1. اتاق فکر استان‌ها

نوع مطلب: خبر

لرستان 3 آذر 1395 ساعت 14:03

فرصت ها و چالش های اقتصاد مقاومتی در استان لرستان

فرصت ها و چالش های اقتصاد مقاومتی در  استان لرستان

با توجه به اینکه استان لرستان در این سال به عنوان یکی از سه استان پایلوت اقتصاد مقاومتی انتخاب شده است، اتاق فکر استان لرستان بنا بر رسالت خود به عنوان پایگاهی برای استفاده از نظرات نخبگان دانشگاهی و غیر دانشگاهی و ذی نفعان برای حل معضلات استان و رابطی برای اتصال این نخبگان با دولت و مدیران اجرایی استان بر آن شد تا جلساتی را برای بررسی فرصت ها و چالش های اقتصاد مقاومتی در استان لرستان برگزار نماید.

پیش درآمد

با توجه به نامگذاری سال 1395 به عنوان سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» توسط مقام معظم رهبری و با عنایت به اینکه استان لرستان در این سال به عنوان یکی از سه استان پایلوت اقتصاد مقاومتی انتخاب گردیده است، اتاق فکر استان لرستان بنابر رسالت خود به عنوان پایگاهی برای استفاده از نظرات نخبگان دانشگاهی و غیر دانشگاهی و ذی نفعان برای حل معضلات استان و رابطی برای اتصال این نخبگان با دولت و مدیران اجرایی استان بر آن شد تا جلساتی را برای بررسی فرصت ها و چالش های اقتصاد مقاومتی در استان لرستان برگزار نماید.

در پی دیداری با استاندار محترم لرستان و معاونت سیاسی و امنیتی ایشان(در تاریخ 20/3/95)، و اظهار علاقه ایشان به بررسی فرصت ها و چالش های اقتصاد مقاومتی استان توسط اتاق فکر، جلسات متعددی در کارگروه های اتاق فکر، به خصوص کارگروه اقتصادی، برای بررسی این فرصت ها و چالش ها برگزار گردید. به منظور تعمیق بیشتر این مباحث و به نوعی جمع بندی آن ها تصمیم گرفته شد یک نشست هم اندیشی با دعوت از یکی از اقتصاد دانان برجسته کشوری و با حضور جمعی از صاحبنظران استانی از جمله خبرگان دانشگاهی مدیران استانی و نمایندگانی از سوی تولید کنندگان تشکیل گردد.

در همین راستا از جناب آقای دکتر محمد حسین ادیب از صاحبنظران برجسته اقتصادی کشور برای حضور در این نشست دعوت گردید. نوشته حاضر گزارشی از مباحث مطرح شده در این جلسه پربار است که در تاریخ 4/8/1395 با حضور دکتر ادیب، ریاست محترم دانشگاه لرستان، مدیران استانی، اعضای اتاق فکر استانی و جمعی از صاحب نظران در دانشگاه لرستان برگزار گردید. امید آنکه مورد استفاده مدیران محترم استان و سایر دلسوزان و علاقمندان به توسعه استان لرستان قرار گیرد.

اهم مطالب نشست

عزیزی رئیس دانشگاه لرستان

دانشگاه باید بازوی توانمند توسعه همه جانبه استان باشد. ما در این زمینه احساس دین می کنیم و امیدواریم که بتوانیم بعنوان یک دانشگاهی با استفاده از پتانسیل اساتید صاحب نظری که در تخصصهای مختلف در دانشگاه حضور دارند برای رفع چالش ها و موانع توسعه استان اعم از چالش های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کمک حال مدیران باشیم.

دانشگاه ها در 50 سال قبل صرفا آموزش محور بودند اما امروزه شعار ما رفتن به سوی دانشگاه های نسل سوم و دانشگاه های کارآفرین است. در همین راستا ماموریت گرا شدن دانشگاه لرستان نیز در برنامه افق ده ساله دانشگاه تعریف شده است.

پایان نامه ای که اجرا می‎کنیم باید بتواند مشکلی از جامعه حل کند، و اگر مقاله‎ای از این پایان‎نامه چاپ شود باید بتواند مشکلی از جامعه را حل کند.

اینکه فارغ‎التحصیلان دانشگاه فاقد مهارت هستند مساله‎ای کشوری است نه استانی، و باید دانشگاه‎ها به سمت فناوری نسل سوم بروند تا فارغ‎التحصیل فناوری تولید و اشتغال ایجاد کند.

لرستان یکی از استان‎های امن کشور برای سرمایه‎گذاری بخش خصوصی است.

گسست اصلی بین بخش اجرا و آموزش عالی وجود دارد چون هر کدام از این دو کار خود را انجام می‎دهند در حالی‎که این دو به حلقه اتصال نیاز دارند.

هاشمی مدیر اتاق فکر استانی

یکی از اهداف اتاق فکر نهادینه سازی، مشارکت و همفکری کلیه فرهیخته گان جامعه ایرانی و ورود آنها و اندیشه هایشان به چرخه سیاست گذاری عمومی است و به تعبیری می توان گفت که اتاق فکر حلقه مفقوده سیاست گذاریها و تصمیم گیریهای حکومتی و دولتی است. در جلسات اتاق فکر ما از خبرگان دولتی، کارشناسان دانشگاهی و ذی نفعان که همان تولید کنندگان می باشند استفاده می کنیم و امیدواریم در این جلسات تعاملی که در قالب مثلث دولت دانشگاه و تولید کنندگان است بتوانیم راهکارهای مفیدی را برای معضلات استان در زمینه های مختلف ارائه کنیم.

صفی خانی مدیر کل صنعت، معدن و تجارت استان

نگاه ما به صنعت به خصوص در استان لرستان باید عوض شود. باید به این باور برسیم که صنعت موجودی زنده و پویا است که باید بتواند تولیدات خود را به فروش برساند.

سند اقتصاد مقاومتی در بخش صنعت و معدن لرستان بر اساس آمایش صنعت استان و مطالعات انجام شده تهیه شده است.

استان لرستان در زمینه جذب منابع برای رونق تولید رتبه اول کشور را تا این لحظه داشته است. با توجه به ثبت نام ۲ هزار و ۲۱۴ شرکت ما تاکنون 317 میلیارد تومان در سامانه بهین یاب ثبت نام داشته ایم و منابعی را هم بانک ها به طور مستقیم در اختیار می گذارند.

ما تنها آن دسته از واحدهای صنعتی را حمایت می کنیم که تولیداتشان به روز باشد و محصولاتشان قابل رقابت در بازار های داخلی و خارجی باشد.

ما 18 طرح صنعتی بزرگ ولی نیمه تمام را نیز در استان شناسایی کردیم که از 20 تا 80 درصد پیشرفت فیزیکی داشتند و می توانستند ارزش افزوده ای تا 6000 میلیارد تومان برای استان بیاورند ولی به دلایلی متوقف شده بودند ما تصمیم گرفتیم که این صنایع را احیا کنیم و در سند اقتصاد مقاومتی نیز این را آوردیم. از جمله این صنایع لاستیک سازی خرم آباد یا ذوب آهن ازنا که 13 سال ناتمام مانده بود می باشد.

بعضی شرکت ها نیاز دارند که تولیداتشان را به روز کنند که 22 طرح را در این زمینه قرار شده حمایت کنیم. مانند بایر افلاک که در زمینه تولیدات دامی کار می کند و یا نساجی بروجرد که 40% آن از پارسال تاکنون بازسازی شده است

اقدامات قابل توجهی برای بازاریابی و فروش محصولات غیرنفتی استان لرستان انجام شده است به طوری که ما در سال گذشته رشد یکصد و چهار درصدی در زمینه صادرات غیر نفتی داشته ایم که بی سابقه بوده است.

در بحث واحدهای دانش بنیان ما از واحدهای فعال و خوب شروع کردیم و اول سعی کردیم این واحدها را دانش بنیان کنیم و بعد سایر واحدهایی که دانش بنیان هستند و موفق بوده اند را حمایت کنیم. ایجاد واحدهای R&D در صنایع نیز از دیگر اولویت های ما بوده است.

برنامه دیگر ما آنست که با توجه به ظرفیت های موجود، چند شهرک صنعتی در استان ایجاد کنیم و استان را به قطب واحدهای صنعتی تبدیل کنیم. هفده ماده صنعتی با ارزش در استان وجود دارند. یکی از این مواد با ارزش آهک است که جنوب استان را به قطب آهک تبدیل خواهد کرد. همچنین دو شهرک خصوصی دارویی را در استان شکل خواهیم داد.

محمد حسین ادیب (بخش اول)

منبع تغذیه سود در شرکت ها در ایران چهار چیز بود که دیگر وجود ندارد و این باعث می شود که استان لرستان بسیار منتفع شود که این مسئله برای استان بسیار مهم است:

عامل اول؛ منبع تغذیه سود شرکت ها در ایران درآمد های نفتی بود. اطلاع دارید که دولت ایران سه منبع درآمد دارد: نفت، مالیات و سایر. درآمد نفت دولت امسال 43 هزار میلیارد تومان بود که از این مبلغ 33هزار میلیارد تومان آن فقط به دو صندوق بازنشستگی تعلق گرفت. یعنی 83 درصد از درآمد نفت به دو صندوق بازنشستگی تعلق گرفت. درآمد سایر هم 28 هزار میلیارد تومان بود و این در حالی است که هزینه وزارت آموزش و پرورش هم امسال 28 هزار میلیارد تومان بود. یعنی درآمد سایر هم برای وزارت آموزش و پرورش هزینه می شود.

پس دولت در هر حوزه ای بخواهد دخالت کند، مردم باید مالیات بدهند که دولت بتواند دخالت کند. پیام این حرف این است که دیگر یک شرکت نمی تواند بهره وری خود را از محل اتصال به درآمد های نفتی تامین کند. این بدین معنی است که بسیاری از شرکت ها سودآور بودند چون یک طوری به درآمد های نفتی وصل می شدند و الان دیگر چنین چیزی وجود ندارد.

عامل دوم؛ سودآوری شرکت ها، سود ناشی از تورم بود. دقت داشته باشید که از سال 1381 تا 1391 قیمت ها در ایران 5/4 برابر شد و اطلاع دارید که تورم در ایران الان 5/6 درصد است و پیش بینی من این است که این تورم به 3 درصد کاهش پیدا کند، هر چند که تورم تولید کننده الان 3 درصد است و تورم مربوط به مصرف کننده 5/6 درصد است که در ماه های آینده کاهش پیدا خواهد کرد. سود اکثر شرکت ها، سود ناشی از تورم است و این دیگر سوددهی نیست. بنده برای قریب به 800 شرکت مشاوره و سخنرانی داشتم باید بگویم که 80 درصد از سود آنها همین سود ناشی از تورم است که الان دیگر وجود ندارد.

عامل سوم؛ که شرکت ها به گونه ای از آن به سود تعبیر می کنند آنست که تا یک دوره طولانی در ایران (تا سال 1391) نرخ بهره بسیار کمتر از نرخ تورم بود. بنابراین از وام به عنوان سود تعبیر می کردند. یعنی مثلا شرکتی100 تومان وام می گرفت و سپس 110 تومان بدست می آورد. ولی الان دیگر نرخ بهره بانکی بسیار بیشتر از تورم است به گونه ای که وام دیگر رانت نیست و وام در واقع منبعی نیست که به سود در شرکت ها منجر شود.

عامل چهارم؛ که شرکت ها به عنوان سود تعبیر می کردند منابع انرژی بود. یک زمانی یک واحد نفت 105 دلار بود و دولت انرژی را با قیمت 10 دلار در داخل به فروش می رساند. اکنون اوپک گزارش داده است که در سال 2016، نفت واحدی 41 دلار در بازار جهانی است که دولت آن را در داخل 15 دلار به فروش می رساند. یعنی شرکت ها از این یارانه استفاده می کردند و انرژی 10 دلاری در داخل می خریدند و در خارج به قیمت 105 دلار به فروش می رساندند و این اختلاف را سود شناسایی می کردند. که در سال 1391 که قیمت نفت 41 دلار شد دیگر وضعیت شرکت ها تغییر کرد.

نکته اول: عرض بنده این است که در حال حاضر یک شرکت نه می تواند سوار بر درآمد های نفتی شود که بی کفایتی خود را بپوشاند و نه سوار بر تورم یا وام بانکی شود و نه می تواند از یارانه مخصوص به انرژی استفاده کند. پس در حال حاضر 90 درصد سودی که شرکت ها می توانند کسب کنند، سود ناشی از فروش است. یعنی سفته بازی در کشور تمام شد. یک زمانی گفته می شد که هر کسی در هر رشته و تجارتی که مشغول به کار است بهتر است کنار آن به کار مسکن هم مشغول باشد و تا سال 1391 این حرف درست بود ولی از آن به بعد همه کسانی که به این توصیه عمل کردند الان پشیمان هستند. یعنی سفته بازی در کشور تمام شده و فقط باید به سود عملی متکی باشند و رانت چندانی الان در کشور وجود ندارد و این برای افراد با لیاقت پیام مثبتی است. قبلا چون درآمد نفتی کشور بالا بود محصولات کشاورزی و لبنی به وفور وارد می شد ولی در حال حاضر که کشور پول ندارد پس باید این محصولات در داخل تولید شود و در این صورت استان های کشاورزی محور مانند لرستان پیشرفت خواهند کرد. الان دیگر مانند سابق پول نداریم که مواد غذایی سوبسید دار در بازار جهانی را وارد و با سوبسید مجدد در داخل به فروش برسانیم به طوری که استان های کشاورزی و دام محور مانند لرستان بازنده میدان شوند. در ماه های تیر و مرداد 36 درصد عامل تورم در ایران افزایش قیمت گوشت بوده است چون مانند سابق پول ندارند که نیاز گوشت را با وارد کردن برطرف کنند و دولت مجبور شد که از جیب مردم این پول را جبران کند. ولی اگر بازار داخلی این کمبود را جبران می کرد دیگر چنین افزایش قیمتی نداشتیم. بنده می گویم که بیشترین گرانی در تیر و مرداد به خاطر گوشت بوده است و این خبر خوبی هم هست که گوشت گران شده است. برای اینکه شما با دلار سوبسید دار گوشت را وارد کشور می کردید و خوراک مرغ را با ارز یارانه ای وارد کشور می کردید بعد استان هایی که
می خواستند با اقتصاد بازار گوشت تولید کنند توانایی رقابت نداشتند. به فهم بنده چون الان مانند سابق ارز نداریم، قطعاً استان های کشاورزی محور و دام محور رشد می کنند که یکی از آنها لرستان است. اثر سقوط قیمت نفت احیای اقتصاد لرستان خواهد بود.

نکته دوم: اینکه به نظر من مهمترین عاملی که مانع توسعه استان لرستان می شد، نرخ ارز بود. این نرخ ارز تناسب با واقعیت های مملکت ندارد. اگر به من بگویند که آینده نرخ ارز را چگونه پیش بینی می کنی؟ بنده
می گویم که ما 18 میلیون جوان داریم بین 24 سال تا 34 سال که اینها به شغل نیاز دارند، ولی فعلا اشتغال اینها در دستور کار نیست اما دیر یا زود که این خیلی طولانی نیست در این کشور دو میلیون نفر برای نداشتن شغل تظاهرات می کنند و شب شورای امنیت جلسه تشکیل میدهد و می گوید با این نرخ ارز نمی شود برای آنها شغل ایجاد کرد، اگر می خواهید شغل ایجاد شود باید نرخ ارز افزایش یابد. به فهم بنده ، خیلی بیشتر از نرخ موجود باید ارز گران شود تا تولید در داخل اقتصادی شود و آنوقت است که می شود اشتغال ایجاد کرد. پس به آن فردی که
می آید در جلسه و می گوید چطور می شود شغل ایجاد کرد باید گفت که باید دلار نرخ واقعی خود را داشته باشد و در این صورت است که لرستان می تواند خودش را نشان دهد. به فهم بنده علت بحران اقتصادی لرستان این است که ارز باید 7000 تومان باشد در حالی که الان 3500 تومان است. در سال 1392 ما 62 درصد نرخ تورم داشتیم در حالی که دلار گران نشد. به نظر من باید همان موقع قیمت دلار مطابق این نرخ تورم اصلاح می شد و اصلا نیازی به کمیته و فکر و برنامه ریزی هم نداشت. خود استان لرستان سرمایه گذاری های می کند که آن سرمایه گذاری ها نیاز غذایی جامعه را بر طرف می کند. بنابراین با توجه به اینکه تخصص من فروش آینده یعنی پیش بینی آینده است، پیش بینی می کنم که نرخ ارز اصلاح می شود و با این اصلاح تولید در استان های دامی و کشاورزی توجیه اقتصادی پیدا می کند.

ما الان 9 میلیارد دلار مواد غذایی وارد می کنیم و با اصلاح نرخ ارز می شود این 9 میلیارد را در داخل تولید کرد. و وقتی بشود در داخل آن را تولید کرد، استان هایی مثل استان شما برنده این میدان خواهد بود.

اگر اجازه دهید من به فاز دوم بحثم بپردازم که آینده استان چیست؟ خب اولین نکته این شد که استان شما کشاورزی محور و دام محور است و این مزیت تقویت می شود و نیاز نیست که در استان برنامه ریزی شود ارز اصلاح می شود و خود به خود درست می شود. اما نکته بعد در ارتباط باصنعت ببینید چون مقامات اجرایی استان هم حضور دارند، این به فهم بهتر مسئله کمک می کند. ببینید 80 درصد تولید روز دنیا با فن آوری موج سوم و
20 درصد تولید روز دنیا با فن آوری موج چهارم انجام می شود. تولیدات با فن آوری موج سوم 50 درصد ارزان تر از فن آوری موج دوم تمام می شود. ببینید این بطری آب 17 گرم است که با فن آوری موج دوم در ایران تولید
می شود. همین بطری آب را ترکیه با فن آوری موج سوم با 11 گرم تولید میکند یعنی فن آوری موج سوم به 50 درصد مواد اولیه کمتر برای تولید نیاز دارد. در نتیجه تحقیقی که دانشگاه هاروارد انجام داده است می گوید که با این فناوری تولید 50 درصد ارزان تر می شود. پس فن آوری موج دوم نمی تواند با موج سومی رقابت کند. و فن آوری موج چهارم هم 40 درصد ارزان تر از موج سوم است. پس قطعا با فن آوری موج دوم کسی نمی تواند تولید اقتصادی داشته باشد مگر اینکه زیان آن را بدهد. بنابراین، یک سری صنعت موج دومی در این استان هست که
می گویند به ما وام بدهید تا بتوانیم 4 روز دیگر تولید کنیم یعنی با این وام 4 روز زیان خود را پوشش دهیم. بنده خیلی صریح به شما می گویم که کمک کردن به صنایع موج دومی فقط باعث می شود که بدهی آنها بیشتر شود و با وام بانکی زیان آنها برای ادامه تولید پوشش داده شود. یک سال دیگر تولید می کنند و وام پوشش آن تمام می شود و دوباره وام می خواهند. یعنی کسی باید باشد که زیان اینها را تامین کند. با قاطعیت خدمت شما می گویم که حمایت از صنایع موج دومی فرجامی ندارد.

راه حل این است که فن آوری موج سوم و چهارم بیاید. فن آوری جدید بیاید. فن آوری جدید نیاز به نرم افزار جدید دارد که کار دانشگاه است. یک نکته ای خدمت شما بگویم که من روزی که از دانشگاه اصفهان بازنشسته شدم، یک مراسم برای بنده گذاشته و خواستند که دو دقیقه صحبت کنم. گفتم که ببینید بچه ها من یک عذرخواهی به همه شما بدهکارم. من 30 سال در دانشگاه اصفهان دانشجو را آماده کردم برای دیروز. من سی سال دانشجو ها را آماده کردم برای مشاغلی که دیگر وجود ندارد. ما در دانشگاه بلدیم دانشجو را آماده کنیم برای مشاغلی که دیگر وجود ندارد. بنده به عنوان یک دانشگاهی عرض میکنم که امسال ما بیشتر از درآمد نفت داریم در بخش آموزش هزینه و سرمایه گذاری می کنیم. یعنی 28 هزار میلیار تومان در آموزش و پرورش هزینه می کنیم و همچنین بودجه وزارت علوم را هم در نظر بگیرید، بخش آموزشی درمان را هم در نظر بگیرید، مدارس غیر انتفاعی را هم در نظر بگیرید. ما بیش از 43 هزار میلیار تومان امسال در بخش آموزش هزینه کرده ایم، ولی یک سیستم آموزشی داریم که مهارت های مورد نیاز بازار را آماده نمی کند. یعنی یک سری نیاز پاسخ داده نشده در بازار وجود دارد و یک سری دانشگاهی هم اینجا وجود دارد و ارتباطی هم با هم ندارند. به فهم بنده 80 درصد کارخانه ها و شرکت ها در ایران و در استان شما نمی دانند که فردا صبح می خواهند چکار کنند بعد می آیند سراغ رشته های دانشگاهی، می گویند آقا فردا صبح چکار کنیم، خود دانشگاهی ها هم نمی دانند.

پس اتفاقی که باید بیفتد این است که دانشگاه ها باید بتوانند دانش موج سومی و چهارمی را به اقتصاد تزریق کنند. توصیه بنده این است که راه آینده استان صنعت کشاورزی محور است. شما نیاز به صنعتی دارید که مزیت های آن در استانتان موجود باشد مانند صنعت دام محور. بنا به گفته سازمان تجارت جهانی سرمایه را در کنار دریا هزینه کنید (برای امکان صادرات) ولی این تدبیر در لرستان اقتصادی نیست. پس ما باید صنایع مرتبط را ایجاد کنیم مانند صنعت کشاورزی و دامی.

نکته قابل ذکر دیگر آنست که در همه رشته ها فن آوری موج چهارم نیامده است و در 80 درصد رشته ها فن آوری موج سوم را داریم پس در صورت وجود باید فن آوری های موج چهارم و سوم را بکار ببریم. دانشگاه اینجا باید به عنوان رابطی باشد که موج سوم و چهارم نرم افزار و دانش اش به اقتصاد استان تزریق شود.

نکته دیگر آنکه در سطح کشور اتفاقی که افتاده است مفهوم بازاریابی جایگزین مفهوم فروش شده است. مفهوم فروش با بازاریابی چه فرقی دارد؟ در مفهوم فروش من در مغازه خودم می نشینم تا خریدار بیاید و کالایی را از من بخرد. اما مفهوم بازاریابی این نیست. در مفهوم بازاریابی، فروشنده به سراغ خریدار می رود. در ایران به صورت گسترده، مفهوم بازاریابی دارد جایگزین مفهوم فروش می شود. یعنی اینکه شما در استان خود بنشینید و از
استان های دیگر بیایند و از شما خرید کنند چنین خبری نیست. باید در استان مفهوم بازاریابی را یاد بگیرید. به نظر من خیلی از تولیدات این استان امکان عرضه به استان های دیگر را دارد ولی اشکال، اشکال بازاریابی است. شما اینجا نشستید که به سراغتان بیایند؟ خب نمی آیند.

یک مشکل دیگر تجارت در استان مشکل ارتباطات است. من هفته پیش در بوشهر سخنرانی داشتم. 20 درصد ثروت کشور در عسلویه است بعد بازرگانان و تجار بوشهری می گفتند کار نیست. گفتم 20 درصد ثروت کشور در استان شماست، گفتند آقا این کار را به ما نمی دهند و به تهرانی ها واگذار می کنند. گفتم نه اینطور نیست شما مشکل ارتباطات دارید. شما نمی توانید با بخش گاز در استانتان ارتباط برقرار کنید بعد تهرانی که ارتباطات را بلد است کار را می گیرد و می برد تهران. من به آقای دکتر عزیزی گفتم که من 800 تا سخنرانی در کل کشور داشته ام و این اولین سخنرانی من در استان لرستان است، پس شما ارتباطاتتان با استان های دیگر کم است. من 70 الی 80 سخنرانی در استان فارس داشته ام پس معلوم است ارتباطاتتان ضعیف است.

پس به نظر من وظیفه دانشگاه این است که مثلا رشته مدیریت باید کلاس های فشرده دو ماهه در رابطه با بازاریابی برگزار کند. و مفهوم بازاریابی را به تجار استان معرفی کند. بچه هایی که دوره روانشناسی هستند دوره های خاص برگزار کنند برای ایجاد ارتباطات. شما در ارتباطات ضعیف هستید. به سادگی یک شرکت تهرانی با ارتباطاتش می آید و فرصت های شغلی را از شما می گیرد. ارتباطات هنر است. ارتباطات که فساد نیست.

یک نکته دیگر که باید اضافه کنم، دانشگاه ها برای ارتقاء اساتید مقاله و کتاب را ملاک قرار می دهند ولی بزرگترین اشکال کشور ما این است که مقالات علمی تجاری سازی نمی شود. ما که اینقدر مقاله داریم چند تای آنها تجاری سازی شده و وارد بازار شده که بشود از آنها پول درآورد. در غرب 90 درصد درآمد دانشگاه از راه قرارداد بدست می آید. یعنی دانشگاه خودش را تقویت می کند تا بتواند نیاز های جامعه را پاسخگو باشد سپس متقاضی ایجاد می شود و با دانشگاه قرارداد می بندد و هزینه دانشگاه تامین می شود. به خصوص در رشته اقتصاد و مدیریت دانشکده ها باید کاملا خود کفا باشند. دانشکده اقتصاد و مدیریت باید توانایی تامین بودجه سه یا چهار دانشکده دیگر را هم داشته باشند. یعنی هر کس در ایران مشکل اقتصادی دارد (که کم هم نیستند) باید بیاید با دانشگاه قرارداد ببندد البته مشروط بر اینکه داشگاه مشکلش را حل کند. اگر بیاید قراردادی ببندد و ببیند مشکلش حل نشده است خب این اولین و آخرین قرارداد او خواهد بود. دانشگاه باید بتواند مسائل مبتلا به جامعه را حل کند. دانشگاه باید راه حل محور باشد نه مسئله محور. حرف هایی که ما می زنیم، نباید تنها بیان درد باشد. بیان درد را که تقریبا همه آشنا هستید ولی چه کسی می تواند راه حل ارئه دهد؟ مطالب باید راه حل محور باشد. دانشگاه باید راه حل محور باشد. تحقیقاتی که در دانشگاه انجام می شود باید برای مشکلات مبتلا به استان راه حل ارائه دهد. پس اول اینکه راه حل بدهید و دوم اینکه مخاطبتان دولت نباشد و بخش خصوصی را خطاب قرار دهید و طوری حرف بزنید که کسی بتواند یک میلیون بیشتر پول در بیاورد. چون دولتی که درآمد نفتش مال صندوق بازنشستگی و درآمد سایرش هم مال آموزش پرورش و بقیه اش را هم به عنوان مالیات از مردم می گیرد چنین دولتی خیلی به شما کمکی نمی کند.

بنابراین پیشنهاد می کنم اگر می خواهید استانتان پیشرفت کند این تفکر دولت محور را کنار بگذارید و به فکر بنیه های فکری خودتان باشید. روی پای خودتان بایستید. این سطح درآمد دولت پیامش این است که روی پای خودتان بایستید. حالا که می خواهید روی پای خودتان بایستید مخاطب حرف های شما باید مردم باشند. آقا چکار باید کرد که یک قدم بیشتر بردارند. بگذارید من یک مثال بزنم. من هفته گذشته برای انبوه سازان تهران یک سخنرانی داشتم. گفتم ببینید 12 درصد خانه های که در شهریور در تهران به فروش رفته خانه های بالای 130 متر بوده است. اما میانگین پروانه ساختمان های موجود مفیدش بالای 130 متر بوده است. این یعنی شما متناسب با نیاز بازار کار نکردید. شما باید متناسب با نیاز بازار تولید کنید. یعنی بررسی کنید ببینید کدام متراژ مشتری بیشتری دارد. مانند یک کفش فروشی که فقط شماره کفش بالای 46 داشته باشد بعد اعتراض کند چرا کسی کفش از من نمی خرد. مشکل شما به دولت ربطی ندارد اشکال از خودتان است. بنده به شما دانشگاه لرستان عرض می کنم که شما چیزهایی در این دانشگاه تولید می کنید که متناسب با بازار نیست. محصولی را تولید می کنید که به کمک این محصول نمی شود مشکل تاجر لرستانی را حل کرد. به سمت تولید محصولاتی بروید که بتوانید نیاز او را تامین کنید.

نظر پوری (مدیر کارگروه اقتصاد اتاق فکر)

ما در جلسات کارگروه اقتصاد اتاق فکر استانی چالش های اقتصاد مقاومتی در زمینه سرمایه گذاری در استان، صنعت گردشگری، تعطیلی واحدهای صنعتی و بیکاری و اشتغال را بررسی کرده ایم.

ضعف فرهنگ کار و تلاش، سوء مدیریت و محدودیت نگاه کارگزاران به ویژه بانکها، مشکلات زیرساختی، پایین بودن امنیت سرمایه گذاری در استان و پایین بودن قدرت چانه زنی سیاستگذاران و نمایندگان استانی از جمله چالش های سرمایه گذاری در استان لرستان هستند.

برای رفع این مشکلات می توان به راهکارهایی نظیر تجمیع سرمایه های سرگردان در استان، تسهیل شرایط اعطای تسهیلات، تقویت شرکت های هولدینگ و ایجاد شرکت های مشاوره ای قوی و کارا و توجه به فضای کسب و کار از منظر منطقه ای و ملی اشاره نمود.

یکی از معضلات این استان در زمینه گردشگری آنست که استان لرستان بیشتر به عنوان یک معبر گردشگری مطرح بوده و ما باید با سیاستگزاری های منسجم تلاش کنیم آن را به یک مقصد گردشگری تبدیل کنیم.

معضل دیگر، تعطیلی یا نیمه تعطیلی وسیع واحدهای تولیدی در استان بوده است. بانک ها و شرایط نامناسب تسهیلات اعطایی به این واحدها و جریمه های سنگین دیرکرد از عوامل مهم تعطیلی و ورشکستگی این واحدها بوده است. عدم توجه به مزیت نسبی برای ایجاد برخی صنایع در استان نیز عامل مهم دیگری در عدم موفقیت این صنایع بوده است.

در مورد مشکل اشتغال و بیکاری به عواملی نظیر نبود تناسب بین نیازهای بازار کار و رشته های دانشگاهی در استان، کمبود روحیه و فرهنگ کار و کارآفرینی در استان و عدم گرایش فارغ التحصیلان دانشگاهی به سمت مشاغل خصوصی را نام برد.

محمد جعفری (معاونت پشتیبانی دانشگاه لرستان)

امیدوارم از فرصتی که افزایش نرخ ارز در استان پدید می آورد بتوانیم استفاده کنیم. افزایش نرخ ارز به عنوان مثال می تواند باعث افزایش گردشگری شود که با توجه به پتانسیل های بالای استان در این زمینه می تواند باعث رونق اقتصادی استان شود.

استان لرستان در زمینه کشاورزی و دامپروری دارای مزیت نسبی و ظرفیت های خوبی است. به علاوه با توجه به معادن سنگ متعدد در این زمینه هم پتانسیل بالایی برای توسعه دارد.

نگرانی اصلی آنست که متاسفانه هنوز هم اکثر صنایع کشور دولتی هستند و چون دولتی هستند نگاه رقابتی نخواهند داشت و همین امر منجر به ورشکستی آنها و افزایش نرخ بیکاری می شود.

متاسفانه دولت پذیرای بخش خصوصی نیست و صنایعی که به ظاهر خصوصی شده اند هم در واقع به زیر
مجموعه های دولت واگذار شده اند.

محمد علیزاده (استاد اقتصاد دانشگاه)

اصول 24 گانه اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده و کسی با این اصول مشکلی ندارد. مشکل ما مشکل عدم تعادل و سوء مدیریت است.

تعادل در همه جا به هم خورده، آمار قابل اعتمادی هم نداریم و این مساله باید در سطح کلان حل شود. به عنوان مثال ما در لرستان 470 شعبه بانک داریم یعنی به ازای هر 3000 نفر یک شعبه.

مساله سوء مدیریت عامل اصلی مشکلات اقتصادی است. ما یک خط قانون برای شرایط انتخاب یک مدیر نداریم.

مساله دیگر مساله تمرکز زدایی از دولت و خصوصی سازی است که متاسفانه در همه استان ها با نسخه واحد اجرا شده در حالی که هر استانی مسائل خودش را دارد.

بهرام دلفان (استاد دانشگاه و مدیر یک شرکت دانش بنیان)

از مدرسه گرفته تا دانشگاه و تا مقررات همه نیاز به اصلاح دارند. فارغ التصیل حسابداری دانشگاه را من باید مجدداً آموزش بدهم تا بتواند در شرکت من حسابداری انجام دهد! با وجود ده ها کارخانه داروسازی در کشور، دانشگاه ما تکنسین داروساز ی تربیت نمی کند و من باید خودم نیروهایم را آموزش بدهیم.

مساله اصلی دیگر مشکل مدیرانند که نمی شود به آن ها دسترسی داشت و وقتی طرح یا پیشنهادی هم می دهی نمی پذیرند.

علی کردی (رئیس کانون تشکل های اقتصادی لرستان)

از نظر فرصت ها باید گفت لرستان یک گنج است و آنچه را که لازم بوده خداوند به ما داده است.

اما بزرگترین تهدید ما فضای کسب و کار است. مشکل ما در واقع مشکل بی برنامگی و برنامه های غلط است.

من بر خلاف نظر دوستان با افزایش نرخ ارز مخالفم چون در دوره قبل هم این مساله به ما لطمه شدیدی وارد کرد و به یکباره ثروت ما را به یک سوم تقلیل دارد. به نظر من بهترین راهکار ثبات شرایط اقتصادی و سیاسی است که
می تواند همه چیز را به حالت اول برگرداند.

نظام بانکی ما مشکلات اساسی دارد و در هیچ جای دنیا با چنین نظام بانکی نمی شود کار کرد.

ما هرگز برنامه ای مدون و درست در استان نداشته ایم. آن چیزی هم که به عنوان سند اشتغال استان تهیه شد اشتباه بود. اولویت اول استان ما باید گردشگری باشد.

قوه مقننه ما مشکل دارد و قوانینی که برای توسعه اقتصادی نوشته می شود کارشناسی شده نیست. قانون کار ما را بیچاره کرده است. الان بیش از 70 در صد واحدهای تولیدی ما یا تعطیلند یا مشکل دارند.

پیشنهاد بنده آنست که دولت آن 30 درصدی را که قرار بود از محل هدفمندی یارانه ها به تولید کنندگان پرداخت کند و نکرد بیاید در مقابل آن، بدهی تولید کنندگان به بانک ها را صاف کند تا این واحدها بتوانند دوباره سرپا بایستند.

عزت الله چنگایی (روزنامه نگار)

دانشگاه و مدیران اجرایی باید متصل شوند.

ما باید روی بخش هایی که استان دارای مزیت است سرمایه گذاری کنیم و مدیران باید زیر ساخت های لازم برای این بخش ها را فراهم کنند.

دانشگاه هم در مقابل باید در جهت پرورش نیروی انسانی لازم برای این تولیدات و ایجاد رشته هایی که بهره وری داشته باشند کار کنند.

مساله دیگر آنکه صدور نسخه های یکسان برای کل کشور غلط است. باید در مورد تصمیماتی که برای استان گرفته می شود با دانشگاهیان و نخبگان استانی مشورت شود و از نظرات آنها استفاده شود.

امیر اکباتانی (هیات علمی دانشگاه لرستان)

متاسفانه دانشگاه اختیار لازم برای تربیت نیروی انسانی مفید برای جامعه را ندارد چون دولتی است و مقررات آن توسط دولت تعیین می شود. در واقع دانشگاهی می تواند نیاز جامعه را برطرف کند که توسط صنعت تاسیس شود.

پنجاه سال است که اقتصاد ما با حمایت مستقیم دولت اداره شده است و تمام قوانین آن نیز بر همین مبنا تدوین شده اند. بنابر این تبدیل اقتصاد ایران به یک اقتصاد آزاد یک شبه و در یک مدت کوتاه امکانپذیر نیست. ما هنوز برای بسیاری از مسائل اقتصادی جدید مانند تجارت الکترونیک اساساً قانون نداریم.

محمد حسین ادیب (بخش دوم)

شاه بیت کلام بنده این است که در سال 1380 دولت یک ریال هم به صندوق های بازنشستگی کمک نمی کرد ولی الان 83 درصد از درآمد های نفتی به صندوق بازنشستگی تعلق می گیرد. و این دولت دیگر دولت قبل نیست. چون تا قبل از سال 1380 این بودجه برای صندوق بازنشستگی نمی رفت و از آن به بعد این بودجه تزریق شد و به تدریج اضافه شد تا الان که به 83 درصد رسیده است. بنابراین دیگر این دولت نقش محوری در اقتصاد ندارد. این دولت هر کاری هم که بخواهد بکند در خوشبینانه ترین حالت این است که سال آینده هیچ بودجه ای به صندوق بازنشستگی ندهد. همچنین 16 تا صندوق بازنشستگی دیگر هم ورشکسته هستند و به زودی بار مالی آنها نیز به دوش دولت خواهد افتاد. پس در پاسخ این سوال که این دولت می خواهد چکار کند؟ باید گفت دولتی که تامین بودجه را با مالیات می خواهد انجام دهد، چون ظرفیت مالیاتی محدود است خیلی قدرت مانور ندارد. و همچنین فقط باید روی مالیات کسانی که در تور گیر افتاده اند حساب کرد، پس دولت قدرت چندانی ندارد. بنابراین خانم ها و آقایان من باید اعتراف کنم که این دولت دیگر قادر به حل مشکلات نیست و مردم باید روی پای خودشان بایستند. خانم ها و آقایان، ما تا الان مهمان پول نفت بودیم و دیگر مهمانی تمام شد پس روی پای خودتان بایستید. این رمز توسعه است.

از من پرسیدید که رکود در استان کی تمام می شود باید بگویم که هر زمانی که این تفکر قیم محور که یکی به نام دولت بیاید مشکلاتتان را حل کند در استانتان از بین رفت آنوقت ما وارد فاز اولیه پیش رونق می شویم.

اما حرف دیگری که می خواهم بزنم، نه به عنوان یک معلم دانشگاه که فقط پشت میز دانشگاه حرف می زند، بلکه به عنوان کسی که هفته ای دو یا سه شرکت سر می زند و از کف بازار خبر دارد، می خواهم بگویم در حال حاضر 20 درصد فعالین اقتصادی با رشد چشمگیر بهره وری در هر بخش 80 درصد دیگر را غیر فعال کرده اند. این آمار همین الان و با همین محدودیت هاست. بنده به شما عرض می کنم که در تهران 80 درصد کسانی که صبح به مغازه هایشان می روند فروش جدی ندارند. بازار دست این 20 درصد است. این 20 درصد هم با رشد چشمگیر بهره وری بازار را قبضه کرده اند. 80 درصد از خانه بیرون می رود برای اینکه کار دیگری بلد نیست. از خانه بیرون می رود به خاطر اینکه نمی خواهد جلوی خانمش بگوید بیکار شدم. از خانه می رود بیرون برای اینکه فکر می کند تورمی اتفاق می افتد. من اینجا آمده بودم و انتظار داشتم بپرسید آقا این 20 درصد چکار می کنند؟ من راجع به این ها بهتر اطلاعات دارم. آنهایی که الان در بازار موفق هستند چکار می کنند. رمز موفقیت آن 20 درصدی ها چه هست؟ باید عرض کنم که آن 20 درصدی ها اول مزیت قیمتی دارند. مزیت قیمتی یعنی در هر رشته ای 20 درصد از فعالین اقتصادی قیمت کالایی که با کیفیت مناسب و بهتر ارائه می دهند از بقیه کمتر است. یک مثال بزنم، هفته گذشته بنده برای یکی از اقوامم رفتیم که یک کار چوبی بخریم در شمال تهران 2 میلیون تومان. عین همان کار را در جنوبی ترین نقطه تهران یعنی کهریزک با 800 هزار تومان خریدیم.

باید عرض کنم که یک اتفاقی که در حال رخ دادن است، در تهران و ایران 80 درصد دارایی هر شخص ملک است. هفته گذشته پیش یک تاجر بزرگ تهران رفتم و پرسیدم چقدر ثروت داری؟ گفت 100 میلیارد تومان که 80 میلیارد تومان آن ملک است. در شهریور امسال 50 هزار خانه به فروش رسیده است و همچنین به 55 هزار واحد نوساز انشعاب برق اختصاص داده شده است. این یعنی اینکه 5 هزار خانه از آنها به فروش نرسیده است. این در حالی است که ما در کشور 26 میلیون مسکن داریم و اگر فرض کنیم که 50 هزار مسکن فروخته شده از واحد های نوساز بوده باشد بدین معنی خواهد بود که درصد فروش باقی مسکن ها صفر بوده است. 80 درصد دارایی مردم ایران اگر سپرده های بانکی را در نظر نگیریم، اموال غیر منقول و ملک است. این اموال غیر منقول در شهریور هیچگونه فروشی نداشته اند. یعنی اگر این تاجر تهرانی یکی از آنها باشد حتی یک درصد از املاکش هم به فروش نرفته است و این فاجعه است.

قیمت مسکن بسیار بیشتر از قدرت خرید قشر متوسط و ضعیف رشد کرده است و عملا معاملات آن متوقف شده است. این دو راه حل بیشتر ندارد: یا باید قدرت خرید را بالا ببریم و یا باید قیمت املاک را کاهش دهیم. بنابر این معاملات راکد شده است. چون در اصطلاح اقتصاد چسبندگی ایجاد شده است. چسبندگی یعنی یک جایی که واقعیت می طلبد قیمت کالایی پایین بیایید ولی اقتصاد مقاومت می کند. آقایان و خانم ها ما در اقتصاد یک الگویی داریم که می گوید هر وقت در اقتصاد چسبندگی ایجاد شد و حباب ایجاد شد راه حل آن افزایش نرخ بهره است. یعنی اگر نرخ بهره 3 درصد بیشتر از نرخ تورم باشد این حباب شکسته خواهد شد. الان در بسیاری از موارد نرخ بهره در هر بخش بالغ بر ده درصد بیش از نرخ تورم در همان بخش است. در اقتصاد هر گاه چسبندگی وجود دارد، نرخ بهره را بالا ببرید، اقتصاد خودش مقاومتش را از دست می دهد. آخرین تحلیل رئیس بانک مرکزی این بود که
می گفت همین نرخ سود بانکی خوب است. چون اگر سود بانکی کم شود باید نرخ بهره نیز کم شود. ولی آنها می خواهند که با بالا بودن نرخ بهره این مقاومت اقتصاد شکسته شود.

بنده صراحتاً اعلام می کنم که 70 درصد مغازه های تهران ورشکسته شده اند و این به خاطر این است که مغازه ها اجاره ای هستند و این چسبندگی ایجاد کرده است. چون مغازه دارها نمی توانند قیمت اجاره را به نسبت افزایش قیمت کالا اضافه کنند و آن را از مشتری بگیرند. حال علت اینکه اجاره بالاست این است که ما 18 میلیون جوان تحصیلکرده بیکار داریم که بعد از چند سال که در جستجوی شغل ناکام می مانند با وساطت مادر و حمایت پدر تصمیم می گیرند که مغازه بزنند. و این در حالی است که صاحب قبلی آن مغازه که قادر به پرداخت اجاره سنگین مغازه نبود و آن را تعطیل کرد حال همان مغازه خواستگاه صد ها جوان بیکار است. این در حالی است که قیمت کالا ها با اجاره بها هیچگونه تطابقی ندارد. همین چسبندگی باعث شده است که قیمت زمین از سال 1363 تا کنون در تهران هزار برابر بشود. قیمت زمین 1000 برابر شده در حالی که قدرت خرید قشر متوسط چنین نشده است. پس باید قیمت زمین به قدری پایین بیاید تا با قدر ت خرید قشر متوسط تطابق داشته باشد. پس برای اینکه اقتصاد رو به رشد باشد باید اول این حباب ها شکسته شود.

اولین حباب اقتصاد ایران روی حباب غول پیکر سود سپرده نشسته است. بنده به عنوان کارشناس بانکی می گویم سودی که از سال 1392 تا کنون به سپرده اخنصاص داده شده در اقتصاد تولید نشده است. از سال 1392 تا الان ده تا موسسه بانکی ورشکسته شده اند و به جای این که ورشکستگی را بپذیرند، سود سپرده ها را بالا برده اند تا منابع مالی بانک های دیگر را به سمت خود جذب کنند. و این چیزی بیش از این نیست که ورشکستگی آنها به بعد موکول شود. بقیه بانک ها هم مجبورند از آنها تبعیت کنند. چون در غیر این صورت اگر سود سپرده هایشان را بالا نبرند نمی توانند منابع مالی را جذب کنند. یعنی ده تا موسسه ورشکسته باعث این مشکل اقتصادی شده اند. الان سود سپرده به همه علامت می دهد که به جای سرمایه گذاری و کاسبی، پول خود را در این موسسه ها بگذارند. این سود که موسسه های ورشکسته که رهبر همه بانک ها شده اند پرداخت می کنند، در اقتصاد تولید نشده و خانم ها و آقایان اقتصاد این سود را پس خواهد گرفت. اقتصاد این سودی را که در ابتدای 1392 نباید داده می شد و داده شد را پس خواهد گرفت.

در آینده حباب ها شکسته می شوند و اقتصاد حباب زدایی می شود. در اقتصاد حبابی تهران حرف اول را می زند. ولی حباب ها که شکسته شود، قطعاً بدانید که برنده اش لرستان است. از سال 1381 تا 1391 قیمت ها در ایران 5/4 برابر شد. استراتژی آن دولت افزایش تورم بود. ولی در دولت جدید هدف کاهش تورم و آوردن سرمایه خارجی است. الان می گویند که با پس انداز های دولت نمی شود که برای 18 میلیون بیکار شغل ایجاد کرد و باید سرمایه خارجی جذب کنیم. سرمایه خارجی که بخواهد بیاید اول به رتبه اعتباری کشور نگاه میکند. می دانید یک سری موسسه در دنیا هستند که رتبه اعتباری کشور ها را تخمین می زنند. رتبه اعتباری ما الان پر ریسک است و اگر بخواهیم سرمایه خارجی بیاید باید رتبه مان را کم ریسک کنیم. خب حالا ما می رویم پیش همان موسسه ها و می گوییم برای رتبه کم ریسک باید چکار کنیم؟ می گویند اول بروید تورم را به 3 درصد کاهش دهید بعد بیایید تا تقاضایتان را بررسی کنیم. آقای دکتر طیب نیا نامه داده اند که تحریم تمام شد، حالا باید رتبه مان را کم ریسک اعلام کنید. بزرگترین مقام آنها پاسخ داده اند که خیر، اول تورم تان را به 3 درصد برسانید تا تقاضایتان را بررسی کنیم. الان تورم در ایران 5/6 درصد است. یعنی اول باید تورم را به 3 درصد برسانیم تا رتبه ما در دنیا کم ریسک ارزیابی شود. البته فقط با این کار کم ریسک نمی شود. این تازه مقدمه کم ریسک شدن است. آینده کشور به جذب سرمایه خارجی وابسته است و آن هم مستلزم کاهش نرخ تورم است. تورم از دید بنده یعنی مالیات اغنیاء از فقرا. در تورم پولدار، پولدارتر می شود و فقیر هم، فقیر تر می شود. بنابراین وقتی در کشور تورم از 40 درصد به 6 درصد رسیده است، این چیز بدی نیست. ما برای اینکه کشورمان از وضع موجود نجات پیدا کند، باید تورم را به حول و حوش 3 درصد ببریم. خب به 3 درصد که رسیدیم نکته بعدی این است که باید نسبت کفایت از سرمایه بانک ها هم 13 درصد باشد. نسبت کفایت از سرمایه یعنی اینکه یک بانک اگر 100 میلیون تومان سپرده گرفته باید 13 میلیون تومان سرمایه داشته باشد. نسبت کفایت از سرمایه بانک های ما الان 4 درصد است. یعنی بانک های ما حق نداشته اند چنین سپرده ای را دریافت کنند. بانک های ما باید فقط 400 هزار میلیارد تومان دریافت می کردند نه هزار هزار میلیارد تومان. پس بنایراین اگر می خواهید که سرمایه خارجی بیاید، راه حل آن این است که باید نسبت کفایت از سرمایه بانک های ما اصلاح شود. نسبت کفایت از سرمایه ما الان 4 درصد است که البته اگر با استاندارد های جهانی حساب کنیم، 1 درصد است. اگر سرمایه خارجی می خواهیم باید بانک های ما درست شود.

خلاصه عرض بنده این است که آینده استان شما در 3 تا اتفاق بیرون استان و 4 تا اتفاق داخل استان است. از 3 تا اتفاق بیرون استان یکی نوسازی صنایع است یعنی باید محصولاتمان را با تکنولوژی موج سوم و چهارم تولید کنیم. دوم نوسازی بانک ها و سوم سرمایه خارجی است. اگر در اقتصاد ایران تمرکز کنیم اولین چیزی که اتفاق
می افتد این است که این 10 تا بانک ورشکسته می شوند و به محض اینکه ورشکسته شدند، بی اعتمادی نسبت به نظام بانکی ایجاد می شود و مردم پول را به سمت خرید ارز می کشانند. چه محمد حسین ادیب بگوید و چه نگوید، ارز خود به خود گران خواهد شد. وقتی مردم ببینند که 300 هزار میلیارد تومان از پول آنها در این موسسه ها موجود نیست، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم پول مردم به سمت ارز می رود. یعنی بازار ممکن است دچار گران نمایی شود. البته ارز گران شود بهتر است، چون تولید داخلی بیشتر می شود. دولت 13 هزار دلار از فروش نفت کسب می کند در حالی که فقط 8 هزار دلار آن را پارسال مسافران ایرانی از کشور خارج کرده اند. اگر به بنده بگویید همه سوادت را در یک جمله خلاصه کن باید بگویم یک پیتزا فروش تهرانی می تواند بچه اش را برای تفریح و تحصیل به انگلستان بفرستد در حالی که یک پیتزا فروش آمریکایی هرگز قادر به چنین کاری نخواهد بود. این به خاطر این است که نرخ ارز غلط است. به همین دلیل یک پیتزا فروش می تواند بچه اش را به خارج بفرستد. نرخ دلار غلط است. مردم به سمت خرید ارز هجوم بیاورند بهتر از این است که 8 هزار دلار را در آنتالیا خرج کنند. اگر دلار بشود 7 هزار تومان، دیگر جاذبه های توریستی داخلی جذاب می شوند و کسی جرات نمی کند به آنتالیا برود. وضعیتی در کشور ایجاد شده که مردم 8 هزار دلار را می برند خارج برای اینکه از آنجا یک کالا وارد کنند. چون در داخل آن کالا را گران می فروشند. البته مردم رفتار اقتصادی دارند. شخص به خارج می رود و کالا را به نصف قیمت می خرد. اگر دلار گران شود این 8 هزار دلار به 2 هزار دلار کاهش پیدا خواهد کرد. آنگاه پولی که به خارج می رفت اکنون به گونه هایی در داخل اقتصاد را احیا می کند. یعنی اقتصاد دیگر مدیریت پذیر نیست و دارد در مسیر درست حرکت می کند. به نظر بنده گرانی گوشت کار درستی بود. تا کی بروید گوشت مفت از خارج وارد کنید و دامدار ما را به زمین بزنید.

نظرمن در مورد آینده مسکن این است که مثلا شما الان یک خانه 300 میلیون تومانی را در ستار خان تهران
می خرید و از اجاره دادن آن ماهی 1 میلیون تومان نصیب شما خواهد شد در حالی که شما اگر همان 300 میلیون را در بانک سرمایه گذاری کنید در ماه 5 میلیون تومان سود دریافت می کنید. پس تا زمانی که سود سپرده اینگونه باشد مطمئن باشید که مسکن در این کشور راه نمی افتد.

در پایان پیش بینی می کنم که لرستان در چهار بخش پیشرفت خواهد کرد:

1. کشاورزی

2.دامپروری

3. گردشگری

4. معادن سنگ

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.