1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اقتصادی
  4. >
  5. انرژی
  6. >
  7. بازار جهانی نفت و گاز

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

1 بهمن 1393 ساعت 15:36 شماره مسلسل: 2200046

سقوط قیمت نفت: آیا عربستان نقشی دارد؟

سقوط قیمت نفت: آیا عربستان نقشی دارد؟

عربستان سعودی همانند دیگر صادرکنندگان نفت در اثر کاهش قیمت نفت پول زیادی را از دست داده است اما آیا عربستان می‌تواند در این رابطه کار خاصی انجام دهد؟ عربستان سعودی تمایل دارد که ما تصور کنیم که آنها تعمداً دست به کاهش قیمت نفت زده‌اند تا نفت شیل که نفتی گران است را از میدان به در کنند. دیگران بر این باورند که عربستان سعودی می‌تواند باکاهش عرضه خود، کاهش قیمت نفت را متوقف کرده و حتی روند آن را معکوس گرداند. بر اساس این دیدگاه عربستان با عرضه حدود 9 میلیون بشکه نفت در روز مجال فراخی برای کاهش عرضه نفت و حفظ درآمد نفت خود دارد. با همین استدلال این عده می‌گویند با افزایش قیمت نفت، عربستان با تولید کمتر نیز به همین میزان از درآمد دست خواهد یافت. پس چرا عربستان به این کار اقدام نمی‌کند؟



عربستان سعودی همانند دیگر صادرکنندگان نفت در اثر کاهش قیمت نفت پول زیادی را از دست داده است اما آیا عربستان می‌تواند در این رابطه کار خاصی انجام دهد؟ عربستان سعودی تمایل دارد که ما تصور کنیم که آنها تعمداً دست به کاهش قیمت نفت زده‌اند تا نفت شیل که نفتی گران است را از میدان به در کنند. دیگران بر این باورند که عربستان سعودی می‌تواند باکاهش عرضه خود، کاهش قیمت نفت را متوقف کرده و حتی روند آن را معکوس گرداند. بر اساس این دیدگاه عربستان با عرضه حدود 9 میلیون بشکه نفت در روز مجال فراخی برای کاهش عرضه نفت و حفظ درآمد نفت خود دارد. با همین استدلال این عده می‌گویند با افزایش قیمت نفت، عربستان با تولید کمتر نیز به همین میزان از درآمد دست خواهد یافت. پس چرا عربستان به این کار اقدام نمی‌کند؟
پاسخ به این سوال را باید در تجربه کاهش قیمت نفت در دهه 80 جستجو کرد. در سال 1980 نفت به بالاترین قیمت خود رسید و در قیمت 104 دلار (به دلار سال 2013) به فروش می‌رسید. در سال‌های بعد، رکود اقتصادی دهه هشتاد به همراه تقاضای ضعیف بازار که در پی یک دهه نفت گران وجود داشت، فشاری برای کاهش قیمت نفت به وجود آورد تا جایی که قیمت نفت را هر سال 20 دلار کاهش داد تا جایی که در ماه اوت سال 1986 به قیمت 30 دلار رسید. جالب توجه است که در آن مقطع عربستان سعودی بازی متفاوتی را اتخاذ کرد که درس مهمی در مورد محدودیت قدرت عربستان و اپک در دستکاری در بازار نفت ارائه می‌کند.
در سال 1982 در حالیکه قیمت نفت هنوز خیلی بالا بود-(حدود 80 دلار در هر بشکه)- عربستان سعودی بحث سهمیه‌گذاری تولید را در اپک آغاز کرد. تا آن زمان، آنها در برابر دعوت دیگر اعضای اپک، خصوصا ونزوئلا، مبنی بر اینکه اپک رفتاری مشابه یک کارتل داشته باشد و سهمیه‌ای برای تولید نفت برای هر عضو تعریف کند مقاومت کرده بودند. اولین سهمیه‌های تولید نفت در ماه مارس 1982 ایجاد شد.
اما کاهش قیمت نفت به دلیل عدم‌پای‌بندی دیگر اعضا به سهمیه‌های تعریف شده و ازدیاد تولید کشورهای غیر عضو، ادامه یافت. در فاصله سالهای 1981 تا-1985 در حالیکه تولید نفت عربستان سعودی به اندازه 65 درصد کاهش یافت، تولید نفت دیگر اعضای اپک در مجموع 5 درصد افزایش پیدا کرد. تولید کشورهای غیر عضو اپک نیز به اندازه 16 درصد افزایش یافت. تخفیفات قیمتی رقبا که اکثرا پنهانی نیز بودند، موجب شد تا تولید نفت عربستان در سال 1985 به 3.6 میلیون بشکه در روز کاهش یابد و قیمت نفت در بازارهای جهانی به بشکه ای 60 دلار در هر بشکه برسد.
جای تعجب نیست که تهدید و تطمیع دیگر اعضای اپک توسط عربستان در جهت خودداری از ازدیاد تولید که به کاهش تولید نفت عربستان انجامیده بود بی‌نتیجه ماند. به همین دلیل در نوامبر سال 1985، عربستان سعودی سیاست نفتی خود را به طور اساسی تغییر داد و از خریداران نفت خواست تا همان مبلغی که به دیگر صادرکنندگان نفت می‌پردازند به آنها بپردازند. در طول ماه‌های بعد، این شیوه قیمت گذاری موجب اولین افت شدید قیمت شد و در تابستان ۱۹۸۶ قیمت اسمی نفت را تا مرز 12 دلار کاهش داد.
از زمانی که تعبیر کارتل اپک تعبیری فراگیر شد، این نخستین باری بود که قیمت جهانی نفت افت شدیدی را تجربه می‌کرد. در سالهای بعد، اپک و عربستان سعودی که از ایجاد هماهنگی برای کاهش تولید نفت عاجز مانده بودند، شاهد نوسانات قیمت در سطحی زیر 20 دلار بودند. تنها در اوایل قرن بیست و یکم، و آنهم به دلیل رشد اقتصادی قوی در آسیای جنوب شرقی که تقاضا برای نفت را افزایش داده بود، قیمت نفت شروع به رشد نمود. قابل توجه است که اپک نه تنها در جلو گیری از کاهش قیمت در سال ۱۹۸۶، بلکه در بالا بردن آن در دهه بعد هم نقش چندانی نداشت.
با توجه به قیمت‌های بالای نفت در دهه اول قرن بیست و یکم، مجددا تقاضای نفت ضعیف شد و عرضه‌ نفت‌های جایگزین شروع به رشد کردند و به تدریج مازاد عرضه شکل گرفت. در ماه اوت 2014 قیمت رو به کاهش گذارد اما این بار عربستان تصمیم گرفت تا دیگر برای هماهنگ کردن اعضای اپک برای کاهش تولید خود را به زحمت نیاندازد. در مقابل تصمیم گرفت تا بگذارد که قیمت، افت خود را ادامه داده و در مقابل خود عربستان تولید خود را حفظ نماید.
این واقعیت که وقتی مازاد عرضه زیاد می‌شود نه استراتژی عربستان و نه استراتژی اپک هیچ کدام در جلوگیری از کاهش قیمت نفت کارگر نیست موید آن است که مدل کردن بازار نفت به شکل یک کارتل امری اساسا اشتباه است. در دهه 80 میلادی، اینجانب و ژاک کرمر مدلی رقابتی از بازار نفت بر اساس رفتار تابع عرضه نفت که به عقب بر می‌گشت (شیب منفی) عرضه کردیم که می‌تواند چرایی کاهش شدید قیمت نفت در هنگام وجود اندک مازاد عرضه را تبیین کند.
نتیجه نگاه رقابتی به بازار نفت برای درک نوسانات بزرگ در قیمت نفت بسیار قابل توجه است. در بازارهای عادی، تعدیلات جزئی در قیمت می‌تواند مازاد عرضه یا مازاد تقاضا را حذف کند. اما در بازاری مثل نفت که مشخصه آن این است که منحنی‌های عرضه و تقاضا شدیداً بی‌کشش و تقریبا موازی هستند، تعادل وقتی دوباره ایجاد می‌شود که تغییرات قیمتی شدیدی ایجاد شود.
آن بخش از این مشخصه که به اپک بر می‌گردد آنست که آنها نمی‌توانند حتی بخش کمی از (عرضه) را کاهش دهند زیرا نمی‌توانند کاهش تولید هماهنگ را انجام دهند.. آنها فاقد مکانیزم‌هایی هستند که موجب می‌شود کارتل‌ها پابرجا بمانند یعنی مکانیزم‌های شناسایی خلف‌وعده‌کنندگان و تنبیه آنها. علاوه بر آن، عضویت در کارتل‌ها نمی‌تواند داوطلبانه باشد (تا چه برسد که 2.5 میلیون دلار هم بابت حق عضویت پرداخت کنند!) زیرا در این حالت هر عضوی که مایل باشد تا زیر توافق جمعی بزند می‌تواند به راحتی از این کارتل خارج شود بدون اینکه متحمل تنبیهی شود.
دلالت شیب منفی منحنی عرضه نفت در دوره‌های کاهش قیمت نفت این است که کاهش قیمت نفت تولیدکنندگان نفت را تشویق می‌کند تا تولید خود را افزایش داده تا نیازهای بودجه‌ای خود را برآورده کنند که این امر دقیقا مخالف آن چیزی است که در بازارهای عادی رخ می‌دهند. در بازارهای عادی با کاهش قیمت، عرضه نیز کاهش می‌یابد. این دقیقا تفاقی است که در مورد تولید برخی کشورها بخصوص روسیه صحت دارد.
درک این واقعیت ساده در مورد بازار نفت می‌تواند به فهم بهتر ما از سیاستی که در پس تصمیم عربستان سعودی برای حفظ تولید قرار دارد یاری رساند. یک نتیجه ساده اینست که عربستان لزوما این سیاست را برای مقاصد سیاسی و برای تضعیف ایران، ولو اینکه چنین خواسته‌ای هم داشته باشد، انجام نداده است. طنز داستان در این است که هر دو مقطع کاهش قیمت نفت، و با وجود رفتاری کاملا متفاوت، این اتهام به عربستان زده می‌شد که سیاست نفتی‌اش سیاستی ملهم از انگیزه‌های سیاسی و برای تضعیف ایران است. این واقعیت که آنها دوست دارند ایران را ضعیف‌شده ببینند امری پنهانی نیست، اما در اینکه بتوانند برای تحقق این مقصود در بازار نفت دستکاری کنند جای سوال دارد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
حسین

21 بهمن 1393 ساعت 07:35

همانگونه که کشورهای ابرقدرت دنیا توان مالی و صنعتی خود را در رسیدن به اهداف سیاسی بکار می گیرند ، به نظر می رسد عربستان هم از این قاعده مستثنی نبوده و برای رسیدن به اهداف سیاسی منطقه ای خود و متحدانش به نوعی منابع نفتی خود را هزینه می کند.