1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای

نوع مطلب: مرور سیاست

18 دی 1396 ساعت 10:49 شماره مسلسل: 3300456

روندها و پویش‌های سیاسی و اجتماعی اتحادیه اروپا در سال 2018

روندها و پویش‌های سیاسی و اجتماعی اتحادیه اروپا در سال 2018

روندهایی چون افزایش تقابل هنجاری و نهادی با دولت‌های سرکش اروپای مرکزی، ایجاد گروه‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی متمایز در مواجهه با پدیده اتحادیه اروپا، گسترش پوپولیسم ملی‌گرا، ایجاد نظام‌های حزبی واگراتر، فرارتر و کمتر پیش‌بینی‌پذیر و استمرار چالش کارکردی و نهادی اتحادیه اروپا از چالش‌های اتحادیه اروپا خواهند بود.

اتحادیه اروپا دوره حساسی را طی می‌کند. از این منظر، روندها و پویش‌های سیاسی و اجتماعی سال 2018، تأثیر فراوانی بر پروژه اروپا بر جای خواهد گذارد. در این چارچوب به نظر می‌رسد روندهایی چون افزایش تقابل هنجاری و نهادی با دولت‌های سرکش اروپای مرکزی، ایجاد گروه‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی متمایز در مواجهه با پدیده اتحادیه اروپا، گسترش پوپولیسم ملی‌گرا، ایجاد نظام‌های حزبی واگراتر، فرارتر و کمتر پیش‌بینی پذیر و استمرار چالش کارکردی و نهادی اتحادیه اروپا، بر پویش‌های انتخاباتی و سیاسی سال 2018 اروپا تأثیر قابل‌توجهی بر جای خواهند گذارد.

ایجاد گروه‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی متمایز در مواجهه با پدیده اتحادیه اروپا

بر اساس مطالعات افکار سنجی موسسه مطالعات راهبردی چتم هوس(رینز، 2017) در خصوص نحوه مواجهه شهروندان اروپایی با پدیده اتحادیه اروپا، شش گروه‌بندی سیاسی و اجتماعی متمایز در اروپا ایجادشده است. بزرگ‌ترین گروه سیاسی و اجتماعی در بین شهروندان اروپایی با 36 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه، "اروپایی‌های مردد" هستند. این گروه، در بسیاری از مسائل مرتبط با اتحادیه اروپا در میانه طیف قرار می‌گیرند و به‌صورت مستمر نیازمند قانع شدن در خصوص شایستگی‌های این اتحادیه هستند.

اروپایی‌های مردد متمایل‌اند که در خصوص سیاست بی‌تفاوت باشند؛ در خصوص پیامدهای پدیده مهاجرتی/ پناه‌جویی نگران‌اند و متمایل به ارجح دانستن حاکمیت ملی نسبت به اتحادیه اروپای همگراتر هستند. گروه دوم با 23 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه، "اروپایی‌های خرسند و راضی" هستند و بیشتر در کشورهای اروپای شرقی ساکن هستند. اعضاء این گروه خوش‌بین و طرفدار اتحادیه اروپا هستند؛ اغلب جوان و ازنظر اجتماعی لیبرال هستند. در ضمن اروپایی‌های راضی احساس می‌کنند از اتحادیه اروپا سود می‌برند ولی ادامه وضع موجود را به اروپای همگراتر ترجیح می‌دهند." طرد کنندگان اتحادیه اروپا " با 14 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه گروه بعدی هستند که بیشتر در انگلستان؛ اتریش؛ فرانسه و بلژیک ساکن هستند. این گروه از اتحادیه اروپا و نهادهای سیاسی ناخشنود هستند و احساس می‌کنند بهره اندکی از اتحادیه اروپا نصیبشان شده است؛ این اتحادیه را اتحادیه‌ای غیر دموکراتیک می‌دانند؛ نسبت به مهاجران احساس منفی دارند و ازلحاظ اجتماعی محافظه‌کارند.

گروه چهارم، با 9 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه، طرفداران اتحادیه اروپای ناراضی هستند. همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، این گروه به همگرایی اروپایی نگاه مثبتی دارد ولی از وضع موجود ناراضی است و احساس می‌کند این اتحادیه سود اندکی برایش داشته است. این گروه که بیشتر گرایش‌های چپ‌گرایانه دارد و اعضاء آن بیشتر در کشورهایی چون فرانسه، بلژیک یا ایتالیا حضور دارند، خواهان اتحادیه اروپایی همگراتر است که پیشرانش ارزش‌هایی چون عدالت باشد. طرفداران اتحادیه اروپای ناراضی از ایده کمک دولت‌های ثروتمندتر به دولت‌های فقیرتر حمایت می‌کنند و دیدگاه‌هایشان در مورد پدیده مهاجرت به نسبت دیگر طرفداران اتحادیه اروپا متنوع‌تر است.

شورشیان علیه سیاست‌های ریاضتی با 9 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه به‌عنوان گروه پنجم، بیشتر در کشورهای جنوبی اتحادیه اروپا مستقر هستند و خواهان اتحادیه اروپایی باقدرت فراملی کمتر و دموکراتیک‌تر هستند که در آن قدرت به دولت ملت‌ها بازگردد. در این گروه کمتر کسی احساس می‌کند که از اتحادیه اروپا فایده‌ای نصیبش شده است و وابستگان به این گروه به این ایده تمایل دارند که دولت‌های غنی‌تر باید از دولت‌های فقیرتر حمایت کنند؛ معتقد هستند که هر دولتی باید سهم منصفانه‌ای از پناهندگان را بپذیرد و مخالف پذیرش اعضاء جدید به اتحادیه اروپا هستند. گروه ششم نیز فدرالیست های اروپا هستند که با 8 درصد افراد شرکت‌کننده در این مطالعه کوچک‌ترین گروه را تشکیل می‌دهند. فدرالیست ها از یک ایالات‌متحده اروپایی عمیقاً یکپارچه حمایت می‌کنند. به اعتقاد فدرالیست ها، اتحادیه اروپا واجد منافع زیادی برای آن‌ها بوده است و مثبت‌ترین نگاه را به پدیده مهاجرت دارند. این بخش از شهروندان اروپایی، بیشتر افراد مسن‌تر؛ ثروتمندتر؛ تحصیل‌کرده‌تر و افراد واجد شبکه‌های اجتماعی قوی و متنوع هستند.

به نظر می‌رسد با افزایش فزاینده شکاف‌های اجتماعی و سیاسی با محوریت گروه‌بندی‌های سیاسی فوق، ضمن ارتقاء عدم قطعیت در سپهر سیاسی اروپا، پیگیری راهبردهای حزبی دربرگیرنده این گرایش‌های متکثر روزبه‌روز دشوارتر خواهد شد و همان‌گونه که به آن خواهیم پرداخت، نظام‌های حزبی واگراتر؛ فرارتر و کمتر پیش‌بینی پذیر را در اروپا بر خواهد ساخت.

گسترش پوپولیسم ملی‌گرا

شکی وجود ندارد که پوپولیسم ملی‌گرا پیشران مهمی در حوزه مناظرات مرتبط با پروژه اروپا است. به‌عنوان‌مثال بر اساس مطالعات انجام‌شده توسط موسسه مطالعات راهبردی چتم هوس(گودوین، 2017)، نخبگان سراسر اروپا، پوپولیسم را چالش شماره یک آینده اروپا معرفی کرده‌اند. در این چارچوب به نظر می‌رسد تحلیل گران اروپایی در خصوص آنچه به‌عنوان تضعیف شدید جریانات پوپولیسم ملی‌گرا پس از شکست جبهه ملی فرانسه در نظر گرفته بودند بیش‌ازحد خوش‌بین بوده‌اند. به‌عنوان‌مثال در سپهر سیاسی اروپا شاهد آن بودیم که با تضعیف محبوبیت ماکرون؛ اتریش به‌شدت به سمت راست متمایل شد و حزب جایگزینی برای آلمان به‌عنوان بزرگ‌ترین دستاورد برای احزاب پوپولیسم در تاریخ پس از جنگ این کشور، به پارلمان آلمان راه یافت.

روند افزایش تقابل هنجاری و نهادی با دولت‌های سرکش اروپای مرکزی

به نظر می‌رسد روند افزایش تقابل نهادهای اروپایی ازجمله کمیسیون اروپا با لهستان و مجارستان ظرفیت تبدیل‌شدن به چالشی بزرگ را برای اتحادیه اروپا در سال 2018 دارد. کشورهای لهستان و مجارستان در حال تبدیل‌شدن به اولین کشورهای سرکش اتحادیه اروپا هستند. کشورهایی که از منظر اتحادیه اروپا، تمامی هنجارها و ارزش‌های لیبرالی را که اتحادیه اروپا مدافع آن است ازجمله رواداری اجتماعی؛ چند فرهنگ گرایی؛ احترام به‌حق بیان و قوه قضایی مستقل را تضعیف کرده‌اند.

می‌دانیم که کمیسیون اروپا در ماه دسامبر سال 2017 به دلیل تغییرات در راستای تضعیف استقلال قوه قضائیه، ماده هفتم معاهده اتحادیه اروپا را علیه لهستان فعال کرد. سازوکاری که می‌تواند درنهایت به از دست رفتن حق رای این کشور در اتحادیه اروپا منجر شود. در همان ماه، کمیسیون اروپا، پرونده مجارستان را به دلیل حمله مداوم به آزادی‌های سیاسی به دادگاه اروپا واگذار کرد. در ضمن مجارستان و لهستان با انتقاداتی گسترده به دلیل نقض تعهداتشان در حوزه سیاست توزیع پناه جویان مواجه هستند. به نظر می‌رسد حتی اگر محروم کردن این کشورها از حق رای در اتحادیه اروپا به دلیل نیاز به اجماع ممکن نباشد، اتحادیه اروپا با حمایت کامل کشورهای آلمان، فرانسه و کشورهای شمال اروپا، از اختیارات خود در حوزه حذف و یا کاهش بودجه‌های اختصاص‌یافته به این کشورها استفاده کند. لهستان و مجارستان بزرگ‌ترین دریافت‌کنندگان کمک‌های اقتصادی و توسعه‌ای اتحادیه اروپا هستند.

ایجاد نظام‌های حزبی واگراتر؛ فرارتر و کمتر پیش‌بینی‌پذیر

پویش‌هایی چون عدم توفیق خانم مرکل در ایجاد ائتلاف حزبی و یا این واقعیت که تشکیل دولت ائتلافی در هلند 208 روز به طول انجامید نشانه‌هایی از روند واگراتر؛ فرارتر و کمتر پیش‌بینی پذیر شدن نظام‌های حزبی در اروپا است. به نظر می‌رسد نظام‌های سیاسی در اروپا هیچ‌گاه تا این حد ناپایدار و با سطوح بالایی از تغییر نظر رای دهندگان و با کاهش جایگاه احزاب جریان اصلی و افزایش اهمیت تضادهای ارزشی بین ملی‌گرایان و جهان گرایان به‌مانند تضادهای سنتی بین چپ و راست مواجه نبوده است.

استمرار چالش کارکردی و نهادی

بر اساس نظرسنجی‌های موجود، بسیاری از اروپایی‌ها در خصوص پروژه ادغام اروپایی به‌صورت کلی و نحوه مدیریت پدیده‌های مهاجرتی و پناه‌جویی توسط اتحادیه اروپا با تردید مواجه هستند. به‌عنوان‌مثال آخرین نظرسنجی موسسه افکار سنجی یوروبارومتر اروپا(2017)، باوجودآنکه خوش‌بینی محتاطانه‌ای را در خصوص رشد اقتصادی منطقه یورو نشان می‌دهد، بازتابی از در اولویت بودن مسئله تروریسم و مهاجرت برای اروپایی‌ها است. به نظر می‌رسد تنها راه فرسایش نفوذ احزاب و گروه‌های اجتماعی با گرایش‌های پوپولیستی و یا شکاک به اروپا و درنتیجه بهبود شرایط پروژه اتحادیه اروپا، علاوه بر استمرار رشد فعلی اقتصادی اتحادیه اروپا، یافتن راه‌حل‌هایی پیرامون مسائل پناه‌جویی/مهاجرتی؛ مرزهای درونی و بیرونی اتحادیه اروپا و مخاطرات امنیتی است.

بازتاب روندهای فوق به پویش‌های انتخاباتی سال 2018 اروپا

روندهای مورداشاره در سطور فوق، بر پویش‌های انتخاباتی سال 2018 اروپا به‌ویژه در ایتالیا، مجارستان و سوئد بازتاب خواهد یافت. هرکدام از روندهای فوق، به شیوه‌های مخصوص خود، چالش مداوم در مورد "اجماع لیبرال" و اتحادیه اروپا را به‌واسطه احزاب ضد سیستم؛ شکاک به اروپا و یا پوپولیست برجسته خواهند کرد. در ایتالیا با بازارهای مالی آسیب‌پذیر و چشم‌انداز سیاسی واگرایی مواجه هستیم. احزاب پوپولیست "پنج ستاره" و "لیگ شمال" به‌خوبی از خشم عمومی نسبت به پدیده پناه‌جویی و کاهش فزاینده اقبال به اتحادیه اروپا تغذیه خواهند کرد. در مجارستان حزب به‌صورت فزاینده راست‌گرای پوپولیست فیدِز نخست‌وزیر و حزب بسیار راست‌گرای جوبیک، با اقبال عمومی فراوانی مواجه هستند. بدیهی است پیروزی این احزاب در مجارستان، نه‌تنها موجب استمرار شکاف موجود بین شرق و غرب قاره را در حوزه سیاست‌های پناه‌جویی خواهد شد، موجب تقویت گرایش‌های محافظه‌کارانه در حوزه پروژه اروپا و تضعیف انگاره همگرایی بیشتر اروپایی می‌شود. در سوئد نیز افزایش احتمالی در صد آراء حزب راست‌گرای پوپولیست "دمکرات‌های سوئد"، نشان‌دهنده افزایش گرایش‌های ضد مهاجرتی، ضد پناه‌جویی و ضد سیستمی در کشورهای شمال اروپا خواهد بود.

منابع

-Goodwin, Matthew, 2017, In 2018, Europe’s Populist Challenges Will Continue, Chatham House, 14 December

-Raines, Thomas, 2017, Europe’s Political Tribes, Chatham House, December

-Standard Eurobarometer 87, 2017, Public opinion in the European Union, May 2017

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.