1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی
  6. >
  7. امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: مرور سیاست

2 شهریور 1398 ساعت 05:59 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۸۳۹

بحران در شمال آفریقا و تشدید رقابت ائتلاف‌ها

بحران در شمال آفریقا و تشدید رقابت ائتلاف‌ها

در نوشتار پیش‌رو پس از بررسی وضعیت ائتلاف‌های منطقه‌ای به شکل‌گیری بحران در شمال آفریقا و دلایل تشدید رقابت بین ائتلاف‌های منطقه‌ای پرداخته می‌شود.

مقدمه

طی یک سال گذشته شمال آفریقا کانون تحولات و بحران‌های متعددی بوده است. اوضاع داخلی در لیبی با حمله موسوم به «توفان کرامت» ژنرال خلیفه حفتر به طرابلس بحرانی‌تر و پیچیده‌تر شده است. در سودان نیز به دنبال تشدید اعتراض‌های مردمی، ارتش این کشور با صدور بیانیه‌ای عمر البشیر، رئیس جمهور این کشور را از قدرت برکنار کرد و به تبع آن شورای نظامی، رهبری حکومت سودان را بر عهده گرفته است. این وضعیت و تحولات موجود در لیبی و سودان موجب تشدید رقابت ائتلاف‌های منطقه‌ای شده است. در نوشتار پیش‌رو پس از بررسی وضعیت ائتلاف‌های منطقه‌ای به شکل‌گیری بحران در شمال آفریقا و دلایل تشدید رقابت بین ائتلاف‌های منطقه‌ای پرداخته می‌شود.

1- وضعیت ائتلاف‌های منطقه‌ای

منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی، شاهد ظهور و شکل‌گیری کشورهای جدیدی بود. با ظهور این کشور‌ها، شکل‌گیری ائتلاف‌ها و محوربندی‌های سیاسی مختلف نیز آغاز شد. این منطقه استراتژیک از سال ۲۰۰۳ تاکنون شاهد شکل‌گیری اتحادها و ائتلاف‌های متعددی بوده است. در این بین ناپایداری ائتلاف‌ها و کوتاه بودن عمر اتحادها یکی از ویژگی‌های بارز خاورمیانه بوده است. تا پیش از آغاز انقلاب‌های عربی و سقوط رژیم‌های سیاسی حاکم در تونس، مصر، لیبی، یمن و شکل‌گیری بحران سوریه در سال ۲۰۱۱، ائتلاف‌های اصلی موجود در خاورمیانه به دو بخش عمده «محور مقاومت» و «محور سازش» تقسیم می‌شدند اما پس از وقوع انقلاب‌های عربی، توازن قوای میان ائتلاف‌های منطقه‌ای دستخوش تغییر و دگرگونی شد.

در حقیقت تحولات وابسته به انقلاب‌های عربی باعث ایجاد تغییراتی در محور مقاومت و سازش شد که عبارتند از: خروج مصر از محور سازش پس از سرنگونی رژیم حسنی مبارک در ژانویه ۲۰۱۱؛ خروج جنبش حماس از محور مقاومت به دنبال شکل‌گیری ناآرامی و بحران سیاسی در سوریه؛ فاصله گرفتن ترکیه و قطر از محور مقاومت به دنبال شکل‌گیری بحران سوریه؛ شکل‌گیری ائتلاف جدید توسط ترکیه، قطر، مصر و تونس به دنبال به قدرت رسیدن جریان اخوان‌المسلمین در منطقه و انتخاب محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور مصر در سال ۲۰۱۲؛ سرنگونی حکومت اخوان‌المسلمین در مصر و بازگشت مجدد این کشور به محور سازش.

علاوه بر آن برخی از تحولات اخیر منطقه نظیر: ورود امارات متحده عربی به مسائل و پرونده‌های منطقه؛ تلاش محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی برای کاهش حمایت از اسلام‌گرایان و ترسیم چهره لیبرال‌خواه و مترقی از خود، شکل‌گیری بحران قطر و کشورهای عربی؛ و عادی‌سازی روابط عربستان سعودی با رژیم صهیونیستی موجب ایجاد تغییر و تحول در ائتلاف‌های منطقه شده است.

به‌طور کلی ساختار اتحاد‌ها و ائتلاف‌های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به‌ویژه بعد از وقوع خیزش‌های عربی سال ۲۰۱۱ ثابت و پایدار نبوده است؛ در یک زمان ائتلاف‌های دو قطبی، در زمان دیگر ائتلاف‌های سه قطبی و حتی چند قطبی بر منطقه حکم‌فرما بوده است. در حال حاضر می‌توان از سه محور مهم و عمده در منطقه خاورمیانه نام برد.

محور مقاومت: محور مقاومت یا پایداری ائتلاف منطقه‌ای مرکب از مجموعه بازیگران دولتی شامل: جمهوری اسلامی ایران، سوریه و عراق و بازیگران غیر دولتی نظیر حزب‌الله لبنان، جنبش جهاد اسلامی فلسطین، حماس و جنبش انصارالله یمن است، که دارای منافع مشترک و ایدئولوژیک می‌باشند. سیاست خارجی کشور سودان نیز به کشورهای محور مقاومت بسیار نزدیک بود؛ اما این کشور تحت فشار دولت‌های عربی به‌ویژه عربستان سعودی و همچنین به منظور جلب حمایت کشورهای عربی از ائتلاف مقاومت فاصله گرفت. در همین راستا، دولت سودان در سپتامبر 2014 مرکز فرهنگی ایران در این کشور را تعطیل اعلام کرد و روابط خود را با کشورهای عربی گسترش داد.

ائتلاف چهارگانه عربی: این محور متشکل از چهار کشور عربی شامل: عربستان سعودی، امارات، بحرین و مصر است. اعضای این محور روابط بسیار گسترده‌ای با آمریکا دارند و همکاری و همراهی با غرب و اسرائیل را به‌عنوان محور اصلی سیاست خارجی دنبال می‌کنند. این ائتلاف همچنین طرفدار پیگیری صلح خاورمیانه و حل اختلافات با اسرائیل است. دشمنی با جماعت اخوان‌المسلمین، مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیز از دیگر اهداف محور چهارگانه عربی است.

ائتلاف ترکیه - قطر: در کنار دو محور مقاومت و محور چهارگانه عربی به رهبری عربستان سعودی می‌توان به بازیگران مهمی مانند ترکیه و قطر اشاره کرد. بعد از خیزش‌های مردمی در خاورمیانه، جریان‌های اسلام سیاسی به‌ویژه جنبش اخوان‌المسلمین با بهره‌گیری از ضعف و شکنندگی جریان‌های سیاسی رقیب در کشورهایی که در آن‌ها انقلاب صورت گرفت، توانست پیروزی‌های مهمی کسب کند و به قدرت برسد. در همین راستا، به دنبال انتخاب محمد مرسی به‌عنوان رئیس جمهور مصر در سال ۲۰۱۲، منطقه شاهد ائتلاف جدیدی شامل کشورهای ترکیه، قطر، مصر و تونس بود. لیکن سرنگونی حکومت اخوان‌المسلمین در مصر موجب تغییر ائتلاف‌ها در منطقه شد. پس از سرنگونی محمد مرسی از قدرت، مصر بار دیگر به محور ریاض بازگشت. از همین‌رو عربستان سعودی و امارات که از به قدرت رسیدن اسلام‌گرا‌ها در منطقه به‌ویژه اخوان‌المسلمین مصر در هراس بودند ضمن حمایت از اقدام ارتش مصر در سرنگونی دولت اخوانی مرسی، مبلغ دوازده میلیارد دلار به دولت موقت و ارتش مصر کمک مالی کردند. پس از خروج مصر از محور قطر – ترکیه، این دو کشور با هدف حمایت از جریان‌های اسلام سیاسی و تعدادی از بازیگران غیر دولتی در منطقه، به‌ویژه اخوان‌المسلمین به فعالیت پرداختند. در حال حاضر نیز ترکیه و قطر مشغول حمایت از جریان اخوان‌المسلمین در لیبی، سودان و سوریه هستند.

2- شکل‌گیری بحران در شمال آفریقا و تشدید رقابت ائتلاف‌ها

به دنبال آغاز تحولات و شکل‌گیری بحران در کشورهای آفریقایی، بین ائتلاف چهارگانه عربی (عربستان، مصر، امارات و بحرین) و ائتلاف دوگانه (ترکیه و قطر) رقابت شدیدی برای تغییر موازنه قدرت به سود خود ایجاد شده است. از این‌رو در ادامه به دلایل و انگیزه‌های حمایت هر یک از محورها از طرف‌های داخلی در بحران لیبی و سودان پرداخته می‌شود.

بحران لیبی و تشدید رقابت ائتلاف‌ها

لیبی از زمان سرنگونی معمر قذافی، دیکتاتور پیشین در سال ۲۰۱۱ بر اثر اختلافات میان احزاب و گروه‌ها، به دو دولت موازی در شرق و غرب تقسیم شده است؛ پارلمان طبرق در شرق و پارلمان طرابلس در غرب. پارلمان طبرق از ارتش ملی لیبی به فرماندهی خلیفه حفتر حمایت می‌کند و دولت وفاق ملی به نخست‌وزیری فایز السراج که نماینده رسمی لیبی در مجامع بین‌المللی است، در شهر طرابلس مستقر است.

خلیفه حفتر، فرمانده ارتش ملی لیبی از روز ۴ آوریل 2019 به طرابلس، پایتخت این کشور حمله کرده و درگیری‌های جدیدی در لیبی میان دولت وفاق ملی به ریاست فایز السراج و دولت طبرق در شرق این کشور که حفتر از آن حمایت می‌کند رخ داده است.

از زمان آغاز عملیات اشغال شهر طرابلس بین محورهای حامی طرف‌های درگیر در لیبی رقابت سختی بر سر حمایت از طرف‌های متخاصم شکل گرفته است. محور چهارگانه عربی به رهبری عربستان و محور ترکیه – قطر هر دو تلاش دارند تا پیروز میدان نبرد باشند؛ بنابراین از هم‌پیمانان خود برای یاری رساندن به طرفی که تمایل دارند استفاده می‌کنند. در حالی که خلیفه حفتر، ترکیه و قطر را متهم می‌کند که از دولت وفاق ملی حمایت می‌کنند؛ دولت فایز السراج، عربستان، امارات و مصر را حامی دولت حفتر معرفی می‌کند.

تاکنون گزارش‌های متعددی درباره حمایت عربستان، امارات و مصر از اقدام خلیفه حفتر منتشر شده است. در واقع دلیل اصلی آغاز جنگ طرابلس چراغ سبز عربستان، امارات و مصر به خلیفه حفتر بود تا با لشکرکشی به طرابلس و تصرف پایتخت لیبی یک حاکمیت جدید نظامی ایجاد کند. زیرا کشورهای عضو محور سعودی تشکیل دولت باثبات و دموکراتیک در لیبی را به منزله تهدیدی برای رژیم‌های خود می‌پندارند.

از همین‌رو عربستان سعودی، مصر و امارات برای تثبیت وضعیت خلیفه حفتر تلاش می‌کنند تا بتواند طرابلس را اشغال کند. به طوری که در حال حاضر مشاوران نظامی مصری و اماراتی در کنار او هستند و حفتر نیز بارها برای مشورت با عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر به قاهره سفر کرده است.

دو کشور عربستان سعودی و امارات با هدف حمایت از نیروهای همسو با خود در جنگ طرابلس کمک‌های نظامی گسترده‌ای را از خلیفه حفتر کرده‌اند به طوری که روزنامه انگلیسی گاردین گزارش داده است که برخی از حملات هوایی که پایتخت لیبی را هدف قرار داده از سوی پهپادهای اماراتی صورت گرفته است. حمایت نظامی و سیاسی ائتلاف چهارگانه عربی از حفتر و نیروهای آن با وجود انتقادات متعدد هیچ‌گاه متوقف نشده است و این کشورهای عربی با تجهیزات نظامی شامل: تانک‌ها، خودروهای زرهی و کمک‌های مالی میلیارد دلاری همچنان از خلیفه حفتر حمایت می‌کنند.

نیروهای ارتش دولت وفاق ملی به ریاست فایز السراج اخیراً در پیشروی‌های خود در شهر غریان در نزدیکی طرابلس تسلیحات اماراتی ازجمله موشک هدایت شونده ضدتانک «جاولین» ساخت آمریکا که ابوظبی از واشنگتن خریداری کرده بود را از مناطق تحت اشغال نیروهای ژنرال خلیفه حفتر به غنیمت گرفتند. از این‌رو سناتور رابرت منندز، در نامه‌ای به وزارت خارجه آمریکا خواستار تحقیق در قرارداد تسلیحاتی بین آمریکا و امارات شد.

این در حالی است که در آن طرف این معادله ترکیه و قطر بر حمایت از دولت وفاق ملی لیبی و در رأس آن فایز السراج اصرار دارند و سرسختانه از دولت السراج حمایت می‌کنند. مسئولان قطری و در رأس آن‌ها وزیر خارجه قطر به شدت از لشکرکشی خلیفه حفتر فرمانده ارتش ملی لیبی به طرابلس با هدف تصرف پایتخت این کشور انتقاد کرده بود که این انتقادات واکنش نیروهای حفتر را نیز برانگیخت. محمد بن عبدالرحمن، وزیر خارجه قطر در پست توئیتری خود نوشت: «ما به شدت حملات هوایی وحشیانه علیه مناطق مسکونی در شهر طرابلس لیبی را محکوم می‌کنیم. هدف قرار دادن غیر نظامیان با هدف ایجاد آشوب و نابود کردن نهادهای لیبی یک جنایت جنگی به‌شمار می‌آید که مسئولیت آن متوجه مرتکبین این جنایت و حامیان آن است.»

ترکیه نیز از حامیان سرسخت دولت وفاق ملی لیبی است. اگرچه سفارتخانه‌ها و دفاتر دیپلماتیک کشورهای خارجی در طرابلس در سال ۲۰۱۴ به علت ناامنی و خشونت بسته شده‌اند اما ترکیه از معدود کشورهایی است که سفارتخانه خود را در طرابلس بازگشایی کرده است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه خود نیز وارد عمل شده و اخیراً با فایز السراج نخست‌وزیر دولت وفاق ملی به صورت تلفنی گفتگو کرده است. اردوغان در جریان این گفتگوی تلفنی تصریح کرد: «ترکیه از تمامی امکانات و توانایی‌های خود در مسیر خنثی‌سازی توطئه‌ها علیه ملت لیبی، بهره‌برداری خواهد کرد.»

ترکیه طی دو ماه گذشته در واکنش به حمایت‌های محور چهارگانه از خلیفه حفتر چند کشتی حامل تجهیزات نظامی شامل: خودروی زرهی و پهپاد در اختیار دولت السراج قرار داده است. ارتش ملی لیبی نیز در دو ماه گذشته از سرنگونی و انهدام دست‌کم سه فروند پهپاد ترکیه خبر داده است.

گفته می‌شود که مشاوران نظامی ترکیه به نظامیان وابسته به دولت وفاق ملی لیبی آموزش می‌دهند و حتی، به آنان در برنامه‌ریزی اقدامات نظامی کمک می‌کنند. از این‌رو حفتر بارها آنکارا را به مداخله در امور داخلی لیبی متهم کرده و معتقد است که کمک‌های ترکیه به دولت السراج یکی از دلایل اصلی شکست‌های او در تصرف طرابلس و از دست دادن شهر راهبردی غریان بوده است. ژنرال خلیفه حفتر اخیراً به نیروهای نظامی تحت امرش دستور داده است که کشتی‌ها و منافع ترکیه را در خاک لیبی هدف حمله قرار دهند. در پی تهدیدهای حفتر علیه ترکیه، خلوصی آکار، وزیر دفاع ترکیه نیز گفته است که ترکیه به هر گونه حمله پاسخ تندی خواهد داد.

بحران سودان و تشدید رقابت ائتلاف‌ها

سودان از ماه دسامبر ۲۰۱۸، به‌ دلیل بدتر شدن شرایط زندگی و بحران اقتصادی شاهد مجموعه تظاهراتی در شهرهای مختلف بود. تظاهرکنندگان مطالبات فوری مبنی بر بازبینی نظام اقتصادی کشور را داشتند و ازجمله درخواست‌هایشان، کناره‌گیری عمر البشیر بود. پس از چندین ماه تظاهرات اعتراض‌آمیز، سرانجام نظامیان در ۱۱ آوریل ۲۰۱۹، عمر البشیر، رئیس‌جمهور وقت سودان را از قدرت برکنار کردند. در اوج اعتراضات، مقامات سودانی فاش کردند که عربستان و امارات به خارطوم پیشنهاد حل بحران سودان در برابر قطع رابطه با ترکیه، قطر و ایران را داده است. اما از آنجا که سودان این پیشنهاد را رد کرد، عربستان سعودی و امارات با اقدامات پشت‌پرده اعتراض‌هایی را به بهانه مشکلات و بحران اقصادی طرح‌ریزی کردند.

در پی برکناری عمر البشیر، شورای نظامی، رهبری حکومت سودان را بر عهده گرفته است. متعاقب این رویداد ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان و خلیفه بن زاید، رئیس امارات با عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای نظامی انتقالی سودان که چهره نزدیک به امارات محسوب می‌شود تماس تلفنی برقرار کردند. این مقامات در جریان رایزنی‌های تلفنی خود بر حمایت از شورای نظامی انتقالی سودان برای عبور از این مرحله تاریخی در کشور تأکید کردند. عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر نیز در نخستین تماس تلفنی با عبدالفتاح البرهان، آمادگی کشورش را برای ارائه همه نوع حمایت‌ها از سودان ابراز داشت.

در حقیقت بعد از کودتای سودان ائتلاف چهارگانه متشکل از عربستان سعودی، مصر، امارات و بحرین وارد یک درگیری برای تحت کنترل در آوردن حکومت سودان شده و حمایت‌های سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی از نظامیان این کشور به عمل ‌آورده‌اند که در رأس آن‌ها ژنرال عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای انتقالی نظامی قرار دارد. بازیگران عضو ائتلاف چهارگانه عربی به ژنرال‌های سودانی فشار می‌آورند تا تسلیم خواسته معترضان نشده و آن‌ها را با خشونت سرکوب کنند؛ زیرا منافع عربستان سعودی، مصر، امارات و بحرین در ادامه حکمرانی شورای نظامی بر سودان است. کشورهای مذکور تشکیل دولت باثبات و دموکراتیک در سودان را به منزله تهدیدی برای خود قلمداد می‌کنند. این کشورها همچنین از برگزاری حکومت مدنی و برگزاری انتخابات در سودان و ادامه اعتراضات مردمی و ناآرامی‌ها به دلیل احتمال تسری آن هراس دارند. از این‌رو همانند لیبی در سودان نیز از حکومت نظامی حمایت و پشتیبانی می‌کنند. در حقیقت ائتلاف به رهبری سعودی در سودان به دنبال اجرای سناریویی شبیه به مصر و روی کار آوردن شخصیتی همانند عبدالفتاح السیسی با هدف مقابله با جریان اخوان‌المسلمین است.

ائتلاف چهارگانه عربی، به‌ویژه عربستان و امارات روابط گرمی با شورای نظامی دارند به همین دلیل است که پس از روی کار آمدن حکومت نظامی در سودان، محمد حمدان، معاون رئیس شورای نظامی انتقالی سودان تأکید کرد: «نظامیان سودانی که در ائتلاف سعودی در یمن حضور دارند همچنان به مأموریت خود ادامه می‌دهند.» علاوه بر آن مصر نیز به شدت از حکومت نظامیان در سودان حمایت می‌کند؛ زیرا عبدالفتاح السیسی اخوان‌المسلمین را دشمن خود می‌داند بنابراین مخالف روی کار آمدن دولت اخوانی در مجاورت مصر است. عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای نظامی انتقالی سودان نیز برای کسب حمایت ائتلاف چهارگانه عربی در اولین سفر خارجی وارد قاهره، پایتخت مصر شد. البرهان پس از دیدار با عبدالفتاح السیسی، قاهره را به مقصد ابوظبی ترک کرد. سفر البرهان به مصر و امارات در حالی صورت گرفت که محمد حمدان، معاون او به عربستان رفت و با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی دیدار و پیرامون تداوم حضور نظامیان سودان در ائتلاف ضد یمن به رهبری ریاض گفتگو کرد.

در مقابل استقبال ائتلاف چهارگانه عربی، محور ترکیه – قطر از روی کار آمدن نظامیان در سودان به شدت نگران است. شیخ تمیم بن‌حمد آل‌ثانی، امیر قطر برای اینکه از ائتلاف رقیب خود عقب نماند، تماس‌های تلفنی با رئیس شورای انتقالی نظامی سودان انجام داد. ترکیه نیز که در دوره عمر البشیر سرمایه‌گذاری کرده بود با روی کار آمدن نظامیانی که به ائتلاف سعودی نزدیک‌ترند به نوعی دچار سردرگمی و نگرانی شده است و همه چیز را از دست رفته می‌بیند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در جریان سفر به سودان در سال 2017 توافق‌نامه‌ای با عمر البشیر، رئیس جمهور برکنار شده این کشور امضا کرد که به‌موجب آن مدیریت جزیره سواکن سودان واقع در دریای سرخ برای سرمایه‌گذاری به ترکیه سپرده شد. اما پس از کودتا در سودان روزنامه العین به نقل از برخی کارشناسان نوشت که شورای نظامی انتقالی سودان به دنبال لغو توافق‌نامه احداث پایگاه نظامی ترکیه در جزیره سواکن است.

در حال حاضر سودان به عرصه و میدان رقابت میان محورهای منطقه‌ای تبدیل شده است. عمر البشیر تا زمانی که در رأس قدرت بود به دنبال ایجاد تعادل و حفظ روابط با همه کشورهای منطقه از قاهره و ریاض تا دوحه و آنکارا بود. از سویی با درخواست ریاض و ابوظبی در جنگ یمن و اعزام نیروهای سودانی موافقت کرد و از سوی دیگر روابط خود را با دوحه و آنکارا حفظ کرده بود. اما کنار رفتن عمر البشیر و به دنبال آن روی کار آمدن نظامیان در سودان این معادله را تغییر داده و محور چهارگانه به رهبری ریاض وزنه‌اش بر محور قطر و ترکیه سنگینی می‌کند.

پس از روی کار آمدن شورای نظامی در سودان، رسانه‌های سعودی اعلام کردند که طرح‌های دوحه و آنکارا در منطقه در راستای حمایت از اخوان‌المسلمین ضربه مهلکی خورده است. ریاض، قاهره و ابوظبی حساسیت قابل توجهی نسبت به ناآرامی‌های سودان دارند و می‌ترسند این ناآرامی‌ها از کنترل آن‌ها خارج شده و باعث گسترش نفوذ جماعت اخوان‌المسلمین در این کشور شود. در همین رابطه الیزابت دیکنسون، تحلیلگر مجموعه بحران‌های بین‌المللی می‌‌گوید که سودان طی سال‌های گذشته اهمیت استراتژیک بیشتری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس پیدا کرده است و سقوط عمر البشیر لحظه سرنوشت‌سازی برای این کشورها است. سودان عاملی تأثیرگذار در بسیاری از منافع حیاتی کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ چرا که این کشور نیروهای زیادی را در جنگ علیه یمن اعزام کرده است. حدود 25000 نیروی سودانی همچنان در یمن مشغول جنگ هستند و خروج این نیروها از ائتلاف سعودی، عربستان را در جنگ علیه یمن تنها خواهد گذاشت.

نتیجه‌گیری

دو کشور لیبی و سودان به دلیل برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک می‌توانند نقش مهمی در معادلات و موازنه قدرت منطقه‌ای ایفا نمایند. هر کدام از ائتلاف‌ها و محورهای منطقه موفق شوند این دو کشور را در اتحاد خود جای دهند می‌توانند کفه موازنه قوا در برابر محورهای رقیب را به سود خود سنگین‌تر کنند؛ از این‌رو رقابت سخت و دشواری بین ائتلاف‌های منطقه‌ای شکل گرفته است.

پیرامون تأثیر بحران طرابلس و کودتای سودان بر توازن و کشمکش‌های منطقه‌ای می‌توان گفت که این امر به پایان این دو بحران و آینده اوضاع سودان و لیبی منوط است. در حال حاضر ائتلاف چهارگانه و ائتلاف دوگانه همدیگر را در تشدید تنش و بحران در لیبی و سودان متهم می‌کنند. از یک‌سو عربستان به همراه مصر، امارات و بحرین در لیبی از ژنرال خلیفه حفتر و در سودان نیز از شورای نظامی حمایت می‌کنند. از سوی دیگر ترکیه و قطر در لیبی از فایز السراج و دولت وفاق ملی و در سودان از روی کار آمدن دولت مدنی و نزدیک به اخوان‌المسلمین پشتیبانی می‌کنند. در این بین محور مهم منطقه یعنی محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران سعی کرده است به طور مستقیم وارد بحران‌های کشورهای آفریقایی نشود و تهران تنها به طور غیرمستقیم با ائتلاف دوگانه ترکیه – قطر هماهنگ است.

در پایان این نکته لازم به ذکر است که حمایت هر یک از محورهای منطقه‌ای از بازیگران همراستا با سیاست‌های خود در لیبی و سودان ضمن پیچیدگی بحران به طولانی شدن و قطب‌بندی آن منجر می‌گردد. تشدید و پیچیدگی بحران احتمال آغاز درگیری‌ها و تشدید تنش‌ها میان کشورهای عضو ائتلاف‌های چهارگانه و دوگانه‌ را نیز در پی خواهد داشت.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.