینامیک (پویایی) روابط اسرائیل و روسیه را تغییر داده است. اسرائیل در مورد حضور نظامی استراتژیک ایران در سوریه، که شامل ساخت پایگاههای نظامی و تجهیز حزب الله با موشکهای دقیق است، نگران است. طی دو سال گذشته و به ویژه پس از شکست داعش، اسرائیل یک مبارزه هوایی منظم علیه داراییهای ایران در سوریه را هدایت کرده که روسیه، علی رغم کنترل آن بر روی فضای هوایی سوریه، به اندازه کافی برای مهار آن تلاش نکرده است. با این حال، همانطور که اورشلیم شروع به هماهنگ کردن استراتژی نظامی خود در سوریه با ایالات متحده کرد، مسکو نارضایتی خود را نشان داد. در فوریه 2018 یک پهپاد ایرانی وارد فضای هوایی اسرائیل شد و نیروی هوایی اسرائیل آن را سرنگون کرد. در مقابل، رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی تیاس در سوریه حمله کرد و در جریان این حمله یک فروند جنگنده اف۱۶ اسرائیل توسط ارتش سوریه مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد. برای اولین بار از سال 1982، یک جت اسرائیلی توسط موشکهای سوری مورد حمله قرار گرفته است. تحلیلگران در مورد این که آیا سوریه میتواند پیش بینی و شلیک به جتهای اسرائیلی را بدون اطلاع و برنامهریزی روسیه انجام داده باشد، مورد سوال قرار دادند. با این وجود، اسرائیل و روسیه در اواخر ژوئیه 2018 توافق کردند که بر اساس آن نیروهای مسلح سوریه در ارتفاعهای جولان مستقر شوند. اورشلیم تعهد روسیه را مبنی بر حفظ ایران و حزب الله در 80 کیلومتری اسرائیل از ارتفاعات جولان پذیرفت. با این حال، این توافقنامه اسرائیل را متوقف نکرد و ایران و سوریه را تهدیدی برای امنیت خود تلقی کرد. در 17سپتامبر 2018، اسرائیل حملات هوایی علیه مواضع ایران و سوریه را در نزدیکی پایگاه هوایی حمیمیم روسیه در لاذقیه انجام داد. با واکنش نیروهای سوری، تصادفاً‌ یک هواپیمای گشتی و تمام پانزده سرنشین نظامی آن از بین رفتند.(3)

از آنجا که روسیه حمایتهای خود را از اسد نخواهد کاست، ممکن است استراتژی واشنگتن برای تضمین خروج نیروهای ایران از سوریه را در معرض خطر قرار دهد. ترامپ دستور داد نیروهای آمریکا از سوریه خارج شوند و اقدامات نظامی علیه داعش را متوقف کند و مانع از حضور نظامی تهران در سوریه شود. این موضوع به بررسی قدرت ایران در قبال اسرائیل است که در تلاش برای جلوگیری از حضور تهران در سوریه است و به همین دلیل، هماهنگی اسرائیل-روسیه در سوریه را به صورت هماهنگ برای جلوگیری از حوادث تشدید کننده شکل داده است. در این نقطه بحرانی، اورشلیم فرصتی برای پیشگیری از درگیری منطقهای دارد. روسیه به ایران و حزب الله برای تامین امنیت و ثبات در سوریه نیاز دارد. یکی چالشهای جدی پیش رو، این است که مسکو نمیخواهد که ایران یا حزب الله تاثیر نامطلوبی بر سیاستهای داخلی سوریه داشته باشند. اما از آنجایی که روسیه حضور فعال و تاثیرگذاری در بحران سوریه دارد و نقش اصلی را در بازسازی آن کشور بازی میکند، این مهم برای تهران آشکار شده است و به همین دلیل، از ایران و حزب الله تقاضا شده است که عملیات نظامی خود در دمشق و تمام راه جنوب به ارتفاعات جولان را محدود کند. در نتیجه اینکه، این تحولات موجب پویایی جدیدی در سوریه شده است. در این شرایط، اورشلیم میتواند بر اساس توافق خود با مسکو در جنوب سوریه و ایجاد پروتکل با سوریه، ایالات متحده و اردن؛ روسیه را به عنوان واسطه رسمی و ضامن امنیت خود در این منطقه بداند. این مدل، اگرچه ایده آل نیست، اما میتواند مانع رویارویی مستقیم شود. پیمان مشابه، موافقتنامه آوریل 1996 میان حزب الله و اسرائیل، قوانین اساسی در جنوب لبنان ایجاد کرد که مانع از رویارویی مجدد دو طرف شد. اورشلیم به دنبال این است که همکاری خود را با مسکو حفظ کند تا از وقوع حوادث تشدید کننده در مرز خود جلوگیری کند.

همکاری انتخابی با محدودیت های روشن

روابط روسیه با اسرائیل از یک مشارکت تاکتیکی بر اساس اهداف مشترک و اعتماد متقابل است. در حال حاضر، اگرچه روابط اجتماعی و اقتصادی خاص،کمتر تعیین کننده است، اما این رابطه توسط درگیریهای سوریه و سایر تحولات در خاورمیانه هدایت میشود. در صورت وقوع یک مسئله امنیتی - مثلا در مورد سوریه یا ایران - روسیه و اسرائیل تلاش دارند هماهنگی و همکاری داشته باشند. اگر مسکو موفق به رفع نیازهای امنیتی اسرائیل با حفظ نیروهای طرفدار ایران از جنوب سوریه شود، این امر باعث اعتماد اسرائیل به روسیه خواهد شد. در همان زمان، این سناریو ممکن است منجر به بهبود در روابط روسیه و آمریکا شود. اگر ایده یک منطقه حائل (buffer zone) ناکام بماند و اسرائیل تصمیم به حملات گسترده علیه نیروهای طرفدار ایران در سراسر سوریه بگیرد، روابط روسیه و اسرائیل میتواند به سرعت سرد شود. از سوی دیگر، گزینههای آلمان و اتحادیه اروپا نیز وجود دارد، اگرچه محدود هستند. از یک طرف، آنها منافع خود را با روسیه به اشتراک میگذارند. هر دو طرف میخواهند از افزایش برخورد نظامی اسرائیل و ایران جلوگیری کنند. با توجه به حضور نظامی روسیه در سوریه و کانالهای ارتباطی آن با اسرائیل، حزب الله و تهران؛ روسیه در حال حاضر بهترین بازیگر است که قادر به کنترل شرایط منطقه است. از سوی دیگر، با توجه به عدم اعتماد به روسیه ناشی از بحران در اوکراین و منافع متفاوت در رابطه با نظم آینده برای سوریه؛ آلمان و اتحادیه اروپا با موانع جدی در دستیابی به اقدامات هماهنگ با روسیه روبرو هستند. علاوه بر این، آلمان و اتحادیه اروپا شریک اصلی روسیه نخواهند بود. همانطور که در جولای 2018 در پیمان هلسینکی بین پوتین و ترامپ، مسکو ترجیح میدهد از موضع ویژه خود در سوریه و خاورمیانه و ارتباط مستقیم آن با اسرائیل برای روابط نزدیک با دولت ترامپ استفاده کند.

یک مرحله جدید در روابط روسیه و اسرائیل؟

نشست ماه مارس 2019 بین بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین، از سوی کارشناسان به عنوان نقطه عطفی در روابط بین دو کشور بود. پس از این دیدار، یک تحلیلگر روسی نوشت که مسکو به دنبال یک فرمت روسی-اسرائیلی برای نوع جدیدی از همکاری استراتژیک است. دلیل اصلی این دیدار، ظهور اطلاعات در مورد شکلگیری احتمالی با مشارکت اسرائیل، روسیه و چندین کشور نامعلوم «گروه کاری» (working group) با هدف بحث در مورد مسئله خروج نیروهای خارجی از سوریه بود. اما باید بیان داشت که این هدف نااطمینانه به نظر میرسد، زیرا مجموعه وسیعی از کشورها، از جمله ترکیه، آمریکا و روسیه خود، نیروهای خود را به سوریه فرستادهاند. با این حال، بیان میکنند هرکس که به دنبال وضعیت سوریه است، متوجه خواهد شد که نگرانی اصلی این گروه، خروج نیروهای ایران و حزب الله لبنان خواهد بود. اگر این مورد باشد، روسیه و اسرائیل به درک متقابل در مورد حضور ایران در قلمرو سوریه رسیدهاند. با این حال، در حالی که ایران تهدیدی جدی برای اسرائیل است، برای روسیه هنوز هم در زمینه حل بحران سوریه شریک است. منافع مسکو و تهران با نیاز به حفظ موقعیت بشار اسد در قدرت همخوانی دارد. با این حال، روسیه و ایران رقبای واقعی برای نفوذ در سوریه و بیشتر از همه، رهبران آن هستند.(4) علاوه بر این، به نظر میرسد کرملین از اقدامات ضد اسرائیلی ایران و اقدامات مستقیم حزب الله آزرده خاطر شده است. گرچه روسیه و ایران به یکدیگر نیاز دارند، آنها متحد استراتژیک نیستند، اما مشارکت آنها در سوریه وجود دارد و حتی گاهی اوقات تحریک کننده است، امری که گاهی هیچ یک از طرفین این واقعیت را پنهان نمیکنند و نگرانیهایی را نیز در پی دارد.

از سوی دیگر، مشکلات روابط روسیه با ترکیه نیز در حال توسعه است. به نظر میرسد مثلث «آنکارا-مسکو-تهران» شکننده است و واضح است که چنین شکننده بودن غیر قابل اجتناب است. نزدیک شدن روسیه به اسرائیل این مثلث را ناپایدارتر کرده است. روند تحولات منطقهای نشان میدهدکه روسیه عمدا خود را در معرض تضعیف همکاریهایش با ایران و ترکیه قرار دارد. این امر گویای این است که اسرائیل، برای روسیه، بیشتر مهم است. اما منافع مشترک میان مسکو و تل آویو چیست، با وجود آنکه کرملین اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل نمی شناسد؟

  • محافظت از اسد

اولا، در حمایت از رژیم بشار اسد است. علاقه روسیه به این موضوع واضح است: بدون اسد، حضور آن در سوریه کاهش می یابد و موقعیت آن را در خاورمیانه به طور کلی تضعیف میکند و به همین دلیل روسیه را به عنوان یک قدرت نه چندان مهم تبدیل می کند. این به عنوان یک شکست برای پوتین، که او به هیچ عنوان آن را نخواهد پذیرفت، به دست میآید. برای اسرائیل، تغییر رژیم سوریه مملو از امکان حضور نیروهایی است که رابطه آنها با اسرائیل غیر قابل پیش بینی است و عمدتا منفی است. علاوه بر این، یک ائتلاف فرضی پس از اسد ناگزیر شامل گروهها، به ویژه اسلامگرایان رادیکال، که به طور پیش فرض دشمن اسرائیل هستند. در یک وضعیت پس از اسد، تنش بر سر مرز اسرائیل و سوریه رشد خواهد کرد و هم چنین باعث تقویت فعالیتهای حماس میشود. در اینجا لازم است که سفرهای رهبران حماس به مسکو را به یاد بیاوریم که احتمالا شامل بحث در مورد تلطیف موضعگیریهای فلسطین نسبت به اسرائیل است.(5)

  • مخالفت ایران

ثانیا، برای مسکو، همکاری با اسرائیل میتواند به شیوهای متناقض، به عنوان یک کارت طلایی در بازی خود با ایران باشد. این نشانهای است که روسیه قادر به حل و فصل وضعیت سوریه به تنهایی، بدون ایران است. علاوه بر این، مشارکت روسیه با ایران میتواند از روابط روسیه با کشورهای عربی جلوگیری کند؛ جایی که پس از مدتی مکالمههایی درباره یک اتحاد "روسی-شیعه" (Russian-Shiite alliance) وجود دارد که روابط روسیه با امت اسلامی اکثریت اهل سنت و به خصوص اعضای عرب آن را را پیچیده میکند. امروز جهان عرب، از جمله پادشاهی سعودی، با درک و حتی با همدردی با اسرائیل رفتار میکند، هرچند که طرفین بر این باورند که ایران یک تهدید مشترک است. از این منظر، روابط میان اسرائیل و روسیه میتواند به عنوان یک روند طبیعی و حتی سودمند برای جهان سنی باشد.(6)

پذیرش بیطرفانه روسیه در مورد حملات هوایی اسرائیل در سوریه و همگرایی بیرونی با آن نشان دهنده رقابت رو به رشد بین روسیه و ایران در سوریه است، به نحوی که بر قدرت اسد و مسئله نظم سیاسی و اقتصادی آینده سوریه فشار میآورد. مسکو و تهران تحت این سناریو برای رقابت بر نفوذ اقتصادی و سیاسی قرار می گیرند. در عین حال، این دو کشور همچنان به لحاظ نظامی در سوریه وابسته به یکدیگر هستند. مداخله نظامی روسیه تا حد زیادی به نیروی هوایی و مشارکت محدودی از نیروهای زمینی آن محدود می شود، بنابراین در حال حاضر هرگونه تثبیت حکومت اسد نیاز به کمک نیروهای طرفدار ایرانی در سوریه دارد. مسکو علاقه ای فوری به تسریع روند رو به انزوای ایران در سوریه نداشته و هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. با این حال روسیه به نظر می رسد مایل است نفوذ کامل خود بر تهران و حزب الله را حفظ و یک منطقه حائل در جنوب سوریه ایجاد کند. در همین راستا، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در ژوئیه 2018 اعلام کرد که تنها ارتش سوریه باید در مناطق مجاور اسرائیل و اردن فعالیت کند. مشخص نیست که آیا مسکو میتواند امنیت چنین منطقه حائلی را تضمین کند یا نه؛ اگرچه اسرائیل این پیشنهاد را نامناسب دانست و آن را رد کرد. لازم به ذکر است که روسیه علاقه اسرائیل به خروج کامل تهران از سوریه را نپذیرفته است که این امر نفوذ ایران در خاورمیانه را به طور کلی تضعیف نمیکند. بازگشت مسکو به منطقه بر اساس توانایی آن در حفظ روابط خوب با تمام احزاب، به ویژه آنهایی که با یکدیگر خصومت دارند، پیش بینی می شود. به هر حال اعتقاد بسیاری از کشورهای خاورمیانه این است که به طور بالقوه روسیه مهمترین قدرت منطقه است.

لئونید فرولوف، معاون سفیر روسیه در تل-آویو بیان داشت در صورتی که ایران به اسرائیل حمله کند، روسیه از اسرائیل حمایت خواهد کرد. دیپلمات روس این اظهارات را چند روز پس از قضیه مربوط به پهپاد در مرز سوریه-اسرائیل بیان کرد. وی گفت: «در صورت حمله به اسرائیل، نه فقط آمریکا از اسرائیل طرفداری خواهد کرد، بلکه روسیه نیز از اسرائیل حمایت خواهد کرد. بسیاری از هموطنان ما در اسرائیل زندگی می کنند و اسرائیل بطور کلی یک کشور خوب و دوستانه است. از اینرو ما اجازه هیچگونه عملیات خصومت آمیز علیه اسرائیل را نخواهیم داد». همچنین سرگئی لاوروف، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی یورونیوز گفت: «روسیه و اسرائیل درخصوص کارکرد مناطق جنوبی کاهش تنش در سوریه به درک متقابل دست یافتند. حضور شبه نظامیان در آنجا به ثبات محکم در بلندیهای جولان منتهی نخواهد شد، که این امر برای اسرائیل فوق العاده مهم است». بویژه هنگام سفر نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل به مسکو در این خصوص گفتگو شد. نتانیاهو بارها گفته که بیانیه محو کردن اسرائیل به عنوان دولت صهیونیستی از صفحه روزگار غیر قابل پذیرش است. (7)

  • تحریم‌ها

سوم، گرمایش روابط روسیه با اسرائیل در برابر پیش زمینه تحریمهای ضد روسیه است، بنابراین برای مسکو، تماس با تل آویو به عنوان نوعی پنجره، شاید حتی یک دریچه، مهم است. در همین حال، اسرائیل در روابط خود با برخی مخالفان مسکو، مانند لهستان و اوکراین، مشکلاتی ایجاد کرده است. ماجرا از این قرار بود که در سال 2018، اصلاحاتی را در قانون هولوکاست لهستان تصویب کرد، که به موجب آن، مجازاتهای کیفری را برای متهم کردن لهستانیها به همکاری با نازیها در نظر گرفت. در حالی که به سخن نتانیاهو، او فقط درباره موارد فردی مشارکت لهستان در هولوکاست سخن گفته است. ماه گذشته، آندره دودا، رئیس جمهور لهستان، تصمیم گرفت که اسرائیل به عنوان محل اجلاس سران گروه ویشگراد نامناسب است (گروه ویشگراد یا گروه وی۴ یک گروه فرهنگی و سیاسی در اروپای مرکزی با عضویت ۴ کشور جمهوری چک،مجارستان، لهستان و اسلواکی است. این گروه در سال ۱۹۹۱ برای گسترش همکاری‌های نظامی، فرهنگی، اقتصادی و انرژی تأسیس شده‌است). (8)

تنش با اوکراین زمانی آغاز شد که نماینده اوکراین در سازمان ملل متحد قطعنامهای تصویب کردند، که از اسرائیل خواستند تا ساخت شهرکهای فلسطینی را متوقف کند. پس از آن، چندین جلسه درگیری، از جمله تعلیق تعدادی از بازدیدکنندگان رسمی، و همچنین ممنوعیت ورود چند صد شهروند اوکراین به اسرائیل، تنشها را بالا برد. برای اسرائیل، روابط پایدار با روسیه، در میان سایر موارد، ماهیت چند جهته سیاستهای خود را نشان میدهد و اینکه اسرائیل به طور کامل وابسته به ایالات متحده نیست. این نکته را باید در نظر گرفت که برای نتانیاهو و پوتین، موفقیتهای سیاست خارجی به عنوان جبران مشکلاتی در سیاست داخلی عمل میکنند. طوری که طبق برخی آمارها میزان گرایش به سمت پوتین به نسبت سالهای گذشته کاسته شده و در مقابل نیز نتانیاهو و حزب لیکود، بحث و جدل در انتخابات مجلس را با شکست نسبی دنبال کردند. جامعه شناسان همچنین خاطر نشان کردهاند که لیکود اخیرا "رأی روسیه" (Russian vote) را از دست داد - تقریبا یک پنجم رای دهندگان. اما پشتیبانی مسکو میتواند چند درصد سود قابل توجهی را به لیکود بدهد.

نتیجهگیری

با توجه به مطالب بیان شده، این نکته قابل ذکر است که سیاست خارجی رژیم صهیونیستی چند جانبه است و به نسبت موقعیتها و موضوعهای متفاوت در منطقه به سمت آمریکا و روسیه گرایش دارد. با شرایط حاکم و توازن قوا بر منطقه خاورمیانه، در پاسخ به این سوال که آینده روابط روسیه و اسرائیل چگونه است و آیا اسرائیل و روسیه به طور موقت همکاری میکنند یا روابط معاصر به تغییر استراتژیک اشاره میکنند، که باعث شکل گیری روابط کامل میشود، باید گفت که سطح روابط دو طرف روابط روسیه و اسراییل همچنان با دوگانگی روابط دوستانه( نه استراتژیک) همراه با اختلافات جدی در مورد برخی از مسائل منطقهای ادامه خواهد داشت.

به طور کلی، روابط دوجانبه بین روسیه و اسرائیل مثبت است، که ناشی از یک منطق قوی از منافع مشترک است و بر خلاف دشمنی ایران با اسرائیل و آمریکا، روسیه و رژیم صهیونیستی دشمن یکدیگر نیستند.از یک سو، مهمترین متحد اسرائیل، ایالات متحده است، اما میخواهد روابط متنوعی در سطح منطقهای و بینالمللی ایجاد کند، ولی در مقابل، هیچ علاقهای به جایگزین کردن شریک اصلی و استراتژیک خود ندارد. با این وجود، روسیه این وضعیت اسرائیل را به خوبی میداند. همانطور که یکی از دیپلمات سابق اسرائیل در مسکو اظهار داشت، "آنها (روسها) می دانند که ما هر شب در کنار ما می خوابیم". این نشان دهنده این است که اگرچه روابط خوب و مثبت با روسیه، ممکن است منافع اسرائیل را تامین کند، اما هرگز اجازه نخواهد داد که به سطحی برسد که موجب نگرانی شدید واشنگتن شود. اگر روابط ایالات متحده و روسیه همچنان رو به وخامت باشد، دولت آمریکا دیگر نمیتواند یکی از نزدیکترین متحدان خود را برای برقراری رابطه مثبت با مسکو تحمل کند.(9)

از سوی دیگر، به نظر میرسد روسیه منافع بیشتری از همکاری با همسایگان عرب اسرائیل و ایران نسبت به اسرائیل به دست بیاورد. ملاحظات انرژی، فروش سلاحها و کمکهای هستهای_ به عنوان ابزارهای عمده قدرت روسیه- ارتباطات نزدیکی را با اعراب و ایران برقرار کرده است. معاملات در این مناطق در سالهای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است، از جمله در کشورهای عربی طرفدار غرب. بر اساس گزارش موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم (Stockholm International Peace Research Institute) در سالهای 2000 تا 2015، روسیه به کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به ارزش 16-17 میلیارد دلار اسلحه فروخته است که حدود 17 تا 18 درصد از کل صادرات در آن دوره سلاحهای روسیه را به خود اختصاص داده است. با این حال، فقط یک کشور، الجزایر تقریبا نیمی از این مبلغ را (7.8 میلیارد دلار) اختصاص داد. سایر خریداران عمده که بین 1 میلیارد دلار و 1.6 میلیارد دلار در برابر سلاحهای روسیه صرف می شوند عبارتند از: مصر، ایران، سوریه، یمن، عراق و سودان. لازم به ذکر است که سهم روسیه در کل ارسال سلاح در این منطقه نسبتا کم است، به عنوان مثال در سالهای 2012 تا 2016، صادرات روسیه به کمتر از 8 درصد از کل صادرات اختصاص یافته است. مسکو تنها تامین کننده تسلیحات دو کشور بوده است: الجزایر (60 درصد) و عراق (23 درصد). نکته پایانی اینکه، مسکو در عمل نمیخواهد ایران و ترکیه نفوذ خود را در روسیه یا کشورهای شوروی سابق(خارج نزدیک) گسترش دهند، بنابراین، روسیه به دنبال تعامل قابل توجهی با اسرائیل است تا با یک روش بازدارندگی آنها را حفظ کند.

منابع

1- Krasna, Joshua (June 2018), “Moscow on the Mediterranean: Russia and Israel’s Relationship”, Foreign Policy Research Institute, p.6, available in: https://www.fpri.org/wp-content/uploads/2018/06/krasna2018.pdf
2- Zvyagelskaya, Irina (2013), “ Russia’s Interests in the Middle East: A New Context” , Memorandum No. 129, Tel Aviv: Institute for National Security Studies, July 2013, available in: https://www.inss.org.il/wp-content/uploads/2017/07/4-Russia%E2%80%99s-Interests-in-the-Middle-East-A-New-Context.pdf
3- Robert G. Rabil, “Tending to Israel’s Relationship with Russia”, BESA Center Perspectives Paper No. 1,047, December 26, 2018, available in: https://besacenter.org/wp-content/uploads/2018/12/1047-Tending-Israels-Relationship-Russia-Rabil-final.pdf
4- Martin Russell ,( November 2018), “Russia in the Middle East From sidelines to centre stage” , European Parliamentary Research Service, available in: https://www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/BRIE/2018/630293/EPRS_BRI(2018)630293_EN.pdf
5- Malashenko, Alexey (April 2, 2019), “A new stage in Russian-Israeli relations?” available in: https://doc-research.org/2019/04/new-stage-russian-israeli-relations/
6- Ibid
7- www.timesofisrael.com, 2018
8- Malashenko, Alexey (April 2, 2019), “A new stage in Russian-Israeli relations?” available in: https://doc-research.org/2019/04/new-stage-russian-israeli-relations/
9- Krasna, 2018: p.20

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.