1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. همسایگان

نوع مطلب: مرور سیاست

17 مهر 1396 ساعت 12:21 شماره مسلسل: 3300391

کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه از منظر جهان‌نگری این کشور

کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه از منظر جهان‌نگری این کشور

قدرتمندتر شدن روسیه با هزینه‌هایی همراه خواهد بود و آن مواجهه با مخالفت قابل‌توجه سایر قدرت‌ها به‌ویژه آمریکا و متحدانش است. این قدرت‌ها، سیاست خارجی مستقل روسیه را برنمی‌تابند و انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی را برای محدود کردن روسیه اعمال می‌کنند.

سناریوهای پیش روی کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه موردتوجه تحلیل‌گران و تصمیم‌سازان کشور قرار دارد. در واقع کنش‌های آینده روسیه در منطقه خاورمیانه، بر حوزه نفوذ و انعطاف کنشگری ایران در این منطقه تأثیر قابل‌توجهی بر جای خواهد گذاشت. به نظر می‌رسد بر اساس جهان‌نگری (1) روسیه، این کشور خود را به‌عنوان قدرتی جهانی و/ یا کنشگری عمدتاً اروپایی می‌شناسد و به خاورمیانه به‌عنوان امتداد نگاه امنیتی به اروپا و / یا مکانی برای چانه‌زنی پیرامون نقش روسیه در تنظیم دستورکار جهانی و / یا "محملی برای سنجش شکیبایی راهبردی غرب" می‌نگرد. سناریوهای مرتبط با کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه نیز تا حدود زیادی به سطح موفقیت این کشور در استفاده از ابزارهای قدرت سخت و نرم برای تثبیت جایگاه این کشور در عرصه نظام بین‌الملل بستگی خواهد داشت. سناریوهایی که البته پیامدهای امنیتی متفاوتی برای ایران به همراه خواهد داشت.

خاور میانه فرصتی برای چانه‌زنی پیرامون نقش روسیه در تنظیم دستور کار جهانی است.

جهان‌نگری روسیه

شاید از منظر جهان‌نگری روسیه در بستر اسناد بالادستی حوزه سیاست خارجی، امنیتی و دفاعی روسیه، بهتر بتوان بر دیدگاه‌ها و سناریوهای مرتبط با کنش‌های خاورمیانه روسیه وقوف یافت. با بررسی اسناد بالادستی حوزه سیاست خارجی، امنیتی و دفاعی روسیه با ترکیبی از روندها و عناصر سنتی و جدید در حوزه فرهنگ راهبردی این کشور مواجه می‌شویم، (2) از جمله:

1-روسیه یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان و با حاکمیت و سیاست خارجی مستقل است. این کشور "مرکز نفوذ در جهان امروز" است و سهم مهمی در تنظیم دستور کار نظام بین‌الملل و مدیریت بحران‌های بین‌المللی، در کنار سایر قدرت‌های جهانی بر عهده دارد.

2-صحنه بین‌الملل، پرمخاطره، همراه با هرج‌ومرج و بی‌ثباتی و رقابت بر سر منابع و کنترل بازارها و سیاست‌ها است. جهان امروز چندمرکزی است و نظام امنیتی فعلی فاقد کارآیی برای ثبات بخشی به جهان است و باید تغییر کند.

3-حفظ و نفوذ در حوزه جغرافیایی عصر شوروی و خارج نزدیک به‌عنوان منطقه حائل مواجهه با تهاجم و بی‌ثباتی‌های خارجی ضروری است.

4-قدرتمندتر شدن روسیه با هزینه‌ای همراه خواهد بود و آن مواجهه با مخالفت قابل‌توجه سایر قدرت‌ها به‌ویژه آمریکا و متحدانش است. این قدرت‌ها، سیاست خارجی مستقل روسیه را برنمی‌تابند و انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی را برای محدود کردن روسیه اعمال می‌کنند.

5-روابط بین کشورها به‌صورت فزاینده‌ای رقابتی است و این رقابت‌ها، حوزه ارزش‌ها و سنت‌های ملی را نیز دربرمی‌گیرند.

6-فرسایش قدرت اقتصادی و سیاسی غرب واقعیتی انکارناپذیر است و تلاش غرب برای حفظ وضع موجود یکی از دلایل بی‌ثباتی در عرصه نظام بین‌الملل است.

7-قدرت نظامی اهرم اصلی پیشبرد اهداف سیاست خارجی و عاملی مهم برای تجدید اعتبار و اقتدار روسیه است. در ضمن، صنایع دفاعی نه صرفاً سرمایه‌گذاری برای امنیت نظامی بلکه موتور محرکه توسعه و نوآوری حوزه فن‌آوری و ایجاد شغل در روسیه است. {نئومرکانتالیسم نوع روسی}

8- روسیه نیازمند استفاده گسترده از ظرفیت‌های دیپلماتیک و قدرت نرم خود است. راهبردی که به "سیاست خارجی فوق فعال" (هاوکالا، 2016) تعبیر شده است.

فرضیه‌های مرتبط به کنش‌های جهانی و خاورمیانه‌ای روسیه

عناصر اصلی برسازنده جهان‌نگری روسیه می‌تواند برسازنده دو فرضیه اصلی باشد. در چارچوب فرضیه نخست، روسیه "قدرتی صرف‌نظر نکردنی" در عرصه جهانی است. در ضمن در قالب این فرضیه، آمریکا از منظر روسیه دشمن اصلی و گاهی رقیب اصلی و تحلیل برنده موقعیت ژئوپلیتیک این کشور محسوب می‌شود که البته توافق در حوزه منافع خاص نیز با آن کشور امکان‌پذیر است. شاید از این زاویه باشد که ابهام راهبردی و نوسان بین رویارویی و همکاری از جمله در زمینه تقسیم حوزه‌های نفوذ مشخصه اصلی روابط روسیه و آمریکا در سال‌های پیش رو خواهد بود. بر اساس این فرضیه، روسیه افزایش فشار به آمریکا و شرکای امنیتی آن را البته با تمرکز بر قدرت نرم و افزایش نفوذ از جمله در اروپای شرقی و مرکزی و خاورمیانه دنبال می‌کند. در این نگاه، خاورمیانه، حوزه‌ای مناسب برای سنجش اعتبار، پایداری و سطح شکیبایی راهبردی غرب(جنلیونز، 2016) منطقه‌ای حیاتی برای نشان دادن آنکه روسیه "قدرتی صرف‌نظر نکردنی" در عرصه جهانی است و فرصتی برای چانه‌زنی پیرامون نقش روسیه در تنظیم دستور کار جهانی در نظر گرفته می‌شود. در ضمن نشانه‌هایی از راهبرد تحدید نفوذ قدرت‌های اصلی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از طریق ایجاد موازنه بین آن‌ها در اسناد بالادستی امنیتی روسیه وجود دارد.

در چارچوب فرضیه دوم، روسیه بیشتر خود را قدرتی اروپایی فرض می‌کند. در این نگاه، روسیه احتمالاً از مقابله مستقیم با آمریکا احتراز خواهد کرد و تمرکز خود را بر اروپا و ایجاد یک نظام امنیتی جدید در بستر تضعیف روابط یوروآتلانتیکی در این قاره استوار خواهد کرد. در قالب این فرضیه، کنش‌های فعالانه خاورمیانه‌ای روسیه از جمله در سوریه و یا در روابط با ترکیه نیز در اصل با هدف استفاده تاکتیکی از ظرفیت‌های ژئواستراتژیک این منطقه برای تأثیرگذاری بر ساختار امنیتی اروپا صورت می‌گیرد. به‌عنوان‌مثال پایگاه‌های دریایی روسیه در سوریه در امتداد نگاه امنیتی روسیه به مدیترانه و اروپا قرار می‌گیرند. نکته قابل‌توجه آن است که بر اساس دو فرضیه مورداشاره، خاورمیانه یا مکانی برای چانه‌زنی پیرامون نقش روسیه در تنظیم دستور کار جهانی در نظر گرفته می‌شود و یا "محملی برای سنجش شکیبایی راهبردی غرب" است و یا در امتداد نگاه امنیتی روسیه به اروپا قرار دارد. بنابراین خاورمیانه اولویت اصلی راهبردی و سیاست خارجی روسیه نیست.

استفاده راهبردی روسیه از ابزارهای قدرت سخت و نظامی خود در خاورمیانه به‌ویژه سوریه، از سطح آزادی عمل ایران در منطقه خواهد کاست.

سناریوهای مرتبط با کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه

به نظر می‌رسد، کنش‌های خاورمیانه‌ای روسیه را بتوان در قالب دو سناریوی اصلی تقسیم‌بندی کرد. در قالب سناریوی نخست، فشارهای سیستمی و داخلی به‌تدریج موجبات تضعیف رویکرد تهاجمی‌تر و فعالانه‌تر روسیه در عرصه نظام بین‌الملل را فراهم خواهند کرد.. اسناد راهبردی روسیه نیز به‌صورت نسبی بر این نکته اذعان دارند که این کشور با چالش‌های داخلی چون "فساد؛ جرائم سازمان‌یافته؛ اقتصاد در سایه قدرتمند؛ ضعف اعتماد شهروندان به نهادهای نظارتی؛ افزایش نابرابری اجتماعی؛ مشکلات جمعیتی؛ حمایت ناکافی از آزادی‌های فردی؛ بهره‌وری و رقابت اندک اقتصادی؛ پایداری مدل اقتصادی بر اساس صادرات مواد خام؛ آسیب‌پذیری قومی؛ تحلیل منابع طبیعی؛ نابرابری توسعه‌ای در مناطق مختلف روسیه؛ خروج سرمایه‌های داخلی؛ سهم اندک در صادرات و واردات جهانی و سهم اندک صادرات کالاهای متکی بر فن‌آوری‌های پیشرفته"(فیکن، 2017: 8-7) مواجه است. بدیهی است اگر این چالش‌های داخلی با فشار سیستمی از جمله تحریم‌های فزاینده جهان غرب و آمریکا ترکیب شوند- چه به انجام اصلاحات اقتصادی و سیاسی در چارچوب هنجارهای غربی منجر شوند و یا نیاز به فرافکنی خارجی برای مدیریت بحران داخلی را برجسته‌تر سازند- امکان استمرار اختصاص منابع فعلی روسیه برای پیشبرد سیاست خارجی و امنیتی جسورانه‌تر در عرصه نظام بین‌الملل و در خاورمیانه مورد تردید قرار خواهد گرفت. بدیهی است در قالب این سناریو، بهره‌مندی کم‌تر ایران از ظرفیت‌های ژئوپلیتیک روسیه در خاورمیانه یک تهدید و محدود شدن فرصت حضور یک قدرت بالقوه رقیب در منطقه برای ایران یک فرصت خواهد بود. البته در چارچوب این سناریو، این امکان نیز وجود دارد که روسیه برای مواجهه با تهدیدهای خارجی و حفظ حداقلی از نفوذ منطقه‌ای، منابع محدود خود را بر کشورهای از منظر ژئوپلیتیکی نزدیک‌تر به خود یعنی ایران و ترکیه متمرکز سازد.

در قالب سناریوی دوم، روسیه با وجود فشارهای داخلی و سیستمی، موفق خواهد شد از جمله با استفاده از ابزارهای قدرت سخت و نرم خود، به‌صورت نسبی، قدرت خود را عرصه نظام بین‌الملل تثبیت کند. بدیهی است در چارچوب این سناریو، روسیه بازیگر پرنفوذتری در مناسبات خاورمیانه خواهد بود. اگر تحقق احتمالی این سناریو را با عناصر مختلف جهان‌نگری روسیه ترکیب کنیم، به سناریوها و در نتیجه پیامدهای امنیتی متفاوتی برای ایران می‌رسیم. یکی از این پیامدها می‌تواند امکان‌پذیری نهادینه شدن ائتلاف فعلی روسیه و ایران در دوران پسا انقلاب‌های عربی باشد. ائتلافی که در واقع رقیب اصلی ائتلاف به رهبری آمریکا در منطقه پس از تحولات موسوم به بهار عربی بوده است. در این نگاه، هم بعد انگاره‌ای به معنای ذهنیت‌های مشترک دو کشور در نگاه به غرب به‌عنوان رقیب و یا دشمن و هم بعد ساختاری یعنی فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا به این دو کشور، موجبات نزدیک‌تر شدن بیش‌ازپیش این دو کشور را فراهم می‌سازند. بدیهی است در قالب این سناریو و با توجه به اقدامات گسترده اخیر روسیه در حوزه نوسازی صنایع و تسلیحات نظامی متعارف، امکان استفاده گسترده‌تر ایران از ظرفیت‌های جدید نظامی روسیه نیز دور از ذهن نخواهد بود. سناریوی دیگری نیز از بستر سناریوی دوم قابل پیش‌بینی است. در این سناریو، ایران در متن رقابت غرب و روسیه برای تنظیم دستور کار نظام بین‌الملل در عصر گذار و یا دوران پسا غرب قرار می‌گیرد. بدیهی است در چارچوب این سناریو، امکان تهدید منافع ایران در منطقه به دلیل همراهی روسیه با آمریکا وجود دارد.

دیگر آنکه بهبود فزاینده استفاده راهبردی روسیه از ابزارهای قدرت سخت و نظامی خود در خاورمیانه و به‌ویژه در سوریه، از سطح آزادی عمل ایران در منطقه خواهد کاست به این معنا که مزیت استراتژیک ایران در حوزه نظامی برای روسیه کاهش خواهد یافت. در ضمن امکان اصطکاک در لایه نظامی قدرت بین این دو قدرت ذاتاً ژئوپلیتیک و در حال گسترش حوزه نفوذ در خاورمیانه نیز دور از ذهن نخواهد بود.(3)

پانوشت‌ها

1-World Vision

2-از جمله مراجعه شود به: (فیکن، 2017)

3- برای مطالعه بیشتر در خصوص تأثیر تحول در ساخت قدرت در روسیه بر امنیت ملی ایران مراجعه شود به: (دیوسالار، 1394)

منابع

-دیوسالار، عبدالرسول، حضور روسیه در سوریه و تأثیر آن بر منافع و امنیت ملی ایران، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، آبان 1394

-Facon, Isabelle, 2017,Russia’s national security strategy and military doctrine and their implications for the EU, European Parliament, in: www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/IDAN/2017/578016/EXPO_IDA(2017)578016_EN.pdf

-Haukkala, Hiski, 2016, Russian futures: Horizon 2025, EU Institute for Security Studies, REPORT Nº 26 — March, in: https://www.iss.europa.eu/sites/default/files/EUISSFiles/Report_26.pdf

- Janeliunas, Tomas, 2016, Russia’s Foreign Policy Scenarios: Evaluation by Lithuanian Experts, The Foreign Policy Research Institute, November 10

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.