1. شمس
  2. >
  3. اتاق فکر استانی
  4. >
  5. هرمزگان

نوع مطلب: اتاق فکر استانی - قدیم

هرمزگان 5 اسفند 1393 ساعت 11:04

بررسی وضعیت آموزشی مدارس استان هرمزگان

بررسی وضعیت آموزشی مدارس استان هرمزگان

چهارمین جلسه اتاق فکر استان هرمزگان در تاریخ 2 اسفند 1393 در دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید بهشتی برگزار شد. در این نشست که با حضور اعضای هیأت علمی این دانشگاه و جمعی از صاحب‌نظران در عرصه تعلیم و تربیت برگزار شد، وضعیت آموزشی مدارس هرمزگان به بحث و تبادل‌نظر گذاشته شد.<br/>

شرکت‌کنندگان در جلسه

دکتر منوچهر ضیایی رئیس دانشگاه فرهنگیان، دکتر محمد صداقت از معلمین باتجربه استان، دکتر علی سالاری عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان، دکتر عبدالوهاب سماوی متخصص تعلیم و تربیت و عضو هیأت علمی دانشگاه هرمزگان و جمعی از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت استان

.

مقدمه

رشد و تعالی فرهنگ اجتماعی و مشارکت همگانی برای توسعه روابط بین فردی و پویایی اجتماعی در پرتو آموزش‌های صحیح و متناسب مهارت‌های اجتماعی و زندگی هست. فرهنگ انسان‌دوستی، حفظ محیط‌زیست، اخلاق و توجه به حقوق دیگران و کرامت انسانی همواره موجب رشد و بالندگی و تعالی هر جامعه‌ای بوده و خواهد بود. بسیاری اوقات کشورهای ابرقدرت برای ماندن خود در صدر به صور مختلف تلاش می‌کنند فرهنگ اصیل، باورهای بومی و سنتی، هویت ارزشی و شخصیت فکری، کشورهای دیگر را از طریق ارائه برنامه‌های به‌ظاهر زیبا و جذاب در هم فرو ریزند و بدین ترتیب و به‌تدریج فرهنگ خود را بر آن جامعه قالب و غالب نمایند. آنان ممکن است اسم چنین برنامه‌هایی را پیشرفت، جهانی‌شدن، به‌روز بودن و یا تغییرات حاصل از شرایط فرهنگی- اجتماعی و تاریخی بنامند. درهرصورت، آنان یک هدف‌دارند و آن تحریف فرهنگ اصیل یک جامعه و کم‌رنگ کردن ارزش­های دیرینه آن سرزمین از طریق تلاش برای دست‌کاری در هویت ملی و فکری سرزمین­ها و ملیت­های دیگر هست. استحاله فرهنگی و تغییر تدریجی فرهنگ مردم یک جامعه یکی از مهم‌ترین راهبردهای اساسی است که اینک در برخی جوامع شاهد آن هستیم. لذا، برای کاهش چنین ضربات جانکاهی بر پیکره کشور عزیزمان می‌باید با تعمیق باورهای ملی و دینی از اوایل زندگی راه ورود بینش­های خطرناک و باورهای متضاد با فرهنگ اسلامی- ایرانی را بر بدنه اجتماعی از طریق آموزش‌های به‌موقع و در مراکز آموزشی و پرورشی سد کرد.

جهت افزایش مسئولیت‌پذیری، مشارکت اجتماعی، پایبندی به وظایف اخلاقی و انسانی، همیاری و حفظ محیط‌زیست در جامعه لازم است مهدکودک‌ها و مدارس کودکان را برای ورد به دنیای واقعی آماده کنند و نظام آموزشی تلاش کند برنامه خوبی برای آماده شدن و ورود آنان به زندگی فراهم نماید. اگر امروزه جامعه ایرانی با فرار مغزها، افسردگی نوجوانان، بیکاری، مشکلات زناشویی و طلاق بالا مواجهه است، می‌توان گفت که نظام آموزشی ناقص کنونی یکی از علت‌های این اتفاق ناخوشایند هست. لذا، اگر تغییر و تحولی در نظام آموزشی کنونی با همکاری سازمان‌های دیگر صورت نگیرد، این روند همچنان ادامه خواهد یافت و ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکره نظام فکری و اعتقادی این مرزوبوم خواهد زد.

.

تحقیقات پیشین

یافته‌ها و پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که شکل‌گیری شخصیت در اوایل زندگی آغاز می‌شود و شخصیت آینده فرد حاصل تعامل عوامل محیطی مانند شیوه‌های تربیتی، شرایط فرهنگی- اجتماعی و جو روانی اجتماعی مدرسه با عوامل زیستی مانند خلق‌وخو، عوامل زیستی و تعادل ترشح هرمون ها در بدن هست (دایموند و هاپسون، 2014). ازاین‌رو، فراهم کردن محیط مناسب برای پرورش هویت و شخصیت فکری از اوایل کودکی می‌تواند گام بسیار مهمی در جهت تقویت افکار مثبت و رفتارهای اخلاقی و انسانی را در جامعه تضمین کند. لذا، برنامه‌ریزی و پرورش قوای فکری و شخصیتی از ابتدا می‌تواند باعث پرورش انسان‌های متعهد، خلاق و باانگیزه پیشرفت بالا را برای جامعه به ارمغان بیاورد. این موضوع باعث می‌شود در دوره‌ای بعدی زندگی افراد به خودگردانی اخلاقی رسیده باشند و نیازی به مبارزه و کنترل آنان نیست. پس جامعه‌ای که تمایل دارد روح اخلاق و تعالی بخشی در سراسر اجتماع و در تمام مراحل زندگی انسان‌ها بارور و ملموس باشد، می‌باید پایه‌های اولیه زندگی را باید بر اساس یک برنامه متناسب با شرایط تاریخی و فرهنگی-اجتماعی تبیین و تقویت کند.

منبع رفتار انسان، باورها اعتقادات، اندیشه و تفکر او هست. این تفکر احساس، عواطف، شناخت و تصمیم‌گیری فرد را در مسیر زندگی امکان‌پذیر می‌سازد. این نیروی درونی که موجب تفاوت اصلی انسان‌ها با یکدیگر می‌شود و رفتار انسان‌ها را با یکدیگر متمایز می‌سازد ریشه در فرایندهای ذهنی، شخصیت، هویت، شناخت و محیط فرهنگی-اجتماعی دارد.

نوع تربیت و پرورش افراد ممکن است شخصیت و شیوه اندیشه و تفکر آنان را تحت تأثیر قرار دهد و سبک شخصیت فکری آن‌ها را شکل دهد. شخصیت فکری به احساس، رفتار، باور، نگرش، نحوه استدلال، ارزیابی و تصمیم‌گیری فرد اطلاق می‌شود که در مواجهه با پدیده‌های فرهنگی- اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و تاریخی به پذیرش یا رد آن‌ها می‌پردازد که حاصل تأثیرگذاری عوامل متعدد درونی (ژنتیکی و سرشتی) و بیرونی (محیط، آموزش، سبک تربیتی و قصه‌های زندگی) فرد هست (جاودان، 2013)؛ بنابراین، برآیند این عوامل در طول زندگی، نوع شخصیت فکری فرد را تعیین می‌کند. لذا، جریان فکری انسان نسبت به تفسیر و تعبیر امور زندگی حاصل یک‌روند ذهنی- شخصیتی است که حاصل پردازش اطلاعات بر مبنای تصمیم‌گیری و ارزیابی از رویدادها هست. کودکان با اندیشه خاصی به دنیا نمی‌آیند، نوع هویت و شخصیت فکری آن‌ها در اثر تعامل با محیط، آموزش، یادگیری، ویژگی‌های ژنتیکی و شخصیتی شکل می‌گیرد. ازاین‌رو، شخصیت فکری نیاز به محیطی غنی از محرک‌ها، آزادی اندیشه و توانایی بیان افکار و دیدگاه خود را دارد. لذا، برای متعالی شدن و پرورش اندیشه‌ها و هویت‌های ارزشی مبتنی بر کرامت والای انسانی لازم است زیرساخت‌های شخصیت کودکان بر مبنای ویژگی‌های شخصیتی، نیازهای مادی و عاطفی-اجتماعی طراحی و تبیین شود تا جامعه انسان‌هایی اندیشمند و ارزشمند را شاهد باشد.

.

زمینه تحقیق

یک بررسی و پیمایش کوتاه در مورد وضعیت آموزشی مدارس هرمزگان نشان‌دهنده واقعیت‌های تلخی است که به‌شدت هرکسی را نگران می‌کند. عدم‌تغییر مدیران دولت قبلی در این استان موجب بی‌انگیزگی بسیاری از نیروهای کارآمد و دلسردی آنان ازیک‌طرف و از طرف دیگر موجب کاهش اعتماد به دولت کنونی را به دنبال داشته است. گفتگوی با بسیاری از آموزگاران، مدیران، معلمان، کارشناسان، دبیران و حتی اولیاء دانش آموزان حاکی از نارضایتی عمیق بسیاری از آنان از وضعیت آموزشی مدارس در حال حاضر هست. مدیران سابق و یا وابسته به دولت قبلی که اکنون در رأس کارند، برای ضعیف نشان دولت کنونی هیچ تلاش و برنامه‌ای در دستور کار خود ندارند و این‌گونه ابراز می‌کنند که دولت امکانات، بودجه و برنامه‌ی خاصی برای مدارس و بهبود بخشی به وضعیت تعلیم و تربیت ندارد. حسب مصاحبه‌ها و پیمایش‌های صورت گرفته با بسیاری از معلمین؛ از قول رؤسای و مدیران آموزش‌وپرورش و حتی مدارس نقل می‌کنند که دولت روحانی، اصولاً روی سیاست خارجی تمرکز نموده و فعلاً بقیه مسائل را رها کرده و فرصتی برای سایر امور فعلاً ندارد. بی‌گمان استمرار چنین شرایطی هم آسیب‌های سختی به‌نظام آموزش‌وپرورش این استان، دانش آموزان و معلمان و هم به اعتماد مردم به دولت کنونی را در پی دارد. پس لازم است تا دیرتر نشده برای حل این موضوع چاره‌ای اندیشید.

بررسی و مطالعه وضعیت نظام آموزشی در برخی از مدارس هرمزگان گویای این امر است که بسیاری از نیروهایی که در دولت سابق با عنوان طرح مهر آفرین نیروهایی که عمدتاً افراد غیر مرتبط با رشته‌های تعلیم و تربیت و از بستگان رؤسای مدیران در سطوح متفاوت و اغلب از نیروهای خدماتی و خدمتگزار و با توان علمی بسیار ضعیف بوده‌اند استخدام‌شده‌اند. با توجه به این‌که این نیروها از مناطق دیگر بوده‌اند اکنون به‌شدت اصرار بر انتقال داشتند به‌طوری‌که امسال فقط دریکی از شهرستان‌های استان هرمزگان 150 نفر فقط از این نیروها متقاضی انتقال بودند و با توجه به عدم موافقت انتقالی آنان به علت نیاز مبدأ و عدم نیاز مقصد، اکنون نه دانش و نه انگیزه تدریس دارند. به گفته بسیاری از دانش آموزان ما با تعداد زیادی از این معلم نماها مواجه هستیم که فقط در حد یک مبصر در کلاس درس ایفای نقش می‌کنند. آنان نه‌تنها خودشان انگیزه‌ای ندارند بلکه موجب دلسردی، نگرانی و اندوه دانش آموزان باانگیزه شده‌اند. وقتی با این دانش آموزان هم‌صحبت می‌شوی تمام وجودت غصه و غمی جانکاه فرامی‌گیرد؛ چراکه وجدان مربی و معلمی که نقش انبیاء را دارد همین است؟! شنیدن صحبت‌هایی دانش آموزان روستایی که انگیزه بالایی برای پیشرفت و بهبود روستای خود داشتند هر انسان باوجدانی را متأثر می‌نماید. به­راستی این نسل آینده باید شکایت خود را نزد کدام قاضی ببرند؟ چه کسی باید این مشکل را بگشاید؟ آیا نمی‌دانیم درسی که کودکان و نوجوانان از رفتار ما می‌گیرند بسی مهم‌تر و عمیق‌تر از درس کلاسی است؟ نظر این گروه از کودکان نسبت به عدالت چیست؟ اینک آسیبی عمیق و جانکاه بر نظام فکری و شخصیتی این قشر از جامعه کنونی در شرف تکوین است! امید می‌رود این را به گوش وزیر آموزش‌وپرورش برسانید تا در برابر نسل آینده و فردای قیامت به علت غفلت از وظیفه انسانی خویش مؤاخذه نشویم.

به گوشه‌ای دیگر از استان می‌رویم. توصیف و تشریح این وضعیت نیز بسیار متأثرکننده و غم‌انگیز است و آن، جایی است که معلم و دانش‌آموز به قاچاق مواد سوختی در این استان می‌پردازند. ترک تحصیل بسیاری از دانش آموزان روستاها و شهرهای کم‌درآمد و طبقات ضعیف اجتماعی به‌جای حضور در کلاس و یادگیری مهارت‌های زندگی، آنان فن و مهارت قاچاق و دیگر کارهای خلاف را می‌آموزند. تبعات منفی پدیده قاچاق سوخت در استان هرمزگان را می‌توان تأثیر منفی بر رشد و پرورش شخصیت و هویت انسانی، ترک تحصیل برخی از دانش آموزان و آلوده شدن محیط‌زیست عنوان کرد. در برخی از شهرستان‌های محروم و کم برخوردار این مشاغل موجب افتخار شده است. به گفته یکی از دانش آموزان سوم متوسطه:

تنها با یک ماه کار می‌توانی ماشین خوبی تهیه کنی و پرستیژت را بالا ببری در مدرسه با این معلمان نمی‌توانی به‌جایی برسی. تازه ... معلم... خودش هم در کار گازوئیل است. اگر این کار نادرست و خلاف است چرا معلم که شغل و حقوق دارد و باید الگو باشد دست به چنین کاری می‌زند. پس بدان که....

همچنین خانواده‌های محروم ترجیح می‌دهند فرزندانشان به‌جای حضور در کلاس‌های درس به سمت فروش سوخت و حضور در زنجیره قاچاق سوخت برای کسب درآمد باشند. در استان هرمزگان قاچاق مواد سوختی اینک درس جدیدی است که جایگزین مدرسه‌ی نوجوانان می‌شود تا بدین ترتیب هم سرمایه ملی مملکت بر باد داده شود و هم عمر نوجوانان و آینده‌سازان مملکت این‌گونه تباه شود.

در هنرستان‌ها و مدارس فنی اوضاع چندان جالبی به چشم نمی‌خورد. در رشته‌های کار و دانش به دلیل نبود مشاوره لازم و عدم درست راهنمایی و مشاوره اغلب هنر جویان انگیزه لازم را در یادگیری ندارند. آنان اغلب احساس شایستگی ضعیفی دارند و بر این باورند که توانایی کمی در فراگیری موضوعات درسی و فنی دارند. در شهرهای دور از مراکز استان اغلب هنرستان‌ها فاقد امکانات لازم برای آموزش هستند. تجهیزات ضعیفی دارند و غالب افراد تازه‌کار و کم‌تجربه و سرباز معلمان هدایت یادگیری هنرجویان را به عهده‌دارند. در این میان چیز جالب دیگری به چشم می‌خورد. درحالی‌که هنر آموزان، دبیران، آموزگاران و معلمان ازیک‌طرف نیاز به برگزاری کارگاه‌های آموزشی درزمینهٔ کارآموزی و به‌روز کردن دانش خوددارند و همچنین نیازمند به آگاهی بیشتر از مسائل رشدی- شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان هستند تا بهتر بتوانند محیط و جو روانی اجتماعی مدرسه را تلطیف کنند، طبق گفته برخی معلمان دوره‌های ضمن خدمت اختصاص به مسائل غیرکاربردی، نظری، بی‌ارتباط به مسائل آموزش‌وپرورش دارد که هیچ تأثیر در بهبود دانش معلمان ندارد.

همچنین، در رشته‌های فنی اغلب باید قوه تخیل، خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان تقویت شود تا بتوانند با بحث و گفتگو به نوآوری و طرح‌های جدیدی دست یابند؛ لیکن کم‌تر به این موضوع توجه می‌شود و آنان همچنان ادامه همان دروس نظری را به‌نوعی می‌آموزند.

به‌طورکلی، می‌توان گفت تغییرات سریع در برنامه‌ریزی درسی بدون آماده بودن زمینه لازم ازنظر نیروی انسانی و برحسب هیجان و اقدامات کارشناسی نشده و بدون پیشینه علمی و بررسی‌های لازم مانند ارزشیابی توصیفی به‌جای نمره و یا حذف امتحانات نهایی که در هیچ جای عالم چنین تغییراتی بدون فراهم کردن زیرساخت‌ها مانند معلمان آموزش‌دیده با این شیوه سابقه ندارد، رفته‌رفته دانش آموزان و افرادی را بادانش و بینش اندک به اجتماع تحویل می‌دهد که آرام‌آرام ثمره این نوع آموزش در جامعه به چشم می‌خورد و آن کاهش انگیزش پیشرفت، توقع زیاد با اندک تلاش و عدم‌تشخیص رابطه کار و نتیجه حاصل این نوع آموزش‌وپرورش هست. به نظر می‌رسد اگر اولیاء تعلیم و تربیت برنامه‌ای به برای بهبود این وضعیت نداشته باشند، تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی نامطلوب و عمیقی در جامعه اتفاق خواهد افتاد.

.

نتایج

پژوهش‌های گذشته نشان می‌دهد که شکل‌گیری شخصیت در اوایل زندگی اتفاق می‌افتد و تغییر آن در دوره‌های بعدی زندگی مشکل به نظر می‌رسد (جاودان، 2013). ازاین‌رو، فراهم کردن محیط اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی موجب تقویت و استحکام اعتقادات و رفتارهای آینده فرد خواهد بود و تلاش در جهت اصلاح، تعدیل و تغییر رفتار افراد بعدازاین به‌دشواری اتفاق می‌افتد. به‌عنوان‌مثال، توجه به حقوق دیگران، حفظ شخصیت و احترام دیگران، میزان شکیبایی در برابر مصائب، میل به قانون‌شکنی تا حدود زیادی به تجارب دوره اولیه زندگی و خانوادگی بستگی دارد زیرا؛ نخستین جایگاه شکل‌دهنده باورها و این طرز تفکرها و شیوه‌ی زندگی در خانواده پایه‌ریزی می‌شود (بلندن و ویلینگ، 2008). سپس توسط، مربیان، آموزگاران، معلمان و دیگر افراد مهم شکل می‌گیرد. درصورتی‌که پایه این روابط و تعاملات به نحوی شایسته و بر مبنی احترام و حقوق متقابل صورت می‌گیرد، می‌توان شاهد انسان‌های مسئولیت‌پذیر و نوع‌دوست در جامعه بود. البته، شرط اساسی این امر داشتن والدینی آگاه و مطلع به مسائل تربیتی و مربیان و معلمانی آگاه نسبت به مسائل روحی روانی کودکان و نوجوانان هست. والدین و مربیان ناآگاه به مسائل تربیتی و روانی در بسیاری از موارد با طرد کردن کودکان و نوجوانان، اعمال فشار و بی‌توجهی به خواسته‌ها و نیازهای واقعی آن­ها، باعث بروز رفتارهای نابهنجار، احساس خصومت، کینه و بی‌توجهی به حقوق خود و دیگران می‌شوند. آموزش مهارت‌های اولیه جهت خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری کودکان در یک جامعه می‌تواند به شیوه­های مختلف صورت پذیرد (هالر و کرویزر، 2010)؛ بنابراین، سپردن فرزندان، کودکان و نوجوانان به افراد غیرمتخصص و ناآشنا به مسائل روحی- روانی کودکان و نوجوانان، باعث تضعیف و تضیع سلامت روانی- جسمانی، کاهش احساس مسئولیت‌پذیری و خطر تمایل افراد به بزهکاری و لطمات جبران‌ناپذیری برای آینده‌سازان آن جامعه خواهد شد. سپردن کودکان و نوجوانان به دست مربیان ناآگاه و غیرمتخصص بزرگ‌ترین ضربه بر پیکره ساختارهای ذهنی، سلامت روانی و شخصیتی افراد آن جامعه محسوب می‌شود و اصلاح و جبران آن بسی دشوار خواهد بود.

.

راهکارها و پیشنهاد‌ها

لذا، برای اثربخشی آموزش‌های مراکز آموزشی پیشنهاد‌ها زیر ارائه می‌شوند. مهدکودک‌ها از آغاز ورود کودکان به مهدکودک‌ها علاوه بر آموزش شعر و قصه، بخش اعظم آموزش خود را به معرفی مشاغل در قالب نمایش، ایفای نقش، کاردستی و هنری به کودکان معرفی کنند. برای به ثمر نشستن این موضوع لازم است این کار از 4 تا 6 سالگی در مهدکودک و پیش‌دبستانی‌ها صورت گیرد. همچنین، ساعت آموزش در روز باید بین 8 تا 9 ساعت و متناسب باحوصله و روحیه کودکان صورت گیرد. این امر انگیزه پیشرفت و علاقه کودکان در آینده به کار و تولید، تقویت روحیه همدلی، توجه به قوانین و حقوق دیگران را در جامعه بهبود می‌بخشد. علاوه بر این، نسبت تعداد کودکان به مربی در این دوره 7 به 1 باشد تا بتواند نظارت و دقت بیشتری جهت تربیت و آموزش کودکان به کار گیرد. همچنین، مربی باید ازنظر تخصص، تعهد و دانش توانا و باانرژی باشد.

در گروه سه‌ساله بعد یعنی، سه سال اول دبستان، نیز، بعد از استعدادیابی کودکان ازنظر جسمی، روانی- حرکتی، هنری، مهارتی و شناختی، کلامی، توانایی خلاقیت، رهبری و مدیریت در راستای آموزش خواندن و نوشتن هر کودکی متناسب بااستعدادهای هنری، مهارتی، شناختی و برحسب علاقه‌اش در این زمینه آموزش‌ها و اطلاعات لازم درزمینهٔ شغلی جهت شناخت مشاغل و تعیین شغل آینده استمرار یابد. در این دوره لازم است که تعداد معلم به شاگرد به نسبت حدود 1 به 10 باشد. ساعات تدریس نیز حدود 9 ساعت در روز باشد و علاوه بر آموزش متون درسی به آموزش اخلاق، آموزش زندگی، مهارت اجتماعی، محیط‌زیست، موسیقی، معرفی مشاغل، هنر و کاردستی، کارهای مهارتی و تربیت‌بدنی پرداخت. درصورتی‌که برنامه آموزشی سه سال اول ابتدایی زمان کافی برای شناخت و خودآگاهی و آموزش مهارت‌های زندگی و هویت ملی ایرانی همراه باهنر و تفریحات جسمانی فراهم شود، می‌تواند نقش بسیار مهمی در تبیین و پذیرش ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و دینی، شخصیتی، هویتی و به گسترش، عدالت، نوع‌دوستی و معیارهای اخلاقی را در آینده فراهم کند.

در دوره سه‌ساله دوم دبستان؛ یعنی از 10 سالگی هر یک از کودکان می‌باید ضمن شناسایی توانایی ذهنی و شخصیتی با شغل آینده خود (حدود پنج شغل) بیشتر آشنا شوند و علاوه بر آموزش متون درسی می‌باید به آموزش هویت بومی ایرانی، توجه به حقوق دیگران، مشارکت اجتماعی، حقوق شهروندی و آیین زندگی معاصر را آموزش ببینند. در این دوره لازم است کودکان فرصتی داشته باشند تا بتوانند به‌طور عینی و واقعی از مشاغل و موقعیت آینده شغلی و کاری خود دیدن نمایند، والدین و مربیان از ویژگی‌های فردی، روحی، شخصیتی و خلق‌وخویی وی آگاهی کامل و لازم داشته باشند. این امر ضمن انرژی و امید دادن به کودکان نسبت به آینده شغلی خود عزت‌نفس و توانایی آن را در مسیر زندگی همراه با احترام به دیگران و اعتمادبه‌نفس افزون می‌نماید. حاصل این برنامه ترقی و تعالی بخشی به رشد اجتماعی، شخصیتی و هویتی شهروندان یک جامعه خواهد بود. در این دوره علاوه بر آموزش متون درسی، آموزش مهارت‌های زندگی، خانه دارای، همسر داری، رعایت حقوق دیگران، کارآفرینی، تجارت، آموزش مشاغل خانگی و محلی، اصول افزایش و کسب درآمد بر اساس مبانی اخلاقی می‌باید در برنامه گنجانده شود.

دوره متوسطه می‌باید ضمن شناسایی کامل توانایی‌های هنری، ورزشی، مهارتی و شناختی دانش آموزان، محیط مدرسه، جایی مفرح باشد تا دانش آموزان بتوانند از یادگیری در مدرسه لذت ببر‌ند؛ زیرا چنین امری می‌تواند بسیاری از مشکلات هیجانی، ذهنی، رشدی، تعارض‌ها، طغیانگری، قانون‌شکنی، جامعه‌ستیزی، ترس از آینده و شغل و مشکلات ارتباطی را به حداقل ممکن برساند.

همچنین، انتخاب یک نظام آموزشی قوی مانند نظام آموزشی سابق، تقویت تجهیزات و نیروی انسانی هنرستان‌ها، پرهیز از آزمون‌وخطا و توجه بیشتر به نقش مشاور در مدارس ابتدایی و پایه می‌تواند به تقویت نظام آموزشی کمک مؤثر و مفیدی بنماید.

علاوه بر این، جهت افزایش انگیزه یادگیری و تمایل به مدرسه و آموزش بیشتر نوجوانان به محدود کردن مشاغل کاذب و خطرناک مانند مسدود کردن راه‌های قاچاق سوخت پرداخته شود.

در انتخاب معلمان نهایت دقت و سنجش لازم موردتوجه قرار گیرد؛ و از خلاق‌ترین و توانمندترین افراد به‌عنوان معلمین استفاده شود؛ در غیر این صورت سرمایه‌های انسانی در جامعه تلف خواهند شد که این امر موجب افزایش آسیب‌های اجتماعی و کاهش پیشرفت جامعه را به دنبال دارد.

.

نتیجه‌گیری

عوامل گوناگونی در پیشرفت جامعه بشری درزمینهٔ اخلاق و ارزش‌ها نقش دارند که برای درک بهتر رفتار و شخصیت انسان لازم است به بررسی و مطالعه این عوامل پرداخت. عواملی مانند توجه به هیجان کودکان در اوایل زندگی، سلامت روانی، ادراک مثبت آنان از محیط زندگی و سبک هویتی، باورهای خودکارآمدی و باور فرد را نسبت به توانایی‌هایش می‌باشند. پژوهش‌های انجام‌گرفته نشان دادند که برای تعالی بخشی به جامعه از همان ابتدای کودکی باید به آموزش‌های لازم درزمینهٔ مهارت‌های زندگی، روابط بین فردی، حفظ محیط‌زیست، رعایت حقوق دیگران و مشارکت اجتماعی پرداخت.

مسئله مربوط به ارزش بخشی به رفتارهای اجتماعی از طریق دانش‌افزایی و خودآگاهی افراد از دیرباز در جامعه بشری موردتوجه اندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندی‌ها، محرومیت‌های ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواست‌ها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدید و دامنه‌دار فساد، عصیان، تبهکاری، سرگردانی، دزدی و انحرافات جنسی و دیگر آسیب‌ها شده و کمرنگ شدن ارزش‌های اجتماعی و روابط بین فردی را دامن زده است. در این میان می‌توان به مدارس ژاپن اشاره کرد. در این کشور به‌منظور گسترش مهارت‌آموزی در دوران اولیه دبستان دانش آموزان از دوران کودکی علاوه بر آموزش مسائل ذهنی بامهارت های عملی و هنری آشنا می‌شود. ازجمله مهارت‌هایی که از طرف والدین و معلمان ارزش زیادی دارند می‌توان به شناخت روابط بین فردی، شناخت نقاط قوت و ضعف، آموزش مهارت‌های زندگی، مشارکت گروهی و کاهش هر نوع احساس رقابت یا را نام برد (فتحی و همکاران، 1389). به‌عنوان‌مثال، برای افزایش ایجاد انگیزه از دانش آموزان خواسته می‌شود آرزوهای خود را در قالب انشا بنویسند تا بتوان ضمن شناسایی انگیزه­های شغلی انگیزه و امید آنان را نسبت به زندگی و آینده بهبود بخشید.

گره دیگری از پژوهشگران در تحقیق مربوط به ویژگی‌های اهداف فعالیت‌های فوق‌برنامه دانش آموزان دبیرستانی با رویکرد پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی به این نتیجه دست یافتند که آموزش‌های لازم جهت پیشگیری می‌تواند در مصونیت و تقویت روحیه مشارکت دانش آموزان نقش برجسته‌ای ایفا کند (نادری و همکاران، 1391). همچنین، آنان به این نتیجه رسیدند که افزایش آگاهی دانش آموزان از حقوق، تکالیف، مقررات شهری و شهروندی و مهارت‌های اجتماعی تا حدود زیادی می‌تواند ارزش‌های اجتماعی و شناخت حقوق خود و دیگران را در این دوره افزایش دهد. ازاین‌رو، برای تعالی بخشی و پیشرفت اجتماعی لازم است از اوایل زندگی ضمن شناخت هویت و بینش کودکان، زمینه‌ای فراهم شود که کودکان هرچه بهتر و بیشتر شخصیتی متعادل، نوع‌دوست و متعلق به ارزش‌ها و کرامت والای انسانی داشته باشند.

.

منابع

فتحی، س. زارع، ز؛ و عماری، ح. (1389). مدیریت شهری و نقش مداخلات اجتماعی انجمن‌های محلی در کاهش آسیب‌های اجتماعی شهری. مطالعات مدیریت شهری، دوره 2, شماره 2، صص.125-89.

نادری، ا.، حاجی حسین نژاد، غ. تاجیک اسماعیلی، ع. و زین‌آبادی، ح. ر. (1391). ویژگی‌های اهداف فعالیت‌های فوق‌برنامه دانش آموزان دبیرستانی با رویکرد پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی. فصلنامه روانشناسی تربیتی شماره بیست و چهارم، سال هشتم، صص. 98-71.

Diamond, M. & Hopson, J. (2014). Magic trees of the mind: How to nurture your child's intelligence, creativity, and healthy emotions from birth through adolescence. New York: Plume.

Javdan, M. (2013).What is intellectual personality? And why it matters? Am. ‎J. of Life Sci. Res, Vol. 1, No. 1, pp. 27-34.

Blandon, A. Y. & Volling, B. L. (2008). Parental gentle guidance and children's compliance within the family: A replication study. Journal of Family Psychology,Vol. 22, pp. 355-366.

Haller, C. & Courvoisier, D. (2010). Personality and thinking style in different creative domains.Psychology of Aesthetics, Creativity and the Arts,Vol. 4, No. 3, pp. 149–160.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.