1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست علم، فناوری و نوآوری
  4. >
  5. نوآوری

نوع مطلب: مرور سیاست

17 آذر 1397 ساعت 20:13 شماره مسلسل: 6600735

لزوم توجه به مفهوم «فرآیند نوآوری» در کاهش فاصله بین علم تا عمل

«پژوهش و فناوری» یا «پژوهش و نوآوری»

«پژوهش و فناوری» یا «پژوهش و نوآوری»

قرار دادن پژوهش و فناوری کنار یکدیگر، خطای پارادایمی است که کشور ما را از توسعه مبتنی بر نوآوری به عقب رانده است. لذا شایسته است، بجای پژوهش و فناوری، پژوهش و نوآوری، هم در حوزه محتوایی و هم نهادی، مبدل به اولویت اصلی راهبری توسعه کشور گردد.

1 ـ تبیین مسئله و رهیافت‌ها

رسالت پژوهش در کشور چندان مورد توجه مسولین و مردم نبوده است و این امر سبب شده که پژوهشگران دچار روزمرگی و عدم رغبت و رقابت در تولید دانش عملی و مفید شوند. شاهد بر مدعا درصد بسیار پایین سهم پژوهش در تولید ناخالص ملی است به طوری که میانگین آن در 10 ساله اخیر (نیم درصد)، بسیار کمتر از سهم پیش‌بینی شده برنامه‌های توسعه (3 درصد) و اغلب کشورهای توسعه‌یافته دنیا است. این امر سبب شده که دانشگاه‌ها و اغلب مراکز پژوهشی دولتی در کشور به مصرف کننده بودجه‌های آموزش و پژوهش در کشور بدل شوند و سهم اندکی در توسعه کشور داشته باشند.

حال این سوال مطرح است که چرا دستاوردهای اندکی در بخش پژوهش کشور وجود دارد و این فعالیت‌ها نقش کمی در توسعه و رفع نیازهای واقعی جامعه داشته‌اند. فاصله قابل توجه بین پژوهش (research) و عمل (practice)، واقعیتی است که عملاً اثربخشی پژوهش در کشور را بسیار ضعیف نموده است. موانع و در عین حال راه‌کارهای متعددی در این خصوص وجود دارد. نوشتار حاضر از منظر توجه به مفهوم «نوآوری»، «فرآیند نوآوری» و «نظام نوآوری» و نقش «پژوهش» در آن، به بررسی این چالش پرداخته است. در این نوشتار در ادامه، ابتدا دو رهیافت اجتناب ناپذیر ارائه شده است و پس از آن مفاهیم مرتبط مورد بحث قرار گرفته است.

الف) «نوآوری» به جای «فناوری»

متاسفانه در بسیاری از مراجع، اغلب «نوآوری» را معادل «کاربرد فناوری» (applying technology) می‌دانند. در حالی که فناوری می‌تواند «حاصل و نتیجه» نوآوری باشد و نمی‌تواند به عنوان یک ورودی یا ابزار ضروری برای نوآوری تلقی شود. بنابراین ساده‌انگارانه خواهد بود که «سرمایه‌گذاری‌ها» به سمت فناوری‌ها سوق یابد؛ چرا که این برنامه، در امتداد خطاهای گذشته، ما را از نوآور بودن دور خواهد کرد. در سوی دیگر، واقعیت این است که «پژوهش» خود بخشی از «فرآیند نوآوری» است و می‌تواند در همه مراحل آن نقش ایفا کند. با پذیرش این حقیقت که پژوهش بخشی از فرایند نوآوری است، و نیز فناوری، نتیجه فرایند نوآوری است، قرار دادن پژوهش و فناوری در کنار یکدیگر، بدون توجه به نقش اساسی نوآوری، ما را دچار خطای پارادایم می نماید و در نهایت تمرکز بر محصولی خواهد بود، که لزوماً نوآوری در تولید آن نقشی نداشته است.

از این رو در گزارش معتبر شاخص رقابت‌پذیری مجمع جهانی اقتصاد، کشور ما همواره در مرحله سوم توسعه (توسعه مبتنی بر نوآوری) رتبه پایینی داشته است. به طور مثال در گزارش سال 2018 رتبه ایران 81 از 137 بوده است. این درحالی است که ما رتبه اول علمی منطقه را داریم. در واقع، فاصله زیاد پژوهش و عمل اینجا قابل مشاهده است. بنابراین این موضوع در تضاد با پژوهش های متعدد و متاسفانه کم اثر در کشور است. لذا، شایسته است که بجای پژوهش و فناوری، بر ترویج و نهادینه‌سازی پیوند پژوهش با نوآوری تاکید نمود.

ب) ترویج «فرآیند نوآوری» و «نظام نوآوری» همراه با «روش‌شناسی انجام پژوهش»

شاه کلید کاهش فاصله بین پژوهش و عمل، در گرو تعاملات باثبات (stable) و پایدار (sustainable) بین اجزا نظام ملی نوآوری (مراکز دانشگاهی یا پژوهشی، دولت و صنعت) است. توجه به مشارکت همه ذی‌نفعان (همه افراد که تاثیرگذارند و افرادی که تاثیرپذیرند) در انجام پژوهش و فرآیند نوآوری، لازمه ثمربخشی و اجرایی بودن هر پژوهشی خواهد بود. این مشارکت و تعامل باید دارای «ثبات» باشد و تحت تاثیر مناصب‌ سیاسی و حزبی قرار نگیرد؛ و پیش شرط دیگر این مشارکت، «پایدار» بودن آن است که تضمین کننده منافع اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی جامعه باشد. بنابراین، آنچه به عنوان روش پژوهش در میان فراگیران پژوهش در دانشگاه‌های کشور نهادینه شده است، نگرشی سنتی به مفهومی عمیق است که نمی تواند فاصله بین پژوهش و عمل را کاهش دهد. آشکار است که با ترویج فرایند نوآوری و نظام نوآوری، و مشارکت «غیرشعارگونه» ذینفعان در این فرایند که جزء انکارناپذیر نظام نوآوری تلقی می‌گردد، می‌توان در بستر ثبات و پایداری، پژوهش را به عمل و اثرگذاری، نزدیک‌تر نمود.

2 ـ مروری بر تعریف نوآوری، فرآیند آن و نظام ملی نوآوری

تعاریف و دیدگاه‌های مختلفی در ارتباط با «نوآوری» (Innovation) وجود دارد. به‌طور کلی نوآوری عبارت از بکارگیری ایده‌های جدید است. خلاقیت (Creativity) و نوآوری از مواردی هستند که اغلب با یکدیگر به اشتباه مترادف فرض شده و یا به جای یکدیگر استفاده می‌گردند، درحالی‌که تفاوت‌های زیادی میان آنهاست. خلاقیت به زبان ساده یعنی تولید یک اندیشه و فکر نو و یا حتی نگاهی کنجکاوانه به پدیده‌ای قدیمی، درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. توانایی خلق ایده‌های جدید (خلاقیت)، به‌طور بالقوه در همه انسان‌ها (با شدت و ضعف متفاوت) نهاده شده و به فعل درآوردن این توانایی، نیازمند زمینه مناسب، محرک‌ها و عوامل خاص است. از این دیدگاه، نوآوری امری خودبه‌خودی و اتفاقی نیست، بلکه فرآیندی است پیچیده که نیازمند الزامات گوناگون است و در ابعادی گسترده در اقتصاد و اجتماع اثر می‌گذارد.

سـازمان همکـاری و توسـعه اقتصـادی (OECD, 2005)، در ویرایش سوم کتابچه‌ معروف به راهنمای اسلو (Oslo Manual)، نوآوری را به این صورت تعریف نموده است: «نوآوری، پیادهسازی یک محصول جدید یا بهطور قابل ملاحظـهای بهبـود یافتـه (کالا یا خدمت)، فراینـدی جدید، روشی جدید در بازاریابی، روش سازمانی جدید در شیوههای کسب و کار، سازمان محـل کـار یـا روابـط خارجی است». پژوهش یا تحقیق به عنوان یکی از مهم‌ترین ساختارها و مراحل فرآیند نوآوری به شمار می‌رود. فرآیند نوآوری شامل مراحل پژوهش، توسعه، تولید و بازاریابی تعریف شده و اثبات شده است که فرآیند مذکور غیرخطی است. در مفهوم خطی بودن فرآیند نوآوری، این فرآیند بایستی با پژوهش آغاز گردد اما در مفهوم غیرخطی و جدید آن، پژوهش در تمامی ساختارها و مراحل فرآیند اثرگذار است. شکل 1 شماتیکی نمونه از مفهوم فرآیند خطی و غیرخطی نوآوری را نشان داده است. قابل توجه است که فناوری (Technology) به معنی دانش و فن مرتبط با فعالیت‌های تولید و عرضه خدمات است. بنابراین، فناوری بخشی از خروجی فرآیند نوآوری می‌تواند باشد.

شکل 1: شماتیکی نمونه از فرآیند نوآوری خطی (الف) و فرآیند نوآوری غیر خطی (ب)

نوآوری نتیجه تعاملات فراوان و فزاینده بین فعالان و نهادهای مختلفی است که تابعی از ویژگی‌های هر سرزمینی است و از آن به عنوان «نظام ملی نوآوری» (National Innovation Systems, NIS) نام برده‌اند. به بیانی ساده‌تر، NIS شامل سازمان‌ها (عناصر یا بازیگران)، پیوند بین آنها و یک محیط نهادی یا ساختار حکومتی است. مهم‌ترین بازیگران در نظام ملی نوآوری دولت، صنعت و دانشگاه (مراکز پژوهشی) هستند و حاصل تعاملات آنها، تولید دانش، مهارت‌ها و خلاقیت‌هایی است که منجر به فناوری‌های جدید می‌شوند (OECD, 1999).

سازمان همکاری‌ و توسـعه اقتصـادی، هفت کارکرد (specialization) برای نظام ملی نوآوری ذکر کرده است که مشتمل بر موارد ذیل است: 1 ـ سیاست‌گذاری و راهبری، 2 ـ تسهیل، هدایت و تامین مالی فعالیت‌های پژوهش و توسعه (R&D)، 3 ـ انجام فعالیت‌های R&D، 4 ـ توسعه و ارتقاء منابع انسانی، 5 ـ انتشار و اشاعه فناوری، 6 ـ ارتقاء کارآفرینی مبتنی بر فناوری، 7 ـ تولید کالاها و ارائه خدمات.

3 ـ جمعبندی

با آسیب شناسی اجمالی حتی، می‌توان دریافت که پژوهش در ایران، در حلقه‌های زنجیره‌ی ثمردهی خود قرار نگرفته است. بیگانگی پژوهشگران با مفاهیم زیربنایی پژوهش، نوآوری، خلاقیت، فناوری و توسعه و جایگاه آنها (ضعف محتوایی)، در یک سو و نگرش دست‌آویزی به پژوهش در نگاه مسئولین و نهادهای متولی (ضعف نهادی)، سبب شده است چرخه‌ی باطله‌ای ایجاد شود که هم پژوهش‌ها را کم اثر نموده، هم در برایند نهایی آن، عقب ماندگی کشور در توسعه مبتنی بر نوآوری را حاصل نماید. و این گونه است که «سیاست‌های پژوهش محور»، جای خود را به «پژوهش‌های سیاست محور» داده است.

بنابراین، تغییر رویکرد اجباری و نقطه تحول در این حوزه با مفهوم‌سازی واقعی و نهادینه‌سازی فرایند نوآوری و نظام ملی نوآوری آغاز می‌گردد. آنجا که بجای تمرکز بر فناوری، نوآوری مورد تاکید قرار گیرد و بجای روش پژوهش، بر فرایند نوآوری مشتمل بر مشارکت واقعی ذینفعان و لحاظ کردن دو اصل ثبات و پایداری، پافشاری گردد. از این‌رو همانطور که پپیشنهاد گردیده، قرار دادن پژوهش و فناوری کنار یکدیگر، خطای پارادایمی است که کشور ما را از توسعه مبتنی بر نوآوری به عقب رانده است. لذا شایسته است، بجای پژوهش و فناوری، پژوهش و نوآوری، هم در حوزه محتوایی و هم نهادی، مبدل به اولویت اصلی راهبری توسعه کشور گردد.

4 ـ مراجع برای مطالعه بیشتر

حیدری، ح. (1386). نظام ملی نوآوری به عنوان چارچوبی برای تحلیل نوآوری: رویکردی نظری. فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران. 9 (33). 163-129.

حاجی حسینی، ح. محمدی، ع. عباسی، م. الیاسی، م. (1390). تحلیل حکمرانی نظام نوآوری ایران بر پایه چرخه سیاست گذاری نوآوری. مجله سیاست علم و فناوری. 4 (1). ص 33-48.

Inzelt, A. (2004). The evolution of university–industry–government relationships during transition. Research policy, 33(6-7), 975-995

OECD, (1999) Managing National Innovation Systems. Paris.

OECD, E. (2005). Oslo Manual. Guidelines for Collecting and Interpreting Innovation Data. Paris.

Schwab, Klaus. (2018). the global competitiveness report 2017-2018. Geneva: World Economic Forum

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.