1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. همسایگان

نوع مطلب: مقاله سیاستی

1 شهریور 1396 ساعت 09:26 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۳۷۱

روند تجزیه عراق و یک الزام راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران

روند تجزیه عراق و یک الزام راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران

این مقاله می‌کوشد با تبیین برخی رویدادها و پدیده‌ها که در نهایت یک روند تهدیدآمیز را برای آینده عراق شکل می‌دهند، از یک الزام راهبردی برای ایران در عراق برای تحکیم هرچه سریع‌تر وحدت ملی و افزایش حساسیت‌ها نسبت به تمامیت ارضی یاد کند.

مقدمه

فهرست بلند مسائل کنونی عراق، مملو است از موضوعاتی که هر کدام به‌نوعی آینده این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ استقلال اقلیم کردستان، جانشینی آیت‌الله سیستانی، مناطق مورد مناقشه میان بغداد و اربیل، آینده سیاسی حشد الشعبی، اقلیم سنی، حضور نظامی آمریکا، مرجعیت احتمالی مقتدی صدر، معضلات زیست‌محیطی و بحران آب و ... اما در این میان به نظر می‌رسد تمامیت ارضی عراق به‌عنوان مسئله‌ای کلان که عمیقاً بر نظم منطقه‌ای اثرگذار است، یکی از مهم‌ترین مواردی است که در عراق آینده مورد مناقشه خواهد بود.

این مقاله می‌کوشد با تبیین برخی رویدادها و پدیده‌ها که در نهایت یک روند تهدیدآمیز را برای آینده عراق شکل می‌دهند، از یک الزام راهبردی برای ایران در عراق برای تحکیم هرچه سریع‌تر وحدت ملی و افزایش حساسیت‌ها نسبت به تمامیت ارضی یاد کند. واقعیت این است که عراق، اکنون با همه نقاط قابل‌اعتنا و دستاوردهای سیاسی و میدانی در مقابل تروریسم، همچنان از هویت‌های موزاییکی رنج می‌برد و شدت این امر تا جایی است که زمینه تردید در اصل وجود «هویت ملی» در این کشور را فراهم ساخته است. در این میان، شوربختانه حساسیت‌های ملی برخی بازیگران نسبت به تمامیت ارضی عراق به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های میهن‌پرستی که می‌تواند مبنای هم‌گرایی‌ها در مقابل تجاوزگر خارجی باشد، عمیقاً مخدوش شده است. روندپژوهی صحنه کنونی عراق با توجه به کلیدواژه‌های تمامیت ارضی، تجزیه، اقلیم‌های هویتی و گروه‌های شبه‌نظامی عمدتاً غیرملی، می‌تواند آینده نامطلوب عراق برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را آشکار سازد. در ادامه این امر بیشتر تبیین می‌شود.

1. دو نشانه از عدم حساسیت عمومی در عراق بر تمامیت ارضی این کشور

1-1. گروه‌های نظامی هویت‌مدار

یکی از بارزترین مصادیق هویت‌های چندگانه در عراق که در حوزه سخت نمود یافته، در رقابت میان بازیگران داخلی مؤثر بوده و حتی از سوی بازیگران خارجی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی در صحنه کنونی عراق است. به‌صورت مشخص اکنون در عراق سه گروه نظامی با کمیت و کیفیت‌ متفاوت و از همه مهم‌تر، با حساسیت‌های متفاوت نسبت به تمامیت ارضی عراق قابل‌بررسی است.

حشدالشعبی بر خلاف تصویرسازی‌های مخدوش و ضدملی، نسبت به تمامیت ارضی عراق حساس است.

حشد الشعبی: اگرچه به‌ گفته مقامات عالی‌رتبه حشد الشعبی، این گروه جمعیتی بالغ‌بر بیست هزار سنی را نیز دربر می‌گیرد اما به دلیل شیعه‌بودن اکثریت اعضای آن، عمدتاً گروهی شیعی تصور می‌شود. اساس شکل‌گیری حشد الشعبی را باید به فتوای حضرت آیت‌الله سیستانی مرتبط دانست که ضرورت مبارزه با داعش را به‌عنوان واجبی کفایی مطرح نمود. حشد الشعبی اکنون فرایندهای قانونی‌شدن را نیز طی کرده و ذیل فرماندهی کل قوا که همان نخست‌وزیری است، بناست به‌عنوان یک ارگان نظامی در کنار ارتش فعالیت کند. با وجود تصویرسازی مصنوعی، مخدوش، ضدملی و طائفی از حشد الشعبی توسط گروه‌های داخلی و خارجی و حتی نهاد دینی الازهر مصر، این گروه نسبت به تمامیت ارضی عراق حساس است و از این منظر توانسته دغدغه‌های راهبردی خود را در سطح ملی و فراشیعی مطرح سازد. البته رقبای هویتی و سیاسی حشد الشعبی او را متهم به جنایت علیه ساکنان سنی شهرهای آزادشده از داعش می‌کنند؛ جنایتی که به‌زعم آن‌ها از قتل و غارت تا خشکاندن مزارع برای کوچ اجباری شهروندان سنی و ... را شامل می‌شود. با وجود این تصویرسازی مخدوش، حشد الشعبی از لحاظ میدانی توانسته خود را به‌عنوان بازیگری مؤثر معرفی نماید و به‌تدریج، با اتخاذ رویکرد رسانه‌ای دقیق‌تر، تا حدی تخریب‌ها را بی‌اثر سازد. این گروه مدعی است که فارغ از شیعه و سنی و کرد، دغدغه عراق و عراقی را داشته و بر همین اساس دیگر بازیگران خواسته یا ناخواسته، نقش او را به‌صورت نسبی پذیرفته‌اند اما همچنان تصور یک «دگر» هویتی از او در نزد برخی جریان‌های سنی و کرد، قابل‌توجه است.

حشد الوطنی: این گروه را می‌توان شاخص‌ترین گروه سنی دانست که به‌صورت سازمان‌یافته مدعی مبارزه با داعش و آزادسازی شهرهای سنی تحت اشغال این گروه تروریستی بود. اثیل النجیفی استاندار سابق استان نینوا که به اتهام سستی در مواجهه با حمله داعش به موصل در خرداد 1393 و حتی همراهی با آن، از سمت خود عزل شد، رهبری حشد الوطنی را برعهده دارد. این گروه مورد حمایت ترکیه است تا جایی که یکی از بهانه‌های ترکیه برای ورود نظامی به عراق و استقرار در بعشیقه در نزدیکی موصل، آموزش حشد الوطنی بود. این گروه صراحتاً هدف خود را آزادسازی شهرهای سنی از لوث داعش بیان کرده و نگرانی‌ای در قبال حضور داعش در اقلیم کردستان یا سایر مناطق غیرسنی ندارد. اثیل النجیفی در سفری که در سال 2015 به همراه برخی از سران عشایر اهل‌ سنت عراق به ایالات متحده آمریکا داشت، در پی کسب حمایت مالی و مستشاری برای تدارک دیدن یک ارتش سنی بود. شکل‌گیری چنین ارتشی، زمانی بخشی از راهبرد مواجهه آمریکا با قدرت‌گیری حشد الشعبی قلمداد می‌شد که البته محقق نگردید.

نیروهای پیشمرگه مشخصاً دغدغه تمامیت ارضی عراق و جان و مال عرب سنی و شیعی را ندارند و صرفاً در چارچوب امنیت کردی گام برمی‌دارند.

پیشمرگه: فارغ از گروه‌های نظامی و امنیتی حزبی، نیروهای پیشمرگه را باید ارتش اقلیم کردستان عراق دانست که مشخصاً دغدغه تمامیت ارضی عراق و جان و مال عرب سنی و شیعی را ندارد و صرفاً در چارچوب امنیت کردی گام برمی‌دارد. با حمله داعش به موصل و با وجود برخی خبرها مبنی بر اطلاع داشتن بارزانی از این حمله، داعش خیلی زود به‌سوی اقلیم پیشروی کرد. پیشمرگه با ترکیبی از ترس، عقب‌نشینی، مقاومت و ممانعت و البته با کمک‌های فوری ایران و سپس سایر کشورها، موفق شد در مقابل داعش بایستد. داعش البته برکاتی برای بارزانی داشت تا جایی که به بهانه مقابله با آن، برخی مناطق مورد مناقشه با بغداد را ذیل اقلیم تعریف کرد. شهر سنجار (شنگال) در شمال غربی استان نینوا از جمله این مناطق بود. علاوه بر این، نیروهای پیشمرگه در بخش زیادی از مرزهای اقلیم، به‌ بهانه ممانعت از حمله داعش، کانالی حفر کردند تا عملاً مرزهای آن با بغداد را مشخص کرده باشند. طرح همه‌پرسی استقلال کردستان عراق هم دیگر ایده بارزانی و دیگر گروه‌های کردی عراق است که با وجود داعش، برجسته‌تر شد. واقعیت این است که کردها در عراق تمام تلاش خود را کرده‌اند تا بهترین بهره‌برداری و فرصت‌سازی قومی را از یک تهدید ملی انجام دهند. میزان اهتمام آن‌ها به تمامیت ارضی، بر این اساس کاملاً آشکار است؛ اهتمامی در کار نیست، کردها گام به‌سوی استقلال برداشته‌اند و البته موانعی بر سر راه آن‌هاست.

۱ - ۲- تجاوز ترکیه به عراق

فارغ از گروه تروریستی داعش که در عرصه بین‌المللی، بازیگری بدنام شناخته شده و تقریباً از سوی تمامی بازیگران در سطوح مختلف محکوم شده است، احتمالاً مهم‌ترین رویدادی که می‌توان مبتنی بر آن، حساسیت بازیگران داخلی عراق نسبت به تمامیت ارضی این کشور را مورد ارزیابی قرار داد، تجاوز نظامی ترکیه به آن است.

در آذرماه 94 ارتش ترکیه وارد روستای الزلکان در منطقه بعشیقه واقع در 25 کیلومتری شمال شرق موصل شد. در حالی که دولت عراق به‌صورت رسمی این اقدام ترکیه را محکوم کرده و از آنکارا در شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد، اما ترکیه اصرار داشت بگوید این حضور نظامی با هماهنگی و درخواست دولت عراق بوده است. در نهایت طی سفر نخست وزیر ترکیه به عراق در دی‌ماه 95 توافقی برای خروج نیروهای ترکیه از بعشیقه صورت گرفت و البته خیلی زود به شکست انجامید. نیروهای ترکیه با کمی کاهش، همچنان در عراق حضور دارند.

هر قدر که گروه‌های شیعی در محکومیت تجاوز ترکیه، اتفاق‌نظر داشتند، کردها و عرب‌های سنی این‌گونه نبودند.

هر قدر که گروه‌های شیعی در محکومیت تجاوز ترکیه، اتفاق‌نظر داشتند، کردها و عرب‌های سنی این‌گونه نبودند. حشد الوطنی که شرحش ذکر شد، به‌ظاهر اصلی‌ترین بهانه اردوغان برای ورود نظامی به عراق بود. طبیعی است که این گروه از حضور نظامی ترکیه در عراق استقبال کند. برادر اثیل، اسامه النجیفی که ریاست فراکسیون متحدون و معاونت رئیس‌جمهور را داراست هم در مقابل این اقدام ترکیه موضع محکمی اتخاذ نکرد. طارق الهاشمی و ایاد السامرایی رئیس کنونی حزب اسلامی عراق هم تائید ضمنی را در دستور کار قرار دادند. جدای از خالد الملا رئیس جماعت علمای عراق که مواضع همسو با دولت عراق می‌گیرد، سلیم الجبوری رئیس پارلمان و یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های سنی در عراق هم تجاوز نظامی ترکیه را محکوم کرد.

در میان کردها اما نظرات به طور معناداری متفاوت بود. حزب دموکرات و شخص مسعود بارزانی کوشیدند تا تجاوز نظامی ترکیه را امری هماهنگ شده میان آنکارا و بغداد معرفی نموده و آن را مشروع جلوه دهند. معاون نخست وزیر ترکیه هم علت ورود نظامی به عراق را درخواست بارزانی بیان کرد تا موضع بارزانی مشخص‌تر از قبل هویدا شود. حزب اتحاد اسلامی اما به دلیل گرایش‌ اخوانی‌اش، طبیعی بود که حامی ترکیه باشد. اما اتحادیه میهنی و جنبش گوران (تغییر) نظری متفاوت داشته و مخالفت حضور ترکیه در بعشیقه بودند.

حتی تجاوز نظامی یک بازیگر خارجی، استقرار در خاک عراق و به خطر افتادن تمامیت ارضی این کشور نتوانست گروه‌های سیاسی آن را همگرا سازد. نبود اقتدار کافی در دولت العبادی هم این امر را تشدید و زمینه بروز آن را فراهم ساخت.

2. از فدرالیسم تا تجزیه

اگر تجزیه به‌خصوص در کشورهای چند قومی و چند مذهبی، یک مفهوم طیفی تلقی شود، فدرالیسم را باید نوعی تجزیه قلمداد کرد. و این در حالی است که اقلیم کردستان عراق مبتنی بر فدرالیسم در عراق جدید حضور داشت و حالا مشخصاً در پی استقلال ارضی و حاکمیتی است. لذا عراق در طیف تجزیه، اکنون از فدرالیسم عبور کرده است. همه‌پرسی استقلال که بناست در 25 سپتامبر در اقلیم و مناطق مورد مناقشه از جمله کرکوک و سنجار برگزار شود، حتی اگر به استقلال عملی منجر نشود، روند استقلال‌جویی را چندین گام به جلو خواهد برد.

هرقدر که کردها می‌کوشند از فدرالیسم به استقلال حداکثری صعود کنند، برخی جریان‌های عرب سنی مشخصاً در پی یک اقلیم سنی در عراق هستند. چنین مطالبه‌ای برخلاف آن چیزی است که آن‌ها سال‌های قبل به دنبال آن بودند. طرح فدرالیسم در قانون اساسی یکی از دلایل مخالفت عرب‌های سنی در همه‌پرسی قانون اساسی در سال 2005 بود. اما حالا آن‌ها در پی اقلیم سنی هستند. حزب اسلامی و هیئت علمای مسلمین عراق در کنار شخصیت‌های مطرحی چون اسامه و اثیل النجیفی، طارق الهاشمی، رافع العیساوی، صالح المطلک، خمیس الخنجر و ... با برگزاری نشست‌های خارجی، طرح اقلیم سنی را به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم پیگیری می‌کنند.

اگرچه شیعیان عراق در شرایط کنونی، منسجم‌ترین نظرات در خصوص تمامیت ارضی را دارا هستند، اما نمی‌توان از برخی گرایش‌ها به فدرالیسم شیعی چشم پوشید. پیش‌تر مجلس اعلای اسلامی و حکیمی‌ها چنین نظری را با صراحت بیان می‌کردند تا جایی که حارث الضاری رئیس فقید هیئت علمای مسلمین عراق در مصاحبه‌ای گفته بود که ایران با حمایت از حکیم در پی تجزیه عراق است! اکنون اما گرایش حکیمی‌ها به فدرالیسم رنگ باخته و عمار حکیم تماماً از یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق حمایت می‌کند. با این وجود، برخی نظرات میان شیعیان مناطق جنوبی و به‌ویژه در بصره در خصوص فدرالیسم، همچنان مثبت است. در مجموع با احتساب محبوبیت مردمی مقتدی صدر و نوری المالکی در میان شیعیان که هر دو مخالف سرسخت فدرالیسم هستند و هم‌چنین عدم گرایش مجلس اعلای اسلامی به فدرالیسم در کنار رویش‌های جدیدی چون حشد الشعبی، به نظر می‌رسد طرح فدرالیسم در میان شیعیان ضعیف‌تر از گذشته شده و قابل‌اعتنا نیست.

حارث الضاری در مصاحبه‌ای گفته بود که ایران با حمایت از حکیم در پی تجزیه عراق است!

3. آینده‌‌ای خطرناک در انتظار عراق

فارغ از برخی شاخص‌های بومی در ارزیابی وحدت ملی یک کشور، آنچه به‌صورت کلان در این حوزه قابل‌بررسی است، میزان حساسیت به تمامیت ارضی کشور است. واقعیت این است که عراق کنونی با همه مصائبی که در حوزه حکمرانی و امنیتی داراست، در سطحی کلان‌تر، از فقدان یک هویت ملی رنج می‌برد که یکی از نشانه‌های آن، عدم پایبندی فراگیر به دفاع از تمامیت ارضی کشور است. اگر حادثه تروریستی در مجلس شورای اسلامی و مرقد حضرت امام خمینی(ره) در خردادماه 95 زمینه‌ساز همدلی، همبستگی و وحدت ملی در ایران شد، در عراق، تجاوز نظامی یک کشور خارجی که سطحی بالاتر از حادثه تروریستی تهران داشت، حتی نتوانست محکومیت یکپارچه همه گروه‌ها را در پی داشته باشد.

واقعیت این است که در عراق کنونی، نشانه‌ای دال بر تحکیم وحدت ملی قابل‌مشاهده نیست. موصلِ پس از داعش هم از ماه‌ها قبل به موضوعی جدید برای رقابت‌ها و خصومت‌ها تبدیل شده است؛ موصل در اقلیم سنی احتمالی چه جایگاهی دارد؟ بارزانی و یارانش نسبت به مناطق کردنشین استان نینوا همچون سنجار چه خواهند کرد؟ اقلیم بدون کرکوک، استقلال را خواهد پذیرفت؟ چشم‌داشت‌های تاریخی ترکیه به موصل چه تأثیری بر آینده این شهر خواهد داشت؟ چه کسی بیشترین سهم را در بازسازی موصل و سایر شهرهای سنی همچون فلوجه و رمادی برعهده خواهد داشت و انتظارات سیاسی او چیست؟ نهادینه‌شدن حشد الشعبی در معادلات نظامی و امنیتی عراق تا چه میزان قابلیت پذیرش مردمی خواهد یافت؟ حشد الوطنی در آینده چه کارکردی خواهد داشت؟ با پایان سازمان داعش، تفکر داعشی چگونه در عراق به حیات خود ادامه خواهد داد؟ و ...

همه این موارد در حالی است که دولت عراق با وجود توانایی آزادسازی موصل و غلبه بر سازمان داعش، همچنان از اقتدار کافی در رویارویی با چالش‌های درونی و بیرونی برخوردار نیست. چنین امری وقتی حائز اهمیت خواهد شد که حساسیت کم عمده گروه‌های سیاسی و هویتی عراق در قبال تمامیت ارضی وارد معادلات شود. این سطح پائین از حساسیت که زمینه را برای رقابت بازیگران خارجی در صحنه داخلی عراق فراهم می‌سازد، در صورت تداوم، بی‌ثباتی سیاسی، ناامنی‌های مکرر، رشد دوباره جریان‌های افراطی و موارد مشابه را ایجاد خواهد کرد. حساسیت پائین گروه‌های عراقی نسبت به تمامیت ارضی کشور، سایه تجزیه را همواره بر سر این کشور نگاه خواهد داشت. چنین امری، قدرت مانور عراق در معادلات منطقه‌ای را کاهش داده و او را در چالش دائم با امنیت وجودی، مشغول خواهد ساخت.

4. یک الزام راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران

مجموع رویدادهای هویتی و میدانی در عراق، روند تجزیه را به‌عنوان یک خطر دائمی مطرح می‌سازد. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند نسبت به تهدید وجودی همسوترین همسایه‌اش بی‌تفاوت باشد. پژوهش‌های مختلفی در خصوص پیامدهای سوء تجزیه عراق بر ایران صورت گرفته است. اما به نظر می‌رسد در عرصه راهبردپردازی جهت تحکیم وحدت ملی در عراق و یا تحقق راهبردهای طراحی شده، ضعف‌هایی وجود دارد. تحکیم وحدت ملی و شکل‌گیری یک هویت فراگیر «عراقی»، در نهایت مانع از شدت‌گرفتن روند تجزیه خواهد شد. به نظر می‌رسد ماهیت راهبردهای مطلوب برای این مهم، باید نرم بوده و به‌صورت مشخص‌تری، اهل سنت عراق را هدف گیرد. کردها به لحاظ هویتی، سیاسی و انسجام، در مراحلی قرار گرفته‌اند که اگرچه با ابزارهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی قابل‌مهار هستند اما قابل بازیابی هویتی در عراق نبوده و حداقل، در همان حالت فدرال باقی خواهند ماند. شیعیان اگرچه دچار واگرایی‌هایی شده‌اند اما همچنان حساس‌ترین گروه نسبت به تمامیت ارضی می‌باشند. اما اهل سنت عراق به دلیل عدم انسجام، عدم رهبری مشخص، پیوند عربی با شیعیان، تمایل بر عربی ماندن عراق و همزیستی مسالمت‌آمیز تاریخی با شیعیان، در صورت طراحی درست، امکان همگرایی بیشتری را دارا بوده تا روند تجزیه عراق به سرانجام نرسد. این مهم برای ایران، البته حاوی پیچیدگی‌هایی بوده و به‌هیچ‌وجه امر سهلی نیست. اتخاذ چنین رویکردی، الزاماتی دارد که برخی از آن‌ها در ادامه می‌آید؛

- تلاش آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده برای رشد ناسیونالیسم در عراق با کمترین وجه ضد ایرانی

- حضور نرم، ساختاری و نهادینه‌شده در معادلات عراق و پرهیز از حضور حساسیت‌برانگیز در حوزه‌های نظامی و امنیتی با توجه به کاهش خطر داعش

- جدیت بیشتر برای گفتگوی انتقادی با طیف‌های ضد ایرانی اهل سنت

- ارتباط‌گیری منسجم‌تر با بخشی از عشایر سنی که رفتارهای همسوتری دارند

- تلاش برای افزایش نقش سیاسی برخی طیف‌های عشایر سنی

- بهره‌برداری غیرحساسیت‌برانگیز از چهره‌هایی چون نوری المالکی که مورد پذیرش بسیاری از گروه‌های سنی نیستند

- توجیه برخی گروه‌های شیعی عراق برای پرهیز از رفتارهای طائفی

- بهره‌گیری از رویکرد جدید برخی گروه‌های شیعی عراق در توسعه چتر مدنی و ملی برای ارتباط‌گیری با اهل‌سنت

- تأکید بر عضویت هزاران سنی در حشد الشعبی و تلاش برای افزایش و هم‌چنین نقش‌دهی آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده به آنان

- پیشنهاد به دولت عراق جهت برجسته‌سازی چهره‌های افتخارآمیز ملی از میان اقوام و مذاهب مختلف در حوزه‌های علمی، هنری، نظامی و ...

در میان هیاهوهای استقلال‌خواهانه، با احتساب طیفی بودن مفهوم استقلال، راهکارهای کوتاه‌مدت عمدتاً در حوزه امنیتی و سیاسی قرار دارد. اما به نظر می‌رسد با توجه به ساخت هویتی متکثر عراق، حس محرومیت نسبی برخی گروه‌ها و جریان‌ها و هم‌چنین عدم اقتدار لازم در دولت، روند تجزیه‌طلبی همچنان در این کشور ادامه خواهد یافت. راهکارهای بلندمدت، نیازمند راهبردهای نرم‌تر و هوشمندانه‌تر است. جمهوری اسلامی ایران در عراق پس از داعش، ناچار است به این حوزه ورود جدی‌تری داشته باشد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.