1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اقتصادی
  4. >
  5. كشاورزی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

آذربايجان غربي 6 بهمن 1393 ساعت 19:23 شماره مسلسل: 1100049

راهی برای نجات دریاچة ارومیه

راهی برای نجات دریاچة ارومیه

در مورد مسالۀ دریاچۀ ارومیه و راهکارهای رفع آن در چند ماه اخیر تلاش‌‏های گوناگونی صورت گرفته است. با اطلاع از معذوریت‏‌ها و محذوریت‏‌های دولت، به‌ویژه ریاست محترم جمهوری و معاون اول ایشان، باید به این بزرگواران دو نکته را یادآور شد:<br/>نخست؛ مسئله دریاچه ارومیه، علاج شش‌ماهه و یک‌ساله ندارد و چنین توقع و انتظاری نباید ایجاد، طرح و رسانه‏‌ای شود؛ هرچند کار را باید با شتاب و سریع انجام داد. دوم؛ دولت باید نگاه ملی به مسئله دریاچه ارومیه داشته‌باشد: پس باید برای رفع آن از همه ظرفیت‌‏های فنی، اقتصادی و دیپلماتیک خود کمک بگیرد؛ به‌ویژه باید سرمایه‏‌گذاری مالی جدی، سنگین و درازمدتی داشته باشد. مسئله دریاچه ارومیه با چند میلیون دلار حل نخواهد شد. البته، منابع درآمدی جدیدی وجود دارد که می‏‌تواند ایجاد و از آن برای احیای دریاچه ارومیه استفاده شود. به یکی از آن‌ها در این نوشتار اشاره‌شده است. <br/>


مقدمه
در مورد مسالۀ دریاچۀ ارومیه و راهکارهای رفع آن در چند ماه اخیر تلاش‏های گوناگونی صورت گرفته است. با اطلاع از معذوریت‏ها و محذوریت‏های دولت، به‌ویژه ریاست محترم جمهوری و معاون اول ایشان، باید به این بزرگواران دو نکته را یادآور شد:
نخست؛ مسئله دریاچه ارومیه، علاج شش‌ماهه و یک‌ساله ندارد و چنین توقع و انتظاری نباید ایجاد، طرح و رسانه‏ای شود؛ هرچند کار را باید با شتاب و سریع انجام داد. دوم؛ دولت باید نگاه ملی به مسئله دریاچه ارومیه داشته‌باشد: پس باید برای رفع آن از همه ظرفیت‏های فنی، اقتصادی و دیپلماتیک خود کمک بگیرد؛ به‌ویژه باید سرمایه‏گذاری مالی جدی، سنگین و درازمدتی داشته باشد. مسئله دریاچه ارومیه با چند میلیون دلار حل نخواهد شد. البته، منابع درآمدی جدیدی وجود دارد که می‏تواند ایجاد و از آن برای احیای دریاچه ارومیه استفاده شود. به یکی از آن‌ها در این نوشتار اشاره‌شده است.
با عنایت به این‌که همه نیک می‏دانیم مسئله دریاچه ارومیه، تا حد زیادی، ریشه در سوء مدیریت آب و الگوی کشت نادرست و توسعۀ آمایش نشدۀ کشت سیب از دهۀ 1340 در منطقه و دیگر بی‏مبالاتی‏های توسعه‏ای در دهه‏های اخیر دارد و محصولات پرمصرف جایگزین کشت پیشین شده‏اند، نخستین ضرورت و اولویت کاری قطعاً تدوین الگوی کشت منطقه است. این الگوی کشت در گام نخست باید مبتنی بر بهینه‏سازی مصرف آب باشد و از سوی دیگر قطعاً باید برای کشاورز و تولیدکننده توجیه اقتصادی داشته باشد و معیشت جامعۀ منطقه را تأمین کند. هر پیشنهاد و الگویی که به این دو نکته کلیدی بی‏توجه باشد، قطعاً عملی و گره‏گشا نخواهد بود.
چگونه می‌توان ارومیه را نجات داد؟
به نظر می‏رسد ما در سال‏های پیش رو نمی‏توانیم برای سطح کشت چند صدهزار هکتاری منطقه، بیش از نصف مقدار کنونی آب برداشت کنیم. برای مدیریت این مسئله باید الگوی کشت به سمت محصولاتی تغییر کند که آب کمتری نیاز دارند (با رعایت ملاحظات پیش‏گفته) و همچنین باید رویکرد بهره‏برداری از آب‏های جایگزین به شکل جدی دنبال شود.
برای الگوی کشت، باید محصولی (محصولاتی) تعیین و پیشنهاد شود که هم ازنظر اقتصادی برای کشاورز جذاب باشد، هم منطبق با ساخت اقلیمی و ظرفیت محیطی باشد و هم بازار مصرف داشته باشد. به‌عنوان‌مثال، تغییر کشت و تولید یک محصول جدید در 200 هزار هکتار، اگر بازاری برای آن وجود نداشته باشد، بی‌معنی و هجو خواهد بود، چه بسا برخی پیشنهادها که در رسانه‏ها مشاهده می‏شود از همین دست است. در مورد آب‏های جایگزین باید توجه‌داشت اکنون در کشور زیرساخت‏های فنی، نیروی انسانی و تجربه نسبتاً خوبی از تأمین پساب‏های تصفیه‏شدۀ شهری که تا حد زیادی منطبق با استانداردهای بین‏المللی هستند وجود دارد. این پساب‏های تصفیه‏شده را (به‌شرط دارا بودن استانداردهای ایمنی، بهداشتی و فنی) می‏توان برای برخی محصولات غیرخوراکی کشاورزی استفاده کرد. با توجه به این‌که در کشور مشکلی از جهت تولید پساب نداریم و خودکفا هستیم، اگر بتوان در منطقه با توجه به جمعیت موجود و ظرف دو سال، امکان تصفیۀ پساب استان‏های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل را فراهم‌کرد آنگاه می‏توان با جمیع جهات به یک گزینه به‌عنوان محصول اصلی الگوی کشت منطقه رسید که هم مصرف منابع آب شیرین به شکل قابل‌توجهی کاهش بیابد و هم اهداف دیگر محقق شود:
تولید چوب در منطقه با استفاده از پساب
ایجاد نظام‏های جنگل زراعی برای تولید چوب اهداف 3گانۀ اقلیمی، معیشت کشاورز و محیط زیستی را تأمین می‏کند. ازنظر اقلیمی منطقه برای تولید چوب، مساعد‌ است و گونه‏های چوبی تجاری را می‏توان با مطالعه انتخاب کرد که تولید مطلوبی داشته باشند. ازنظر اقتصادی نیز تولید چوب برای تولیدکنندۀ محلی جذابیت کافی را دارد؛ بازار هم برای این حجم تولید چوب، تقاضا دارد:
پیگیری نگارندگان نشان می‏دهد مجموعه‏ای مانند IKEA که قریب به 11 درصد مبلمان چوبی جهان را تأمین می‏کند، آمادۀ خرید محصول چوب ما در این حجم و سطح است. کافی است گواهی سبز و ارگانیک و ازاین‌دست هم برای این سیستم‏ها گرفته شود تا ارزش‌افزوده‌ای با این برند ایجادشده و بازارهای جهانی باقیمت مناسب‏تری از این محصول استقبال کنند. سازمان‏های بین‏المللی نیز کاملاً آماده‏اند از این راهکار (ایجاد نظام‏های تولید چوب ارگانیک) که موجب نجات دریاچه و دیگر برکات محیط زیستی است استقبال کنند.
دولت باید در سال‏های اول که هنوز چوبی تولید نشده است به کشاورزان و تولیدکنندگان یارانه دهد. محل تأمین آن؟ هیچ نیازی نیست دولت محترم منابع فعلی خود را برای آن اختصاص دهد؛ کافی است ظرفیت‏های بهره‏برداری‏نشدۀ کشور در زمینه مکانیسم توسعۀ پاک (CDM) و تجارت کربن (CT) فعال شود.
مطالعات نگارندۀ ارشد نشان‌می‌دهد به‌شرط سرمایه‏گذاری و حمایت‏های دولت، ایران سالانه می‏تواند تا یک میلیارد دلار از محل این دو مورد، درآمد داشته باشد که می‏تواند به احیای دریاچه ارومیه و یارانه سال‏های اول به کشاورزان و بهره‏بردارانی که چوب استحصال نکرده‏اند اختصاص یابد. چالش شور شدن و آلودگی خاک منطقه به دلیل استفاده از پساب‏های تصفیه‏شده را می‏توان با آبیاری تناوبی با آب شیرین و دیگر راهکارهای مدیریتی و پایش‏های منظم به حداقل رساند.
بدون تردید، عملیاتی کردن چنین ایده‏ای که با تغییرات جدی الگوی کشت، سبک زندگی و سایر موضوعات مرتبط همراه است نیازمند عزم جدی، پیگیری مستمر، بررسی دقیق همه ابعاد و یک اراده عمومی است و هنوز این ایده می‏تواند پخته‏تر و سنجیده‏تر ارائه گردد. سخن نخست را در پایان تکرار می‏کنیم: رفع چنین مسئلۀ پیچیده و چندجانبه‏ای نیازمند همدلی، همسویی و همفکری کلیه صاحب‏نظران و تصمیم سازان و مدیران اجرایی است.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
حمیدرضا عباسی

29 بهمن 1393 ساعت 10:57

ضمن تشکر ا ز نویسنده محترم- حجم پساب شهری که تنها 2 تا 4 درصد آب کشور را مصرف می کند رقمی نیست که بتواند بجای حق آبه دریاچه از آن استفاده کرد. طرح نکاشت و یا خرید تضمینی محصولات با آب مصرفی کمتر باز هم راهکار بهتری به نظر میرسد. کاشت درختان سریع رشد مانند صنوبر اقتصادی نیست و نیاز به خاکهای سبک آبرفتی دارند که خیلی گسترده نیستند. بطور مثال نمی‌توان صنوبر را در باغات سیب کاشت. تناسب اراضی بایستی انجام گیرد. تمامی این نظرات حاکی از آنست که بخش پژوهش کشور در بخش کشاورزی و منابع طبیعی به دلیل ضعف بودجه پاسخگوی علمی نیست.