1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. سمن‌های محیط زیستی
  6. >
  7. سواد محیط زیستی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

14 مرداد 1393 ساعت 13:42 شماره مسلسل: 1100009

دشمن طاووس آمد پر او ! سه آفت سمن‌های محیط زیستی در ایران

دشمن طاووس آمد پر او ! سه آفت سمن‌های محیط زیستی در ایران

تشکل‌های مردم‌نهاد در ایران به شدت به آموزش و مراقبت نیازمند هستند. تنها در چنین شمایلی است که می‌توان به کارآیی آنها دل بست. در رابطة شکل‌گرفته میان فعالان و اعضای تشکل‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها می‌توان نشانه‌هایی از آسیب را مشاهده کرد. فعالان و علاقه‌مندان محیط زیست همواره از عدم توجه رسانه‌ها به محیط زیست گله‌مند بودند. شکایت می‌کردند که رسانه‌ها به فجایع محیط زیستی توجهی نمی‌کنند و به جای آن به مسائل کم‌اهمیت‌تر چنان پررنگ می پردازند که عموم مردم اولویت حیاتی مانند حق حیات و کیفیت زندگی را میان تبلیغات ضروری که بر مصرف بیشتر تکیه دارد، فراموش می‌کنند. در چند‌سال اخیر اما به نظر می‌رسد تعدد رسانه‌های در خدمت برخی از فعالان چندان به سود محیط زیست تمام نشده است.


با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید مجال دوبارة فضایی برای نفس‌کشیدن تشکل‌های مردم‌نهاد که برای چند سال در اعماقْ ناچار و وادار به تنفس مصنوعی شده بودند، پیش آمد. در چنین فضای مبارکی سازمان‌ها، ادارات و نهادهای بسیاری را می توان برشمرد که با آغوش باز فعالان و علاقه‌مندان مردمی را به حضور می‌پذیرند و در تلاش هستند تا با نشان‌دادن روی خوش و کلام شیرین نشان دهند که زمانه‌ای دیگر پدید آمده است و فعالان این تشکل‌ها می‌توانند در روند تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی دولتی مشارکت کنند.
اهل فن می‌دانند که تشکل‌های مردم نهاد در ایران گرچه «مردم‌نهاد» هستند و دوست‌تر دارند «غیردولتی» شناخته شوند، ولی در عمل چشم به کمک‌های«دولتی» دارند و در بسیاری موارد این توقع را به زبان می‌آورند. این قاعده از سوی دو طرف پذیرفته شده و نوعی دوستی و رابطة دوسویه مبتنی بر مدارا شکل گرفته است. «بسیاری» از تشکل‌های مردمی از انتقادهای صریح و مستقیم خودداری می‌کنند و «برخی» مدیران دولتی هم این رواداری را بی‌پاسخ نمی‌گذارند!
تا اینجای امر با سمحه و سهله پذیرفتنی است، اما تا چه اندازه تشکل‌های مردم‌نهاد آموزش‌دیده هستند؟ تا چه اندازه در جریان‌سازی‌های رسانه‌ای محق هستند و وقتی موج عمومی را با خود همراه می‌کنند و مدیران دولتی را در کنج رینگ گرفتار می‌کنند، تا چه میزان حق با آنهاست؟ مرز میان تبدیل «فرصت» به «تهدید» تشکل‌های مردم‌نهاد کجاست؟ آیا بروز و ظهور و تعدد همة تشکل‌های مردم‌نهاد را باید به فال نیک گرفت؟
بررسی آماری عملکرد رفتاری بسیاری از تشکل‌های مردم‌نهاد در حوزة محیط زیست نیازمند پژوهش‌های علمی است. امری که هزینه‌بر است و در بسیاری از موارد به دلیل عدم نظارت کافی، فقدان تعهد محققان، وسعت دامنة تحقیق و استناد به منابع غیرواقعی عموماً به نتیجة مطلوبی ختم نمی‌شود و حتی اگر این اتفاق نیز بیفتد، مدیران ترجیح می‌دهند چنین تحقیق‌های شکیلی را که لبریز از جدول و نمودارهای خشک و جدی است، را در قفسة کتابخانة دفتر کارشان قرار بدهند. آنچه در پی می‌آید نتیجة تجربیات میدانی نگارنده به عنوان یک فعال و نویسندة حوزة محیط زیست است.
حرف آخر را در گام نخست نیز می‌توان زد: تشکل‌های مردم‌نهاد در ایران به شدت به آموزش و مراقبت نیازمند هستند. تنها در چنین شمایلی است که می‌توان به کارآیی آنها دل بست. در رابطة شکل‌گرفته میان فعالان و اعضای تشکل‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها می‌توان نشانه‌هایی از آسیب را مشاهده کرد. فعالان و علاقه‌مندان محیط زیست همواره از عدم توجه رسانه‌ها به محیط زیست گله‌مند بودند. شکایت می‌کردند که رسانه‌ها به فجایع محیط زیستی توجهی نمی‌کنند و به جای آن به مسائل کم‌اهمیت‌تر چنان پررنگ می پردازند که عموم مردم اولویت حیاتی مانند حق حیات و کیفیت زندگی را میان تبلیغات ضروری که بر مصرف بیشتر تکیه دارد، فراموش می‌کنند. در چند‌سال اخیر اما به نظر می‌رسد تعدد رسانه‌های در خدمت برخی از فعالان چندان به سود محیط زیست تمام نشده است.
انتظار می‌رفت با تعدد رسانه‌ها و افزایش فعالان رسانه‌ای در حوزة محیط زیست توجه به این موضوع حیاتی بیش از گذشته شود و در خصوص مسائلی مانند آلودگی هوا، تخریب زیستگاهها، شکار غیرقانونی، آتش‌سوزی جنگل‌ها و ... واکنش‌های همدلانه از سوی عامة مردم ایجاد شود اما در حالی‌که موج نخست به خوبی در همین راستا شکل گرفته بود، نتایج نشان می‌دهد که استمرار نیافته است. متخصصان حوزة رسانه و تبلیغات می‌دانند که تکرار اخبار تلخ و گزنده گرچه در ابتدا موج همدلی را به همراه دارد و باعث ایجاد حساسیت می شود، اما در درازمدت مخاطبین در برابر اخباری از این دست واکسینه می شوند و دیگر هیچ خبری حتی با شدت و حدّت بالا هم نمی‌تواند آنها را وادار به واکنش کند. فعالان تشکل‌های مردم‌نهاد با استفاده از ظرفیت‌های فردی می‌کوشند تا بدنة خاموش اجتماعی را با تأکید بر انتشار اخبار دردناک، آزاردهنده و کنش‌آفرین جبران کنند.
چنین رفتاری گرچه در نگاه نخست ستایش‌آمیز به نظر می‌رسد، اما عدم نظارت بر آن سه خطر بالقوه را در پی خواهد داشت:
اول: شتاب‌زدگی و صدور حکم پیش از بررسی زوایای موضوع
در چند‌سال اخیر گرچه همراهی و همدلی فعالان تشکل‌های مردم‌نهاد سازمان محیط زیست به عنوان حامیان دلگرم‌کنندة مدیران این سازمان عمل کرده اند، اما در مواردی چون حمایت از محیط‌بانانی که در حین انجام وظیفه با شکارچیان درگیر و منجر به مرگ شکارچیان شده بودند، گاهی به دلیل عدم اشراف بر جزئیات واقعه و مندرجات پرونده، الفاظ و عناوینی را نثار قربانیان کرده‌اند که عملاً مسیرهای جلب رضایت از خانوادة قربانیان را مسدود کردند. چنین رفتارهایی گرچه دلسوزانه و در راستای حفاظت از محیط زیست ترجمه می‌شود اما کار رسیدگی به پرونده از طریق مجاری حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست را بسیار دشوار می‌کند، مقابله با جریان شکار، ساخت و سازهای هم‌راستا با توسعه و ... نیز می توان مواردی از این دست را برشمرد.
دوم: تزلزل در تصمیم‌گیری مدیران
بسیاری از اعضای تشکل‌های مردم‌نهاد فاقد تحصیلات در این حوزه که یک علم تخصصی بشمار می‌رود هستند، اما در تمامی حوزه‌های انسانی، دریایی و طبیعی به اظهار نظر و صدور نظرات تخصصی می‌پردازند. گرچه این نظریات در نگاه نخست پرهوادار و پرشور به نظر می‌رسند، اما لزوماً در عرصة عمل امکان اجرایی‌شدن آن‌ها وجود ندارد. ایجاد چنین موج‌های مردمی عموماً مدیران را در صدور تصمیمات دچار تزلزل و نگرانی از عدم حمایت مردمی می‌کند.
سوم: تشتت در آراء، واکنش منفی مخاطبان
نگاهی به عملکرد تشکل‌های مردمی نشان می‌دهد که آنها در بسیاری از موارد به عنوان علایق فردی خود را علایق عمومی در نظر می‌گیرند و بر آن اصرار دارند. به همین دلیل عموماً کسانی را که جریانات محیط زیستی را همراهی نمی‌کنند، را قابل سرزنش می‌دانند و برای همراه‌کردن مخاطبان منفعل دست به انتشار اخبار و تصاویر دردناک، آزاردهنده و کنش‌آفرین می‌زنند. چنین اخباری در کوتاه مدت به شدت ایجاد همدلی می‌کند اما بررسی اثرات چنین سبک از خبررسانی نشان می‌دهد در درازمدت مخاطبان منفعل و حساس‌شده به دلیل آزردگی از دریافت اخبار عمدتاً نومیدکننده که نشانگر فقدان کارآیی مدیران است، دچار ریزش می‌شوند.
می‌توان عوامل دیگری را نیز به این سیاهه افزود، اما همین موارد هم کفایت می‌کند تا فعالان تشکل‌های مردم‌نهاد در حوزة محیط زیست در معرض پایش و آموزش قرار گیرند. چنین آموزش‌هایی می‌تواند پتانسیل فوق‌العادة چنین نیروی ارزشمندی را سمت و سویی مطلوب دهد و ضمن هم‌افزایی، از هدررفت انرژی و شوق و شور دوستداران واقعی محیط زیست ممانعت کرد.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.