1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. امنیت منطقه‌ای و تهدید افراط‌گرایی

نوع مطلب: مرور سیاست

22 آذر 1396 ساعت 14:19 شماره مسلسل: 3300435

چشم‌انداز آینده داعش و سلفی‌گرایی جهادی

چشم‌انداز آینده داعش و سلفی‌گرایی جهادی

آینده پیش روی داعش و سلفی‌گرایی جهادی تا حدود زیادی مبتنی بر پاسخ ما به دو پرسش است: آیا داعش به‌عنوان یک موجودیت غیر سرزمینی می‌تواند زنده بماند؟ و در صورت اضمحلال سازمان فعلی داعش، اعضاء و ظرفیت‌هایش به سمت کدام سازمان و یا گروه خواهند رفت؟

سناریوهای پیش روی کنش‌های سرزمینی و سازمانی داعش و سایر گروه‌های وابسته به سلفی‌گرایی جهادی از مسائل مورد توجه محافل سیاسی و امنیتی است. این مسئله به‌ویژه پس از اضمحلال نسبی داعش سرزمینی و در بستر تحولات ژئوپلیتیکی و هویتی سال‌های اخیر به‌ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا واجد اهمیت بوده است. به نظر می‌رسد هم از منظر ادراکی و هم از منظر ساختاری، نگاه به آینده‌های پیش روی سلفی‌گرایی جهادی باید مبتنی بر فرضیه امکان‌ناپذیری نابودی کامل جریان سلفی‌گرایی جهادی (حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت) استوار باشد. در ضمن، آینده‌های پیش روی داعش و سلفی‌گرایی جهادی تا حدود زیادی مبتنی بر پاسخ ما به دو پرسش بنیادین خواهد بود: آیا داعش غیرسرزمینی ادامه حیات خواهد داد؟ و در صورت اضمحلال سازمان فعلی داعش، اعضاء و ظرفیت‌های این سازمان به سمت کدام سازمان و یا گروه خواهند رفت.

علل ساختاری و ادراکی متعدی را می‌توان برای فرضیه امکان‌ناپذیری نابودی کامل جریان سلفی‌گرایی جهادی ذکر کرد. یکی از مهم‌ترین علل، به ایدئولوژی و جهان‌بینی این جریان از جمله داعش بازمی‌گردد. "نگاه گروه‌های سلفی‌گرای جهادی به جنگ و جهاد فرایندمحور است و نه پیشرفت‌محور. به این معنا که در نظر آنها جنگ با دیگران هویتی و مذهبی طولانی است و تا روز قیامت ادامه دارد. بدیهی است در چارچوب این نگاه، دلسردی در رویکردها و عمل‌گرایی در کنش‌های سلفی‌گرایان جهادی جایگاه اندکی دارد."( میشائیل جکینز، 2017) از علل ساختاری مرتبط با فرضیه فوق نیز می‌توان به ایجاد شبکه‌های نظامی غیررسمی شیعی و سُنی و درازآهنگ بودن و هزینه‌بر بودن تغییرات نهادی در منطقه نام برد. در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از تحولات موسوم به بهار عربی و از جمله در چارچوب مفهومی "جنگ جدید" (در معنای انحصار زدایی از دولت‌ها برای اعمال خشونت) و رقابت‌های ژئوپلیتیکی و هویتی، شاهد ایجاد و رشد شبکه‌های نظامی غیررسمی شیعی و سنی در منطقه بوده‌ایم. به نظر می‌رسد، ایجاد اشکال جدیدی از بازسازماندهی سازمانی سلفی‌گرایی جهادی محصول ایجاد شبکه‌های مورد اشاره خواهد بود. دیگر آنکه حذف ریشه‌های سربرآوردن جریان‌های جهادی از جمله دولت‌های مضمحل؛ دولت‌های غیر فراگیر و نابسامانی‌های گسترده اقتصادی و اجتماعی، نیازمند نهادسازی‌ها و سرمایه‌گذاری طولانی‌مدت و گسترده‌ای خواهد بود.

گفتیم که آینده پیش روی داعش و سلفی‌گرایی جهادی تا حدود زیادی مبتنی بر پاسخ ما به دو پرسش است: آیا داعش به‌عنوان یک موجودیت غیر سرزمینی می‌تواند زنده بماند؟ و در صورت اضمحلال سازمان فعلی داعش، اعضاء و ظرفیت‌هایش به سمت کدام سازمان و یا گروه خواهند رفت؟(1)

پاسخ‌ها به پرسش نخست، سه سناریوی باورکردنی ارائه می‌دهد که در ادامه می‌آید.

سناریوی فروپاشی هسته مرکزی داعش

فرضیه مرکزی سناریوی فروپاشی هسته مرکزی داعش آن است که این جنبه سرزمینی داعش بوده است که آن را از سایر گروه‌های سلفی‌گرای جهادی متمایز کرده است و این گروه را در قالب مفهوم خلافت برای ده‌ها هزار داوطلب از سراسر جهان جذاب کرده است. در واقع داعش همواره یکی از علل مشروعیت کنش‌هایش را اعطاء قدرت سرزمینی از جانب خدا معرفی کرده است. بدیهی است در این نگاه، با از دست رفتن حوزه‌های جغرافیایی تحت کنترل داعش، این سازمان برند خود و در نتیجه‌بخش عمده جذابیت و توان عملیاتی خود را از دست خواهد داد.

سناریوی باز مکان‌یابی و ایجاد کلونی‌های سرزمینی

به نظر می‌رسد با توجه به دال مرکزی ایدئولوژی مشروعیت بخش داعش یعنی کنترل سرزمینی، استمرار راهبرد قلمرو پایه یکی از باورپذیرترین سناریوها پیرامون آینده‌های داعش خواهد بود. در این نگاه، ایجاد کلونی‌های سرزمینی در مناطق کم‌جمعیت، روستاها، بیابان‌ها و مناطق کوهستانی، با هدف اصلی بازسازماندهی، در دستور کار داعش قرار خواهد گرفت. راهبرد منطقی پیش روی داعش در قالب این سناریو احتمالاً سه مرحله‌ای خواهد بود:" بازسازی خود در این کلونی‌های سرزمینی؛ تغییر موقعیت به یک گروه چریکی و تمرکز بر نارضایتی‌های حاصل از ناکارآمدی و فراگیر نبودن دولت‌ها برای استفاده بهنگام و سربرآوردن دوباره." (پترسون، 2017) به نظر می‌رسد بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا؛ منطقه شبه‌قاره؛ شرق آسیا از جمله کشورهایی چون میانمار؛ تعدادی از کشورهای آفریقایی چون سومالی؛ نیجر؛ بورکینافاسو و منطقه آسیای مرکزی، مستعد ایجاد کلونی‌های سرزمینی داعش هستند. (2)

سناریوی ایجاد داعش مجازی

به نظر می‌رسد با فرضیه‌هایی چون سطح بالای انعطاف‌پذیری داعش؛ لزوم استمرار مقاومت خشونت‌آمیز به‌عنوان یکی از عوامل اصلی انسجام‌بخشی به داعش و همچنین پذیرش ظرفیت‌های قابل‌توجه فضای مجازی، "حرکت داعش به سمت ایجاد سویه‌های بیشتر مجازی تا سرزمینی" (کولسائت، 2017) باورپذیر خواهد بود. می‌دانیم که بسیج نیروهای جهادی ذیل سازمان داعش بیش از گروه‌های دیگر سلفی‌گرای جهادی بوده است و این واقعیت به خودی خود پویایی‌هایی ایجاد کرده است که می‌تواند به گسترش کنش‌های بازیگران تنها و سلول‌های تروریستی در سراسر جهان با کمک شبکه‌های مجازی بینجامد. شبکه‌هایی که هم از منظر تبلیغی و هم از جنبه هدایت کنش‌های تروریستی، امکان تبدیل داعش به یک موجودیت مجازی را فراهم می‌آورند.

پاسخ‌ها به پرسش دوم -در صورت اضمحلال سازمان فعلی داعش، اعضاء و ظرفیت‌هایش به سمت کدام سازمان و یا گروه خواهند رفت؟ نیز، سه سناریوی باورکردنی را بر خواهد ساخت.

سناریوی پیوستن غیرفعال داعش به القاعده

استحاله داعش در درون سازمان القاعده و تبدیل القاعده به رهبر بی‌قیدوشرط سلفی‌گرایی جهادی نیز یکی از سناریوهای باورکردنی پرسش دوم است. فرضیه پس پشت این سناریو، قدرتمند و منعطف فرض کردن القاعده است. القاعده پس از سربرآوردن داعش، در چارچوب راهبرد محلی سازی و نشان دادن خود به‌عنوان بخشی از مبارزه مردم سوریه، یمن و لیبی، و با نشان دادن خود به‌عنوان سازمانی که سبعیت داعش را ندارد، به دنبال آلترناتیو سازی برای داعش بوده است. در این چارچوب، با تضعیف قابل‌توجه داعش، جایگزین این سازمان با گروه القاعده با توجه به ظرفیت‌های سازمان‌دهی و مدیریتی آن به‌ویژه در حوزه‌های محلی باورپذیر خواهد بود. البته ذکر این نکته ضروری است که باورپذیرتر دانستن سناریوی اخیر، به سطح قدرتمند و منعطف انگاشتن سازمان القاعده وابسته خواهد بود.سازمان القاعده گرچه بر برخی شبکه‌های جهادی از شمال آفریقا تا هندوستان کنترل دارد ولی کنترل سازمانی و مدیریتی خود را حداقل بر گروه‌هایی چون گروه النصره در سوریه از دست داده است. در ضمن پس از برخورد سخت امنیتی با این گروه در سال‌های پس از رخداد یازده سپتامبر، از توان عملیاتی و رهبری القاعده کاسته شده است.

سناریوی پیوستن فعال داعش به القاعده

فرضیه پس پشت این سناریو امکان‌پذیری ائتلاف القاعده و داعش با اثربخشی قابل‌توجه داعش است. در قالب این سناریو، باورپذیر است که تجارب، تخصص‌ها و اعتبار قابل‌توجه داعش به ظرفیت‌های القاعده افزوده شود و سازمانی هولناک از منظر مخاطرات امنیتی به وجود آید. البته ذکر این نکته ضروری است که میزان باورپذیری این سناریو، به سطح و عمق اختلافات ایدئولوژیک؛ الهیاتی و استراتژی جهادی این دو گروه بستگی خواهد داشت.

سناریوی بازگشت اعضاء داعش به موطن خود و ایجاد اشکال جدید و کوچک‌تر داعش

یکی از باورپذیرترین سناریوهای موجود در خصوص آینده‌های داعش، بازگشت اعضاء داعش به موطن خود و ایجاد اشکال جدیدتر و کوچک‌تر داعش است. فرضیه‌ای که این سناریو البته در قالب پرسش دوم بر آن مبتنی آن است که هم القاعده و هم داعش زنده خواهند ماند؛ همدیگر را نخواهند بلعید و رقابت‌های این دو سازمان، نه‌تنها به تضعیف این دو گروه نخواهد انجامید بلکه با ایجاد فرصت‌های جدید، امکان در برگیری جمعیت‌ها و مناطق مختلف هوادار کنش‌های جهادی و تروریستی را امکان‌پذیر خواهد کرد. فرضیه دیگر نیز آن است که این گروه‌های کوچک‌تر داعش مستقل‌تر و به‌صورت بالقوه خشن‌تر از سازمان پیشین خواهند بود. القاعده نیز سازمانی نسبتاً منسجم و سلسله مراتبی بود که از جمله به دلیل مواجهه بین‌المللی سخت با آن، به‌تدریج به گروه‌هایی بسیار خشن و مستقل و با حضور جغرافیایی وسیع‌تر تبدیل شد.

ذکر این نکته ضروری است که شش سناریوی مورد اشاره در سطور بالا، بیشتر کارگزار محور بودند و تمرکز آنها بر کنش‌های احتمالی گروه‌های سلفی‌گرای جهادی بود. بدیهی است ارائه سناریوهای ساختارمحورتر و با دربرگیری کنش‌ها و راهبردهای قدرت‌های نظام بین‌الملل در بستر ساختارهای هویتی و ژئوپلیتیکی نیز می‌توانند سناریوهای دیگری را برسازند که پژوهشی مستقل می‌طلبد. با این وجود ذکر چند شاهد مثال برای روشن شدن مسیر پژوهش‌های آینده مفید خواهد بود. به‌عنوان مثال به نظر می‌رسد در بازی بزرگ افغانستان، احتمال افزوده شدن به نقش طالبان دور از ذهن نباشد. به این معنا که با توجه به نقش طالبان در تحدید حضور داعش در افغانستان، این گروه به‌عنوان تسهیل گر ورود داعش به حوزه آسیای مرکزی مورد استفاده قرار گیرد. تسهیل ورود داعش به منطقه چین غربی و یا حوزه قفقاز نیز می‌تواند سناریوهایی باورپذیر باشد. سپهر سیاسی و امنیتی سوریه و توجه آمریکا به گروه تازه تأسیسی چون "انصارالفرقان" که در حال جذب بخش‌هایی از بدنه داعش و القاعده است نیز حداقل از منظر موج‌سواری آمریکا در دریای ساختارهای هویتی و ژئوپلیتیکی منطقه شاهد مثالی دیگر است.

پانوشت‌ها

برای مطالعه بیشتر در خصوص ابعاد مختلف این دو پرسش مراجعه شود به: (پترسون، 2017)

برای مطالعه بیشتر در خصوص حوزه‌های جغرافیایی مستعد برای حضور داعش مراجعه شود به: (گوناراتنا، 2017)

منابع

-Coolsaet, Rik, 2017, Anticipating the Post-ISIS Landscape in Europe , Clingendael Spectator, 07 NOV

-Gunaratna, Rohan, 2017, Annual Threat Assessment 2017, S. Rajaratnam School of International Studies (RSIS), in: https://reliefweb.int/sites/reliefweb.int/files/resources/CTTA-January-2017.pdf

-Michael Jenkins, Brian, 2017, Middle East Turmoil and the Continuing Terrorist Threat — Still No Easy Solutions, RAND, February 14

- Peterson, Nicole, 2017, Future of ISIS: What Experts Think Will Happen Next? NSI, August

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.