1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست داخلی
  4. >
  5. تنوع فرهنگی - هویتی و انسجام ملی
  6. >
  7. هویت‌های طایفه‌ای، قومی و مذهبی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

11 شهریور 1393 ساعت 16:49 شماره مسلسل: 4400022

تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

نقش ادراکات و تصورات متقابل گروه‌‏های مختلف از یکدیگر، یکی از عوامل تعیین‏‌کننده در تقویت یا تضعیف مبانی هویت جمعی است. در شرایط کنونی، تفکرات قالبی و پیش‌داوری‌ها در مناسبـات بین افراد، طوایـف، اقوام و گروه‌های ایرانی نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند و فهم دقیق ابعاد و زوایای این مسئله می‏تواند ما را در رفع بسیاری از سوء‏تفاهمات و تحکیم مبانی هویت ملی و رفع زمینه‌‏های بهره‌‏برداری نیروهای بیگانه بیش‌ازپیش یاری دهد. بهتر است از خود بپرسیم که پس از شنیدن این اسامی بلافاصله چه ذهنیت و تصوری به ذهن ما خطور می‏‌کند: آذری، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن، مشهدی، یزدی، اصفهانی، آبادانی، تهرانی، ... اگر بلافاصله تصوری منفی و کلی در رابطه با تمام افرادی که متعلق به این اقوام و شهرها هستند به ذهن برسد، متأسفانه نشان‌دهندة آن است که ما نیز قربانی کلیشه‌‏های برآمده از تصورات قالبی شده‌‏ایم.<br/>



مقدمه
نقش ادراکات و تصورات متقابل گروه‏های مختلف از یکدیگر، یکی از عوامل تعیین ‏کننده در تقویت یا تضعیف مبانی هویت جمعی است. در شرایط کنونی، تفکرات قالبی و پیش‌داوری‌ها در مناسبـات بین افراد، طوایـف، اقوام و گروه‌های ایرانی نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند و فهم دقیق ابعاد و زوایای این مسئله می‏تواند ما را در رفع بسیاری از سوء‏تفاهمات و تحکیم مبانی هویت ملی و رفع زمینه‏ های بهره‏ برداری نیروهای بیگانه بیش‌ازپیش یاری دهد. بهتر است از خود بپرسیم که پس از شنیدن این اسامی بلافاصله چه ذهنیت و تصوری به ذهن ما خطور می‏کند: آذری، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن، مشهدی، یزدی، اصفهانی، آبادانی، تهرانی، ... اگر بلافاصله تصوری منفی و کلی در رابطه با تمام افرادی که متعلق به این اقوام و شهرها هستند به ذهن برسد، متأسفانه نشاندهندة آن است که ما نیز قربانی کلیشه‏ های برآمده از تصورات قالبی شده‏ایم.
ازاین‌رو، فهم نگرش‌ها و ادراکات ایرانیان از یکدیگر و تلاش برای سنجش این نگرش‏ها به‌صورت دوره‌ای، می‌تواند موجب رفع بسیاری از سوءتفاهم‌های احتمالی، درک عوامل و زمینه‌های شکل‌گیری تفکرات قالبی و تدوین راهبردهای مطلوب برای کاهش آسیب‌های احتمالی در آینده شود.
جامعة ما، جامعه‌ای متنوع و پیچیده و درعین‌حال همبسته است که درک تفاوت‌ها، احترام به حقوق و جایگاه اقوام و گروه‌های هویتی و در چارچوبی کلی‌تر، تلاش برای حفظ وحدت و همبستگی ملی به‌عنوان هدف نهایی، از ضرورت‏های انکارناپذیر آن است. همبستگی ملی به معنای فراهم کردن زمینه‌های ساختاری لازم برای احساس وحدت منافع و مسئولیت‌های جمعی مردمی است که برخوردار از تباری واحد، ‌‌خاطرات مشترک، عناصر فرهنگی مشترک و پیوند با یک سرزمین تاریخی هستند (اسمیت ۱۸۸-۱۸۶: ۱۳۷۷).
در تعاریف ارائه‌شده دربارة تصورات قالبی، سه ویژگی قابل‌احصا است:
۱. تصورات قالبی مبتنی بر نوعی تعمیم مبالغه‌آمیز هستند. تعمیم مبالغه‌آمیز به معنای در نظر گرفتن ابعادی از یک رخداد و تلقی آن به‌عنوان کل واقعیت یا واقعیتی تمام‌عیار است. حداقل اگر این تعمیم‌ها کاملاً نادرست تلقی نشوند، آن‌قدر دربارة آن‌ها اغراق‌شده یا وجوه منفی در آن‌ها برجسته شده، که اعتبار آن‌ها مخدوش شده است. بزرگنمایی به معنای مبالغه درباره مسائل دیده‌شده و بااهمیت جلوه دادن وجوه قابل‌چشم‌پوشی رفتار و کنش دیگران است (ازخوش و عسگری، ۱۳۸۶: ۱۳۸). درواقع، این تصورات مبتنی بر تجارب انتخابی یا گزینشی است که در مواجهه با واقعیت‌ها و پدیدارهای بیرونی، صرفاً بخشی از واقعیت را به‌صورت اغراق‏آمیز موردتوجه قرار می‌دهیم. تصورات قالبی قومی، «پیش‌داورانه، ساده‌سازی شده، غیر منعطف و اغلب مبتنی بر تصوری نادرست از توانایی‌های ذهنی، اخلاقی یا فیزیکی گروه قومی خاصی است»(Boldane, 2003: 197)؛ اما این نوع سوگیری به نفع گروه خودی به‌تنهایی به معنای تصورات قالبی و پیش‌داوری نیست. همان‌طور که آلپورت بیان کرده است: «هر تعمیـم بیش از اندازه‌ای، پیش‌داوری نیست.» زمانی که این تعمیم‌ها در برابر شواهد مغایر مقاوم باشند، به پیش‌داوری تبدیل می‌شوند. یعنی زمانی که اطلاعات دال بر غلط بودن آن‌ها نادیده گرفته‌شده و یا فوراً کنار گذاشته شود (کاتم و دیگران، ۱۳۸۶: ۲۳۲). در این چارچوب ممکن است تصورات قالبی بر پایه رگه‌هـایی از واقعیت شـکل‌گرفته باشد و شـواهد اولیه‌ای برای اعتبار آن‌ها وجود داشته باشد، اما در این امر چنان اغراق‌شده است که شکل کاریکاتور گونه‌ای از واقعیت را بازنمایی می‌کند (Judd & Park, 1993: 109-128).
۲. تصورات قالبی صرفاً نتایج نامطلوبی به همراه ندارند، بلکه فرایند استدلالی و تجزیه و‌تحلیـل آن‌ها از بدو شکل‌گیری نامطلوب و مبتنی بر شواهد ناکافی است. «تصورات قالبی اغلب معلول نادانی، گاه تنبلی ذهنی، زمانی نتیجة خودخواهی و کینه و حسد، یا عصبیت‌های آشکار و ناپیدایی است که دربارة یک طبقة اجتـماعی، یک فـرد یا یک شـیء ساخته می‌شود و حاصل تجربة مستقیم واقعیت نیست. تفکر قالبی که ذهن انسان را اشغال می‌کند، قضاوت‌های نابه‌جایی را موجب می‌شود که ازنظر روانی و اجتماعی در رابطة بین گروه‌های یک جامعه با هم یا ملتی با ملت دیگر دارای اهمیت خاصی است» (ستوده، ۱۷۷: ۱۳۸۷-۱۷۵).
۳. تصورات قالبی، ناظر بر ادراکات و تصورات صرفاً فردی نیست، بلکه باورهایی است که در میان مردم یا حداقل در میان بخش عمده‌ای از آن‌ها دربارة افراد و یا گروهی خاص مشترک است (Schneider, 2004: 15). بر این اساس، تصورات قالبی، داشتن باورهایی دربارة افراد بر پایة عضویت آن‌ها در گروهی خاص و تعمیم‌هایی است که در مورد ویژگی‌های اعضای این گروه‌ها به کار می‏رود. این باورها می‌تواند مثبت، منفی یا بی‌طرفانه باشد(Rutland, 2009: section2 ). این باورها معمولاً همراه با نوعی نتیجه‌گیری شتابزده است که فرد بدون استدلال منطقی، به ذهن‌خوانی، پیشگویی افکار دیگران و درنهایت ارزیابـی و قضاوت آن‌ها اقدام می‌کند. در این وضعیت، تصورات قالبی پس از مواجهه با اعضای یک گروه خاص خودبه‌خود فعال می‌شوند و فرد بر پایة پیش‌داوری‌های ذهنی خود که بیشتر ماهیتی منفی دارد، بر توجیه دلایل منفی و بدخواهانه اصرار دارد. بسیاری از افرادی که تصورات قالبی را پذیرفته‌اند، بدون ارزیابی مستقیم آن‌ها و بر پایة داده‌هایی که به آن‌ها منتقل‌شده است، به ارزیابی گروه خاصی مبادرت می‌ورزند (Gordish, 2004: 212; Bogart, Ryan and Stefanov, 1999: 34).
در تعبیر نهایی، می‌توان تصورات قالبی را مجموعه‌ای از احساسات اغلب منفی، باورهای کلی و کنش‌ها دربارة برخی گروه‌های اجتماعی دانست که دارای فرهنگ، قومیت، زبان و نژاد متفاوتی هستند. این تصورات، خصیصه‌ها، ویژگی‌های فیزیکی، علائم، نقش‌ها، الگوهای رفتاری و نظایر آن را در ارتباط با گروهی خاص منعکس می‌کنند و برای همه اعضای یک گروه، به‌رغم تمایزات و تفاوت‌های زیاد، به کار می‌روند. تصور قالبی، ایده‏ای کلی دربارة گروهی مشخص یا دسته‏ای از افراد بر پایة برخی مفروضات پیشینی است که به واسطة آن، باورهای ساده ‏سازی‌شده و یکسانی (به دو صورت مثبت یا منفی) نسبت به آن‌ها پیدا می‏کنیم. ازاین‌رو، فرایند تعمیم‌دهی به‌عنوان امری ذاتی در تصورات قالبی، دربردارندة تعمیم مبالغه‌آمیز خصیصه‌هایی برای اعضای یک گروه و احساس همگنی میان آن‌هاست (Hamilton and et al, 2009: 179; Stephan, 1985: 599-658; Schneider, 2004: 22; Cothern, 2010, in: Internet Sources).
مسئلة اصلی در این نوشتار، بررسی نوع نگرش‌ها و تصوراتی است که هر یک از ما به‌صورت قالبی و کلیشه‌ای در ارتباط با محیط پیرامون خود به‌دست می‌آوریم و به دیگران منتقل می‌کنیم. این یافته‌ پژوهشی سیاستی، حاصل دو سال پژوهش منظم درباره تصورات قالبی و پیش‌داوری است که صورت پیمایشی در دو دانشگاه‌ یزد و تهران انجام شده است.
راهکارها و توصیه‌ها
حفظ وحدت و یکپارچگی هویتی، مستلزم اتخاذ راهکارهایی خلاقانه و مدبرانه است تا با کاهش و حذف تصورات منفی و نادرست اقوام و گروه‏های هویتی، فرصت‌های ساختاری لازم را برای بقای همبستگی ملی تضمین کند. ازاین‌رو، برای تحقق چنین ایده‌آلی در ادامه راهکارهایی عینی- عملی پیشنهاد می‌شود:
۱. آگاه کردن افراد نسبت به ماهیت تصورات قالبی، پیش داوری و پیامدهای آن و ارتقای سطح آگاهی افراد دربارة تنوع هویتی موجود در ایران، از طریق گسترش ارتباطات بین گروه‌های هویتی مختلف در جامعه، ایجاد فضای ساختاری لازم به منظور تجربة زندگی چند قومیتی در محیط‌های آموزشی، دانشگاه‌ها و ادارات، تسهیل تعامل و ارتباطات بین اقوام از طریق ازدواج، مناسبات اقتصادی که جنبة هم‏تکمیلی دارد و آگاهـی‌بخشـی به خانواده‌ها به‌خصـوص به والـدین به‌واسطة آنکه نقش آن‌ها در مراحل اولیة زندگی (پیش‌دبستانی) بیشتر است و نگرش بچه‌ها نسبت به دیگران اغلب مرتبط با دیدگاه‌های والدین است.
الف) تلاش مؤثر رسانه‌های دیداری و شنیداری و ارتقای عملکرد رسانه‏های جمعی به‌ویژه رادیو و تلویزیون، به مثابة یکی از ابزارهای مؤثر در راستای آشنایی با مواریث تاریخی، اقوام و نمادهای مشترک ملی و زدودن احساسات منفی و پیش‌داوری نسبت به دیگر گروه‏های هویتی.
ب) تلاش برای نشان دادن خصیصه‏های مثبت اقوام و گروه‏های هویتی و تصحیح نگرش‌های نادرست فرهنگی و رفع سوءتفاهمات و سوء تصوراتی که بر اساس اغراض و مطامع خاصی در جامعه ترویج‌شده است. این کار از طریق اعمال شیوه‏هایی نظیر آموزش زبان‌های محلی در کنار زبان فارسی، آشنا کردن نسل جدید با سنن و مبانی هویتی- فرهنگی اقوام مختلف ایرانی، برگزاری سفرهای متناوب و دوره‌ای در ایام فراغت دانش‌آموزان به مناطق مختلف کشور، ‌ممانعت از پخش اخبار، برنامه‌ها، پیام‌ها و مطالبی که با انتشار نگرشی خاص به یکی از اقوام، روحیه و احساس تعلق جمعی را تضعیف می‌کند، فراهم کردن زمینة ازدواج افراد مناطق مختلف کشور با یکدیگر از طریق بسترسازی فرهنگی، دخالت دادن نوجوانان و جوانان در این امر از طریق طرح پرسش‌های آموزشی- پژوهشی، انتشار و توزیع ماهنامه‌ها و مجلات مروج همزیستی هویتی در میان دانش‌آموزان و دانشجویان امکان‌پذیر می‌شود.
۲. اعتمادسازی و ایجاد زمینه‏ های شناخت متقابل به منظور کاهش تعصبات محلی و قومی و کاهش فاصلة اجتماعی میان گروه‌ها: هدف اصلی در این زمینه باید واسازی کلیشه ‏های موجود و نگاه ساده‌انگارانه و منفی به سایر گروه‌ها با جانشین کردن نگاه پیچیده‌تر و دور از پیش‌داوری باشد. این مسئله نیازمند پذیرش تفاوت‌های گروهی، احترام به آن‌ها و تغییر انتظارها در مورد رفتار اعضای گروه دیگر و مهم‌تر از همه ارتباط مستمر گروه‌ها بر اسـاس موقعیت بـرابـر است. ارتـقای سطـح آموزشی- شناختی و اصلاح فرایندهای اجتماعی شدن و ایجاد آمادگی ذهنی لازم برای مشارکت آگاهانه در فرایند هویت‏ سازی با تأکید بر بازسازی ذهنیت‏ ها، متناسب با نیازمندی‏ها و شرایط و مقتضیات امروزی اولویت‏ اصلی در این زمینه است.
۳. تلاش برای گسترش ارتباطات و پیوندهای جمعی در سطح ملی و زدودن احسـاس انزوا و بیگانــگی هویتی: پیش‌داوری موجب می‌شود که از گروه‌های دیگر دوری گزینیم؛ زیرا ارتبـاط، یکی از راه‌هــای درهـم شکستـن پیش‌داوری است. ارتباط میان گروهی نشان می‌دهد که اعضای گروه‌های مذهبی و نژادی، ارزش‌ها، توانایی‌ها، علایق و شخصیـت‌هـای مختلف دارنـد. ایـن کـار بـه روش‌هـای مختـلف امکان‌پذیـر است از قبیـل تقویـت ظرفیت مبادلات و ارتباطات داخلی، افزایـش ارتبـاطات فرهنگی نظیر سفرهای برنامه‌ریزی‌شده، برگزاری مراسم مشترک ملی با حضـور گروه‏های مختلف، بهره‌گیری از آهنگ‌ها و آواهای محلی و غیره، همچنین تضعیف نفوذ کشورهای بیگانـه از راه‌هـایـی مانند کنترل اطـلاعـات حسـاسیـت‌زا در سـایت‏های اینترنتـی و شبکه‌های ماهوارهای و ایجاد این احساس که بهترین مکان برای زندگی این اقوام همانا ایران است.
۴. سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای تصمیمات در مناطق مختلف کشور مستلزم مطالعه عمیق ساختارهای این مناطق و نیز مطالعة مستمر و ارزیابی بازخوردها و نتایج اقدامات انجام‌گرفته و به‌کـارگیـری مؤثر آن‌ها در چرخــة برنامـه ‏ریزی‌هـا و تصمیم‌گیری‌های آتی است. در این زمینه آنچه مهم است فهم زمینه‌های عملیاتی تصمیمات اتخاذشده است تا با فراهم کردن درک درستی از محیط عملیاتی‌ واکنش‌های احتمالی را پیش‌بینی و مدیریت کرد. اولـویت‏گذاری اهداف و نیــازها می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. در این چارچوب باید با نصب‏العین قرار دادن تشخص و هویت تک‌تک ایرانیان و پرهیز از هرگونه افراط‌وتفریط، تمهیدات لازم را برای افزایش خودباوری ملی فراهم آورد. برای مثال، صداوسیما بر اساس چنین رویکردی، باید کلیشه‏ های موجود در رابطه با برخی اقوام و گروه‏های هویتی را تضعیف کند و بر اساس رویکردی هدفمند، در برنامه‏ ها و مجموعه‏ های تلویزیونی به هر یک از آن‌ها به‌مثابه یکی از اجزای هویت ملی بنگرد.
۵. تدوین قوانین مناسب برای مقابله با هرگونه احساس تبعیض و پیش‌داوری (ممکن است فارغ از واقعیت‏های عینی، بیشتر به‌صورت ذهنی وجود داشته باشد) و آموزش اجتماعی و ترویج سیاست‏هایی که نیاز به همکاری میان گروهی را برای رسیدن به اهداف و همبستگی ضروری می‏داند، از راهکارهای مهم کاهش تصورات قالبی است. در این راستا می‏توان به چند نکته توجه کرد: ایجاد فضای رقابتی سالم برای تحرک اجتماعی، خلاقیت اجتماعی و تلاش برای بحث و مذاکره پیرامون علایق مشترک گروه‌های هویتی به‌نحوی‌که گروه‌های هویتی گوناگون برای برآوردن نیازهای هویتی خود، مجبور به احساس رقابت و تعارض با یکدیگر نباشند و اجرای سیاست‌هایی که همکاری میان گروهی را تشویق کرده و اتحاد چند گروهی را بر مبنای علایق و نه هویت گروهی ترغیب کند (کاتم و دیگران، ۱۳۸۶: ۲۷۲-۲۷۳). مشکلی که ممکن است در این زمینه بروز کند، تبعیض وارونه است. یعنی اینکه برای گروه‏های حاشیه‏ای، مزایایی بیش از دیگران قائل شویم. امتیازات سهمیه‌ای و مواردی که به تبعیضهای جدیدی بینجامد، ممکن است آثار زیانباری برای افرادی که از این امتیازها بهره ‏مند شده‏اند، به بار آورد و به نحوی تناقض ‏آمیز، رفتارهای تبعیض آمیز را علیه آن‌ها توسعه ‏دهد.
۶. در اولویت قرار دادن ایدة توسعة متوازن و تلاش برای
تحقق عدالت اجتماعی جهت از بین رفتن احساس تمایز برخی از گروه‌های هویتی بر دیگر گروه‏ها: یک جنبة کلیدی در این زمینه، جذب و به کار گماردن افراد شایسته از میان گروه‌ها و اقوام در موقعیت‌های در معرض تفکرات قالبی است که از سطح انتظار آنان و نیز گروه‌های دیگر فراتر باشد. برنامه‌های تبعیض مثبت با این هدف طراحی می‌شود. آنچه در این میان می‌تواند بیش از همه مؤثر باشد، رعایت جایگاه هر یک از نیروها و گروه‌های هویتی، تخصیص عادلانة منابع، ممانعت از فزون‌خواهی، باز توزیع منصفانه منافع، تعدیل مطالبات شهروندان جهت دستیابی به زمینه‌های مشترک و اتخاذ مواضع معتدل‌تر است تا امکان حصول به تصمیم‌گیری‌های قابل‌پذیرش فراهم شود.
منابع
ازخوش، منوچهر و عسگری (۱۳۸۶)؛ اندازه‌گیری باورهای غیرمنطقی در روابط زناشویی: استانداردسازی پرسش نـامــه باورهـای ارتبـاطـی، فصـل‌نامـه روانشناسان ایرانی، سال چهارم، ش ۱۴، زمستان: ۱۵۳-۱۳۷.
اسمیت، آنتونی (۱۳۷۷)؛ منابع قومی ناسیونالیسم، دفتر ترجمه، فصل‌نامه مطالعات راهبردی، پیش شماره اول، بهار.
ستوده، هدایت الله (۱۳۸۷)؛ روانشناسی اجتماعی، چاپ یازدهم، تهران: آوای نور.
کاتــم، مارتـا و دیگـران (۱۳۸۶)؛ مقـدمـه‌ای بر روانشناسی سیاسی، )ترجمه سید کمال خرازی و جواد علاقبند راد(، تهران: نشر جهاد دانشگاهی.
Boldane, Ilze (2003); Latvian's Ethnic Stereotypes Regarding Ethnic and Cultural Minorities of Latvia. Trans by Natalia Shorohora, Pro Ethnologia, 15: 197-206.
Cothern, Julie A. (2010); Prejudice and Racism, in: http://clearinghouse.missouriwestern. edu/manuscripts/479.php.
Hamilton David L. et al (2009); The Role of Ethnicity in Stereotyping processes and parameters. In Handbook of Prejudice, Stereotyping and Discrimination. Edited by Todd Nelson. NewYork: Psychology press.
Jahoda, (2001); Beyond Stereotypes. Culture & Psychology. 7: 181-197.
Judd, C.M. & Park, B. (1993); Definition and assessment of accuracy in Social Stereotypes. Psychological Review, 100: 109-128.
Miller, A.G. (1982); Historical and Contemporary Perspective on Stereotyping. In: Miller, A.G. (Ed) in the eye of Beholder: Contemporary Issues in Stereotyping. NewYork, Prages:1-40.
Rutland, Adam (2009); Children: Stereotypes and Prejudice". Encyclopedia of Group Processes & Intergroup Relations. London: Sage, available at: www.sparknotes.com /psychology/psychology101/socialpsychology/section2. rhtmlstereotypes.
Schneider, David J. (2004); The Psychology of Stereotyping. New York: The Guilford press.
Smith, Anthony (1991); National Identity. Las Vegas: University of Nevada Press.
Spangnberg, Judora and Elizabeth M. Nel (1983); The Effect of Equal - Statu Contact on Ethnic Attitudes, Journal of Social Psychology, 121, 2, Decamber: 173-180.
Stangor, C. (2000); Key Readings in Social Psychology: Stereotypes and prejudice. Levittown, PA: Psychology Press.
Stephan, Walter G. (1985); Intergroup Relations. In G. Lindzey & E. Aronson (Eds). Handbook of Social Psychology. NewYork: Random House. Vol 2: 599-658.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.