1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. خروج از ركود تورمی

نوع مطلب: مرور سیاست

3 مرداد 1396 ساعت 18:21 شماره مسلسل: ۲۲۰۰۳۵۳

تأمین مالی خرد و توانمندسازی فقرا: از رویا تا واقعیت

تأمین مالی خرد و توانمندسازی فقرا: از رویا تا واقعیت

در این مقاله، ابتدا وضعیتِ حالِ حاضرِ جهان از منظر نابرابری و نحوه ظهور تأمین مالی خرد به‌عنوان راهی برای رفع فقر بحث می‌شود. پس از آن، دلایل عدم دسترسی فقرا به خدمات مالی، سازوکارِ وام‌دهی گروهی و همچنین اقتصاد سیاسی تأمین مالی خرد و شانس موفقیت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مقدمه

گزارش سال 2015 کِرِدیت سوئیس حاکی از آن است که حدود 71 درصد از مردم جهان تنها 3 درصد از ثروت جهانی را در اختیار دارند، درحالی‌که حدود 87 درصد از ثروت جهانی در اختیار 8.1 درصد از مردم جهان است (Shorrocks, Davies, & Lluberas, Global Wealth Report 2015, 2015). این آمار، بیان‌گر نابرابری شدید و عدم توازن در توزیع ثروت است. علاوه بر آن، اطلاعات جدول1 نشان می‌دهد که وضعیت نابرابری در اغلب کشورهای جهان وخیم است. محققان بر این اعتقادند که در بیش‌تر طول قرن بیستم و تا پیش از پایان دهه‌ی 1970 میلادی، توزیع ثروت در سطح جهان به‌دلایلی هم‌چون جنگ جهانی، انقلاب‌ها، قدرت‌گیری جنبش‌های دست چپی، اعمال مالیات بر ثروت و غیره متعادل‌تر بوده است. با این حال، از اواخر دهه‌ی 1970 به این سو و با اتخاذ سیاست‌های نئولیبرالیستی روند نابرابری در سطح جهان افزایش یافته است (Yates, 2016) و (هاروی, ۱۳۹۱).

حدود 71 درصد از مردم جهان تنها 3 درصد از ثروت جهانی را در اختیار دارند.

پژوهش‌گران در خصوص چرایی پیدایش نابرابری دلایل مختلفی ارائه می‌کنند و برای غلبه بر آن نیز عموماً راه‌کارهای متعدد و متنوعی پیشنهاد می‌دهند. متفکران ساختارگرا و مارکسیست عموماً روش تولید سرمایه‌دارانه و نیز سایر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را از دلایل موجده نابرابری برمی‌شمارند. برای مثال کیت گریفن در کتاب راهبردهای توسعه اقتصادی، نشان می‌دهد که چگونه استراتژی‌های توسعه‌ که در کشورهای مختلف اتخاذشده‌اند، تأثیرات شگرفی بر زندگی عموم مردم گذاشته‌اند (گریفین, 1388)، هم‌چنین، متفکران مختلف نشان داده‌اند که چگونه بحران‌های مالی زندگی مردم را متأثر و دارایی‌های ایشان را بی‌ارزش می‌کنند و آن‌ها را به ورطه‌ی فقر می‌کشانند (صداقت, 1390). در مقابل متفکرانی که بر عنصر عاملیت تأکید می‌ورزند، نابرابری را نتیجه‌ی تفاوت‌های طبیعی میان انسان‌ها دانسته، و یا آن را ناشی از عدم برخورداری افراد از فرصت‌های برابر تلقی می‌کنند. از نظر جان لاک، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی قرن هفدهم، نابرابری نه‌تنها امر مذمومی نیست بلکه هر گونه تلاش در جهت رفع آن نیز نادرست است (Sparks & Isaacs, 2004).

با توجه به دو رویکرد برشمرده‌شده، طبیعتاً راه‌کارهای مختلفی نیز برای حذف نابرابری پیشنهاد، توصیه و تجویز شده است. به‌زعم ساختارگرایان، امکان حذف نابرابری تا زمانی‌که ساختارهای موجده‌ی آن وجود دارند، ممکن نیست و عموماً راه‌حل‌های ایشان مبتنی بر تعدیل یا حذف ساختارهای بازتولیدکننده‌ی نابرابری است. در مقابل، اندیشمندان قائل به عاملیت، راه‌حل‌های مبتنی بر جلب مشارکت افراد برای بهبود زندگی فردی هم‌چون ارتقای توانمندی‌ و نیز تأمین فرصت‌های برابر را به‌عنوان راه‌حل‌های منطقی جهت تخفیف نابرابری‌ها معرفی می‌کنند.

منتقدان تأمین مالی خرد، آن را پروژه‌ای در جهت کسب سود از فقرا و نفوذ فرآیند گردش سرمایه به نواحی بکر می‌دانند.

بنرجی و دوفلو در کتاب اقتصاد فقیر، راه‌کارهای متعددی برای حذف و تخفیف فقر و نابرابری ارائه می‌دهند که اساساً مبتنی بر انجام اقدامات خرد است. ایشان نشان می‌دهند که با تغییر برخی رفتارهای غلط می‌توان مانع از فروغلتیدن افراد به ورطه‌ی فقر شد. ایشان از موفقیت برنامه‌های ابتدایی و ساده‌ی پیشگیری از بیماری‌هایی هم‌چون مالاریا و اسهال - مانند توزیع پشه‌بند و کلر در میان افراد کم‌درآمد - مثال می‌زنند که نتایج درخور توجه و ملموسی داشته است. ایشان نشان می‌دهند که با اتخاذ تمهیداتی هم‌چون توزیع به‌موقع کود شیمیایی در میان کشاورزان کم‌درآمد می‌توان بازده زمین‌های کشاورزی آن‌ها را بهبود داد و به افزایش درآمد آن‌ها کمک کرد. علاوه‌بر آن، نشان می‌دهند که چگونه با آموزش و اطلاع‌رسانی در خصوص روش‌های تنظیم خانواده می‌توان به‌سهولت در مناطق فقیرنشین، رشد جمعیت را مهار و از افزایش میزان فقرا جلوگیری کرد، زیرا منابع محدود خانوارهای فقیر توان پشتیبانی و حمایت از خانوار پرجمعیت را ندارد. (بنرجی & دوفلو, 1392).

بر همین اساس، تأمین مالی خرد به‌عنوان راه‌کاری در جهت جلب مشارکت افراد و تأمین فرصت‌های برابر برای ایشان و نیز تعدیل و تخفیف فقر و نابرابری ارائه شده است. فرض اصلی در تأمین مالی خرد آن است که فقرا به دلیل عدم دسترسی به خدمات مالی از کارآفرینی و انجام فعالیت‌های مولد محروم هستند و از آن‌جا که ایشان از ظرفیت ایجاد فعالیت‎‌های اقتصادی درآمدزا برخوردار هستند اگر دسترسی ایشان به خدمات مالی فراهم شود، امکان خروج آن‌ها از گردونه‌ی فقر میسر خواهد بود (Arun, Hulme, Matin, & Rutherford, 2009). بنابراین، رویکرد تأمین مالی خرد مبتنی بر نگاه عاملیت-محور به موضوعات اجتماعی است. در ادامه، به توضیح و تبیین تاریخچه‌ی تأمین مالی خرد پرداخته می‌شود.

تاریخچه تأمین مالی خرد
عبارت «تأمین مالی خرد» اغلب به ارائه‌ی خدمات مالی به افراد کم‌درآمد یا بدون درآمد اطلاق می‌شود. به‌طور سنتی نیز تأمین مالی خرد با برنامه‌هایی گره خورده که جهت‌یافته‌ی افرادی است که با مشکلات معیشتی دست‌به‌گریبان‌اند و اصطلاحاً «فقیرترینِ فقرا» نامیده می‌شوند. چنین برنامه‌هایی عموماً در کشورهای درحال‌توسعه، طراحی و اجرا می‌شوند. نکته‌ی درخور توجه آن است که تأمین مالی خرد غالباً با اعتباردهی خرد هم‌تراز دانسته می‌شود. درحالی‌که این‌گونه نیست. تأمین مالی خرد، مفهومی بسیط‌تر است که انواع خدمات مالی از جمله اعتباردهی خرد را نیز دربر می‌گیرد (Torre & Vento, 2006). اعتباردهی خرد، ارائه‌ی وام‌های خیلی کم به متقاضیان فقیر است. نرخ بهره‌ی چنین وام‌هایی از نرخ بهره‌ی وام‌های بانکی بالاتر اما از نرخ بهره‌ی نزول‌خواران پایین‌تر است (Sherratt, 2016).

تأمین مالی خرد در پی آن است که از طریق طراحی سازوکارهایی بر علل عدم دسترسی فقرا به خدمات مالی فائق آید.

به‌صورت تاریخی روستاییان مناطق مختلف شبه‌قاره هند (ازجمله پاکستان، اندونزی و غیره) عموماً برای تأمین نقدینگی موردنیاز خود به نزول‌خواران مراجعه می‌کردند و در شرایطی که ناتوان از بازپرداخت بدهی بودند، اندک دارایی خود را نیز از دست می‌دادند. در دهه 1950 در شرق پاکستان (بنگلادش امروزی) اختر حامد خان جهت کاهش نفوذ سلطه نزول‌خواران منطقه، اعتباردهی خرد به روستاییان را آغاز کرده بود. اما پروژه‌های خان به دلایل متعدد شکست خورد. با این حال، محمد یونس، اقتصاددان بنگلادشی، به‌عنوان کاشف تأمین مالی خرد شناخته می‌شود.

یونس پس از پایان تحصیل و بازگشت به کشور خود با فقر گسترده و شایع در بنگلادش مواجه شد که از جمله پی‌آمدهای جدایی خونین بنگلادش از پاکستان بود. بنگلادش در دسامبر 1971 میلادی از پاکستان استقلال یافت. دو سال پس از استقلال، قحطی گسترده‌ای در بنگلادش به وقوع پیوست که جان ده‌ها هزار نفر را گرفت. طبق آمار دولتی در فاصله سال‌های 1973 تا 1974 حدود 80 درصد از جمعیت بنگلادش در فقر زندگی می‌کردند. این موضوع، یونس را تحت تأثیر قرار داد. در سال 1976، یونس به‌طور آزمایشی و به هزینه‌ی خود به خانوارهای فقیر دهکده جوبرا وام‌ اعطا کرد. علی‌رغم مبلغ ناچیز وام، روستاییان توانستند کسب‌وکارهای ساده و کوچکی مانند خشک‌کردن برنج و طناب‌بافی راه بیندازند و نه‌تنها کسب سود کنند بلکه بازپرداخت وام را نیز انجام دهند. در نتیجه‌ی این نتایج، یونس موفق شد که بانک مرکزی بنگلادش را متقاعد سازد که از طرح وی پشتیبانی و حمایت کند. یونس با توسعه‌ی فعالیت‌های خود در سال 1983 گرامین بانک را که اساساً یک بانک روستایی است، تأسیس کرد (Aghion & Morduch, 2005). نمودار1، روند رشد افراد تحت پوشش گرامین بانک را نشان می‌دهد. یونس، به دلیل ابداعات و نوآوری‌هایش در حوزه تأمین مالی خرد و نیز فعالیت‌های گرامین بانک در زمینه‌ی فقرزدایی در سال 2006 موفق به اخذ جایزه صلح نوبل گردید.

یکی از نقاط عطف در سیر تکامل موضوع اعطای وام به فقرا، حرکت از اعتباردهی خرد (microcredit) به تأمین مالی خرد (microfinance) است. اگرچه – همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد – این دو واژه عموماً مترادف هم فرض می‌شوند، اما ماهیتاً با یکدیگر متفاوت هستند. اعتباردهی خرد به اعطای وام‌های کم به افراد خیلی فقیر اشاره دارد - مانند فعالیت‌هایی که از سوی گرامین بانک در خصوص اعطای وام به فقرا صورت می‌گرفت - درحالی‌که تأمین مالی خرد متوجه برقراری امکان دسترسی خانوارها به انواع خدمات مالی است (Aghion & Morduch, 2005).


محققان موارد متعددی را به‌عنوان پی‌آمدها و اثرات تأمین مالی خرد، مطرح کرده‌اند که از آن جمله می‎‌توان به اشتغال‌زایی، توسعه‌ی پایین به بالا، افزایش انسجام اجتماعی، توانمندسازی فقرا، افزایش درآمد و کاهش فقر اشاره کرد. در واقع، در ابتدای امر خوش‌بینی مفرطی به دستاوردهای تأمین مالی خرد وجود داشت و اساساً برخی قائل به آن بودند که از طریق تأمین مالی خرد می‌توان معجزه رقم زد. برای مثال، یونس خود مدعی بوده است که «58 درصد از وام‌گیرندگان گرامین بانک از ورطه‌ی فقر خارج شده‌اند» (Yunus, Paving the Way out of Poverty, 2006). شکل1 به‌طور شماتیک پی‌آمدهای متصور برای تأمین مالی خرد را نشان می‌دهد.


دلایل عدم دسترسی فقرا به نظام بانکی
همان‌طور که پیش‌تر نیز بیان شد، عدم دسترسی فقرا به نظام بانکی و برخوردار نبودن ایشان از خدمات مالی یکی از دلایل فقر ایشان قلمداد می‌شود. محققان دلایل زیر را در توضیح عدم دسترسی فقرا به خدمات مالی بیان می‌کنند: (1) ریسک بالا، فقرا عموماً برای نظام بانکی از ریسک بالایی برخوردار هستند و لذا تمایلی به ارائه خدمات به ایشان ندارند؛ (2) هزینه مبادله‌ی بالا، فقرا به دلیل عدم برخورداری از سطح سواد عمومی لازم ناتوان از انجام امور بانکی هستند و ارائه خدمات به آن‌ها مستلزم صرف وقت و زمان از سوی مؤسسات مالی است؛ (3) بی‌سوادی مالی ، فقرا به دلیل بی‌سوادی مالی ناتوان از درک، فهم و استفاده از خدمات مالی هستند؛ (4) نظام بانکی و مؤسسات مالی اساساً از منظر مقررات، بروکراسی، کارمندان و غیره جهت‌یافته‌ی افراد با درآمد مطلوب است؛ (5) بانک‌ها و مؤسسات مالی عموماً در مراکز و نواحی برخوردار از لحاظ مالی و تجاری حضور دارند، درحالی‌که فقرا در مناطقی هستند که دسترسی به نهادهای مالی برای ایشان میسر نیست؛ (6) فقرا عموماً در کف هرم مازلو قرار دارند و از این‌رو خدمات مالی در ردیف‌های آخر نیازمندی‌های مالی ایشان است؛ (7) فقرا فاقد وثایق موردنیاز نظام بانکی هستند، (Arun & Hulme, Microfinance: a reader, 2009) و (Mader, 2015).

تأمین مالی خرد در پی آن است که از طریق طراحی سازوکارهایی بر علل عدم دسترسی فقرا به خدمات مالی فائق آید. همان‌گونه که از شکل2 نیز مشخص است، حدود یک میلیارد و شش‌صد میلیون نفر از جمعیت جهان با کم‌تر از 2 دلار در روز زندگی می‌کنند. که گروه‌بندی آن‌ها در شکل2 آمده است. این افراد در صورت آسیب دیدن وسایل معاش خود مانند تور ماهی‌گیری، احشام، چرخ‌خیاطی و غیره، امکان درآمدزایی خود را از دست می‌دهند. هم‌چنین، افراد فقیر زمانی که برای کار از منطقه یا کشور خود خارج می‌شوند، به دلیل عدم دسترسی به نظام بانکی، از سازوکارهای انتقال وجوه از طریق نظام بانکی بی‌بهره هستند و با روش‌های کاملاً سنتی به جابه‌جایی یا ارسال پول اقدام می‌کنند که بسیار پرمخاطره است. فقرا معمولاً در شرایطی که دچار بیماری‌های سخت می‌شوند یا فاقد منابع مالی برای تأمین هزینه‌های درمان هستند و یا کل منابع مالی خود را جهت درمان مصرف می‌کنند و به وضعیتی به‌مراتب بدتر از گذشته افول می‌کنند. علاوه‌بر آن فقرا فاقد منابع اولیه برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای خرد هستند و درصورتی‌که حداقل سرمایه برای ایشان فراهم شود، می‌توانند کسب‌وکارهای خردی را راه‌اندازی کنند. به دلیل مشاغل فصلی یا دوره‌ای فقرا، درآمد آن‌ها نیز روندی پر افت‌وخیز را طی می‌کند، درصورتی‌که فقرا بتوانند به خدمات مالی دسترسی پیدا کنند می‌توانند با تمهیداتی و امکاناتی که مؤسسات مالی در اختیار می‌گذراند به هموارسازی درآمد خود اقدام کنند. فقرا غالباً فاقد پوشش‌های بیمه‌ای در برابر مخاطرات مختلف هستند و نیز به دلیل عدم دسترسی به نظام بانکی امکانی برای این‌که پس‌اندازهای خود را در محل‌های ایمنی نگه‌داری کنند، ندارند (Ledgerwood & Gibson, 2013). همان‌گونه که شکل2 نشان می‌دهد، هدف تأمین مالی خرد، فراهم کردن خدمات مالی برشمرده شده در فوق برای افراد کم-درآمد است.

سازوکار مشارکتی تأمین مالی خرد
یکی از نوآوری‌هایی که از سوی گرامین بانک صورت گرفت و منجر به رشد انفجارگونه‌ی تأمین مالی خرد گردید – نمودار1 را ببینید - جلب مشارکت افراد با یکدیگر از طریق وام‌دهی گروهی بود. براساس اصول وام‌دهی، بانک‌ها و مؤسسات مالی از متقاضیان وام، وثیقه‌ای را جهت تضمین بازپرداخت اصل‌وفرع وام طلب می‌کنند و اگر وام‌گیرنده در سررسیدهای مقرر نتواند تعهدات خود نسبت به بازپرداخت وام را به انجام رساند، وثیقه‌ی مربوطه از سوی بانک مصادره می‌شود. اما از آن‌جا که مشتریان گرامین بانک عموماً فقیر و فاقد وثیقه‌های قابل‌قبول بودند، گرامین بانک، قراردادهای وام پنج‌نفره را طراحی کرد. به این صورت که افراد باید به‌طور داوطلبانه و همراه با دوستان و نزدیکان خود گروه‌های پنج‌نفره تشکیل داده و به گرامین بانک مراجعه کنند. اگرچه، وام از سوی گرامین بانک به‌طور انفرادی به هریک از اعضای گروه اعطا می‌شود اما کلیه‌ی اعضای گروه، بازپرداخت وام یکدیگر را تضمین کرده و متعهد می‌شوند که در صورت نکول سایر اعضای گروه، تعهدات وی را تقبل نمایند. توالی پرداخت وام نیز به این صورت است که ابتدا وام به دو نفر از اعضای گروه، و آنگاه به دو نفر بعدی و در آخر به نفر پنجم اعطا می‌شود (Aghion & Morduch, 2005).

تعهدسپاری مشترک یکی از ویژگی‌های نوآوری گرامین بانک بوده و از دلایل توسعه و موفقیت تأمین مالی خرد تلقی می‌شود.

این موضوع، باعث می‌شود که افراد در موفقیت یک‌دیگر سهیم شده و به‌همین ‌منظور تلاش و همکاری نمایند تا از شکست هر یک از اعضای گروه جلوگیری کنند. وام‌دهی گروهی در افراد انگیزه‌ی برقراری ارتباط و تعاون با سایرین را ایجاد می‌کند به‌گونه‌ای که افراد ناگزیر می‌شوند در راستای تعقیب منافع فردی به مشارکت گروهی روی آورند. از این‌رو، تعهدسپاری مشترک یکی از ویژگی‌های نوآوری گرامین بانک بوده و از دلایل توسعه و موفقیت تأمین مالی خرد تلقی می‌شود. به‌عبارت دیگر، گرامین بانک، دسترسی گروهی افراد به خدمات مالی را فراهم کرده است. البته، مدل وام‌دهی گروهی به روش برشمرده‌شده در فوق محدود نمانده و اشکال مختلفی از آن طراحی و اجرا شده‌اند. با این حال، روش فوق، از عمده‌ترین و مطرح‌ترین روش‌های وام‌دهی گروهی در راستای جلب مشارکت افراد و توانمندسازی آن‌ها است.

اقتصاد سیاسی تأمین مالی خرد

بدهی یا قرض عنصر کلیدی در نظام سرمایه‌داری است و از ابتدای پیدایش این نظام، نقش محوری در گردش سرمایه و بازتولید نظام سرمایه‌داری و سیستم مالی داشته است. بازارهای مالی را مراکزی تعریف می‌کنند که در آن‌ها وجوه نقد (به اشکال مختلف هم‌چون سهام، اوراق مشارکت، اوراق اختیار معامله، قراردادهای فیوچر و فوروارد، بروات، انواع وام و غیره) از دارندگان مازاد وجوه نقد به متقاضیان وجوه، منتقل می‌شود. بدون نظام بدهی، انجام تعاملات مالی تنها از طریق پرداخت نقدی از سوی خریداران به فروشندگان صورت خواهد گرفت. بدیهی است که هیچ‌گاه نمی‌توان نقدینگی لازم برای پوشش کلیه‌ی تعاملات تجاری را فراهم کرد و ناگزیر، بخشی از مبادلات باید از طریق بدهی و نهایتاً پرداخت نقدی در سررسیدهای آتی انجام گیرد. در نظام سرمایه‌داری، عدم ایجاد بازار بدهی و اکتفای صرف به مبادلات نقدی منجر به کندی رشد اقتصادی شده و تبعات خاص خود را به‌همراه دارد . برای همین، منطق ذاتی این نظام ایجاب می‌کند که اول، به‌طور مستمر حوزه‌های بازار یا فرآیند بازاری‌سازی توسعه یابد، و دوم، از طریق مکانیزم بدهی، بخش‌هایی از اقتصاد که فاقد نقدینگی لازم هستند وارد چرخه‌ی مالی شوند (Guérin, Morvant- Roux, & Villarreal, 2014).

از دهه‌ی 1970 به این سو، توسعه و پیاده‌سازی سیاست‌های نئولیبرالیستی و به‌تبع آن مالی‌سازی گسترده در دستور کار نهادهای بین‌المللی هم‌چون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بوده است و این نهادها کشورهای مختلف جهان را به اتخاذ و اجرای سیاست‌های نئولیبرالیستی تشویق و ترغیب کرده‌اند (هاروی, ۱۳۹۱). برخی دیگر، بر این اعتقادند که عقب‌نشینی دولت‌ها از تعهدات خود در چارچوب اجرای سیاست‌های نئولیبرالیستی و انتقال مسئولیت‌های مرتبط با یافتن شغل، تأمین هزینه‌های بهداشت و آموزش و غیره به شهروندان، فضای خالی لازم برای فعالیت مؤسسات تأمین مالی خرد را فراهم کرد (Muhammad, 2015). از این‌رو، منتقدان تأمین مالی خرد، معتقدند که اقتصاد سیاسی تأمین مالی خرد باید در چارچوب فرآیند توسعه‌ی نئولیبرالیسم و بسط مالی‌سازی فهمیده شود. به این صورت که هدف از تأمین مالی خرد نه رفع فقر که وارد ساختن جمع کثیری از فقرا به چرخه‌ی اقتصاد و کسب سود از تعاملات مالی حاصل از فعالیت‌های ایشان و به عبارت کلی‌تر «مالی‌سازی فقر» است. به‌طوری‌که بتوان، سرمایه‌ی در عطش سود را وارد زاغه‌نشین‌ها و حلبی‌آبادهایی کرد که تاکنون از دسترس سرمایه خارج بوده‌اند (Mader, 2015).

ازاین‌رو، برخی از محققان، اقتصاد سیاسی تأمین مالی خرد را اساساً جهت‌یافته‌ی کسب سود از فقرا می‌دانند. نتایج تحقیقات مختلف نیز موفقیت تأمین مالی خرد در دست‌یابی به اهداف مدنظر تائید نمی‌کند (Muhammad, 2015). مطالعات آکادمیک تأثیر تأمین مالی خرد بر فقرزدایی را در بهترین حالت، خنثی ارزیابی می‌کنند. بیش‌از اندازه مقروض بودنِ گسترده در نتیجه‌ی توسعه‌ی تأمین مالی خرد در کشورهای بولیوی، مکزیک، کامبوج، نیکاراگوئه، مراکش و از همه قابل‌توجه‌تر در ایالت آندرا پرادش هند، به بحران بازپرداخت وام‌ها منجر گردید.

ابول برکت، اقتصاددانی که به‌مدت 15 سال فعالیت‌های گرامین بانک در بنگلادش را رصد کرده بر این عقیده است که ادعای بازپرداخت 98 درصدی وام‌های اعطاشده به فقرا محلی از اعراب ندارد و فقرا با ایجاد بدهی جدید، بدهی‌ قبلی را بازپرداخت می‌کنند، طوری‌که حدود 80 درصد از زنان وام‌گیرنده گرفتار دور باطل مقروض‌بودن شده‌اند (Khosa, 2007). از طرف دیگر، گزارش‌ها حاکی از آن است که در مواردی افراد برای خروج از دور باطل مقروض‌بودن به فروش اندام‌های بدن خود روی آورده‌اند (Muhammad, 2015). هم‌چنین، مطالعات میدانی و مردم‌نگارانه دلالت بر آن دارد که زنان دریافت‌کننده‌ی وام در بنگلادش به دلیل رسوم و سنت‌های مردسالارانه، وجوه ناچیز استقراض‌شده را به‌ناچار در اختیار مردان خانواده قرار می‌دادند. همین مطالعات حاکی از آن‌اند که انسجام اجتماعی در روستاهایی که محل فعالیت مؤسسات تأمین مالی خرد بوده، تضعیف شده است (Karim, 2011). بدیهی است، در جوامعی که ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی مقوم و شکل‌دهنده‌ی نظم و انسجام اجتماعی هستند، مناسبات بازاری نه‌تنها کمکی به تقویت نظم و انسجام مزبور نمی‌کنند، بلکه اثرات مخربی نیز به‌همراه دارند.

برخی – که محمد یونس نیز از جمله‌ی آن‌هاست - معتقدند حرکت از تأمین خدمات مالی از سوی سازمان‌های غیردولتی به سمت تأمین خدمات مالی از سوی بانک‌ها - که هدف اصلی‌شان کسب سود است – بنیاد تأمین مالی خرد را ویران کرده و آن را از صنعتی در راستای توانمندسازی فقرا به صنعتی برای استثمار و فقیرتر ساختن ایشان مبدل کرده است (Sherratt, 2016). اگرچه یونس مدعی بود که تأمین مالی خرد در طی دو نسل، فقر را به موزه‌های فقر محدود خواهد کرد (Yunus, Opening Speech by Muhammad Yunus, 1997) اما همان‌طور که بیان گردید، نتایج و واقعیت چنین ادعایی را تائید نمی‌کنند.

نتیجه‌گیری

تأمین مالی خرد به‌عنوان سازوکارِ توانمندسازی فقرا و رفع فقر، اساساً رویکردی عاملیت-محور به حل مسائل اجتماعی است. بنیاد تأمین مالی خرد براساس این فرض قوام یافته است که عدم دسترسی به خدمات مالی و نظام بانکی و مؤسسات مالی یکی از دلایل موجده‌ی فقر است و اگر بتوان امکان برخورداری فقرا از خدمات مالی را فراهم کرد، ایشان قادرند کسب‌وکارهای خردی ایجاد و از دور تسلسل فقر خارج شوند و گامی در جهت توانمندی بردارند.

مدافعان تأمین مالی خرد معتقدند، سازوکار وام‌دهی گروهی و یا ایجاد دسترسی گروهی به خدمات مالی ابزاری است که می‌تواند با پیوند منافع فردی به منافع گروهی افزایش مشارکت افراد با یکدیگر را در پی داشته و به انسجام اجتماعی کمک کند. برخی دیگر از مدافعان اگرچه اطلاق نام معجزه را برای تأمین مالی خرد، ساده‌لوحانه می‌انگارند؛ اما بر این باورند که باید به آن به دیده‌ی ابزاری سودمند نگریست زیرا از این قابلیت برخوردار است که از آن برای فائق آمدن بر برخی از دلایل موجده‌ی فقر استفاده شود. با این حال، منتقدان تأمین مالی خرد، با مفروضات ارائه‌شده موافق نیستند و توسعه‌ و گسترش تأمین مالی خرد را با اندیشه‌ی نئولیبرالیسم و مالی‌سازی مرتبط می‌دانند و آن را پروژه‌ای در جهت کسب سود از فقرا و نفوذ فرآیند گردش سرمایه به نواحی بکر و دست‌نخورده‌ای هم‌چون زاغه‌نشین‌ها و حلبی‌آبادها معرفی می‌کنند. ناکامی‌ها و تأثیرات منفی پروژه‌های تأمین مالی خرد در کشورهای مختلف خود شاهدی بر مدعای منتقدان است. بنابراین، اگرچه محمد یونس اعتقاد داشت که تأمین مالی خرد، فقر را به موزه‌ی تاریخ منتقل خواهد کرد؛ اما – به‌زعم منتقدان - شواهد گویای آن است که این موضوع، رؤیایی بیش نبوده و واقعیت به‌گونه‌ای دیگر رقم خورده است، به‌نحوی‌که یونس نیز به شکست تأمین مالی خرد در دستیابی به اهداف، اذعان کرده است.


منابع


Aghion, B. A., & Morduch, J. (2005). The economics of microfinance. Massachusetts Institute of Technology.
Arun, T., & Hulme, D. (2009). Microfinance: a reader. New York: Routledge.
Arun, T., Hulme, D., Matin, I., & Rutherford, S. (2009). Finance For The Poor: The Way Forward. In D. Hulme, & T. Arun, Microfinance: a reader. New York: Routledge.
Guérin, I., Morvant- Roux, S., & Villarreal, M. (2014). Microfinance, debt and over- indebtedness: juggling with money (First ed.). New York: Routledge.
Karim, L. (2011). Microfinance and its discontents : women in debt in Bangladesh . University of Minnesota Press.
Khosa, A. (2007, April 02). Grameen Bank can't reduce poverty: Economist. Retrieved from Business Standard: http://www.business-standard.com/article/economy-policy/grameen-bank-can-t-reduce-poverty-economist-107040201126_1.html
Ledgerwood, J., & Gibson, A. (2013). The Evolving Financial Landscape. In J. Ledgerwood (Ed.), The new microfinance handbook : a financial market system perspective. Washington DC: The World Bank.
Mader, P. (2015). The political economy of microfinance : financializing poverty . New York: Palgrave Macmillan .
Muhammad, A. (2015, March). Bangladesh—A Model of Neoliberalism; The Case of Microfinance and NGOs. Monthly Review, 66(10).
Remund, D. L. (2010). Financial Literacy Explicated: The Case for a Clearer Definition in an Increasingly Complex Economy. 44(2).
Sherratt, L. (2016). Can microfinance work? : how to improve its ethical balance and effectiveness. Oxford: Oxford.
Shorrocks, A., Davies, J., & Lluberas, R. (2014). Global Wealth Databook. Credit Suisse. Retrieved from https://publications.credit-suisse.com/tasks/render/file/?fileID=5521F296-D460-2B88-081889DB12817E02
Shorrocks, A., Davies, J., & Lluberas, R. (2015). Global Wealth Report 2015. Credit Suisse.
Sparks, C., & Isaacs, S. (2004). Political Theorists in Context. New York: Routledge.
Torre, M. L., & Vento, G. A. (2006). Microfinance. New York: Palgrave Macmillan.
Yates, M. D. (2016, November). Measuring Global Inequality. Monthly Review, 68(06).
Yunus, M. (1997). Opening Speech by Muhammad Yunus. Conference on Microcredit Summit. Washington, DC.
Yunus, M. (2006, October 13). Paving the Way out of Poverty. Time. (I. Tharoor, Interviewer) Retrieved from http://content.time.com/time/world/article/0,8599,1546100,00.html


بنرجی, آ., & دوفلو, ا. (1392). اقتصاد فقیر؛ بازاندیشی بنیادین در شیوه مبارزه با فقر جهانی. (ج. خیرخواهان, & م. فیضی, مترجم) انتشارات دنیای اقتصاد.
صداقت, پ. (1390). از سقوط مالی تا رکود اقتصادی. تهران: پژواک.
گریفین, ک. (1388). راهبردهای توسعهی اقتصادی (نسخه چاپ چهارم). (ح. راغفر, & م. هاشمی, مترجم) تهران: نشر نی.
هاروی, د. (۱۳۹۱). تاریخ مختصر نئولیبرالیسم. (م. عبداللهزاده, مترجم) تهران: دات.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.