1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اجتماعی و فرهنگی
  4. >
  5. عدالت اجتماعی و كیفیت زندگی
  6. >
  7. حاشیه نشینی

نوع مطلب: مقاله سیاستی

22 مهر 1396 ساعت 16:36 شماره مسلسل: 7700394

بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌های مدیریت حاشیه‌نشینی در ایران

بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌های مدیریت حاشیه‌نشینی در ایران

این پژوهش قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که چه قوانین، سیاست‌ها و برنامه‌های مداخله‌ای در مواجهه با حاشیه‌نشینی دنبال شده‌اند و نقاط ضعف و قوت آنها چه بوده‌است.

مقدمه

بنا به برآوردهای رسمی بیش از 11 میلیون حاشیهنشین در کشور ساکن هستند. مرور 4 دهه تلاش برای حل این مشکل اجتماعی حاکی از آن است که نه‌تنها مسئله حاشیهنشینی به سطحی قابل‌قبول نرسیده بلکه آمارها حاکی از شیوع و عمیقتر شدن آن در کشور است. این پژوهش قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که چه قوانین، سیاستها و برنامههای مداخلهای در مواجهه با حاشیهنشینی دنبال شدهاند. بر همین مبنا تلاش شده به قوانین، سیاستها و اقدامات جهانی و ایرانی در این عرصه پرداخته شود. یافتهها حاکی از آن است که چندین استراتژی، برنامه و سیاست در ساماندهی حاشیهنشینی در دورههای مختلف به کار گرفته شده است.

در دوره پهلوی از سال 1347 به بعد، سیاستهای کالبدی مدنظر قرار گرفت. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی سیاست حمایتی در قالب تعاونیهای مسکن و در ادامه سیاست زمین شهری دنبال شد. پس از جنگ تحمیلی نیز سیاستهای نظارتی به‌منظور بهبود اسکان غیررسمی و در دوران سازندگی نیز سیاست ایجاد شهرهای جدید دنبال شد. اما هم‌زمان با تأسیس سازمان عمران و بهسازی شهری، سیاست بهسازی طی سالهای 1382 اجرایی شد. اما درنهایت با توجه به تجربههای نه‌چندان موفق، دوره جدیدی در ساماندهی محلات حاشیهنشینی با سیاست توانمندسازی شکل گرفت و تا امروز به‌عنوان سیاست محوری راهنمای عمل برای تغییر وضعیت در دستور کار نهادها است، لیکن سیاستهای چند دهه اخیر به دلایل چندگانه و پیچیده ساختاری در طی زمان قادر نبودند کارآمدی لازم را در عمل به دنبال داشته باشند. روابط منطقی برآمده از پیامدهای سیاستها و برنامههای اجراشده نشان میدهد که مکانیسم‌ها و فرایندها در عمل چندان موفق نبودهاند و خروجی سیاستها و برنامهها در بستر زمان منجر به پایداری و کنترل حاشیهنشینی نشده است. مشارکت فعال ساکنان محلات حاشیهنشین در عمل برای مدیریت مناطق حاشیه‌نشین محقق نشده است و ناپایداری در سطح نهادی و سازمانی در سیاستها و برنامههای مداخلاتی از جمله برنامههای مسکن اجتماعی و توانمندسازی دیده شده است. بر همین مبنا برخی راهبردها و دلالتهای سیاستی به لحاظ منطق نظری برای پر کردن این اختلافات ارائه خواهد شد.

سیاست‌های چند دهه اخیر به دلایل پیچیده ساختاری، کارآمدی لازم را در عمل نداشتند.

طرح مسئله

کمسیون جهانی آینده شهرها در قرن 21 هشدار داده که به‌موازات رشد ابرشهرها، فقر شهری در کشورهای جنوب، افزایش یافته و بخش عمدهای از رشد شهرنشینی بر پایهی اقتصاد غیررسمی و همراه با گسترش سکونتگاههای غیررسمی صورت خواهد گرفت و این گرایش را غیررسمی شدن شهرنشینی نامیده است. از این رو، حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی، مسئله‌ای گذرا و با ابعاد محدود نبوده و توافقی بر بقای بازتولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم‌کفایت راه‌حل‌ها و سیاستهای متداول شهری است (ابراهیمزاده و همکاران، 1383: 122).

«بنا بر برآورد برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد، بیش از 50 درصد ساکنان شهرهای کشورهای کم‌درآمد و 20 درصد کشورهای با درآمد متوسط، در سکونتگاههای غیررسمی زندگی می‌کنند که سنجههای سواد، تندرستی، درآمد و پیشرفت اجتماعی، از میانگین شهری در آن کشورها پایینتر است و شایسته شأن و کرامت انسانی نیست» و وجود بیش از یک‌هفتم جمعیت شهرهای تهران، مشهد، تبریز، اهواز، بندرعباس، کرمانشاه، زاهدان و سنندج در سکونتگاههای غیررسمی و رشد سریع آن، هشداری برای اهتمام جدی به این مسئله است (سند ملی ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی، 1382: 1 به نقل از پوراحمد و همکاران، 1389: 30). مطالعه مرکز اسکان سازمان بشری سازمان ملل متحد نشان میدهد که در سال 1400، جمعیت شهری ایران نه‌تنها به دو برابر خواهد رسید بلکه ده میلیون نفر از این ساکنان جدید در شمار گروههای کم‌درآمد شهری خواهند بود که حدود پنج تا هفت میلیون نفر از آنها در سکونتگاههای غیررسمی شهرهای بزرگ و نواحی مادرشهری ساکن خواهند شد (UN Habitat, 2008: 3 به نقل از اصغری زمانی و همکاران ، 1394: 178).

در حال حاضر با مرور 4 دهه تلاش برای ساماندهی و مدیریت حاشیهنشینی، شاهد آن هستیم که نه‌تنها مسئله حاشیهنشینی به سطحی قابل‌قبول نرسیده بلکه آمارها حاکی از شیوع و عمیقتر شدن آن در کشور است. این در حالی است که ضرورتهایی از قبیل، وضعیت نابسامان و نامطلوب کالبدی مسکن در سکونتگاههای غیررسمی و انعکاس این نابسامانی کالبدی در منظر شهری و آشفتگی و نابهنجاری آن، ناهنجاریهای فیزیکی مسکن و مشکلات اجتماعی آن از قبیل زندگی چندین خانوار در یک واحد مسکونی و معضلات اجتماعی ناشی از آن، فشار گروههای کم‌درآمد شهری ساکن در سکونتگاههای مذکور که گاهی اوقات با فشارهای سیاسی در سطوح ملی و بینالمللی همراه است، مشکلات مدیریتی و خدماترسانی به این تیپ بافتها و مقولههای مربوط به امنیت اجتماعی در شهرها و آمار وقوع جرم و جنایت در سکونتگاههای غیررسمی در شهرهای کشور، همواره مدیریت شهری و سایر دستاندرکاران حفظ نظم و امنیت شهر را به برنامهریزی هدفمند در راستای ساماندهی به این قبیل بافتها رهنمون شده است (پوراحمد و همکاران، 1389: 31).

بر اساس آمارها، سهم بالایی از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشیهنشینان اختصاص یافته است. به دلیل عدم تطابق هنجاری و نائل نشدن به یک شناخت اجتماعی، حاشیهنشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه اجتماعی، یک نوع انحرافات نهادینه‌شده در کنش آنها به چشم میخورد، قاچاق مواد مخدر و جنایتهای مبتنی بر هیچ‌انگاری ارزشهای اجتماعی از موارد قابل‌ذکر هستند. فقر و ناتوانی یا عدم تمایل بازار رسمی اقتصاد شهر به جذب حاشیهنشینان، آنان را به بازار فعالیتهای غیررسمی میکشاند؛ بازاری که بخشی از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهکارانه مانند مواد مخدر، دزدی و.. هستند (صالحی امیری، خدایی، 1389 :72-75). به عبارتی حاشیهنشینی تنها یک معضل اجتماعی تلقی نمیشود بلکه عاملی است که خاصیت انباشتی داشته و بازتولید کننده انواع آسیبها و مسائل اجتماعی است و برون‌رفت از آن نیازمند ملاحظات پیچیدهای است. حال این سؤال مطرح است که چه قوانین، سیاستها، برنامهها و طرحهایی برای مدیریت حاشیهنشینی در جهان و ایران تا به حال دنبال شده است و در ادامه مهمترین سیاست و برنامه کشوری برای مدیریت حاشیهنشینی بررسی و راهبردهایی برای کاهش و مدیریت مسئله حاشیهنشینی ارائه خواهد شد.

سیاست‌ها و برنامههای اجراشده مربوط به حاشیهنشینی در جهان

تا ابتدای دهه 1970 تحت تأثیر نگرش لیبرالی، حداقل دخالت دولت در امر مسکن و سکونتگاههای غیررسمی دستورکار بسیاری از دولتها بود. سیاست نادیده گرفتن در مواجه به مسئله حاشیهنشینی در این مقطع دنبال شد. لیکن به دنبال تشدید مسئله فقر شهری و مسکن، «برنامه خانهسازی اجتماعی»، سیاست بسیاری از کشورها گردید. در این باره دولت به‌منظور کمک به افراد کم‌درآمد دولتی، واحدهای مسکونی ارزان‌قیمت احداث مینماید. این رویکرد، نگرشی از بالا و با بالاترین سطح مداخله دولت بوده است. این برنامه خیلی زود، به دلایلی چون کمبود منابع مالی، عدم در نظر گرفتن نیازها و سبک زندگی گروههای هدف در ارائه خدمات با شکست مواجه شد.

در دهه 1970، تحولی در سیاستهای نفع مشارکت تهیدستان پدید آمد. لذا به‌جای احداث واحدهای مسکونی به ارائه زمینهای سرویس داده شده پرداخته شد و تنها زمینهای تفکیک و برنامه‌ریزی‌شده به اقشار فقیر واگذار میگردید. طرح «زمین- خدمات» تطابق و انعطافپذیری بیشتری را در ساخت‌وساز به وجود آورد و با ایجاد خودیاری از سوی افراد جامعه و کمکهای مالی آنان، بخشی از هزینهها تأمین میگردید. لیکن به دلیل مشکلات مالی جوامع فقیر در بازپرداخت وامها و بدهیها و نیاز به عرضه فراوان اراضی، درنهایت پروژه ناتمام باقی ماند و نتوانست در درازمدت مؤثر باشد.

در سال 1992 از سوی کنفرانسی که توسط سازمان ملل برگزار شد؛ ارتقای وضعیت سکونتگاههای غیرمتعارف و زاغههای شهری به‌عنوان یک راه‌حلی عملی و مناسب، برای کمبود مسکن شهری، مورد تأکید قرار گرفت. مهمترین عامل در موفقیت برنامههای بهسازی، تعهد و الزام همه افراد جامعه است.

در سالهای پایانی 1980، سیاست توانمندسازی مناطق حاشیهنشین، به لزوم ایجاد تعامل بین بخش عمومی و خصوصی و نه تکیه یکجانبه بر یکی از آنها شکل گرفت. این سیاست، جمعبندی تجاربی بود که در مرکز اسکان بشر سازمان ملل متحد و برنامه توسعه سازمان ملل متحد، تکوین یافته و بانک جهانی نیز با آن همداستان گشته است (مهدوی و نجفی، 1390: 7 به نقل از بزی و همکاران، 1394: 27). در مجموع مهمترین الگوها و در پی آن اقدامات و نتایج مربوط به مدیریت حاشیهنشینی در جدول زیر آمده است.

سیاست‌ها و برنامههای اجراشده مربوط به حاشیهنشینی در ایران

سیاستها و برنامهها در حل مسئله اسکان غیررسمی (حاشیهنشینی) در ایران طی دورههای زمانی همانند سیاستهای جهانی دچار تغییراتی شده است که در مجموع شاهد بیش از 7 رویکرد مداخلاتی هستیم که در جدول شماره 2 قابل مشاهده است.

نیمه دوم دهه 1370 را میتوان سرآغاز مشارکت و توجه سازمان عمران و بهسازی شهری (وزارت مسکن و شهرسازی) به احیای بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری و از جمله اسکان غیررسمی دانست. همکاری با بانک جهانی در چارچوب پروژه بهسازی شهری و اصلاحات ساختاری بخش مسکن تدوین شد که دارای دو بخش بهسازی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی و ظرفیتسازی برنامه راهبردی مسکن در سطح ملی است. در بخش بهسازی شهری اهدافی مانند بهسازی کالبدی، توانمندسازی محله و ساکنان مدنظر قرار گرفت و در بخش اصلاحات ساختاری تعدیل قوانین و مقررات بخش مسکن و تأمین مالی و تخصیص یارانهها هدف قرار گرفت.

بنا به برآوردهای رسمی بیش از 11 میلیون حاشیه‌نشین در کشور ساکن هستند.

در این میان، نیمه اول دهه 1380 به دلیل ورود طرحهای مرسوم به توانمندسازی به عرصه برنامهریزی شهری، مهمترین دوره در راستای مدیریت حاشیهنشینی در کشور است. این طرحها در شهرهای دارای مشکل اسکان غیررسمی توسط وزارت مسکن و شهرسازی و ستاد ملی و استانی توانمندسازی و بهسازی سکونتگاههای غیررسمی تهیه و با الگویی مشارکتی اجرا میشوند. این طرحها با تأکید بر دیدگاه شهرنگر و برگرفته از طرح بانک جهانی تحت عنوان راهبرد توسعه شهری یا CDS است. به این معنا که میبایست تمامی محلههای فرودست شهری یا فقیرنشین در کل شهر و در ارتباط عملکردی با کل شهر تحلیل و شناسایی شوند. سپس بر اساس اولویت طرحهای ساماندهی به‌مثابه بخشی از هدف عمومی نیل به شهری مولد و فراگیر، از جنبههای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی تعریف شوند. در مجموع گزارش مطالعات امکانسنجی طرحهای توانمندسازی و دیگر مطالعات موازی در یک دهه اخیر نشان‌دهنده بهبود نسبی محلات فقیرنشین شهری است؛ اما آنچه بسیار حائز اهمیت است، گسترش فقر نسبی و نابسامانیهای اجتماعی در شهرهاست (همان: 308). سیاست توانمندسازی به‌منظور ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی با رویکرد مشارکتی به سه راهبرد: توانمندسازی، نهادسازی و ظرفیتسازی متکی است. توانمندسازی، سیاست اخیر دولت در ساماندهی اسکان غیررسمی در شهرها محسوب میشود.

با هدف سیاستگذاری کلان در امر ساماندهی و بهسازی این سکونتگاهها به پیشنهاد مشترک وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت کشور سندی تحت عنوان «سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی» به هیئت محترم دولت تقدیم شد. سند مذکور که متن آن در پی میآید در تاریخ 19 بهمن 1382 به تصویب رسید. این سند نشانگر اصول و راهبردهای اساسی مداخله، هدایت‌کننده در توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی کشور است. به دنبال تصویب سند و در اجرای بند (2) مصوبه آن ستادی تحت عنوان ستاد ملی توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی در ابتدای سال 1383 شکل گرفت.

اجرای توانمندسازی و خوداتکایی اقشار و گروه‌های محروم و تحقق توسعه پایدار، موضوع سیاست‌های کلی برنامه ششم و همچنین تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط در سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در سال اول برنامه ششم توسعه مدنظر قرار گرفت. ستاد عالی توانمندسازی فقرا و محرومین به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور و دبیری رئیس سازمان برای سیاستگذاری، هماهنگی، ایجاد وحدت، تجهیز و هدفمند کردن منابع دولتی و غیردولتی؛ تصویب برنامه‌ها، نظارت، پایش اقدامات و نیز مدیریت پیشگیرانه پیامدهای سیاست‌های کلان بر مناطق و خانوارهای فقیر و محروم و تصویب سندهای پشتیبان اجرایی برنامه‌ها تشکیل شد.

ارزیابی توانمندسازی به‌مثابه سیاست محوری مدیریت حاشیهنشینی در کشور

سیاست محوری که در یک دهه اخیر در مدیریت حاشیهنشینی در کشور دنبال میشود، برنامه توانمندسازی حاشیهنشینان و گروههای آسیبپذیر است. طرحهای توانمندسازی دارای وجوه اجتماعی (ارتقای اجتماعی)، اقتصادی (توانمندسازی اقتصادی)، کالبدی (مشارکت برای ارتقاء محیط کالبدی) است. راهبرد تحقق این اهداف؛ سازمان‌دهی اجتماعی و مشارکت عمومی برای سیاستگذاری، تصمیمگیری، انتخاب راهحلهای مختلف، ایجاد مدیریت درونی، فراهم نمودن شرایط اجرا سیاستها و تبدیل این خواستهها به پروژههای اجتماعی، عمومی و اقتصادی، مدیریت، نهادسازی کالبدی، زیربنایی و محیطی است.

با مطالعه دقیق آییننامههای مربوط به مسئله حاشیهنشینی مشخص شد که آییننامههای ستاد ملی و ستاد استانی توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی که امروزه سرلوحه اجرای سیاست توانمندسازی قرار دارند، از ضعفهای اساسی در مقوله پیوند با مدیریت شهری رنج میبرند که حاصل این ضعفها به دور ماندن مدیریت شهری از چرخه سیاستگذاری و تصمیمسازی، برخلاف جایگاه و شأن واقعی این نهاد مردم محور است. این ضعفها عبارت‌اند از: عدم توجه به نقش مدیریت شهری، به‌ویژه شهرداریها در سیاستگذاری، نظارت و اجرا هم در ستاد ملی و نیز ستاد استانی، دخالت ستاد ملی و ستاد استانی در برخی از وظایف و شرح خدماتی که مدیریت شهری به‌خوبی و بهتر از نهادهای کلان نگر از عهده انجام آن برمیآیند، از قبیل ارتباط با NGOها و CBO ها و مشارکت محلی و محلهای، تفویض اختیارات صرفاً اجرایی به ستاد استانی توانمندسازی اسکان غیررسمی و عدم تفویض اختیارات سیاستگذاری منطقهای و تدوین طرح و برنامه به ستاد مذکور که روح تمرکز را در برنامهریزیهای ستاد ملی به اثبات میرساند؛ عدم نظرخواهی جدی از مدیریت شهری در ارتباط با استخدام مشاور طرح که برخی اوقات منجر به انتخاب مشاورینی غیربومی و غیرآشنا با شرایط بومی منطقه میشود (اسکندری نودته، 1388: 109 به نقل از پور احمد و همکاران، 1389: 43).

برخلاف اهداف و خطمشیهای مندرج در سند توانمندسازی، زمینهسازی برای تشکیل و رشد و توسعه نهادهای محلی به‌منظور حضور و مشارکت واقعی اهالی در امر انتقال دانش فنی، اجرای طرحهای ساماندهی و خدماترسانی و بسیج تشکلهای غیردولتی در عمل دچار نقصانهای جدی است که امکان مشارکت پایدار را دشوار ساخته است. فرصتهای شغلی پایدار با نگرش خرد جهت تقویت بنیانهای اقتصادی خانوارهای ساکن در سکونتگاههای غیررسمی در عمل مغفول مانده است که این امر در بازتولید حاشیهنشینی نقش به سزایی دارد. سیاست مسکن و اخیراً سیاست مسکن اجتماعی دیگر سیاست محوری است که طی سالهای مختلف برای مدیریت حاشیهنشینی در کشور پی گرفته شد. مسکن اجتماعی در کنار «مسکن آزاد» و «مسکن حمایتی» به‌عنوان یکی از برنامههای مطرح در ذیل برنامه پنج‌ساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 1373- 77 مطرح گردید. این سیاست نیز به دلیل مشکلات دولت در تأمین مالی، شروط دشوار دریافت تسهیلات مسکن، در نظر گرفته نشدن ارزیابی زمینههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی درنهایت منجر به تشدید مهاجرت، عدم پوشش همه اقشار فقیر و به‌مثابه منبعی برای تأمین درآمد اقشار کم‌درآمد دریافت‌کننده این خدمات گردیده است.

بحث و نتیجهگیری

به طور کلی چندین سیاست و برنامه برای مدیریت حاشیهنشینی طی سالهای اخیر به کار گرفته شد که محوریترین سیاست در حال حاضر «ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی» است. از مهمترین مشکلات و چالشهای مربوط به این سیاست موارد زیر قابل‌ملاحظه است.

  1. ضعف برنامههای کلان درزمینه آمایش سرزمین و مدیریت فعالیت و سکونت در سطح ملی،
  2. عدم تدوین برنامهای جامع و فراگیر درزمینه سکونتگاه‌های غیررسمی در کشور،
  3. عدم سازمان‌دهی و طراحی نظام کارآمد مالی برای پشتیبانی مالی از برنامه‌های توانمندسازی،
  4. بلااستفاده گذاشتن بسیاری از ظرفیتهای انسانی و مالی دولتی، عمومی و خصوصی در کشور در ارتباط با اجرای پروژه‌های سکونتگاه‌های غیررسمی،
  5. عدم وجود مدیریت یکپارچه شهری و بخشی عمل نمودن دستگاهها و عدم حس مالکیت مسئولین ذینفع نسبت به طرحها،
  6. ضعف همکاری دستگاه‌های محلی و ملی عدم وجود ظرفیت لازم در دستگاه‌های محلی و تغییر سریع مدیران محلی،
  7. نبود ساختار تشکیلاتی متخصص در سطح محلی،
  8. بخشی عمل کردن دستگاه‌های مدیریت شهری و عدم همکاری بین بخشی در اجرای برنامهها.

بازنگری قوانین، توجه اساسی و محوری به آمایش سرزمینی که همان توجه به زمینههای اجتماعی و ظرفیتهای متفاوت هر منطقه و ناحیه است در کنار به مشارکت گرفتن و بسیج مردمی در پیشبرد برنامههای مداخلاتی از اولویت‌هایی است که میبایست در شاکله سیاستگذاری اجتماعی مربوط به حاشیهنشینی مورد مداقه قرار گیرد. ستاد ملی توانمندسازی با همکاری 14 وزارتخانه، معاونین و مشاورین ریاست جمهور از ظرفیت بالایی برای بازآفرینی پایداری شهری و مدیریت حاشیهنشینی برخوردار است. در برنامه ششم توسعه نیز برنامه ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی در نظر گرفته شده است که امکان پیشبرد سند ملی توانمندسازی را به‌واسطه ظرفیتهای قانونی تسهیل خواهد نمود. امید میرود با ارزیابی دقیق و شناسایی مجموعه قوانین، سیاستها و برنامهها و تحلیل پیامدهای ناشی از این موارد در عمل، با توجه به زمینههای اجتماعی، زمینه اصلاح اشکالات و اتخاذ سیاستهای کاراتر بر مبنای هر آنچه تاکنون پی گرفته شد، فراهم شود.

منابع

ابراهیم‌زاده، عیسی، بریمانی، فرامرز، نصیری، یوسف (1383) حاشیهنشینی؛ ناهنجاریهای شهری و راهکارهای تعدیل آن (موردشناسی کریمآباد زاهدان)، مجله جغرافیا و توسعه، صص. 121- 146.
اصغری زمانی، اکبر، احدنژاد روشتی، محسن، زادولی خواجه، شاهرخ (1394) بررسی الگوی تطبیقی گسترش نابرابریهای اجتماعی در مناطق حاشیه‌نشین شمال شهر تبریز طی بازه زمانی 1375-1385، مجله آمایش جغرافیایی فضا، سال ششم، شماره 15، صص. 178-194.
پوراحمد، احمد، رهنمایی، محمد تقی، قرخلو، مهدی، اسکندری نوده، محمد (1389) آسیب‌شناسی سیاستهای دولت در ساماندهی اسکان غیررسمی، نمونه موردی: محلات نای بند، شیر سوم و خواجه عطا، شهر بندرعباس، مطالعات و پژوهشهای شهری و منطقهای، سال دوم، شماره پنجم، صص. 29-54.
ربانی، رسول، علیزاده اقدم، محمدباقر (1391) حاشیهنشینی شهری، انتشارات دانشگاه اصفهان.
کارگر، بهمن، سرور، رحیم (1390) شهر، حاشیه و امنیت اجتماعی (با تاید بر حاشیه جنوبی منطقه شهری تهران و اسلامشهر)، تهران: انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.