1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. امنیت منطقه‌ای و تهدید افراط‌گرایی

نوع مطلب: مرور سیاست

23 آبان 1396 ساعت 17:13 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۴۱۵

علل استعفای سعد حریری: افراط‌گرایی جدید در خاورمیانه

علل استعفای سعد حریری: افراط‌گرایی جدید در خاورمیانه

سعد حریری، نخست‏وزیر لبنان در اقدامی غیرمنتظره روز چهارم نوامبر از سمت خود استعفاء داد. سعد حریری در اقدام کم‌‏سابقه دیگر استعفاء خود را از ریاض، پایتخت عربستان سعودی اعلام کرد. در این نوشتار علل استعفای سعد حریری مورد بررسی قرار می‌‏گیرد.

دومین دوره نخستوزیری سعد حریری در لبنان تنها یک سال طول کشید. نخستین دور نخستوزیری سعد حریری بین نوامبر 2009 تا ژوئن 2011 برای مدت 19 ماه بود. وی برای دومین بار در نوامبر 2016 به عنوان نخستوزیر لبنان معرفی شد و در نوامبر 2017 نیز پس از تنها یک سال از سمت خود استعفاء داد. سعد حریری در بیانیه استعفاء خود تلاش زیادی انجام داد که نشان دهد علت اصلی استعفاء وی، مربوط به مسایل داخلی لبنان و نقش مخرب حزب‌‌الله در این کشور است.

بررسی شرایط سیاسی یک سال گذشته لبنان حاکی از این است که دولت حریری نه تنها با مانع جدی مواجه نبود بلکه احزاب مخالف از جمله جریان 8 مارس بیشترین تعامل را با دولت وی نیز داشتند. از نشانههای این تعامل این است که پس از سالها قانون انتخابات در لبنان تصویب شد، پس از 12 سال قانون بودجه در لبنان تصویب شد، پس از یک دهه وضعیت حقوق و مزایای معوقه کارکنان دولت مشخص شد و در عین حال، ماه می 2018 نیز برای برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان انتخاب شد. این در حالی است که همه این مسایل پیش از این در زمره مسایل جدی و اختلافبرانگیر میان گروههای سیاسی لبنان بود. بنابراین، ریشه استعفای لبنان را نباید در داخل لبنان بلکه باید در جایی که وی از آنجا استعفا خود را اعلام کرد، جستجو کرد: یعنی ریاض. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان نیز روز یکشنبه (5 نوامبر) در سخنرانی که در واکنش به استعفا سعد حریری انجام داد، با تاکید بر اینکه دلایل این استعفاء را نباید در درون لبنان بلکه باید در عربستان سعودی بررسی کرد، گفت: «استعفای حریری تصمیم عربستان بوده که بر وی دیکته شده است. استعفای حریری به تصمیم و خواسته شخص وی انجام نگرفت.» اما سوال این است که چرا عربستان سعودی، سعد حریری را برای استعفا از سمت نخستوزیری لبنان تحت فشار قرار داده است؟ عربستان سعودی چه اهدافی را از استعفاء سعد حریری پیگیری میکند؟

پاسخ به این سوال را باید در سیاست منطقهای عربستان سعودی جستجو کرد. مهمترین راهبرد سیاست منطقهای عربستان سعودی، «مهار» نفوذ رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران به طور خاص و محور مقاومت به طور عام در سطح منطقه خاورمیانه است. واکاوی سیر کلی تحولات منطقهای گویای این است که نه تنها آل سعود موفق به مهار ایران نشده است بلکه جمهوری اسلامی ایران نشان داد که بازیگر «خردمند» منطقه خاورمیانه است. سیاست مهار ایران بیش از آنکه توان بازیگری جمهوری اسلامی ایران را کاهش داده باشد، آنارشی حاکم بر منطقه خاورمیانه را افزوده است. جنگ علیه یمن، حمایت از تروریسم در سوریه، تلاش برای تضعیف دولت مرکزی بغداد و خریدهای هنگفت تسلیحاتی عربستان از غرب و به خصوص آمریکا از مهمترین نشانههای سیر صعودی آنارشی در خاورمیانه است که برآمده از الگوهای رفتاری عربستان سعودی در خاورمیانه است.

عربستان سعودی از سال 2011 به بعد چند مرحله را در سیاست مهار ایران پشت سر گذاشته که در نمودار زیر آمده است:

-مرحله اول: براندازی نظام سوریه

مرحله اول سیاست مهار ایران، تلاش برای براندازی نظام سوریه بود، اما با گذشت 7 سال نظام سوریه بدون تغییر باقی مانده است و روند زوال تروریستها نیز تسریع شده است.

-مرحله دوم: ممانعت از قدرتگیری شخصیتها و گروههای سیاسی همسو با ایران

مرحله دوم این سیاست، ممانعت از قدرتگیری شخصیتها و گروههای همسو با جمهوری اسلامی ایران در کشورهای عربی بود. در همین راستا، سه کشور عراق، لبنان و یمن مورد هدف قرار گرفتند. عربستان تلاش کرد در عراق با تحریک اهل سنت، کردها و برخی گروههای شیعه سکولار مانع از نخستوزیری اشخاصی مانند «نوری مالکی» در سال 2014 شود و یا دستکم کسی که همسویی کمتری در مقایسه با نوری مالکی با ایران دارد به قدرت برسد. در نهایت حیدر العبادی به عنوان نخستوزیر عراق منصوب شد که اگرچه مانند نوری مالکی همسو با جمهوری اسلامی ایران نبود، اما نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق کاهش نیافت که نمونه آشکار آن حمایت جمهوری اسلامی ایران از حشد الشعبی و کمک گرفتن دولت عراق از جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تروریسم داعشی است. لبنان 29 ماه با بنبست سیاسی در انتخاب رئیس جمهوری جدید خود مواجه بود، اما در نهایت «میشل عون» که نزدیک به حزبالله و جمهوری اسلامی ایران بود به عنوان رئیس جمهوری لبنان برگزیده شد. عربستان سعودی برای ممانعت از قدرتگیری جنبش انصارالله در یمن نیز علیه این کشور وارد جنگ شد اما پس از 34 ماه نه تنها انصارالله به حاشیه سیاست در یمن هدایت نشده بلکه آل سعود در باتلاق یمن گرفتار شده است.

-مرحله سوم: ایجاد واگرایی در درون کشورهای عضو محور مقاومت

عربستان سعودی در مرحله سوم اجرای سیاست «مهار» ایران به ایجاد «واگرایی» در درون محور مقاومت روی آورده است. آنچه زمینه را برای ایجاد واگرایی در این محور برای عربستان سعودی فراهم میکند، سهمخواهی گروهها در این کشورها است. برای مثال، گروههای سیاسی در عراق برای کسب قدرت بیش از آنکه رقابت کنند وارد منازعه شدند که الگوهای رفتاری هواداران مقتدی صدر طی دو سال اخیر و نحوه به چالش کشیدن دولت العبادی توسط آنها از این نمونه است. رفتارهای تجزیهطلبانه کردهای عراق نیز نمونه دیگری است که بیش از هم برآمده از سهمخواهی دولت محلی کردستان عراق بود.

در لبنان نیز بسترهای لازم برای ایجاد واگرایی سیاسی وجود دارد زیرا لبنان عملاً به دو آوردگاه 8 مارس (حامیان حزبالله و نزدیک به ایران) و 14 مارس (مخالفان حزبالله و نزدیک به عربستان سعودی) تبدیل شده است. این دو جریان طی سالهای اخیر بیش از آنکه رقابت سیاسی داشته باشند، منازعه سیاسی داشتند که حتی در برههای با میانجیگری یک کشور دیگر از جمله در سال 2008 با میانجیگری قطر این منازعه پایان یافت. 8 مارس و 14 مارس در سال 2013 نیز در چینش کابینه «تمام سلام» و از سال 2014 تا اکتبر 2016 نیز برای انتخاب رئیس جمهوری جدید منازعه سیاسی شدیدی داشتند اما طی یک سال اخیر این منازعه به تعامل تبدیل شده بود. با این حال، بستر ایجاد منازعه و واگرایی در لبنان وجود داشته و اکنون آل سعود با تحت فشار قرار دادن سعد حریری برای استعفا از نخستوزیری و قرائت بیانیه شدیداً ضد ایرانی و ضد حزبالله بار دیگر لبنان را در مسیر واگرایی قرار داده است. با این استعفاء لبنان میتواند بار دیگر وارد خلاء سیاسی و عدم قطعیت شود. میشل عون، رئیس جمهوری لبنان باید نخست وزیر جدیدی را معرفی کند که مطابق توافق سیاسی در لبنان باید از میان اهل سنت این کشور برگزیده شود، اما مشکل این است که انتخاب نخستوزیر جدیدی که مورد پذیرش همه گروهها باشد و بتواند دولت وحدت ملی در لبنان تشکیل دهد، سخت است. (El Deeb, 4 November 2017) برداشت عربستان سعودی این است که منافعش در کشورهایی نظیر لبنان و عراق که جمهوری اسلامی ایران نیز در این کشورها نفوذ دارد، از طریق «عدم قطعیت سیاسی» و «واگرایی میان گروهها» تأمین میشود.

-مرحله چهارم: افراطگرایی جدید علیه حزبالله لبنان

عربستان سعودی حتی پیش از ایجاد واگرایی سیاسی در لبنان، حمله جدیدی را علیه حزبالله لبنان آغاز کرد که این حمله پس از استعفا حریری شدت نیز پیدا کرده است و حتی میتواند به بالاترین سطح تنش یعنی جنگ نیز ختم شود. عربستان سعودی از یک سو تلاش میکند نشان دهد که وزن آن در تحولات لبنان بیش از جمهوری اسلامی ایران است. از این رو، این دیدگاه وجود دارد که استعفاء سعد حریری تحت فشار عربستان سعودی نوعی واکنش آل سعود به اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران است که در اکتبر 2017 گفته بود تصمیمات در لبنان بدون ایران انجام نمیشود. (Kais, 5 November 2017) از سوی دیگر، ریاض درصدد است با «حزباللههراسی» افکار عمومی را علیه حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی ایران تحریک کند. آل سعود در نیل به این هدف همسویی اسرائیل و آمریکا را نیز با خود دارد. به عبارت دیگر، مثلث «ریاض-واشنگتن-تلآویو» علیه حزبالله لبنان فعالیت میکند. اسرائیل توانمندی نظامی فوقالعاده حزبالله را مطرح و این جنبش لبنانی را به جنگافروزی در خاورمیانه متهم میکند. آمریکا ضمن قرار دادن حزبالله در لیست گروههای تروریستی، تحریمهای جدیدی را علیه آن تصویب میکند و حتی به گفته محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ملاقات «جارد کوشنر»، داماد دونالد ترامپ با سعد حریری منجر به استعفای وی از نخستوزیری لبنان میشود. عربستان سعودی نیز با نوشتن بیانیه استعفا برای سعد حریری، حزبالله را به طرحریزی برای ترور نخستوزیر لبنان متهم میکند. پیش از استعفای حریری نیز «ثامر السبهان» ، وزیر مشاور سعودی در امور خلیج فارس از تشکیل ائتلاف بینالمللی علیه حزبالله لبنان خبر داد و حزبالله را «حزب الشیطان» نامید. (Kais, 5 November 2017)

این تحرکات نشان میدهد که مثلث ریاض-واشنگتن-تلآویو، قطع کردن یا تضعیف مهمترین بازوی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه را که در حفظ نظام سوریه و جنگ با تروریستها در این کشور نیز نقش بسیار مهمی داشته، هدف قرار داده است. به عبارت دیگر، این بار مهار ایران در قالب «حزباللههراسی» و یا شاید هم حتی «جنگ» علیه حزبالله پیگیری میشود، جنگی که مانند سال 2006 صرفاً به اسرائیل و حزبالله محدود نمیشود بلکه عربستان، آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را نیز در بر میگیرد. میتوان این رویکرد را ظهور «افراطگرایی جدید» در خاورمیانه نامید. حضور محمد بن سلمان، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در رأس قدرت عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی و آمریکا برای شکلگیری این افراطگرایی جدید در خاورمیانه کافی است. هر یک از این اشخاص نشان دادند که در عالم سیاست به تدبیر، عقلانیت، دوراندیشی و دیپلماسی اعتقادی ندارند. استعفای تحت فشار سعد حریری را میتوان جرقه آغاز افراطگرایی جدید مثلث عربستان-اسرائیل- آمریکا در خاورمیانه عنوان کرد که اگر به جنگ علیه حزبالله منتهی شود با همه جنگهای خاورمیانه متفاوت خواهد بود.

نتیجهگیری

استعفاء نابهنگام سعد حریری از نخستوزیری لبنان که از ریاض و تحت فشار آل سعود اعلام شد، تنها یک نمونه از دهها نمونه «تورم بدبینی» است که در خاورمیانه وجود دارد و حتی پس از سال 2011 رشد زیادی نیز داشته است. علت اصلی این رخدادها در این است که در خاورمیانه مفاهیمی مانند «مدارا» و «تساهل» در روابط میان کشورها به خصوص قدرتها معنا ندارد. بر همین اساس، بذر بیاعتمادی در روابط میان عربستان سعودی و جمهوری اسلامی کاشته میشود و رشد میکند. عربستان سعودی به جای «رقابت برای تقویت نفوذ» خود در کشورهای منطقه سعی در «مهار» نفوذ جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین رقیب منطقهای خود دارد. برآیند این تلاش چیزی جز افزایش خشونت، بیثباتی و ناامنی در خاورمیانه و افزایش تنش در روابط دو قدرت تا سرحد قطع روابط دیپلماتیک نبوده است. با این حال، عربستان سعودی در عصر «سلمانیسم» با آمریکا و اسرائیل در اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران همسو شده که دور تازه این اقدام با محوریت «حزباللههراسی» حتی پیش از استعفای سعد حریری از نخستوزیری لبنان آغاز شد و پس از استعفاء نیز در بدترین حالت میتواند خاورمیانه را با آشوب جدیدی مواجه کند که تبعات آن محدود به خاورمیانه نخواهد بود.

منابع

1.El Deeb Sarah, (4 November 2017), What is behind the Lebanese PM's resignation, http://abcnews.go.com/International/wireStory/ap-explains-lebanese-pms-resignation-50932198

2.Kais Roi, (5 November 2017), Analysis: The resignation that sent the Middle East into a tailspin, https://www.i24news.tv/en/news/international/middle-east/159435-171105-analysis-the-resignation-that-sent-the-middle-east-into-a-tailspin

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

مطالب مرتبط

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.