1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. همسایگان

نوع مطلب: مرور سیاست

4 آذر 1396 ساعت 21:16 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۴۲۳

پایان خلافت سرزمینی داعش در سوریه

پایان خلافت سرزمینی داعش در سوریه

تجربه نشان داده که در فضای پس از منازعه، گروه‌های درگیر در جنگ به سراغ جاه‌طلبی‌های سیاسی‌شان می‌روند. لذا انتظار می رود با توجه به اختلاف نگرش شدید میان دولت سوریه با واحدهای خلق مردمی و همچنین جریان‌های مخالف اسد جنگ و ناامنی‌های سیاسی در سوریه تداوم یابد.

با ورود نیروهای ارتش سوریه به شهر استراتژیک ابوکمال در استان دیرالزور، حضور رسمی داعش در عراق و سوریه به پایان راه خود رسید. بدین رو تمامی پایگاههای بزرگ داعش در استان های دیرالزور و رقه به کنترل نیروهای سوریه و ائتلاف دموکراتیک در آمده است. پیشروی سریع و هوشمندانه ارتش سوریه و نیروهای کردی، بیش از دو هزار تن از شبه نظامیان داعش را به فرار به سوی بیابانهای شرق سوریه و دره های نزدیکی رودخانه فرات واداشته است. (1)

در خصوص چرایی تضعیف داعش در سوریه باید به دو عنصر قدرت گیری ارتش سوریه و ضعف درونی داعش در جذب نیروهای جدید اشاره کرد. بنا به گزارش سازمان ملل متحد داعش بر حدود شش میلیون سکنه در دو سوی دجله و فرات حکمرانی داشت و مساحتی در حدود 34000 هزار مایل مربع از سواحل مدیترانه تا جنوب بغداد در اختیار داشت. (2)با توجه به تجربه خشن حکومت داری داعش طی چهار سال اخیر، جمعیت تحت قلمرو داعش نه تنها به دفاع از این گروه نپرداختند بلکه در فرصت های متعدد همراه با ارتش سوریه به مقابله با جنگ سالاران داعش رفتند. ضعف مدیریت داعش مصادف با قدرت گیری نیروهای ارتش سوریه شد. ارتش سوریه بعد از سال 2015 به سازماندهی دوباره نیروهای خود پرداخت و به صورت جدی و هدفمند وارد مبارزه با طیف متنوعی از نیروهای تروریستی شد.

قابل ذکر است که تقریبا از اوایل 2015 نیروهای بشار اسد و حامیان داخلی اش(حزب الله) ناتوان از ادامه نبرد با نیروهای مخالف در حلب و حومه دمشق بودند. حلب مرکز اقتصادی سوریه به جولانگاه النصره و احرار الشام تبدیل شده بود و ارتش سوریه یارای مقابله با این نیروها را نداشت. دراین اثنا گروه داعش با بهره گیری از ضعف نیروهای اسد موفق به فتح شهر ادلب در شمال سوریه و بصرا در جنوب شد. با تقویت موقعیت نیروهای داعش در شمال و جنوب سوریه، ارتش سوریه در محاصره و کنترل داعشی ها قرار گرفت. در این شرایط بشار اسد طی اظهاراتی در تلویزیون سوریه، از شرایط اضطراری در میان نیروهای مبارزه جو سخن گفت. اسد در ادامه سخنانش ضمن مهم دانستن هر بخشی از جعرافیای سوریه به محدودیت های پرسنلی در میان ارتش سوریه اذعان کرد. تداوم چنین وضعیتی احتمال سقوط پایتخت را بیش از هر زمان دیگری تقویت کرد.

پراکندگی نیروها در اطراف کشور و هجوم همه جانبه نیروهای مخالف، ارتش و دولت سوریه را ناچار به ترک مناطق کم اهمیت تر واداشت. از همین رو ارتش سوریه در اطراف پایتخت و بخش های شمالی مستقر شدند. با جدی تر شدن پیشروی مخالفان رئیس جمهوری سوریه درخواست کمک نظامی از دولت روسیه کرد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری سوریه با دادن پالس مثبت به در خواست اسد رسما در تاریخ 30 دسامبر 2015 وارد منازعه سوریه شد. روسیه طرح مداخله خود را در سوریه مبارزه با داعش اعلام کرد. اما تهدید اصلی دولت سوریه از جانب احرار الشام، النصره و گروههای مخالف حاضر در حلب بودند. ازهمین رو ارتش سوریه اقدام به بمباران مواضع مخالفان در حلب و اطراف دمشق کرد. با عملیات هدفمند روسیه استراتژی زمینی گروههای مخالف به هم ریخت.

در این میان ارتش سوریه با تجدید قوای درونی پیشرویهای خود را در اطراف دمشق، حلب و جنوب استان درعا آغاز کرد. از نقاط قابل تامل عملیات روسیه که منجر به تقویت موضع نیروهای اسد شد، هدف قرار گرفتن سرکردگان مخالفان و مراکز نظامی شان بود. از مهم ترین آن کشته شدن زهران علوش فرمانده ارشد جیش الاسلام در غوطه شرقی دمشق بود. علوش از جایگاه قابل احترامی در میان نیروهای مخالف و حتی مجامع بین المللی داشت و مرگ ناگهانی اش ضربه جدی به نیروهای مخالف در ترسیم اهداف و راهبرد اینده ای شان در سوریه کرد. ازاین رو امروزه دولت سوریه بر خلاف تحلیل ها و پیش بینی های صورت گرفته مبنی بر سقوط قریب الوقوع از سکان قدرت، کماکان قوی ترین و کارامد ترین ساختار را در جعرافیای سوریه دارد.

دولت اسد در نواحی تحت قلمرو اش قادر به تامین خدمات و نظام پرداختی ها است. این در حالی است که شورشیان پس از آزاد کردن حلب، اقدام به ایجاد شورای محلی برای تامین نیازهای مردم کردند که در ادامه به سبب حملات هوایی روسیه، تشکیلات شان از بین رفت. به این ترتیب نواحی تحت قلمرو شورشی ها فاقد امکانات ابتدایی است. از این رو بی جهت نیست که همچنان بیشترین جمعیت سوریه در حوزه دولت اسد زندگی می کنند. کردها حدود بین 15 الی 20 درصد خاک سوریه را در دست دارند که محل زندگی بیش از 5 میلیون شهروند سوری است. بقیه مناطق هم در کنترل طیف مخالفان اسد است.

آخرین گزارشها از تحولات میدانی سوریه نیز حاکی است که شهر رقه پایتخت خود خوانده داعش در سوریه به تصرف نیروهای ائتلاف دموکراتیک سوریه در آمده است. این شهر با توجه به حساسیت جغرافیایی و مرکزیت سیاسی داعش، اهمیت خاصی نزد سران داعش داشتند و با تمام تلاش در صدد حفظ شهر بودند. مقاومت نیروهای داعش در برابر کردها و ائتلاف بین المللی داعش، خرابی ها و ویرانی هایی بزرگی را در رقه بر جای گذارده است. بنا به گزارشها حدود هزار غیر نظامی در اثر عملیات های هوایی ائتلاف ضد داعش کشته شده و نزدیک به 300 هزار نفر نیز در شهر رقه بی خانمان شده اند. این حجم از ویرانی ها و کشتار انسانی، رقه را به شهری خرابه تبدیل شده است و بازسازی آن به میلیارد ها دلار بودجه نیاز دارد.

آنچه که در این میان جلب توجه می نماید اینکه خارج شدن داعش از سوریه به مفهوم پایان نبرد در سوریه نخواهد بود. پیش بینی کارشناسان منطقه ای حاکی از آن است که اولا تا سالیان متمادی شاهد حضور و فعالیت جنگ سالاران داعش در سوریه خواهیم بود. هم اکنون حدود 2500 الی 3500 نیروی داعشی در نزدیکی دره ای در رودخانه فرات پناه گرفته اند و به محض فراهم شدن فرصت، در پی جنگ آفرینی و فتح تصرفات جدید هستند. از سوی دیگر به فرض خاتمه حیات داعش نیز، سوریه با تهدیدهای به مراتب بزرگ تری مواجه خواهد بود.از این رو تداوم این وضعیت چهار سناریو را پیش روی بحران سوریه قرار داده است.

سناریوی اول: سقوط رقه خود آغاز گر منازعه ای جدید در فضای سرزمینی سوریه خواهد بود. همان طور که بعد از پایان حیات داعش در عراق، ارتش و نیروهای پیشمرگه وارد منازعه در مناطقی در حوالی موصل و شهرکرکوک شده اند؛ انتظار وقوع چنین اتفاقاتی در سوریه نیز می رود. به این شکل که در رقه طرفین درگیر این بار به جای نیروهای کرد با داعش، کردها و ارتش سوریه خواهد بود. هم اکنون دولت مرکزی سوریه نگران از حضور و نفوذ جریان های کردی در مناطق شمالی سوریه هستند و بر این باورند که مناطق آزاد شده از سوی این گروهها به دامن دولت سوریه بازنخواهد گشت. این منطقه با توجه به دارا بودن بخش اعظم پالایشگاههای نفت و گاز سوریه از اهمیت استارتژیکی خاصی برخوردار هستند. در همین راستا به نظر می رسد نیروهای کردی با هدف امتیاز گیری بیشتر از دمشق، به تقویت موضع شان در این مناطق بپردازند. ائتلاف دموکراتیک سوریه متشکل از نیروهای بومی کرد و سنی منطقه با سازماندهی بیش از ده هزار جنگ جو و با جلب حمایت های بین المللی به آوانگارد اصلی نبرد با داعش تبدیل شده است. با توجه به خصومت تاریخی میان کردها با دولت مرکزی سوریه، انگیزه انتقام گیری و رفتار پرخاشگرایانه در میان اعضای کردی ائتلاف دموکراتیک بسیار قوی است. از جمله این امر زمانی بود که نیروهای کرد بعد از کنترل شهر سلوک در استان رقه، از ورود شهروندان عادی به خانه هایشان ممانعت به عمل آورده و به رویشان آتش گشودند. با عطف به این امر پیش بینی می شود در آینده نه چندان دور شاهد درگیری ها میان ارتش سوریه با کردها خواهیم بود.(3)

سناریوی دوم. سرنگونی حکومت اسدتوسط طیف مخالفان است. این امر، در صورت وقوع، سوریه را به یک درگیری تمام عیار داخلی سوق می دهد. گروههای داخلی در سوریه از جهان بینی مشترکی برخوردار نیستند و یک وضعیت نبرد برای بقا میان گروهها شکل می گیرد. گروههای مثل داعش، النصره، جیش الاسلام و واحدهای خلق مردمی کرد هر کدام مشی جداگانه داشته و اولویت اصلی شان دموکراسی نیست. این امر باعث طولانی شدن نبرد و فرو افتادن سوریه به ورطه جنگ های داخلی گسترده خواهد انجامید. جنگ داخلی در لبنان نزدیک به 15 سال تداوم یافت. این جنگ از سال 1975 تا سال 1990 طول کشید. اکنون سوریه 6 سال است که در بجران و نا امنی به سر می برد و احتمال کشیده شدن ان به دوره های جدید تر دیگر دور از انتظار نیست. در این بین ثبات عراق، لبنان و ترکیه به شدت متزلزل خواهد شد.

سناریوی سوم. جنگ نیابتی میان قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در سوریه شدت خواهد گرفت. هر کدام از قدرت های دخیل در سوریه با تقویت نیروهای حامی خود در تلاش برای افزایش حیطه نفوذ خود در سوریه هستند. آمریکا حامی کردها نگران از نفوذ فزاینده ایران و روسیه در سوریه هستند. تفاوت این سناریوی با سناریوی دوم احتمال وقوع درگیریهای هوایی و زمینی میان قدرت های بیرونی است که خود در صورت وقوع بر پیچیدگی بحران در سوریه می افزاید.(4)

سناریوی چهارم: تداوم نبرد از سوی ارتش سوریه تا آزادسازی کل سوریه خواهد بود. از آنجا که ارتش سوریه مدعی حفاظت از کل خاک سوریه است این رسالت را برای خود قائل است که ضمن مبارزه با تهدید تکفیریسم، ثبات و امنیت را در کل سوریه تامین نماید. این سناریو با توجه به پیروزی های مستمر این گروه در نبرد های دوسال اخیر دور از ذهن به نظر نمی رسد. با توجه به تجربه عراق بعد از صدام، این سناریو کارامد ترین گزینه ممکن برای برون از باتلاق سوریه به نظر می رسد. از همین رو ضروری است که کشورهای غربی با عبرت گیری از طرح پل برومر در بعثی زادیی کامل عراق و انحلال ارتش این کشور، این تجربه را دوباره در سوریه نیازمایند. شوربختانه نشانه ها و قراین حکایت از تکرار تاریخ دارد. قدرت های غربی بدون داشتن نقشه ای روشن و جامع برای حل بحران سوریه، صرفا به آتش اختلافات و درگیریها دامن می زنند. از یکسو بر ضرورت مبارزه با داعش سخن می گویند و از طرف دیگر خواستار خروج اسد از قدرت هستند. (5)

بدین رو برایند هر چهار سناریو حکایت از شروع فاز جدیدی از خشونت و منازعه در سوریه خواهد بود. تجربه نشان داده که در فضای پس از منازعه، گروههای درگیر در جنگ به سراغ جاه طلبی های سیاسی شان می روند. با عطف به این امر انتظار می رود با توجه به اختلاف نگرش شدید میان دولت سوریه با واحدهای خلق مردمی و همچنین جریان های مخالف سنی اسد؛ جنگ و ناامنی های سیاسی در سوریه تداوم یابد.

منابع

1.http://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/syria-isis-fall-albu-kamal-islamic-state-end-islamists-army-assad-a8045466.html

2.http://edition.cnn.com/2014/08/08/world/isis-fast-facts/index.html

3.PAX After ISIS ALERT,(2016), Post-ISIS Peacebuilding Strategy for Syria and Iraq,

4.https://www.nytimes.com/2017/10/17/world/middleeast/isis-syria-raqqa.html

5.Straßmaier, Christine(2016), Turning the tide? Developments in the fifth year of the Syrian civil war, Austria Institut für Europaund Sicherheitspolitik

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.