1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. اروپا

نوع مطلب: مرور سیاست

29 آذر 1396 ساعت 11:43 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۴۴۱

جایگاه زنان در پارلمان اروپا: موانع و راهکارها

جایگاه زنان در پارلمان اروپا: موانع و راهکارها

علی‌رغم تلاش‌های فراوان، روند افزایش حضور زنان در ساختار قدرت به‌کندی سپری می‌شود. بااین‌حال در پنج دهه اخیر با اتخاذ سیاست‌های بازیگرانی همچون اتحادیه اروپا در این خصوص، پیشرفت‌های ارزشمندی را نیز شاهد بوده‌ایم.

مقدمه:

زمانی که نانسی استور (Nancy Astor) در سال 1919 به‌عنوان نخستین زن به پارلمان بریتانیا راه یافت این سنت را که سیاست تنها کاری از آن مردان است شکست. قرن‌هاست که صدای سیاست صدایی مردانه است و هنوز صدای زنان در سیاست آن‌طور که بایدوشاید به گوش نمی‌رسد. علیرغم تلاش‌های ارزشمند زنان و مردانی پیشرو در این رابطه روند افزایش حضور زنان در ساختار قدرت به‌کندی سپری می‌شود. بااین‌حال در پنج دهه اخیر با اتخاذ سیاست‌های بازیگرانی همچون اتحادیه اروپا در این خصوص، پیشرفت‌های ارزشمندی را نیز شاهد بوده‌ایم.

1. وضعیت زنان در پارلمان اروپا

حضور مؤثر زنان در عرصه قدرت پا به‌پای مردان یک پیش‌شرط مهم برای دستیابی به دموکراسی کامل است. اتحادیه اروپا در معاهده تأسیس خود (پیمان روم 1957) ارزش برابری جنسیتی را به رسمیت شناخته و تقدیس نمود. درگذشته زنان اروپایی در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی همواره در اقلیت بودند و تنها در چند دهه اخیر شاهد افزایش شمار زنان تصمیم‌گیرنده در سطح اتحادیه هستیم. البته هنوز هم در پارلمان‌ها، وزارتخانه‌ها و بخش خصوصی قدرت از آن مردان است. با این وصف پیشرفت‌های صورت گرفته در دهه‌های اخیر قابل‌توجه می‌باشد. امروزه اتحادیه اروپا خود را متعهد به ترویج برابری جنسیتی در حوزه‌های تصمیم‌گیری، افزایش آگاهی‌ها در حوزه شکاف‌های جنسیتی و اقدام عملی در راستای بهبود مشارکت زنان در عرصه سیاست می‌داند. به همین دلیل در اواسط دهه 1980، شورای اروپا بر اهمیت مشارکت زنان به‌عنوان پیش‌شرط دموکراسی تأکید کرد. همچنین در نقشه راه کمیسیون اروپا 2006-2010 برافزایش برابری زنان و مردان در حوزه سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری به‌عنوان یکی از اولویت‌ها تأکید شد. چراکه افزایش مشارکت زنان در حوزه تصمیم‌گیری، امور مالی و اقتصادی و در عرصه‌های مدیریتی به ترویج حکومت‌داری بهتر در سطح جهانی کمک می‌کند [1]. در نمودار زیر شمای کلی از وضعیت تعادل جنسیتی در پارلمان اروپا به نمایش درآمده است:

در انتخابات سال 2009 اروپا تلاش کرد تا گام‌های بلندتری درزمینه حرکت به‌سوی تعادل جنسیتی بردارد. در این سال زنان موفق شدند 31 درصد از کرسی‌های پارلمان اروپا را تصاحب نمایند. با همه این اوصاف اما روند پیشرفت به‌سوی تعادل جنسیتی از سال 1999 در اتحادیه اروپا با رکود مواجه بوده است. به‌عنوان‌مثال با نگاه به سه نهاد اصلی اتحادیه درمی‌یابیم که روسای دو نهاد اصلی یعنی پارلمان و کمیسیون اروپا مرد هستند. درحالی‌که شورای اروپا رئیس دائمی ندارد. از 28 کمیسیونر اروپایی نیز تنها 9 نفر زن هستند[2]. جدول ذیل وضعیت تعادل جنسیتی در پارلمان اروپا در سال 2017 را نشان می‌دهد:

جدول فوق نشان می‌دهد که از میان 28 کشور اتحادیه اروپا تنها سه کشور در سطح پارلمان به تعادل جنسیتی دست‌یافته‌اند. این در حالی است که در سه کشور ایرلند، فنلاند و کرواسی تعادل جنسیتی به سود زنان برهم‌خورده است.

2. مهم‌ترین موانع مشارکت زنان در سیاست:

2-1. شیوع «مدل مردانه» در زندگی سیاسی: زندگی سیاسی به‌وسیله ارزش‌ها، هنجارها و شیوه زندگی مردانه سازمان‌دهی شده است. ارزش‌های مردانه در اغلب کشورها بر سیاست تأثیر گذاشته و موجب گردیده نقش زنان به‌جای سیاست در محدوده منزل شناخته شود. این مسئله موجب کاهش اعتمادبه‌نفس زنان برای شرکت در فعالیت‌های سیاسی و گسترش دیدگاه‌ها علیه زنان خواهان مشارکت در قدرت می‌گردد.

2-2. نوع نظام انتخاباتی: نوع نظام انتخاباتی هر کشور در موفقیت کاندیداها تأثیر مهمی دارد. برای مثال در سیستم‌های انتخاباتی باز که امکان تبلیغات بیشتری وجود دارد شانس انتخاب شدن زنان بیشتر است. همچنین سیستم نمایندگی تناسبی می‌تواند در این زمینه تا حدودی راهگشا باشد. نکته دیگر بحث تکرار انتخاب شدن کاندیداهایی است که مجدداً شرکت می‌نمایند. بدین معنی که برآوردها نشان می‌دهد به‌طور متوسط حدود دوسوم اعضا در هر مناسبت مجدداً انتخاب می‌شوند، به این معنی که فرصت‌های محدودی برای چهره‌های جدید و طبعاً تغییر تعادل جنسیتی وجود دارد. چراکه در تمامی کشورها به‌طور سنتی مشاغل کلیدی در دست مردان می‌باشد و تغییر این وضعیت زمان زیادی می‌طلبد. نتایج پژوهش‌ها در خصوص انتخابات ملی در سراسر اروپا (2009) نشان داد که اگر زنان 50 درصد کاندیداهای انتخابات را تشکیل دهند مجلسی با 39 درصد نماینده زن تشکیل می‌شود بنابراین اگر زنان بخواهند نیمی از مجلس را تصاحب کنند باید 63 درصد کاندیداها را تشکیل بدهند.

2-3. موانع فرهنگی: موانع فرهنگی زنانی را که مایل به شرکت در فعالیت‌های سیاسی هستند محدود و سیاست را به‌عنوان قلمرویی مردانه معرفی می‌نماید. در اروپای حاضر که در آن تبعیض بر مبنای نژاد، مذهب، جنسیت و... پذیرفته نیست، هدف از بیان چنین سخنانی چیزی نیست به‌جز تلاش در راستای کاهش عمدی مشارکت زنان در سیاست[3]. درواقع ابعاد فرهنگی در برهه‌هایی که زنان باید در فعالیت‌های سیاسی درگیر شوند با مردانه دانستن چنین رفتارهایی آنان را از انجام اعمال سیاسی منع می‌کنند. نکته حائز اهمیت اینکه در تمامی فرهنگ‌ها مردان فعالیت در حوزه سیاست را عملی مشروع برای خود تلقی می‌کنند درحالی‌که مشخص نیست چرا حتی خود زنان در بسیاری از فرهنگ‌ها حق خود برای ورود به عرصه سیاست را مخدوش می‌نمایند. از دیگر مسائل قابل‌توجه در بعد فرهنگی مشارکت زنان این است که به‌زعم برخی از نمایندگان پارلمان اروپا سیاستمداران زن بیش از همتایان مرد بر اساس ظاهر فیزیکی‌شان مورد قضاوت و ارزش‌گذاری قرار می‌گیرند و این می‌تواند آزاردهنده باشد.

2-4. کمبود نسبی منابع برای حمایت از حرکت زنان به‌سوی سیاست: وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین‌تر زنان، در مقایسه با مردان، به این معنی است که زنان توان کمتری برای جذب حمایت‌های مالی در راستای حرکت خود به‌سوی سیاست دارند. بعلاوه بار اضافی ناشی از کار در منزل مانع از داشتن زمان کافی برای مشارکت در سیاست است. درواقع زنان هم با کمبود منابع مالی مواجه‌اند و هم با کمبود وقت.

2-5. نمایش‌های رسانه‌ای و ضعف ارتباط با رسانه‌ها: رسانه‌ها می‌توانند با اتخاذ رویکردهایی مغرضانه زنان را از شرکت در گفتمان‌های سیاسی و عمومی محروم کنند و بالعکس. بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نمایندگان پارلمان اروپا و سایر نهادهای سیاسی اروپایی، سیاستمداران و به‌ویژه سیاستمداران زن در استفاده از رسانه‌های جدید نوآوری چندانی نداشته و در این راستا کارایی ویژه‌ای از خود نشان نداده‌اند و این خود یک ضعف عمده است؛ چراکه از مرحله نخست اقدام برای انجام فعالیت‌های سیاسی تا مرحله پایانی یعنی جذب در ساختار قدرت رسانه‌ها از نقش کلیدی برخوردارند.

2-6. فقدان حمایت‌های حزبی از زنان: احزاب با داشتن وظایف مهمی همچون جامعه‌پذیر کردن افراد، انتخاب و معرفی کاندیداها و... درزمینه افزایش حضور زنان در قدرت نقشی محوری دارا هستند. این در حالی است که احزاب غالبا آن‌طور که باید از زنان حمایت نمی‌کنند. حتی اگر زنان نقش مهمی در مبارزات انتخاباتی داشته باشند به‌ندرت به‌عنوان تصمیم‌گیرنده در احزاب سیاسی در نظر گرفته می‌شوند و علیرغم نمایش شایستگی‌های کافی به‌ندرت و دشواری به روسای ارشد احزاب سیاسی تبدیل می‌گردند[4].

3. راهکارهای مقابله با موانع حضور زنان در عرصه سیاست و قدرت:

3-1. متوازن نمودن سهمیه‌های انتخاباتی: اقدامات مثبت در قالب متوازن نمودن سهمیه‌های انتخاباتی می‌تواند به تغییرات سریع کمک کند هرچند که تضمین گر موفقیت نیست. به‌عنوان‌مثال در سال 2009 انتخابات مجلس ملی اسلوونی برای اولین بار با سهمیه‌بندی جنسیتی برگزار شد و تقریباً تمامی احزاب این سهمیه‌بندی را رعایت کردند. نتیجه اینکه تقریباً یک‌سوم از نامزدها زن بودند اما درنهایت تنها 12 زن به پارلمان 90 نفره راه یافتند یعنی چیزی در حدود 13 درصد؛ بنابراین شاید اقدامات جانبی هم لازم باشد؛ مانند اینکه حتما باید تعداد مشخصی از زنان انتخاب شوند.

3-2. تلاش برای کسب تجربه در سطوح منطقه‌ای و محلی: تجربیات مختلف در سطوح منطقه‌ای و محلی اغلب به‌عنوان مرحله مهمی برای افزایش مشارکت سیاسی در سطوح کلان در نظر گرفته می‌شود. همکاری با سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های کار، گروه‌های اجتماعی و نهادهایی همچون شوراهای محلی و... نیز مسیرهای مقدماتی و مهمی برای رسیدن به عرصه‌های کلان قدرت هستند [5].

3-3. فرهنگ‌سازی و مقابله با باورهای نادرست فرهنگی: زنان باید از طریق مشارکت فعالانه‌تر در عرصه قدرت و نمایش شایستگی‌هایشان با باورهای نادرست حاکم بر جوامع که سیاست را عرصه‌ای مردانه می‌دانند مقابله نموده و الهام‌بخش یکدیگر باشند.

3-4. تعامل صحیح با رسانه‌ها: ورود یک زن به حوزه نمایندگی سیاسی می‌تواند برای زنان علاقه‌مند انگیزه سازی کند. رسانه‌های جدید به‌آسانی می‌توانند در راستای ایجاد چنین علایقی گام بردارند و سیاستمداران زن می‌توانند رسانه‌ها را برای پیشبرد اهداف خود مورداستفاده قرار دهند. نمایندگان زن پارلمان اروپا موافق‌اند که رسانه‌های جدید می‌توانند راهی برای افزایش شناساندن گروه‌ها و مسائل حاشیه‌ای، ازجمله زنان و حقوق زنان در جامعه و سیاست باشند. رسانه‌های جدید می‌توانند سیاستمداران زن را به‌عنوان الگو و مدلی در عرصه قدرت به جامعه معرفی نمایند. همچنین از راه رسانه‌ها سیاستمداران زن می‌توانند بارأی دهندگان وسیع‌تری در ارتباط باشند. رسانه‌های جدید همچنین می‌توانند با تکنیک‌های ویژه خود ساختارها و باورهای سنتی که عدم مشارکت در سیاست را به زنان الغا می‌کنند خصوصاً در بین نسل‌های جدیدتر تغییر دهند؛ و از این طرق کمک زیادی به افزایش حضور زنان در سیاست بنمایند [6].

3-5. تلاش در راستای ایجاد شبکه حامیان: زنان می‌توانند شبکه‌هایی از حامیان و پیروان برای خود ایجاد کنند. همین شبکه‌ها می‌تواند به منبعی از قدرت واقعی برای زنان تبدیل شود. این شبکه‌ها باعث افزایش حمایت‌های سیاسی از زنان می‌شوند. افزایش حمایت از زنان افزایش اعتبار آنان را در پی داشته و می‌تواند باعث جذب سرمایه‌گذاران در راستای حمایت از آنان شود [7].

4. جمع‌بندی:

قرن‌هاست که زنان در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و... پا به‌پای مردان پیشرفت نموده و شایستگی‌های خود را به اثبات رسانیده‌اند. با این وصف اما در حوزه سیاست حضور زنان کمرنگ‌تر از دیگر عرصه‌ها بوده و تا رسیدن به تعادل جنسیتی راهی دراز و دشوار در پیش است. حوزه سیاست از حساسیت بالاتری نسبت به سایر حوزه‌ها برخوردار می‌باشد و شاید به همین دلیل ساختارها و قوانین مردانه در آن مستحکم‌تر از دیگر حوزه‌ها به نظر می‌رسد. باید آگاه بود که تبعات منفی حضور اندک زنان در سیاست هرروز افزایش می‌یابد. از مهم‌ترین آثار ناشی از فقدان تعادل جنسیتی در سیاست اینکه مسائل، معضلات و دغدغه‌های مربوط به دنیای زنان درروند سیاست‌گذاری و اتخاذ تصمیمات منعکس نشده و این به معنی در حاشیه ماندگی مسائل نیمی از جامعه انسانی خواهد بود. اگرچه تلاش‌های صورت گرفته توسط نهادهایی همچون اتحادیه اروپا در جهت دستیابی به تعادل جنسیتی دلگرم‌کننده است اما به‌هیچ‌وجه کافی نیست؛ زیرا کنار زدن موانع دستیابی به تعادل جنسیتی به حرکت‌هایی گسترده‌تر و محکم‌تر نیاز دارد. لازم است تا در ایران و کشورهای مدعی دموکراسی نیز اقداماتی جدی در راستای افزایش حضور زنان در قدرت و حرکت به‌سوی تعادل جنسیتی در سیاست صورت گیرد.

منابع

[1], [3], [6], Fuller, Andy (2009), Women in European politics – time for action. Luxembourg: Office for Official Publications of the European Communities. p: 3, 7, 26, 40

[2] European Union (2017),EU Presidents – who does what?

At: https://europa.eu/european-union/about-eu/presidents_en.

[4], [5], [7], OpCit Research (KMRC Ltd) (2013), Women in decision-making: The role of the new media for increased political participation. Brussels: Policy Department C -Citizens' Rights and Constitutional Affairs European Parliament. P: 13, 30, 32

[2] Europa (2017), European Parliament MEPs. At: http://www.europarl.europa.eu/meps/en/search.html?country=LT.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.