1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی
  6. >
  7. امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: مرور سیاست

4 دی 1396 ساعت 10:23 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۴۴۶

اهداف روسیه در سوریه؛ کسب پرستیژ بین‌المللی یا قلمروسازی ژئوپلیتیک

اهداف روسیه در سوریه؛ کسب پرستیژ بین‌المللی یا قلمروسازی ژئوپلیتیک

با وجود خروج سوریه از فاز نظامی، این کشور وارد مرحله مرحله جدید بحران سیاسی شده است که در صورت عدم مدیریت صحیح می‌تواند به بستری برای آغاز خشونت و درگیری در داخل سوریه بینجامد.

در شرایطی که اتحادیه اروپا و آمریکا نظاره‌گر تحولات سیاسی در سوریه هستند، روسیه تحت زمامداری پوتین با جلب همکاری ایران و ترکیه در تلاش برای فیصله دادن به بحران فرسایشی سوریه است. توالی زمانی رایزنی‌های دیپلماتیک روسیه با پایان خلافت سرزمینی داعش، امیدها را برای حل نهایی بحران بیشتر کرده است، بحرانی که تاکنون ویرانی‌ها و کشتارهای انسانی غیر قابل انتظاری را رقم زده است.

بنا به آخرین گزارشها در سوریه حدود 500 هزار نفر کشته شده و آمارها از اوارگی و بی خانمانی 12 میلیون جمعیت سوری حکایت دارد. بسیاری از شهرهای سوریه که زمانی به عنوان خاستگاههای اولیه تمدن بشری از آن یاد می‌شد، امروزه به تلی از خاکستر و ویرانی تبدیل شده است. این بحران با پشت سر گذاشتن حدود هفت سال به روزهای پایانی خود رسیده است. دیگر رمقی در میان نیروهای مبارزه جو دیده نمی شود و تکفیریهای النصره و داعش آخرین نفس های خود را در فضای سرزمینی سوریه می کشند. متعاقب با کاهش خشونت های انسانی در سوریه، رایزنیهای دیپلماتیک منطقه ای و جهانی نیز برای عبور از بحران نظامی- سیاسی در سوریه شدت گرفته است.

در این میان ماشین دیپلماسی روسیه بیش از دیگر قدرت های ذی نفع در سوریه فعال شده و به شکل جدی و هدفمند به دنبال راه حلی از برای برون رفت از وضعیت پیش آمده است. سفر تاریخی ملک سلمان به روسیه، دیدار با دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در حاشیه نشست آپک در ویتنام، دعوت از اسد به روسیه و دیدار در سوچی و دست آخر، ملاقات سه جانبه روسای جمهوری روسیه، ایران و ترکیه در شهر تفریحی سوچی همگی نشان از عزم و جدیت مردان سیاسی کرمیلن برای یافتن راه حلی پایدار و جامع در حل بحران فرسایشی سوریه دارد. پیشگامی روسیه در حل بحران سوریه و میزبانی هیات های خارجی حامل چند پیام به منطقه و جهان است. نخست باید گفت که روسیه تحت رهبری پوتین مدعی سهم و نقشی بزرگ در حل بحران های جهانی و منطقه ای است. از دید پوتین روسیه به عنوان قدرتی بزرگ در نظام معاصر جهانی، به سهم خود باید در مدیریت بحران های جهانی مسئولیت داشته باشد. بی شک، منطقه خاورمیانه به توجه به قرابت جعرافیایی با روسیه و موقعیت ژئواستراتژیک، اهمیتی چند برابر در ترسیم راهبرد های جهانی روسیه دارد. این منطقه به عنوان کانون عرضه کننده انرژی جهانی و چهار راه ارتباطی دنیا، سهم و جایگاهی ممتاز در توزیع قدرت جهانی دارد. با عطف به این امر، دولت روسیه ناگزیر است در ترسیم اهداف و رویکردهای منطقه ای و جهانی اش توجهی ویژه به این منطقه راهبردی داشته باشد.

در کنار این امر باید به فضای سیاسی حاکم در امریکا اشاره کرد. این امر به این شکل قابل طرح است که با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، اهمیت مسائل داخلی به مراتب بیشتر از تحولات بین المللی شده است. شخصیت جنجالی ترامپ و چالش های مطرح شده علیه وی در رابطه با انتخابات سال گذشته میلادی، به محور اصلی گفت و گو ها در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شده است. هر روز و هر هفته نظاره‌گر اتهامات جدید از سوی سناتورهای ارشد کنگره علیه ترامپ و یاران سیاسی اش هستیم. طبیعی است که در چنین شرایطی تمرکز اصلی کاخ سفید صرف رفع این اتهامات خواهد شد و این امر به نوبه خود امکان پرداختن به تحولات مهم بین المللی را از بین می برد. از همین رو بی جهت نیست که طی یک سال اخیر شاهد انفعال و بی توجهی نسبی کاخ سفید به بحران سوریه هستیم. پیدایی چنین وضعیتی راه برای کنشگری فعالانه روسیه به عنوان قدرت رقیب آمریکا فراهم ساخته و این کشور امروز در غیاب واشنگتن، به محور اصلی تلاشهای دیپلماتیک در حل بحران های خاورمیانه تبدیل شده است.

در همین راستا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه با وقوف به واقعیت های سیاسی در سوریه حل بحران را در گرو مشارکت همگانی قدرت های ذی نفع خارجی اعلام کرده است. با عطف به این امر شاهد هستیم که عمده تمرکز رئیس جمهوری روسیه بر ایجاد اجماع در میان قدرت های ذی نفع در بحران سوریه است. تجربه تحولات طی هفت سال اخیر، پوتین را به خوبی متوجه نفوذ راهبردی سه قدرت ایران، ترکیه و عربستان در سوریه کرده است. هر کدام از این قدرت ها با داشتن نیروهای نیابتی، میدان دار اصلی تحولات در سوریه هستند.

پس هر گونه توفیق برای حل بحران در درجه اول نیازمند همراهی و هم نظری این قدرت هاست. این مهم تاکنون با موفقیت نسبی مواجه شده است. فعلا دو قطب مهم قدرت ایران و ترکیه به اشتراک نظر واحدی در رابطه با حل بحران رسیده اند. روسیه برای جلب عربستان نیز، با برقراری تماس تلفنی با ملک سلمان، وی را در جریان مذاکرات قرار داد. قراین و شواهد از این امر حکایت دارد که دولت سعودی با مشاهده روند به نزول گروههای مخالف، هم از لحن تندش نسبت به اسد کاسته شده و هم اینکه وزن و توان اثرگذاری اش کاهش یافته است. از سوی دیگر گفت و گوهای هفته گذشته پوتین با اسد نیز، به نوعی سعودی ها را به کارامدی راه حل روسیه در سوریه راغب تر کرده است.

رئیس جمهوری روسیه پیشتر در گفت و گو با اسد ضمن تاکید بر برگزاری انتخابات آزاد بر اصلاح قانون اساسی و مشارکت دادن همه جریان های سوری در ساختار قدرت تاکید کرده بود. قابل ذکر است که بشار اسد نیز در گفت و گو با پویتن از آمادگی دولت اش برای گفت و گو با جریان های سیاسی خبر دادو گفت: مایل به نگاه به گذشته نیست و هر جریانی که آمادگی حل بحران را دارد، با استقبال می پذیرد.(1)

با این حال طرح صلح طلبانه روسیه با موانع و تنگناهای جدی روبرو است. در این بین قدرت های غربی به همراه عربستان نسبت به جاه طلبی های روسیه و اهداف و نیات پشت پرده شان تردید دارند. از دید این کشورها تاکید دولت روسیه مبنی بر حفظ ساختار کنونی دولت سوریه مخالف با طرح های شورای امنیت و توافقات بین المللی ژنو است. در همین راستا هیات عالی مخالفان که در ریاض مستقر هستند به شدت مخالف ایده بقای اسد از سوی روسیه هستند. ریاض حجاب رئیس این هیئت، بر این باور است که دولت سوریه با گشودن آتش به روی غیر نظامیان مشروعیت خود را از دست داده و امکانی برای بقای وی در سکان سیاسی سوریه متصور نیست.(2)

در کنار ساز ناکوک محور عربی باید به اختلاف ترکیه با روسیه نیز به عنوان مانعی مهم در رسیدن به راه حلی جامع در سوریه اشاره کرد. بنا به آخرین گزارشها در سوریه، نیروهای کردی بر بیش از یک چهارم خاک سوریه کنترل دارند. این نیروها با پشتیبانی لجستیکی آمریکا سهمی ویژه در پاکسازی نوار شمالی و نزدیک به مرز عراق از حضور داعش داشتند و هم اکنون مدعی حق حاکمیت و حقوق سیاسی در مناطق تحت کنترل شان می باشند. این امر نگرانی ها را در میان مردان عدالت و توسعه برانگیخته است.

اردوغان رئیس جمهوری ترکیه به شدت مخالف ورود واحدهای خلق مردمی به مذاکرات سیاسی است. ازدید اردوغان، مساله کردها، موضوع حاکمیت ملی ترکیه است و از این رو آنکارا به هیچ وجه حاضر به پذیرش رسمی این نیروها در ساختار اینده قدرت سوریه نیست. رئیس جمهوری ترکیه همچنین نسبت به حضور نیروهای خارجی در سوریه نگران است. و پیشنهاد خروج فوری نیروهای حاضر آمریکا و روسیه در سوریه شده است. از دید رئیس دولت ترکیه، وقتی هر دو قدرت از عدم کارایی راه حل نظامی سخن می گوید، دلیلی برای حضور نیروهای این دو کشور وجود ندارد.

بدین ترتیب باید گفت که با وجود خروج سوریه از فاز نظامی، این کشور وارد مرحله مرحله جدید بحران سیاسی شده است که در صورت عدم مدیریت صحیح می‌تواند به بستری برای آغاز خشونت و درگیری در داخل سوریه بینجامد. در همین راستا ضروری است که مثلث همکاری روسیه، ایران و ترکیه با اصل قرار دادن تمامیت ارضی سوریه، گروهها و جریان های داعیه دار سیاسی را به پذیرش این اصل مجاب سازند. ضروری است که ار تعصب و جانبداری های کورکورانه اجتناب شود در این میان هم روسیه نباید در حفظ اسد تعصب به خرج دهد و هم اینکه ترکیه هم باید واقعیت جریان کردی در سوریه را به رسمیت شناسد.

منابع

1-https://www.ft.com/content/49c9e8d4-ce95-11e7-9dbb-291a884dd8c6-1

2-https://www.theguardian.com/world/2017/nov/22/iranian-and-turkish-leaders-arrive-in-russia-for-syria-talks-with-putin

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

مطالب مرتبط

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.