1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست علم، فناوری و نوآوری
  4. >
  5. موضوعات روز
  6. >
  7. شركت‌های دانش‌بنیان

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

20 مهر 1393 ساعت 16:52 شماره مسلسل: 6600034

اقتصاد دانش‌بنیان یا اقتصاد نوآور؟

اقتصاد دانش‌بنیان یا اقتصاد نوآور؟

امروزه بحث اقتصاد دانش‌بنیان در کشور بسیار داغ شده است و تقریباً هر سازمان یا نهادی یک دفتر یا یک کارگروه اقتصاد دانش‌بنیان برای خود ایجاد کرده‌اند و در حال بحث هستند که این اقتصاد چیست و برای ورود به آن چه‌کاری می‌توان انجام داد؟ قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان نیز تأکید کرده‌است که باید به این بنگاه‌ها توجه خاصی نمود و همچنین حمایت‌های ویژه‌ای نظیر معافیت‌های مالی، مالیاتی، گمرکی و غیره را برای آنان پیش‌بینی کرده است. طبق تعریفی که در این قانون آمده‌است، بنگاه‌های دانش‌بنیان همان بنگاه‌های با تکنولوژی برتر و باارزش افزوده بالا هستند. به‌عبارت‌دیگر، بنگاه‌های دانش‌بنیان آن دسته از بنگاه‌هایی هستند که کالایی را که تولید می‌کنند، ارزش‌افزوده و قیمت نهایی کالای آن عمدتاً متأثر از دانشی‌است که در آن نهفته است نه مواد اولیه و سایر هزینه‌ها. مثلاً یک دارویی که سایرین نمی‌توانند تولید کنند و بنگاهی با کسب یک دانش تخصصی آن را تولید می‌کند و قیمت نهایی آن بسیار بیشتر از هزینه‌ای است که برای مواد فیزیکی تشکیل‌دهنده آن صورت می‌گیرد. تأکید و تمرکز بر این بنگاه‌های دانش‌بنیان و قرار دادن آن‌ها به‌عنوان مرکز اصلی اقتصاد، هدف اساسی مدافعان اقتصاد دانش‌بنیان است. بدین ترتیب ارزش‌افزوده این بخش عمدتاً حاصل دانش است. این بنگاه‌ها برای اینکه بتوانند به چنین مرتبه‌ای دست پیدا کنند نیازمند درجه بالایی از تحقیق و توسعه حداقل بالای ۵% درآمد خود هستند و نیروی انسانی ماهر و تحصیل‌کرده باکیفیت بالای علمی زیادی نیاز دارند و باید بتوانند دانش را در انحصار خود نگه‌دارند. به یک معنا این‌ها بنگاه‌های عمدتاً Hi-Tech هستند.



مقدمه
امروزه بحث اقتصاد دانش‌بنیان در کشور بسیار داغ شده است و تقریباً هر سازمان یا نهادی یک دفتر یا یک کارگروه اقتصاد دانش‌بنیان برای خود ایجاد کرده‌اند و در حال بحث هستند که این اقتصاد چیست و برای ورود به آن چه‌کاری می‌توان انجام داد؟ قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان نیز تأکید کرده‌است که باید به این بنگاه‌ها توجه خاصی نمود و همچنین حمایت‌های ویژه‌ای نظیر معافیت‌های مالی، مالیاتی، گمرکی و غیره را برای آنان پیش‌بینی کرده است. طبق تعریفی که در این قانون آمده‌است، بنگاه‌های دانش‌بنیان همان بنگاه‌های با تکنولوژی برتر و باارزش افزوده بالا هستند. به‌عبارت‌دیگر، بنگاه‌های دانش‌بنیان آن دسته از بنگاه‌هایی هستند که کالایی را که تولید می‌کنند، ارزش‌افزوده و قیمت نهایی کالای آن عمدتاً متأثر از دانشی‌است که در آن نهفته است نه مواد اولیه و سایر هزینه‌ها. مثلاً یک دارویی که سایرین نمی‌توانند تولید کنند و بنگاهی با کسب یک دانش تخصصی آن را تولید می‌کند و قیمت نهایی آن بسیار بیشتر از هزینه‌ای است که برای مواد فیزیکی تشکیل‌دهنده آن صورت می‌گیرد. تأکید و تمرکز بر این بنگاه‌های دانش‌بنیان و قرار دادن آن‌ها به‌عنوان مرکز اصلی اقتصاد، هدف اساسی مدافعان اقتصاد دانش‌بنیان است. بدین ترتیب ارزش‌افزوده این بخش عمدتاً حاصل دانش است. این بنگاه‌ها برای اینکه بتوانند به چنین مرتبه‌ای دست پیدا کنند نیازمند درجه بالایی از تحقیق و توسعه حداقل بالای ۵% درآمد خود هستند و نیروی انسانی ماهر و تحصیل‌کرده باکیفیت بالای علمی زیادی نیاز دارند و باید بتوانند دانش را در انحصار خود نگه‌دارند. به یک معنا این‌ها بنگاه‌های عمدتاً Hi-Tech هستند.
مبنای شکل‌گیری چنین تفکری همان گزارش معروف (۱۹۹۶) OECD است که ادعا می‌کند اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی‌است که مستقیماً مبتنی بر تولید، توزیع و استفاده از دانش باشد. حال سؤال این‌است که آیا علی‌الاصول، اقتصادی داریم که دانش‌بنیان باشد، یعنی این نوع بنگاه‌ها محور و پایه اساسی اقتصاد آن‌ها باشد؟ اجازه دهید یک نگاه آماری به ارزش‌افزوده این بخش در اقتصاد بیندازیم. همان‌گونه که شکل زیر نشان می‌دهد(که از گزارش NSF گرفته‌شده است)، ارزش‌افزوده صنایع دانش‌بنیان از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۰ برای برخی از کشورها رسم شده‌است. در این بازه زمانی، ایالات‌متحده از ۲۵۰ میلیارد دلار به ۳۷۵ میلیارد دلار رسیده‌است و این عدد برای اتحادیه اروپا، ژاپن، چین و بقیة دنیا نیز مشخص‌است. طبق آمار بانک جهانی، کل تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۱۹۹۸ معادل ۹ هزار میلیارد دلار بوده‌است که بدین ترتیب ارزش‌افزوده صنایع Hi-Tech در اقتصاد این کشور چیزی حدود 8/2درصد می‌شود. در سال ۲۰۱۰، این رقم برای آمریکا درحدود ۱۵ هزار میلیارد دلار شده‌است که بدین ترتیب سهم ارزش‌افزوده بخش صنایعhi-tech در اقتصاد این کشور به ۲٫۲۵ درصد می‌رسد. بدین ترتیب نمی‌توان تصور نمود که آن‌گونه که OECD در ابتدا طرح کرده‌است، اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی‌است که مستقیماً مبتنی بر تولید و توزیع و انتشار دانش بناشده است:

:

جالب است که اگر نگاهی به تغییراتی که در OECD طی این سالیان نیز اتفاق افتاده است بیندازیم، نشان می‌دهد که این سازمان نیز پی به‌اشتباه مفهومی خود برده‌است. گزارش اخیر این سازمان در سال ۲۰۱۳ که با عنوان Science, Technology and Industry Scoreboard هر دو سال یک‌بار منتشر می‌شود، به عنوان Innovation for growth (نوآوری برای رشد) قلمداد‌می‌گردد. هدف از این گزارش رتبه‌بندی کشورها نیست بلکه ارائه شاخص‌هایی برای سیاستمداران است که مبتنی بر آن کشورها بتوانند اقتصادهای خود را با اقتصادهایی با ساختار یا سایز مشابه مقایسه کنند و ببینند که اهداف اقتصادی آن‌ها تا چه میزان محقق شده است؛ و البته امکان تحقق چنین گزارشی به دلیل تلاش‌های گستردة زیرساختی بوده‌است که قبلاً OECD انجام داده تا بتواند اطلاعات لازم را در کشورهای عضو تولید و به دست‌آورد.
درمجموع این گزارش به‌صورت خاص بر این مسئله تأکید می‌کند که نگاه کلی ما به اقتصاد باید پیرامون نوآوری باشد. ازاین‌رو، اقتصادی موفق است که بتواند در تمامی بخش‌های خود مدام شاهد نوآوری باشد و این نوآوری البته مستلزم تغییرات گسترده‌ای در زیرساخت‌ها، نهادها، قوانین و مقررات، سازمان‌ها و البته دانش و تکنولوژی است. به عبارت ساده‌تر، حتی اگر یک بخش دانش‌بنیان خوب و حرفه‌ای وجود داشته باشد که مثلاً بتواند بهترین نرم‌افزارها را در کلاس رقابت‌پذیری جهانی تولید کند (البته بنا به فرض)، وقتی این تولیدات مفید است که بتواند در سایر بخش‌های اقتصاد نیز کاربرد داشته باشد و این کاربرد زمانی محقق می‌شود که سایر بخش‌های اقتصاد نیز نوآور باشند.
فصل اول این گزارش با عنوان روندها و ویژگی‌های اقتصاد دانش(Knowledge economies)، به مسائلی نظیر نوآوری، دینامیک‌های بنگاهی، بهره‌وری و اشتغال می‌پردازد. در بحث از رشد، گزارش تأکید می‌کند که نوآوری از منابعی بیش از تحقیق و توسعه ناشی می‌شود که به‌نوعی این سرمایه‌گذاری‌های دانشی باید به شکل مکمل صورت‌گیرند تا درنهایت باعث تحقق نوآوری گردند. این سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه‌هایی نظیر ماشین‌آلات و تجهیزات، منابع انسانی، نرم‌افزار، طراحی و حتی سرمایه‌گذاری‌های سازمانی خود را نشان‌می‌دهد. همان‌گونه که شکل زیر نشان‌می‌دهد، ترکیب این سرمایه‌گذاری‌ها در کشورهای مختلف متفاوت است. مثلاً در کشوری مانند کره کماکان سرمایه‌گذاری بر روی زیرساخت‌های فیزیکی بخش اعظمی از سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه دانشی را شامل می‌شود درحالی‌که در کشوری مانند آمریکا، سرمایه‌گذاری بر روی عوامل غیر فیزیکی (نامشهود) بیش از سرمایه‌گذاری بر روی عوامل فیزیکی (شامل ماشین‌آلات و تجهیزات) است.
هنگامی‌که مجموع این سرمایه‌گذاری‌ها که به هدف توسعه دانش و نوآوری صورت می‌گیرد را مدنظر قرار دهیم، پایین‌ترین کشور ایرلند است که کمتر از (20%) درصد از ارزش‌افزوده فعالیت‌های اقتصادی خود را به سرمایه‌گذاری بر روی دانش اختصاص می‌دهد و بیشترین کشور کره جنوبی است بیش از(۳۰%) سرمایه‌گذاری صورت‌می‌دهد. بدین ترتیب در کشورهای عضو این اتحادیه متوسط بین(۲۰%) تا(۳۰%) کل اقتصاد بر روی توسعه دانش و نوآوری هزینه می‌شود.
با لحاظ کردن سرمایه‌گذاری‌هایی که بر روی حقوق مالکیت فکری صورت می‌گیرد در طبقه‌بندی تحقیق و توسعه (حتی با گسترده‌تر کردن معنای تحقیق و توسعه)، آمریکا بیشترین نرخ سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و مالکیت فکری را در حدود(۵ %) شاهد است و بدین ترتیب مشاهده‌می‌شود که تحقیق و توسعه بخش کوچکی از سرمایه‌گذاری بر ایجاد سرمایه دانشی و نوآوری است.

حال اگر ما بخواهیم تصور کنیم که اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که بر روی تحقیق و توسعه و نوع خاصی از شرکت‌ها که نرخ تحقیق و توسعه در آن‌ها بالاست، یعنی شرکت‌های با تکنولوژی برتر، بناشده است، بخش اعظم سرمایه‌گذاری‌ها و انواع آن‌ها را بر روی توسعه دانش در سایر بخش‌ها و صنعت‌ها فراموش می‌کنیم و این نکته را از یاد می‌بریم که این صنایع و بخش‌ها در اکثر موارد نقش مکمل‌ را برای یکدیگر بازی می‌کنند. اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که نرخ نوآوری در آن بالاست و نوآوری مستلزم تولید، بهره‌برداری و انتشار مداوم دانش و فناوری در تمام بخش‌های اقتصاد است.
نکته دیگر اینکه تلاش برای بردن درصد سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی، بدون در نظر گرفتن کل این پازل یک تلاش عقیم و بی‌فایده است و در بهترین حالت اگر محقق بشود، تجربه شوروی سابق را برای ما تداعی خواهد‌کرد که تکنولوژی و تحقیق و توسعه داشت، اما صنعت و نوآوری نداشت. کل نظام صنعتی کشور باید به حرکت درآید تا در پرتو آن صنایع به لبه‌های رقابتی برسند و ناگزیر از نوآوری شوند و نرخ سرمایه‌گذاری آن‌ها روی تولید، انتشار و بهره‌برداری از دانش بالا برود و به‌تبع آن نرخ تحقیق و توسعه هم بالا برود.
اگر نگاهی به تاریخ تحقیق و توسعه کشور کره جنوبی از بعد از جنگ جهانی دوم بیندازیم، نمودار زیر نشان می‌دهد که چگونه در برهة بعد از جنگ که بخش خصوصی حضور قوی و چشمگیری نداشت، دولت حدود دوسوم تحقیق و توسعه را تأمین می‌کرد اما با شروع فرآیند صنعتی‌شدن و حرکت این کشور به سمت رقابت‌های جهانی، بخش خصوصی کم‌کم جای دولت را در هزینه‌کرد تحقیق و توسعه گرفت تا اینکه به وضعیت کنونی رسیده است.
طبق جدول زیر، در سال 1965 کل هزینه‌کرد تحقیق و توسعه در کره جنوبی معادل 2.1 میلیارد won (حدود دو میلیون دلار) بوده است. 1.9 میلیارد wonاز این میزان را دولت انجام می‌داده و 200 میلیون won بقیه سهم بخش خصوصی بوده است. در سال 1970 این عدد پنج برابر می‌شود که سهم دولت حدود 9 برابر سهم خصوصی است. در 1975، میزان هزینه‌کرد تحقیق و توسعه به نسبت 1970 چهار برابر می‌شود ولی سهم بخش خصوصی کماکان در حال افزایش است و نسبت بخش خصوصی به دولت به نسبت 30 به 70 می‌رسد. پنج سال بعد یعنی در سال 1980، میزان تحقیق و توسعه مجدداً هفت برابر می‌شود که سهم بخش خصوصی به (36%) می‌رسد و در سال 1985، بخش خصوصی از دولت جلو می‌زند به‌طوری‌که سه برابر دولت در تحقیق و توسعه هزینه می‌کند. این میزان در سال 1990 به (80 %) می‌رسد و این روند تاکنون کم‌وبیش ادامه پیداکرده‌است.
همة این‌ها در حالی‌است که دولت به‌صورت مداوم هزینة تحقیق و توسعة خود را بالابرده، یعنی از 1.9 میلیارد won در سال 1965 به سه هزار میلیارد won (یعنی حدود 3 میلیارد دلار) در سال 1998 رسانده، اما در این میان بخش خصوصی هزینة تحقیق و توسعه خود را از 200 میلیون won در سال 1965 به بالاتر از 8 هزار میلیارد won (حدود 8 میلیارد دلار) در همین سال رسانده است.


شکل زیر نشان‌دهنده میزان تحقیق و توسعه در کشور کره جنوبی از سال 1995 به بعد است که در آن نقش صنعت، دانشگاه و دولت از یکدیگر تفکیک‌شده است.

طبق این نمودار، بیش از(70%) تحقیق و توسعه و هزینه‌های آن‌ها را بخش خصوصی انجام می‌دهد و این هزینه تحقیق و توسعه خود بخش گسترده‌تری از هزینه‌هایی است که این شرکت‌ها برای نوآوری انجام می‌دهند.
توصیه‌های سیاستی
مبتنی بر تحلیل فوق، چندین نکتة اساسی برای سیاست‌گذاری قابل احصاء است:
1. اول پرهیز از تقلیل اقتصاد دانش‌بنیان به یک سری شرکت‌هایی که هزینه تحقیق و توسعه بالایی دارند. علاوه بر اینکه تعداد این شرکت‌ها کم هستند و بخش کمی از تولید ناخالص داخلی کشور را ایجاد می‌کنند، این شرکت‌ها بخش بسیار کمی از تولید دانش و فناوری را نیز در کشور بر عهده‌دارند. این در حالی‌است که صنایع بزرگی که توان سرمایه‌گذاری‌های فراوان بر روی نوآوری، چه از طریق تولید دانش جدید، چه انتشار آن و چه بهره‌برداری از آن را دارا هستند، زیربنای اصلی نوآوری‌های اقتصادی را تشکیل می‌دهند. ازاین‌منظر، بسیار ضروری‌است قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان که با تأکید بر شرکت‌های کوچک دانش‌بنیان نگارش شده و تحقیق و توسعه را ملاک فعالیت‌های خود قرار داده‌است به‌سرعت اصلاح‌گردد. حتی در این حالت نیز باید سرمایه‌گذاری بر روی دانش به‌صورت گسترده مدنظر باشد و صرفاً منحصر به تحقیق و توسعه نگردد.
2. تحلیل مناسب از نقش و کارکرد تحقیق و توسعه در پیشرفت کشورهای دنیا این نکته را به ما نشان‌می‌دهد که تحقیق و توسعه به همان میزان که می‌تواند منجر به توسعه فناوری گردد، به همان میزان و یا حتی بیشتر از آن حاصل فرآیند توسعه صنعتی و فناوری‌است. اگر تأکیدات سیاستی به‌صورت متناسب نقش سرمایه‌گذاری بر روی تحقیق و توسعه را به همراه سایر عناصر و عوامل مهم دیگر در نظر نگیرد، بسته سیاستی کشور نه‌تنها کامل نخواهد بود، چه‌بسا به هدر رفت منابع، فرصت‌ها و سرمایه‌های فراوان منجر می‌گردد. این نکته‌ای‌است که در تجربیات برنامه‌های پنج‌ساله قبلی اتفاق افتاده و احیاناً در سیاست‌های اخیر علم و فناوری نیز مجدداً اتفاق افتاده‌است؛ یعنی سیاست‌هایی وجود دارد که برافزایش تحقیق و توسعه بدون توجه بر سیاست‌های صنعتی و توسعة صنعتی تأکید می‌کند، اما این مسئله در عمل محقق نخواهد شد.
3. نگاه دقیق‌تر به فرآیند توسعه دانش و فناوری در دنیا، نقش پررنگ بخش خصوصی را نشان می‌دهد. از این منظر، ما نیاز داریم که سیاست‌های اصل 44 را با اولویت بیشتری مدنظر قرار دهیم. یک سیستم دولتی در توسعه فناوری بسیار ناکارآمد است و تا بنگاه‌های خصوصی که درک بسیار بالایی از نیازهای بازار دارند، وارد این فرآیند نشوند، از یک سیستم دولتی نمی‌توان انتظار خاصی داشت. اینکه از دستگاه‌های دولتی بخواهیم هزینه تحقیق و توسعه خود را افزایش دهند، به معنای عدم درک درست جایگاه و نقش تحقیق و توسعه در دنیاست.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.