1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. توسعه پایدار
  6. >
  7. اثربخشی برنامه‌های كلان توسعه

نوع مطلب: مرور سیاست

2 اردیبهشت 1397 ساعت 12:32 شماره مسلسل: 1100559

چالش‌های وزارت نیرو در مسیر دستیابی به پایداری

چالش‌های وزارت نیرو در مسیر دستیابی به پایداری

شناسایی و کاهش عدم قطعیت‌ها در مسائل محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی نسل آینده نیازمند به کار بردن «اصول راهبردی» برای دستیابی به پایداری در سامانه‌های آبی است. وزارت نیرو باید تهیه و به‌کارگیری دستورالعمل‌های مدیریت ریسک، مدیریت راهبردی و ... را جزئی از وظایف اصلی بدنه خود قرار دهد.

1- مقدمه

به طور حتم توجه به چالش پایداری ما را در توسعه و استفاده بهتر از روشهای ممکن در جهت رفع نیازها و انتظارات نسل حاضر و آینده کمک مینماید. به هر حال شناسایی و کاهش عدم قطعیتها در مسائل محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی نسل آینده نیازمند به کار بردن «اصول راهبردی» برای دستیابی به پایداری در سامانههای آبی است. لازم به ذکر است در دستیابی به پایداری، افزایش درک نهادهای اقتصادی و اکوسیستمی از پیچیدگی، پویایی و ناهمگونی (در طول زمان و مکان) بسیار اهمیت دارد. به همین منظور جهت دستیابی به پایداری توصیه میشود وزارت نیرو باید تهیه و به‌کارگیری دستورالعملهای مدیریت ریسک، مدیریت راهبردی و ... را جزئی از وظایف اصلی بدنه خود قرار دهد.

در دهههای گذشته و در اغلب حوضه‌های آبریز کشور روند مدیریت منابع و مصارف آب، منجر به بهرهبرداری بیش از حد از منابع آب (به ‌ویژه منابع زیرزمینی) شده است. بهرهبرداری بیش از حد از منابع آب به خودی خود بحرانزا نیست. وخیم شدن وضعیت منابع آب باعث کاهش میزان تابآوری جامعه انسانی در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و غیره خواهد شد. از طریق غفلت در برآورد عواقب تصمیمات، میزان آمادگی در برابر وقوع مخاطرات کاهش یافته در نتیجه احتمال و امکان بروز بحران افزایش خواهد یافت. در حقیقت غفلت از مواردی چون توجه به شرایط اقلیمی، مدیریت تقاضا، جامعنگری در برنامهریزی و یکپارچگی در تخصیص و نیز عدم مشارکت مردم در مدیریت از عوامل اصلی بروز بحران شناخته شده است. برخی از دلایل بروز ناخواسته بحران در حوزه منابع و مصارف آب را میتوان به شرح ذیل ذکر نمود:

1- عدم وجود تفکر سیستمی: محیط طبیعی همواره در تعامل با محیط انسانی است و بازخورد محیطهای اجتماعی در محیطهای طبیعی نمود مییابد. همچنین هر دو محیط دارای پویایی بوده و درک فضای آینده نیازمند آیندهپژوهی است؛ بنابراین عدم جامعنگری محیط انسانی و طبیعی و نیز عدم توجه به پویایی این دو محیط عواقب نامشخصی را در بخش طبیعی رقم خواهد زد که میتواند منجر به ناپایداری توسعه گردد.

2- خطاهای مدیریتی: منظور از خطای مدیریتی عدم توجه به اصول و مبانی مدیریت عمومی آب است. به عنوان مثال بودجهها و منابع مالی متناسب با ظرفیتهای بومی مناطق توزیع نشده است. بخصوص در استانهای شرق کشور که با مشکل کم‌آبی دسته و پنجه نرم میکنند، تنها منابع موجود آنها منابع زیرزمینی هست. بدیهی است که رفع مشکلات منابع آب در چنین استانهایی نیازمند تفکرات غیر سازه‌ای هست. از آنجا که برای تفکرات سازهای ایده ساخت‌وساز وجود دارد، منابع مالی نیز در نظر گرفته می‌شود؛ اما برای تفکرات غیر سازهای در شرق کشور هیچ منبعی مالی در نظر گرفته نمیشود و گاهی عبث خواهنده میشود. لذا با کوچک‌ترین تغییر در وضعیت منابع موجود بحران وقوع مییابد.

3- رفتارهای احساسی: همواره ترجیح انسان به طی راه‌ها و مسیرهای آشناتر است. حتی اگر این روش منجر به تلاش غلط شود. از آن بدتر، به دلیل آشنا بودن با این مسیرها، غالباً آنها با سرعت بالا و اعتماد به‌ نفسی بیشتر انجام می‌شوند. طبیعی است که طبقه حاکم، تحت رهبری مهندسان، به پروژه‌های عظیم برای تولید برق، ذخیره‌سازی، استخراج آب برای آبرسانی و انتقال آب به نواحی کم‌آب علاقه‌مند خواهند بود. چنین اقدامی به ‌شکلی احساسی صورت می‌گیرد و از لحاظ سیاسی نیز توجیه دارد. خیز ناآگاهانه برای حل یک مشکل، مشکل دیگری میآفریند. به عنوان نمونه راهحلهای سطحی و به ظاهر معقولِ دیروز برای رفع مسئلهی ناامنیِ غذایی، امروزه به مشکلات جدید کمی و کیفی منابع آب منجر شده است.

4- حرکت در فضای موهوم: مجموعه اقداماتی که تاکنون در کشور در ارتباط با مدیریت آب با انجام شده، بدون پیشبینی رویدادهای غیرمتعارف بوده و کمتر توجهی به مدیریت ریسک گردیده است. در واقع حل مسئله در وزارت نیرو به جای آنکه تابع برنامه باشد به فرد متکی است. در واقع شناخت فرصت‌ها و چالش‌ها و عوامل مؤثر بر آنها در یک تفکر سیستمی مسیری نیست که وزارت نیرو به آن پایبند باشد.

حل مسئله در وزارت نیرو به جای آنکه تابع برنامه باشد به فرد متکی است.

2- پایداری معیار تصمیمگیریها

مدیران آب علاوه بر تأمین نیازهای نسل امروز، بایستی تقاضاهای نسل آینده را برآورد نمایند. ایشان ملزم به ایجاد زیرساخت‎های با اعتمادپذیری بالا و هزینههای پایین جهت تأمین کمیت و کیفیت مناسب آب هستند. همچنین ایشان بایستی سلامت اکوسیستم را برای نسل آینده حفظ نمایند (1). اگر فعالیتهای مدیریتی و توسعه سامانههای آبی منجر به تخریب محیط طبیعی و انسانی گردد، به طور حتم این سامانهها پایدار نخواهند بود. در سالهای اخیر مثالهای زیادی وجود دارد که در آنها مدیریت پایدار منابع آب مورد توجه نبوده است. اگر معیارهای پایداری در مواقع تصمیمگیری مدنظر قرار گیرد، ناپایایی در سامانههای آبی هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

در واقع هر حرکتی که آینده را موردتوجه قرار دهد، نیازمند درک برهمکنش‌‌های تصمیمات در مقیاس‌‌های مختلف مکانی و زمانی خواهد بود. چنین حرکتهای به آگاهی و حمایت عمومی مردم نیز وابسته است. کسانی که منابع طبیعی بالأخص آب وخاک را مدیریت می‌کنند، بایستی از تصمیمات عموم مردم و نمایندههای آنها نیز آگاه باشند. اخذ نظرات و شناسایی تصمیمات ذینفعان و کنشگران آب منجر به درک بهتر اثرات سوء «مکانی و زمانی»، «کوتاه و بلندمدت» و «تهاتر» در مدیریت آب خواهد شد. پس در فرآیند برنامهریزی و مدیریت سامانههای آبی بایستی مجموعهای از معیارها برای ارزیابی نظرات ذینفعان و کنشگران مرتبط با هر پروژه مدنظر قرار گیرد.

3- شاخصهای پایداری

پایداری دلالت بر شرایطی دارد که در آن احتمال و شدت مخاطرات بر جامعه در طول زمان کاهش مییابد. تغییرپذیری در کمیت و کیفیت آب یک پدیدهی طبیعی است؛ اما اگر قرار است چنین سیستمهایی با ماهیت طبیعی محافظت شوند، بایستی معیارهای پایداری مرتبط با آنها مدنظر قرار گیرد. لذا در ارزیابی سیستمهایی با ماهیت طبیعی (دارای عدم قطعیت)، پاسخ به سؤالات ذیل ضروری است: 1. چه عواملی منشأ مخاطره و اشتباه هستند؟ 2. حداکثر درستنمایی تصمیمگیران جهت رفع مخاطرات چقدر است؟ 3. عواقب تصمیمات اشتباه چیست؟ 4. سناریوهای دسترس برای کاهش و پاسخ به مخاطرات کدامند؟ 5. گزینه‌های جایگزین بر حسب هزینه، سود اجتماعی-اقتصادی و ریسکهای آنها چه مواردی هستند؟ 6. اثرات سوء تصمیمات مدیریتی بر روی انتخابهای آینده چه مواردی هستند؟

شناسایی و کاهش عدم قطعیتها در مسائل اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی نسل آینده نیازمند «اصول راهبردی» برای رسیدن به پایداری در سامانههای آبی است. لازم به ذکر است توجه به «سنجههای پایداری» در برنامههای راهبردی موجب مداخله حداقلی غیر متخصصین خواهد شد. این سنجهها به کمک برخی از روشهای معین قابل تعریف هستند (2). یک روش آن، بیان سطوح نسبی پایداری به صورت ترکیبهای مجزا یا وزن داده شدهای از معیارهای اعتمادپذیری، برگشتپذیری، آسیبپذیری کم، ریسک حداقلی، اجماع و انصاف هستند. معیارهایی که با سود و هزینه اجتماعی-اقتصادی بشر در ارتباط میباشند و در طول زمان و مکان تغییر مینمایند. این معیارها میتوانند در زمینههای اقتصادی، محیط‌زیستی، اکولوژیکی و اجتماعی تعریف شوند. برای این منظور ابتدا بایستی مجموعهی از معیارها شناسایی شوند سپس مشخص گردد که این معیارها در چه دامنهای رضایتبخش شناخته میشوند. این معیارها ذهنی بوده و عموماً بر اساس قضاوت فردی و یا اهداف اجتماعی تعریف میشود.

4- چه باید کرد؟

با وجود مسائل و چالشهایی که در ارتباط با توسعه و مدیریت سامانههای آبی وجود دارد منطقی و مناسب به نظر میرسد که این سؤال را مطرح نماییم که با وجود این مسائل و مشکلات چه باید کرد؟ هیچ تخصص و رشتهای نمیتواند ادعا نماید که به تنهایی قادر به پاسخگویی به این سؤال است؛ اما با ورود کثرت تخصصها، علاقهمندان، ذینفعان و تصمیمگیران میتوانند به روشنی مشخص نمایند که چه چیزهایی برای رسیدن به سطوح بالاتر پایداری در موقعیتهای خاص بایستی انجام گیرد. چالش دیگری که مطرح میشود، اینکه تصمیمگیری دربارهی آنچه که باید امروز انجام شود هم مشخص است و هم نه. تعیین اینکه این تصمیمات چه هزینه و مضراتی خواهد داشت و اینکه چه کسانی باید تاوان آن را بپردازند، بسیار دشوار است.

اولاً؛ مسائل برای رسیدن به پایداری نیاز به بحث و اتفاق‌نظر دارد و در این بحث باید علاقهمندان، ذینفعان و ذی‌نفوذان دخالت نماید و تصمیمات باید تحت همین شرایط اتخاذ گردد؛ بنابراین این چالش که چه باید کرد و چطور باید عمل نمود پیش روی تمام کسانی است که برای توسعه و مدیریت سامانههای آبی احساس مسئولیت میکنند (3).

دوما؛ به طور حتم مدیریت ریسک و لذا علاج واقعه قبل از وقوع یک راهکار مناسب برای حل مشکلات سیستمی تصمیمات هست. شناخت ریسک‌ها فرصت‌ها و چالش‌ها و عوامل مؤثر بر آنها دریک تفکر سیستمی مسیری است که وزارت نیرو نیز به آن پایبند باشد و آن را یکی از وظایف خود بداند.

شناخت فرصت‌ها و چالش‌ها و عوامل مؤثر بر آنها در یک تفکر سیستمی مسیری نیست که وزارت نیرو به آن پایبند باشد.

سوم؛ متعارف‌ترین برخورد با مشکل آب کشور همین رفتارهای احساسی مدیران، عدم تفکر سیستمی در تصمیمات، عدم بی‌توجهی به اصول مدیریتی و ... بایستی مورد توجه قرار گیرد. اینکه به اصول مدیریتی آب (مدیریت ریسک در برنامه‌ها، مدیریت تقاضا، مدیریت تطبیقی و ...) توجه نمی‌شود یک مشکل زیرساختی است، زیرا هیچ دستورالعمل الزام‌آور برای مدیران در این زمینه وجود ندارد. دستگاه‌ها باید مکلف به انجام فرایندهای ایزو باشند و دستورالعمل‌های مناسب در این زمینه تدوین مشوق‌ها و تنبیهات معلوم گردد. بایستی نقش دولت و بخش غیردولتی تعریف گردد و فرایندهای مدیریتی در گام‌های عملیاتی مشخص و همه ارکان تصمیم گیر بر آن وفاق نمایند.

چهارم؛ وزارت نیرو لازم است حاکمیت سیستمی خود را اعمال کند هرچند که به‌رغم داشتن قدرت قانونی و تولیگری آب نتوانسته آن‌گونه که باید در حاکمیت خود قدرتمند باشد. خود چند دلیل دارد که بایستی برای آن چارهای اندیشیده شود: 1. انحصارطلبی وزارت نیرو و به عهده گرفتن تمام امور و عدم توانایی تفکیک امور حاکمیتی از غیر آن 2. ضعف تدریجی بنیه مدیریتی و کارشناسی وزارت نیرو و عقب‌ماندگی در این دو بخش 3. روزمرگی تمام‌عیار سیستم دولتی و به تبع آن وزارت نیرو 4. شرکتی اداره شدن ارکان اجرایی وزارت نیرو.

جمعبندی

به طور حتم توجه به چالش پایداری ما را در توسعه و استفاده بهتر از روشهای ممکن در جهت رفع نیازها و انتظارات نسل حاضر و آینده کمک مینماید. بایستی روشهای که امکان حفظ منابع را برای نسل آینده فراهم میکنند توسعه یابند و از آنها استفاده نمود. در نهایت بایستی راههای بهتری برای شناسایی و کمی کردن مقادیر توزیع سود و هزینه با در نظر گرفتن تهاتر بین استفاده از منابع و مصرف آنها بین نسل حاضر و نسل آینده یافت. معیارهای پایداری همچون سنجههای ریسک حداقلی به عنوان بخشی از نظام ارزیابی در پی شناخت مخاطرات و پیامدهای محتمل و گزینه‌های جایگزین محتمل هستند. ارزیابی سامانههای آبی باید شامل تمام علاقهمندان و تمام کسانی که توسط این سیستمها تحت تأثیر قرار میگیرند، باشد. با این حال خطوط راهنما برای برنامهریزی و مدیریت پایدار در سامانههای آبی عبارت است از:

  • ارائه دیدگاه مشترک از اهداف مطلوب اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی جهت فراهم نمودن نیازمندیهای نسل امروز و همچنین نسل آینده با مشارکت تمامی ذینفعان یک حوضه آبریز؛
  • ارائه روشهای همسنگ میان سازمانهای ذینفع و علاقهمند برای دستیابی به اهداف مذکور با همکاری تمامی گروداران از طریق ایجاد یک برنامه راهبردی؛
  • حمایت از فعالیتهایی اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و تبلیغاتی در رابطه با اهداف فوق؛
  • احترام به حقوق اشخاص و همکاری با گروداران خصوصی برای دستیابی به اهداف مشترک؛
  • درک پیچیدگی، پویایی و ناهمگونی نهادهای اقتصادی و اکوسیستمی در طول زمان و مکانو تهیه مکانیسمهای مدیریتی جهت تهیه دستورالعملهای مدیریت ریسک، مدیریت تقاضا و ... در بدنه وزارت نیرو؛
  • پایش و ارزیابی فعالیتها برای تعیین اهداف قابل دستیابی

مراجع

1) WCED (World Commission on Environment and Development). 1987. Our Common Future. (The Brundtland Report). Oxford, UK: Oxford University Press. 383 pages.

2) Daniel P. Loucks (2000) Sustainable Water Resources Management, Water International, 25:1, 3-10, DOI: 10.1080/02508060008686793

3) عمرانیان، حمید. 1391. استراتژی‌های مدیریت آب در استان خراسان جنوبی؛ پایان‌نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت مدرس. گروه مهندسی آب. تهران.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.